برطبق سنت باطنی اسلام، اسماء و صفات خداوند به آشکارترین صورت به واسطه انسان کامل ظهور مییابند و خداوند از طریق انسان کامل، امور معنوی بشر را به دست میگیرد. این مقاله چگونگی ظهور معنای انسان کامل در تشیع (با مفهوم امام) و در تصوف (با مفهوم قطب) را مورد بررسی قرار میدهد. در ادامه این تحقیق، این دو اصطلاح (قطب و امام) با هم مقایسه شده اند و برای روشن تر شدن مفهوم ( Axis Mundi) محور عالم، درباره نقش حضرت مسیح (ع) در مسیحیت سخن به میان آمده است. ما به دقت در مأموریت و شرح حال و گفتار ائمه شیعه( علیهم السلام) و اقطاب در تصوف تأمل خواهیمکرد و چگونگی پیوند این دو سرچشمه معنویت اسلامی را بررسی خواهیم کرد. همانطور که عارف شیعی، سید حیدر آملی گفته است "" این دو دارای یک معنا هستند و بر یک نفر دلالت میکنند"".
یکی از مباحثی که در علم اصول فقه شیعی به نحو تطبیقی ومقایسه ای مورد بحث قرار گرفته مبحث "" تخطئه وتصویب"" است .فقهای شیعی امامی دراین مسأله با مکاتب اهل سنت به گفتگو نشسته وبه گونه ای موضع گیری کرده اند که از مختصات ومنفردات طرفین شده است. اشعریان ودسته قلیلی از معتزله می گفتند خدواند در عالم واقع حکمی ندارد بلکه حکم خدا همان است که آراء صاحب نظران بر آن مستقر می گردد. بنابراین هیچ گاه مجتهدان خطا نمی کنند .این نظریه را تصویب و پیروان آن را ""مصوِّبه"" می نامند. صاحبان نظریه مقابل می گویند خداوند احکامی در واقع دارد و مجتهدان ممکن است به آنها برسند وممکن است خطا کنند، پیروان این نظریه را ""مخطِّئه"" می گویند.
غزالی از نامداران مکتب اشعری وطرفدار سرسخت نظریه تصویب است. علی الظاهر قدمت این نزاع به قرون اولیه تاریخ تکوین فقه نمی رسد وبیشتر ناشی از گرم شدن بازار نظریه پردازان کلامی است، وبه طور کلی بیش ازآنکه موضوع از مباحث فقهی باشد، بعدکلامی دارد. اصولأ مدعا چه بوده است؟ و ریشه های نزاع چیست؟ و بالاخره دغدغه خاطر گروه های دنبال کننده مسأله چه می تواند باشد؟
این مقاله تحقیقی است در باب نقش خضر و مهدی(علیهما السّلام) در سنت اسلامی، با عنایت به جایگاه ایشان به عنوان رهبران معنوی و راویان معرفت الهی در تمهید شرایط آخر الزّمان. نگارنده در این مقاله از مفهوم ""مأموریت الیاسی"" که لئوشایا آن را مطرح کرده است، به عنوان یک اصل، استفاده میکند و مقالهٴ خود را با توضیح این مفهوم آغاز میکند. سپس فهم سنّتی از خضر و مهدی را مورد بررسی قرار میدهد. ضمن این تحلیل، نگارنده آیات و روایاتی را همراه با تفسیرهای شارحان سنتی و معاصر، با تأکید بر تشیّع و تصوّف ارائه میدهد.
موضوع ماده 630 قانون مجازات اسلامی، یکی از جرایم علیه حیثیت و کیان خانواده است. در این ماده قانونی، جواز اجرای مجازات بدون تشریفات شرعی و قانونی به شوهر داده و مقرر شده است که هر گاه مرد، همسرش را در حال زنا ببیند و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند او را به قتل برساند. این ماده قانونی انتقاد حقوقدانان را به دنبال داشته است.
موضوع مزبور با هدف دریافت راه کاری جدید در مقاله حاضر مورد پژوهش قرار گرفته و ادله فقهی که ماده قانونی مورد بحث بر اساس آن تدوین شده است، بازبینی، و مسائل مربوط به آن در مباحث حدود، دفاع مشروع و امر به معروف و نهی از منکر بیان شده است.
در پیگیری فقهی، این نتیجه به دست آمده که حکم مزبور، استثنایی است و با اصول کلی فقهی مربوط به این گونه موارد تعارض دارد. پس اگر مصلحت، لزوم بیان آن را به عنوان یک ماده قانونی در قانون مجازات اسلامی ایجاب کرده است، باید پیامدهای آن نیز که توسط فقیهان امامیه مطرح شده، ملاحظه و بیان گردد.
تعدد زوجات تحت تاثیر عوامل متعدد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همواره وجود داشته است. قرآن در بحث تعدد زوجات، درصدد نظم بخشیدن به برخی از این عوامل و محدود کردن توسعه بی رویه تعدد زوجات در جامعه اسلامی بوده است. محدودیت تعداد و شرایط خاصی مانند رعایت عدالت میان ایشان نشانگر این معناست. شان نزول آیات می نمایاند که عامل بسترساز تعدد زوجات عمدتاً رسیدگی به امور یتیمان و زنان بی سرپرست بوده است و الا در آیات نکاح، به وضوح می توان اصل تک همسری را استظهار نمود.
با دقت در سنت و روایات درمی یابیم که هر جا تعدد زوجات مجاز اعلام گردیده، توجه به فلسفه اصلی آن وجود داشته است. پس در پاسخ تمام اشکالاتی که بر تعدد زوجات در اسلام وارد می شود، می توان جواب های قانع کننده ای را بیان نمود و راهکارهای قانونی برای جلوگیری از سوء استفاده از این حکم اسلامی پیشنهاد کرد.
«معروف» وا ژه ای است برای معرفی کارهای نیک در قرآن کریم که هر گونه طاعتی را در برمی گیرد. عرف و معروف بیش از 40 بار در قرآن به کار رفته است و بیشتر شامل بخش های حقوقی قرآن می شود. بیش از پنجاه درصد از این موارد مربوط به حقوق زن در نظام خانواده است. مقاله حاضر با استفاده از معنی شناسی ساختگرا (روابط معنایی در سطح واژه) واژه معروف را مورد تحلیل قرار داده است. تقابل این واژه با واژه های «نکر»، «منکر» و «جهل» نشان می دهد که معروف و عرف در بیان قرآن کریم به معنای شناخته شده، نیکو و امر منطبق بر طبع، شرع و عرف خردمندانه عمل کردن است. موارد کاربرد این واژه در قرآن کریم همچنین نشان می دهد که در بعضی آیات، حقوق زنان در زندگی مشترک به صورت کلی و مطلق، با این واژه بیان شده و گاه تامین نیازهای اقتصادی و گاهی دیگر، نوع رفتار و معاشرت با زنان با این واژه تبیین گردیده است. قید «معروف» در آیات مذکور بیانگر آن است که کلیه حقوق زن در نظام خانواده باید مقبول طبع، عقل، شرع، عرف و فرهنگ جامعه باشد.
مثلث سیاست، پژوهش، و عملکرد حرفه ای، تقریباً در اکثر حوزه های فعالیت بشری وجود دارد. هرچه تعامل بین این سه ضلع بیشتر باشد، حوزة مورد نظر، رشد و تکامل بیشتری خواهد داشت و برعکس. تعامل بین این سه ضلع در حوزه هایی چون صنعت و اقتصاد، و بهداشت و درمان به طور نسبی بالا است.
اما این سه ضلع مثلث در حوزه های علوم انسانی، به ویژه در تعلیم و تربیت، استحکام لازم را ندارد. نظام آموزش و پرورش برای ارتقاء کمی و کیفی ارتباط و تعامل سه ضلع مذکور باید پژوهش را محور کار خود قرار دهد.
اقدام پژوهی، پژوهش هایی است که به وسیله معلمان یا مدیران سطوح پایین تر انجام میشود که هدف حل مشکلات و مسائل واقعی مربوط به فرایند یاددهی ـ یادگیری است. پژوهش سنجی به معنای سنجش کیفیت پژوهش هایی است که در یک زمینه خاص انجام گرفته اند و فراپژوهش به معنای تفسیر، نتیجه گیری و یافته های پژوهش هایی است که موضوع مشترکی را دنبال کرده اند. در نتیجة پژوهش سنجی و فراپژوهش، اطلاعات و داده هایی گردآوری میشود که باید بعد از خلاصه و سازماندهیشدن در اختیار کسانی قرار گیرد که میتواند برای آنها مفید و حتی حیاتی باشد.
در این مقال، پس از بیان معنای لغوی و اصطلاحی «اصل» تربیتی، مجموعه ای از مهم ترین اصول تعلیم و تربیت دینی را بررسی میکنیم. این اصول با بهره گیری از آیات قرآن کریم و روایات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) استخراج و کاوش میشوند.
اصول تربیتی استخراج شده و معرفیشده عبارت اند از: جوان گرایی، تفرد، تفاوت های اجتماعی، خانواده گرایی، فطرت گرایی و گزیده محوری. برخی از این اصول، مورد توجه عموم فیلسوفان و دانشمندان تعلیم و تربیت بوده اند. اما در اینجا با استفاده از آیات و روایات، با نگاهی جدید به آنها پرداخته و یا جزئیات بیشتری از آن بحث میشود. برخی دیگر نیز از ویژگیهای نظام تعلیم و تربیت اسلامی محسوب میشوند و به طور خاص مورد توجه فیلسوفان مسلمان هستند.
وقوع نقل به معنا1 در احادیث معصومین (ع) یکی از مباحثی است که در کتاب های حدیثی، فراوان در مورد آن سخن گفته شده است. بحث از نقل به معنا را باید از دوره قبل از تدوین و کتابت رسمی احادیث، در مجموعه هایی که تا امروز بر جای مانده است، بررسی کرد. آنچه در این نوشتار مورد مطالعه قرار می گیرد.آن است که اولاً: نقل به معنا یک گفتمان مقطعی بوده است؛ به عبارت دیگر راهکاری تجویزی بوده که در سده های نخست و در زمان خاصی اعمال می شده است. ثانیاً: در صورت کشف احادیث نقل به معنا شده و دستیابی به مضمون مشترک بین آنها، از تعداد بی رویه آنها در ساختار،کاسته خواهد شد. نتیجه این امر محسناتی از قبیل: درک و فهم احادیث مضطرب، کاهش سلسله اسناد و متن روایات، شناسایی احادیث موضوعه و 000 را در پی خواهد داشت. این گفتار به طور اجمال به بررسی این مسئله پرداخته است.
ابو محمد اسماعیل بن عبد الرحمن بن ابی کریمه از مفسرین امامیه و از اصحاب سه تن از ائمه اطهار؛ امام سجاد و امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام است. سُدی از جمله تابعین و تریبت شدگان مدرسه کوفه و از مفسرین و محدثین مشهور به شمار می رود. علاوه بر تفسیر و حدیث، عالم به علم قرائت و آشنا به وقایع حوادث تاریخی بوده است. او را در تفسیر می توان در ردیف مجاهد و قتاده برشمرد. در قرائت نیز صاحب نظر بوده است. ابن ابی داودگوید: «بعد از صحابه، کسی نسبت به قرائت، اعلم از ابی العالیه نیست، بعد از او سعید بن جبیر و بعد از او سُدی است». تنها اثر علمی یاد شده از سُدی کبیر «تفسیر» می-باشد که به صورت روایت در کتاب های تفسیری پراکنده است. سیوطی تفسیر او را بهترین تفسیر می شمارد.