کتاب فوق نوشته ای ز عبدالحی حبیبی درباره نخستین جنبش آزادیخواهی روشنفکران در تاریخ معاصر افغانستان است با توجه به اینکه نویسنده خود شاهد برخی رویدادهای دوره دوم مشروطیت بود، این کتاب اهمیت بسیاری دارد.
این مقاله با عنوان فرعى «آیا این دست پخت سیاسى فلاسفه غرب با روح ملى ایران هماهنگى دارد؟» به چاپ رسیده است. نویسنده معتقد است که جامعه براى رسیدن به دموکراسى باید از دوره دیکتاتورى ملى (در پرتو مکتب ولونتاریسم) عبور کند. ازاینرو، منبع نظم اجتماعى در ایران کنونى، نه پارلمان است و نه قانون، بلکه سنتى است که در اراده روحانیت متبلور است که بهترین گواه آن شوراى نگهبان است.
کتاب خلیج فارس و ممالک همجوار از کتاب هایی است که در سال های اخیر درباره خلیج فارس نوشته شده است. این کتاب نوشته دکتر محمد باقر وثوقی است که انتشارات سمت آن را در سال 1384 چاپ کرده است. مؤلف این کتاب، درباره خلیج فارس و قسمت های جنوبی ایران آثار ارزنده دیگری نیز دارد که برخی از آنها عبارت اند از: تحولات سیاسی صفحات جنوبی ایران، تاریخ مهاجرت اقوام در خلیج فارس (ملوک هرموز)، تاریخ مفصل لارستان و لارستان و جنبش مشروطیت، خنج گذرگاه لارستان، بیرم دارالاولیای لارستان، لار شهری به رنگ خاک و ...بیشتر آثار دکتر وثوقی، درباره مسائل خلیج فارس در دوره اسلامی به ویژه دوره صفویان و پس از آن است. کتاب تاریخ خلیج فارس و ممالک همجوار با نخستین تمدن ها در خلیج فارس آغاز می شود و تا وقایع سال های اخیر ادامه می یابد. نویسنده با گزینش مطالب به صورت بسیار دقیق و منظم، تحولات این منطقه مهم و حساس را در طول تاریخ بیان می کند. او در این کتاب، خلیج فارس را مانند آیینه ا ی شفاف دانسته است؛ همان گونه که حوادث و وقایع جهانی در آن مؤثر بوده اند، خلیج فارس نیز نقش مهمی در این حوادث برعهده داشته است.
هر کشوری سیاست خارجی خود را مطابق با توانایی ها و ظرفیت های موجود و در راستای نیل به منافع ملی تنظیم و اجرا می کند. در این میان ممکن است سیاست خارجی یک کشور متأثر و پیرو یک قدرت خارجی هم باشد. با مطالعه تاریخ سیاست خارجی ایران، فراز و نشیب های فراوانی را می توان مشاهده کرد. دوره بعد از کودتای 28 مرداد 1332 از مقاطع مهم تاریخی در سیاست خارجی ایران می باشد که در آن سیاست خارجی در چرخشی کامل از موازنه منفی به سوی وابستگی و تحت الحمایگی رفت و باعث تمدید حضور بیگانگان در خاک ایران تا انقلاب 1357 گردید. نوشتار پیش رو به بررسی چگونگی این چرخش می پردازد و در پی آن است تا نشان دهد که چگونه قدرت های خارجی برای کسب منافع خود به دخالت در امور کشورهای دیگر می پردازند و در این راستا از همراهی و همکاری بعضی عوامل داخلی دست نشانده که نه در خدمت منافع کشور خود بلکه در خدمت اربابان خارجی خود هستند، هم سود می برند. در این مقاله با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و به صورت توصیفی بیان می دارد که وابستگی ایران به قدرت های خارجی در این مقطع زمانی از عوامل مؤثر نفرت مردم از قدرت های مداخله گر و عوامل داخلی آنها می باشد که در نهایت منجر به انقلاب اسلامی 1357 گردید.
"حقوق بشر یکی از مفاهیم درجه یک مطرح در روابط بینالملل است. این موضوع یکی از عوامل تأثیرگذار متعددی است که بر روابط بینالملل اثر ویژه خود را دارد. مقاله پیش روی با توجه به این واقعیت تلاش میکند تا با دوری از کند و کاو انتزاعی به تحلیل متنی هنجارهای حقوق بشر بپردازد. زیرا هنجارهای حقوق بشر با توجه به متن داخلی، متن اخلاقی و متن سیاسی در روابط بینالمللی جایگاه ویژهای مییابند. همین امر سببساز این پرسش پایهای میشود که آیا میتوان از حقوق بشر جهانی سخن گفت؟
نویسنده برای پاسخ به این پرسش، دو رهیافت کمینه و بیشینه به حقوق بشر و نظام بینالملل را مورد بررسی قرار میدهد. آنگاه نسبیگرایی اخلاقی و فرهنگی و جهانشمولی حقوق بشر در نظام بینالملل مورد بررسی قرار میگیرند. تجربه عملکرد بازیگران بینالمللی نشان میدهد که به رغم ماهیت، اصول و عملکرد هنجارهای حقوق بشر، آنها به بهرهبرداری ابزاری از حقوق بشر پرداختهاند. اگرچه به دلیل تمایزات فرهنگی و منافع، نگاه استراتژیک به حقوق بشر غیرقابل انکار است، اما همچنان دیده میشود که کشورهای غربی به رهبری آمریکا به استفاده گزینشی از هنجارهای حقوق بشر برای تقویت موقعیت جهانی خود دست میزنند و کشورهای غیرغربی در چالش با آن هستند.
"
اجازه بدهیم با چند تمهید نظری کوتاه وارد بحث شویم: اول) تاریخ روایتی مستمر و بلاانقطاع از تولد و حیات بی ممات یک قدرت مطلقه نیست. هر قدرتی با مقاومت قرین است، به بیان دیگر، هر قدرتی اپوزسیون ساز است. وجود همین مقاومت است که از انسداد کامل قدرت جلوگیری می کند.
مطالعه رابطه اخلاق و سیاست و ایجاد یک نوع تعامل میان نظریه اخلاقی و نظریه سیاسی، یکی از مسائل مهم علمی در حوزه فلسفه سیاسی است. خواجه نصیرالدین طوسی و نیکولو ماکیاولی ازجمله فیلسوفان و مردان سیاسی هستند که در دو سنت فکری متفاوت (اسلام و غرب)، در مطالعات فلسفی و سیاسی خود به جرح و تعدیل رابطه اخلاق و سیاست پرداخته اند. این مقاله صرف نظر از تفاوتهای ضروری و خاص دو سنت فکری، با توجه به مشترکات عمومی و مبتنی بر مسائل مشترک اجتماعی- سیاسی، ضمن تحلیل روزگار پرآشوب و نابسامانِِ هر دو متفکر و مقایسه نظریات اخلاقی و سیاسی آنها، بر آن است تا نشان دهد که چرا و چگونه خواجه نصیر و ماکیاولی نظریه خود را با غایاتی متفاوت، یکی آرمان گرایانه، معطوف به جامعه اسلامی و فرا این جهانی، و دیگری واقع گرایانه، معطوف به ایتالیای زمان خود و این جهانی ارائه می دهد. افزون براین، در این مقاله تلاش شده است با الهام از رویکرد کلان اسپریگنز و هرمنوتیک متن، در فهم منطق درونیِ نظریه های سیاسی، ضمن کالبد شکافی آراء اخلاقی و سیاسی هر یک از دو متفکر اسلام و غرب، از طریق تحلیل مبانی اخلاقی و سیاسی هر یک نشان داده شود که چرا و چگونه راهبرد سیاسی این دو متفکر، علیرغم اعتقاد به اخلاق دو سطحی و نقطه عزیمت واحد، به غایاتی متفاوت در رهیافت رابطه اخلاق و سیاست، رسیده است.
رابطه فرمانروایان مغول ایران با مغرب زمین را از این نظر بررسی می کنیم که علل مذهبی ،مهم ترین دلیل پدید آمدن این رابطه بوده است .ایلخانان ،مسیحیان ساکن قلمرو خود را چندین بار از آسیب حوادث در امانت داشتند و این امکان را به وجود آوردند که اروپاییها برای تبلیغ دین مسیح به قلمرو آنان مسافرت کنند و مدتی طولانی در آن دیار به سر برند. از دیدگاه کشورهای مغرب زمین ،مسائل مذهبی زمینه ساز روابط سیاسی میان شرق و غرب بوده است . از سوی دیگر ایلخانان و پادشاهان مغرب زمین می کوشیدند در برابر مصر ،خان دشت قبچاق ، فرمانروای ماوراء النهر ، فرمانروای کاتالونی با یکدیگر متحد شوند، اما این همکاری سیاسی هرگز به معنای واقعی تحقق نیافت.
یکی از هدفهای متعالی بشر که مصلحان اجتماعی همواره درصدد تحقق آن بودهاند، عدالت اجتماعی است. ازاینرو، اهلبیت (ع) بهعنوان مصلحان الهی به این اصل فطری توجه کرده و به تبیین آن پرداختهاند. حقیقت عدالت اجتماعی، و ارکان آن (حکومت، حاکم، خواص و...) و نیز آثار و نتایج عدالت اجتماعی از نگاه روایات، مسائلی است که این نوشتار به بررسی آن پرداخته است.
ژنوم ژئوپلیتیک، نقشهی جغرافیایی ژنتیک سیاست برخاسته از جغرافیای یک کشور است که سیاست خارجی آن کشور را تحت تأثیر قرارمی دهد. ایران با دارابودن 15 کشور همسایه و به عنوان یکی از مناطق ژئواستراتژیک جهان، موقعیت برجسته ای دارد. شناخت دیدگاه های ژئوپلیتیک نشأت گرفته از ژنومهای ژئوپلیتیک همسایگان و شناسایی کدهای ژئوپلیتیکِ کشورهای هدف، می تواند نقش مؤثری در اتخاذ سیاست خارجی همراستا با وزن ژئوپلیتیک ایران ایفا نماید. شناسایی ژنوم های ژئوپلیتیک پاکستان برای جهتشناسی به سیاست خارجی ایران، امری ضروری است. نگارندگان، کوشش نموده اند تقابل کد/ ژنوم های ژئوپلیتیک پاکستان و ایران را تحلیل نمایند.
مهمترین چالش چند سال گذشته کشورمان ، گفتمان پرونده هسته ای است و اصلی ترین قدرتی که در پی مدیریت این بحران است اتحادیه اروپا است . اروپا که پس از هجوم یکجانبه آمریکا به عراق نفوذ گذشته خود در منطقه خاورمیانه را بیش از پیش از دست داده است در تلاش است تا با حل دیپلماتیک بحران هسته ای ایران افزون بر نگهداری یک شریک با ثبات و با نفوذ در منطقه ، به اثبات نقش و توانایی خود در مدیریت و حل و فصل صلح آمیز بحرانهای بین المللی بپردازد . اما رفتار مایوس کننده اتحادیه اروپا در برابر بحران هسته ای ایران ، به روشنی گویای آن بوده که با وجود تلاشهای بسیاری که برای تقویت توان مدیریت بحران شده است ،