با استفاده از منابع مسیحى و تاریخى، به دست مىآید که حضرت عیسى علیهالسلام وجود تاریخى داشته و از طرف خداوند متعال براى هدایت قوم بنىاسرائیل فرستاده شده است؛ اما متأسفانه بنا به دلایلى همچون قدرتطلبى و غرایز شخصى و سیاسى عدهاى خاص، آموزههاى این رسول الهى، دچار تغییر و تحریف شد؛ آنکه بیشترین سهم را در این ماجرا داشت، کسى نبود جز پولس. او یهودىالاصلى بود که حتى خود حضرت را نیز ندیده، و به صورت حضورى چیزى را از این پیامبر الهى دریافت نکرده بود ولى مدّعى بود که حضرت عیسى علیهالسلام را پس از به صلیب کشیده شدن دیده، و آن حضرت به او مأموریت داده است. از اینرو، آموزههاى او بیش از هر کسى ـ حتى بیش از خود مسیح علیهالسلام ـ در عهد جدید موجود مىباشد و ریشه بیشتر اعتقادات اصلى مسیحیت مثل تثلیث، تجسّم، کلیسا و... به این شخص برمىگردد. بنابراین، این اعتقادات مسیحیت است که در طى تاریخ و ادوار زمان به وجود آمده است؛ برخلاف عیسى علیهالسلام که پیامبرى از سوى خداوند، براى راهنمایى و هدایت قوم بنىاسرائیل بوده است.
پرسش از منشأ حیات، از مباحث جدى عرصههاى مختلف اندیشه است. در مورد منشأ حیات آراء مختلفى مطرح شده است. در این نوشتار، ضمن بررسى آراء پیرامون منشأ حیات، نظریه تکامل انواع داروین و اتباع وى به چالش کشیده شده و نشان داده مىشود که این نظریه به جاى پاسخگویى به پرسش از منشأ حیات، به فرایند تکامل پرداخته است. این نظریه نه تنها در تبیین منشأ حیات، بلکه در توضیح فرایند پیدایش «انواع» نیز ناکام است و در آن از موضع یک دانشمند تجربى، اظهارنظرى فیلسوفانه مىشود. در ادامه مقاله، ضمن تبیین مهندسى آفرینش، اهمّ آراء موافقان و مخالفان نظریه تکامل انواع در بین اندیشمندان اسلامى و نیز نگاه قرآن کریم مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.