صدرالمتألهین در آثار خود، تبیین هایی از آیة 51 سورة شوری ارائه کرده است. در این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی برآنیم که این دیدگاه ها را بیان و سازگاری یا ناسازگاری آنها را بررسی کنیم. با لحاظ جایگاه والای ملّاصدرا و از آنجا که دیدگاه وی دربارة آیة مزبور بررسی نشده است، این پژوهش ضرورت مییابد.
ملّاصدرا در بحث های مراتب کلام الهی و نیز راه های دستیابی بشر به حقایق و گونه های تعلیم الهی، به آیة پیش گفته استناد کرده و درصدد تطبیق آیه بر آنها بر آمده است. وی واژة «وحیاً» را در بحث های مذکور به ترتیب بر: امر ابداعی، وحی تشریعی و تعلیم بیواسطة الهی، عبارت «من وراء حجاب» را بر امر تکوینی، الهام به اولیا و تعلیم ملکی، و عبارت «یرسل رسولاً» را بر امر تشریعی، استدلال و تعلم، و تعلیم بشری تطبیق میکند. اصرار صدرا بر داخل ساختن تعلیم بشری در حوزة تکلیم الهی، دیدگاه دوم و سوم وی را با مشکل مواجه کرده است.
آیات17 تا 21 از سورة لیل، به ویژه آیة «سیجنبها الاتقی»، در نظر مفسران و متکلمان اهل سنت جایگاه ویژه ای دارد و یکی از مستندات مهم آنان در اثبات افضلیت و خلافت ابوبکر است؛ به گونه ای که گفته اند: «سورة واللیل سورة أبیبکر». اهل سنت برای اثبات مدعای خود به دو محور «روایات و اجماع» و «تحلیل درونی از آیات» استناد کرده اند که از دیدگاه متکلمین و مفسرین شیعه، روایات مورد استناد آنها از لحاظ سندی ضعیف و از لحاظ متن با تعارض و تناقض و اشکالات دیگر همراه است و اجماعی نیز مبنی بر نزول این آیات دربارة ابوبکر وجود ندارد. از دیدگاه شیعه، مصداق «الاتقی» ابوالدحداح است و آیات از لحاظ مدلول، عام اند.
در دنیای معاصر، فهم آگاهانة غریزة جنسی اهمیت بسزایی دارد. این امر به ظهور گفتمان های متعددی در این حیطه منجر شده است. اگر در برابر گفتمان های موجود، گفتمان اسلامی در مورد غریزة جنسی ارائه نشود، گفتمان های دیگر افکار خود را بر جامعه حاکم، و نوعی تعارض و تضاد ارزشی را در بین جوانان، خانواده و اجتماع ایجاد خواهند کرد. بنابراین، ضروری است اخلاق جنسی اسلامی از جنبه های متعدد بررسی شود. بر این اساس، مقالة حاضر به تبیین مبانی هستیشناسی اخلاق جنسی در اسلام، با روش توصیفی ـ تحلیلی پرداخته است.
برخی اصول اخلاق جنسی در اسلام عبارتند از: قداست، مرز شناسی، رضایت، حکمت، تمهید، پاکی و طهارت، مصونیت، هدفمندی، جذابیت جنسی و تناسب.
حقیقت سلوک یا عرفان عملی، نوعی حرکت باطنی و گذر از مقاطع نسبی و در نهایت وصول، اتصال و فنای در حق تعالی با معنای درست آن است. از جمله پرسش هایی که ذهن را به خود مشغول میدارد، این است که آیا چنین معنایی را میتوان از آموزه های دینی و تعلیمات پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) استفاده کرد. این معنا از سویی، سطح عمیق تری از برداشت دینی را آشکار میسازد و از سوی دیگر، میتواند آغاز بر مطالعات گسترده تر و فنی در این زمینه باشد. بیتردید پیگیری این مسیر، افزون بر آنکه تقارب فضای حاکم بر عرفان عملی اسلامی با آموزه های دینی و مکتب اهل بیت(ع) را اثبات میکند، میتواند منجر به پدید آمدن آثار ارزشمندی در علم سلوک و عرفان عملی باشد.
آیا همه مسائلی که ابن عربی پیرامون انسان کامل طرح کرده است، اختصاص به انسان کامل دارد و شامل سایر انسان ها نمیشود؟ این اساسیترین سؤالی است که این مقاله به دنبال پاسخ آن است.
بین انسان کامل و انسان الحیوان، دست کم دو وجه اشتراک وجود دارد که همه افراد انسانی، در احکام مربوط به این دو جهت با هم مشترک هستند.
1. همه انسان ها در غالب احکام مربوط به قوس نزول، مشترکند.
2. احکامی که در انسان کامل، به صورت بالفعل مطرح است، در انسان الحیوان نیز به صورت بالقوه قابل اثبات است.
بنابراین، احکام مربوط به انسان کامل از یکی از دو جهت فوق، در علم النفس عرفانی در مکتب ابن عربی، قابل سرایت به همه افراد نوع انسانی خواهد بود. میتوان از آنها در بررسی دیدگاه ابن عربی در باب مسائل مختلف علم النفس بهره برد. در مقابل، احکامی که ابن عربی از جهت کمالی انسان کامل، برای انسان اثبات میکند، مختص وی بوده و تنها به صورت بالقوه شامل سایر انسان ها خواهد شد.
مسئلة تجدّد امثال یکی از مسائل مهم عرفان نظری استکه درک دقیق آن جز از طریق شهود امکان پذیر نیست. این موضوع بیانگر خلقت عرفانی است. بر اساس تجدّد امثال،مظاهر خارجی انعدام ذاتی دارند و بیش از لحظه¬ای در متن وجود خارجی دوام نخواهند داشت و دایم جای خود را به مظهریکاملاً مشابه میدهند. به تعبیر دیگر، درتجدّد امثال، موجوداتدایم در حال آفرینشند وهر موجودی در هر لحظه، جایگزین موجودی مشابه اما غیریکسان در لحظه قبل میشود. طبق این دیدگاه، آنچه را دوران بقاییک موجود میپنداریم در واقع، مجموعه¬ای است بیشمار از آفرینش های متوالی و البته متکامل. از نتایج این نظریه، میتوان به وجود تکامل در نشآت گوناگون عالم و نیز نفی هرگونه تجلّی اعدامی(در مقابل تجلّی ایجادی) اشاره کرد.
درک صحیح از معانی عمیق آیات قرآنی مستلزم شناخت واژگان قرآنی است و از آن جا که قرن حاضر شاهد ظهور زمینه های زبانشناسی و فلسفه های گوناگون زبان بوده است و از سویی قرآن کریم به عنوان یک موضوع زبانی مورد توجه و علاقه طیف وسیعی از محققان قرار گرفته است، بررسی این پژوهش باملاحظات زبان شناختی می تواند سودمند باشد زیرا که دانش وجوه قرآن که از شاخه های علوم قرآنی است در فهم معانی واژه ها نقش مؤثری دارد. در واقع هر واژه از نظر علم زبان شناسی یک نشانه برای یافتن وجوه معانی است. از جمله واژگانی که در جامعه معاصر کاربرد بسیار دارد و در زندگی بشر از اهمیت برخوردار است، واژه قانون و دلالتهای حاکم بر آن است. پژوهش حاضر به بررسی واژه قانون و مترادفات آن در قرآن کریم می پردازد و سعی دارد آن را در حیطه زبان شناسی با استفاده از شیوه تحلیل واژه زبانی مورد بررسی قرار دهد.
توانایی هایی که دانش پزشکی در اثر پیشرفت دربارة انسان و اعضای وی به دست آورده، مسائل پیچیده ای را در فقه و حقوق مطرح کرده است که از جمله آنها می توان به ارزش اعضای بدن انسان اشاره کرد. موقعیت مبنایی رابطه انسان با اعضا به منظور بررسی وضعیت اعمال حقوقی دیگر مانند خرید و فروش، هبه، وصیت نسبت به اعضا و کاربرد آن در جامعه پزشکی نشان دهنده اهمیت این مسأله است. در این نوشتار رابطه انسان با اعضا و این که آیا بین انسان و اعضای او رابطه ای وجود دارد یا خیر و اگر رابطه ای وجود دارد ماهیت آن چیست، و کاربرد و کیفیت آن چگونه است، مورد مداقه قرار گرفته است. با بررسی ادله فقهی و مبانی حقوق ایران در این باره به این نتیجه می رسیم که بر اساس فطرت، بین انسان و اعضایش رابطه وجود دارد و این رابطه به دلالت وجدان، ضرورت و سیره عقلا از نوع مالکیت و سلطنت است. شارع و قانونگذار آن را امضا کرده اند
از آنجا که اقرار در امور مدنی در رأس ادله دیگر قرار دارد و تحت شرایطی قاطع دعوی دانسته شده است، بنابراین مقنن، انکار بعد از اقرار در امور مزبور را قابل استماع ندانسته است اما بلافاصله بعد از مسموع ندانستن انکار پس از اقرار، به دلیل احتمال اثبات خلاف آنچه به موجب اقرار بیان ش ده و یا عدم تحقق شرایط مورد ن ظر مُقِر که با توجه به آن ش رایط، اق رار ک رده، مواردی را پیش بینی نموده است که با حصول آنها اقرار به عمل آمده بی اثر می شود مانند اثبات فساد اقرار و یا ابتناء آن بر اشتباه و مواردی از این قبیل. البته تا زمانی که ادعاهای مزبور به اثبات نرسیده باشد، اقرار صورت گرفته همچنان معتبر و نافذ خواهد بود. این مقاله به بررسی نظرات فقها و حقوق دانان در زمینة امکان استماع انکار بعد از اقرار در امور مدنی که نقش تعیین کننده ای در قدرت اثباتی دلیل مذکور خواهد داشت، اختصاص دارد.
در نظام جزایی ایران به تبع سیاست جنایی اسلام، پدر و جد پدری در قتل عمدی فرزند از معافیت در قصاص برخوردارند. افزایش آمار فرزندکشی در سیستم قضایی ایران و سایر کشورهای اسلامی که مجری این دیدگاهند، نشان داده که تعزیر صرف نتوانسته است دربرخورد با این عمل مجرمانه، بازدارنده باشد. اندکی تأمّل در ریشة فقهی این معافیت، نشان می دهد که استثنای مذکور مطلق نبوده و در موارد خاص مانند قصد منجز قتل و یا قتل با سبق تصمیم می توان پدر را قصاص و یا در موارد فرزندکشی های حدودی یا حق اللهی، مانند قتل فرزند درحال محاربه و... وی را مستحق کیفر اعدام دانست.
نظام شریعت اسلامی بعنوان یک سیستم ارزشی و حقوقی کامل با منابع پایدار کتاب و سنت و بهره مندی از عقل به عنوان رسول باطنی، سازگارترین نظام ارزشی با تغییرات و تحولات جهان است. به طوری که منطق بکار رفته در کتاب و سنت، منطقی چندارزشی و پیوسته است و در این نظام ارزشی، گزاره های دینی، درجه بندی شده و پیوسته، با متغیرهای زبانی بیان گردیده است. این مقاله کوششی است در تبیین نظام ارزشی پیوسته و فازی، تا فرایند استنباط احکام شرعی در نظام شریعت اسلامی را با رویکرد فازی توصیف نموده و بخشی از تأثیرات این رویکرد را در پویایی فقه و کارآمدی اجتهاد بیان دارد.