«اراده الهی» از مهم ترین مباحثی است که تبیین کلامی و فلسفی آن با یکدیگر متفاوت است؛ هرچند برخی متکلمان در تفسیر «اراده الهی» به اندیشه فلسفی گراییده اند. در اندیشه متکلمان نخستین امامیه، با تأکید بر مضامین احادیث اهل بیت^، اراده یکی از مراتب فعل الهی و به معنای «عزم بر مشیت» بود؛ اما مدرسه بغداد، همگام با معتزله بغداد، آن را به «فعل الهی» یا «امر به فعل» تفسیر کرد؛ گرچه ذاتی دانستن اراده و تفسیر آن به «علم به مصلحتِ در فعل» نیز طرفدارانی داشت. پس از مدرسه بغداد و در طول تاریخ کلام امامیه، تحلیل اراده تحت تأثیر اندیشه فلسفی قرار گرفت و سرانجام در مدرسه حله، اراده به امری ذاتی یا همان داعی، یعنی «علم به مصلحت و خیریت در فعل» تفسیر شد. در این پژوهش، درصدد هستیم با واکاوی چیستی اراده از دیدگاه فیلسوفان و متکلمان، سیر تطور آن را در سده های میانه، به ویژه در اندیشه کلامی مدرسه بغداد و حله بررسی کنیم و با ارزیابی تطبیقی این دیدگاه ها، نسبت آنها را با رویکرد روایات در این زمینه دریابیم.
یکی از سؤال های اساسی در اندیشه پژوهشگران حوزه دین این است که آیا همه پیروان ادیان، اهل نجات هستند یا فقط عده ای خاص به نجات و رستگاری می رسند و مستضعفان که جمعیت پرشماری از انسان ها را تشکیل می دهند چه سرنوشتی در این زمینه خواهند داشت؟ منابع دینی و عالمان دین در این زمینه چه نظریاتی دارند؟ این مقاله به تبیین رابطه استضعاف دینی و نجات با مقایسه دیدگاه علامه طباطبایی و شهید مطهری می پردازد. این دو متفکر علاوه بر اینکه به نجات سلبی مستضعفان معتقدند، به نجات ایجابی آنها، یعنی ورود مستضعفان به بهشت نیز باور دارند؛ البته علامه طباطبایی از راه شمول عفو الهی بر مستضعفان دینی و شهید مطهری از راه عدم کفر جحودی آنان و داشتن دین فطری به این نتیجه رسیده اند.
علم اقتصاد دینی با مبانی و هدف متفاوتی نسبت به اقتصاد متعارف به بررسی رفتار انسان در جامعه می پردازد. الصاق ویژگی علمی بودن به اقتصاد اسلامی، آزمون تجربی را برای آن ضروری می نماید. تحقیق حاضر به بررسی مشکلات تحقیقات سطح کلان ارتباط بین دین و اقتصاد و ارائه راهکارها و مزیت های تحقیقات خرد دین و اقتصاد پرداخته و الزامات روش شناختی چنین تحقیقاتی را بعنوان یک حوزه چند رشته ای معرفی می کند. آزمایش های اقتصاد رفتاری با اتکا به مبانی شناختی و روش های علم روانشناسی، بعنوان ابزاری مناسب برای چنین بررسی هایی شناخته شده و چارچوب تحقیقاتی مناسبی را فراهم نموده اند که می توان از آن برای بررسی های چندرشته ای اقتصاد دینی همراه با کنترل مؤثر برروی متغییرهای مداخله گر استفاده نمود. در این تحقیق اصول آزمایش های اقتصادی مخصوص تحقیقات ""دینداری و رفتار اقتصادی"" معرفی و مرزهای دانش تجربی پژوهش های حوزه رفتارهای اجتماع محور ارائه می شود و از طریق فرا تحلیل برخی از مهمترین تحقیقات گذشته، برخی از مهمترین روابط بین متغییرهای دین و اقتصاد بررسی می شوند. نتایج این فرا تحلیل تأثیر دینداری اشخاص را در کنار سایر ویژگی های فردی بر رفتار اقتصادی تأیید می کند.
زکات یکی از منابع درآمدی دولت اسلامی برای رفع فقر است که در اسلام دارای اهمیت بسزایی است. این فرضیه الهی از آن جهت دارای اهمیت است که یکی از اساسی ترین ابزارهای توازن ثروت در جامعه اسلامی را تشکیل می دهد و بواسطه آن بخشی از حداقل های معیشتی خانوارهای نیازمند در جامعه تأمین می شود. در این تحقیق می خواهیم به محاسبه درآمد های بالقوه حاصل از زکات در ایران برای سال های 1380 تا 1389 بپردازیم و نتایج حاصل از آن را با مقدار بالفعل درآمدهای مذکور مقایسه کرده و نتایج حاصل را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهیم. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که در سال های اخیر نسبت درآمد بالفعل به درآمد بالقوه زکات به شدت افزایش یافته است و دارای یک جهش بلند است. به طوری که میزان پرداختی زکات از 3/1درصد در سال 1383 به نزدیک 30 درصد در سال 1389 رسیده است. اما با این وجود مقدار پرداختی زکات به نسبت ظرفیت بالقوه موجود بسیار کم و ناچیز است و انتظار می رود در سال های آینده بهیود یابد.
بى شک جاده ابریشم در گذشته یکى از برجسته ترین تحولات اقتصادى، سیاسى و ارتباطى و مهم ترین شاهراه ارتباطى و کانون تبادل فرهنگ، هنر، عقاید، مذهب و حتى مسایل نظامى و اقتصادى محسوب مى شد. اهمیت موضوع ناشى از این است که احیاى مجدد جاده ابریشم زمینه ارتقاء موقعیت استراتژیک ایران و بهره بردارى بهینه از موقعیت ترانزیتى را در مسیر شرق و غرب فراهم مى سازد. این مقاله، با روش توصیفى تبیینى و با بهره گیرى از روش اسنادى به نقش استراتژیک احیاى جاده ابریشم در شکل سنتى و نوین آن، براى توسعه روابط سیاسى، اقتصادى و فرهنگى ایران و کشورهاى آسیاى مرکزى در جهت تحقق اهداف اقتصاد مقاومتى در چارچوب نظریه ارتباطات کارل دویچ مى پردازد.یافته هاى پژوهش حاکى از این است که على رغم چالش هاى متعدد،فرصت هاى مناسبى براى احیاى جاده استراتژیک ابریشم به عنوان یک پروژه زیربنایى به تسهیل حمل و نقل بار و مسافر کمک مى کند و از این طریق، زمینه توسعه فرهنگى و تحقق اهداف اقتصاد مقاومتى در ایران، که شامل موارد متعددى ازجمله متنوع سازى درآمدهاى ملى و خروج از وابستگى به درآمدهاى نفتى است، تحقق پیدا مى کند.
على رغم گسترش ادبیات نظرى و تجربى بانک دارى اسلامى، اقتصاددانان مسلمان عمدتا به صراحت به تعریف بانک دارى اسلامى و مؤلفه هاى آن نمى پردازند. اهمیت تعریف بانک دارى اسلامى زمانى روشن مى شود که بخواهیم مؤلفه هاى محورى در ارزیابى عملکرد بانک هاى اسلامى را تشریح کنیم. سؤال اصلى مقاله این است که آیا بین دو رویکرد فقه حکومتى و غیرحکومتى در تعریف بانک دارى اسلامى و مؤلفه هاى آن تفاوتى وجود دارد؟ در رویکرد فقه غیرحکومتى، تحقق بانک دارى اسلامى متکى بر تطبیق احکام منصوص فقهى باب معاملات بر فعالیت هاى بانک اسلامى است. در مقابل، براساس رویکرد فقه حکومتى که نوعى فقه سیستمى است، تحقق بانک دارى اسلامى علاوه بر اینکه مشروط به رعایت ضوابط منصوص فقهى است، نیازمند تأمین شرایط سیستمى نظام مالى اسلامى است. یافته هاى مقاله که به روش تحلیلى توصیفى سامان یافته نشان مى دهد: درحالى که ضوابط منصوص بانک دارى اسلامى به روش اجتهادى متعارف استنباط مى شوند، شرایط سیستمى با روش کشفى از تحلیل ادلّه و احکام فقهى استخراج مى شوند. در چارچوب رویکرد فقه حکومتى، بانک دارى اسلامى علاوه بر لزوم تعیین ضوابط منصوصى همچون حذف ربا و رعایت فقه قراردادها، مى باید ضوابط سیستمى همچون لزوم تابعیت سود از ضمان را نیز تأمین نماید.
جایگاه نیروى انسانى در میان عوامل تولید و نقش آن در بهره ورى، سبب شده است اقتصاددانان عوامل مؤثر بر کیفیت کار و بهره ورى نیروى کار را مورد بررسى قرار دهند. رعایت وجدان کارى توسط کارمندان، ازجمله عواملى است که بر بهبود بهره ورى آنان تأثیر مى گذارد. ازاین رو، باید به دنبال نهادینه کردن وجدان کارى در افراد جامعه بود. این مقاله با روش تحلیلى، درصدد شناخت عوامل تأثیرگذار بر وجدان کارى مى باشد. این تحقیق نشان مى دهد مهم ترین راهکار براى نهادینه سازى وجدان کارى، تقویت ایمان و اعتقادات مذهبى در فضاى حاکم بر جامعه مى باشد. ایجاد احساس نیاز همگانى نسبت به تقویت وجدان کارى، آموزش تخصصى و عقیدتى کارمندان، جدیت و اهل عمل بودن مسئولان، تأمین معیشت نیروى کار و اهتمام به ایجاد محیط مناسب کارى از سوى مدیران، ازجمله عوامل تقویت کننده وجدان کارى به شمار مى روند.
محیط پیرامونى، به ویژه فضاى فرهنگى و زیست گاه انسان، نقش برجسته اى در اصلاح و یا انحراف افراد جامعه دارد. بر اثر اختلاف فرهنگ ها و ارتباط گسترده جوامع با دنیاى غرب از طریق رسانه هاى ارتباط جمعى، فضاى فرهنگى جامعه اسلامى آلوده شده است. تنها راه مبارزه با عناصر فرهنگى بیگانه و مصون ماندن از فرهنگ منحرف غربى، ترویج فرهنگ قرآن و معارف اهل بیت علیهم السلام مى باشد. وظیفه روحانیت، مبلغان دینى، رسانه هاى ارتباطى و به طورکلى متولیان فرهنگ این است که با ترویج فرهنگ سالم و معارف ناب اهل بیت علیهم السلام، به احیاى فضاى فرهنگى در جامعه اسلامى همت گمارند.
یکى از مهم ترین مباحث مورد توجه پژوهشگران تفسیر، داشتن روش تفسیرى از جانب مفسر و چگونگى شناخت روش وى مى باشد. هر مفسرى ناگزیر است در تفسیر خود روشمند عمل نماید. علّامه طباطبائى نیز که با کشف روابط بینامتنى آیات به تفسیر قرآن پرداخته است، از این قاعده مستثنا نبوده و با توجه به روش قرآن به قرآن اجتهادى، تفسیر «المیزان» را نگاشته است. در پژوهش حاضر، به شناخت شاخصه ها و ویژگى هاى روش تفسیرى ایشان پرداخته ایم تا به واسطه شناسایى آنها، به شناخت روش قرآن به قرآن اجتهادى دست یابیم. براى شناخت روش ایشان، به دو طریق مى توان تمسک جست: 1. سخنان و نوشته هاى وى؛ 2. تحلیل و بررسى نمونه هاى تفسیرى. با مطالعه نوشته هاى علّامه رهیافت قابل توجهى در این زمینه به دست نمى آید، اما با تحلیل و بررسى نمونه هاى تفسیرى، نگرش جامع علّامه به نظام معنایى قرآن، معناشناسى اجتهادى و روشمند، سنت محورى در روش تفسیر و استفاده از آیات غرر در تبیین و تفسیر واژگان و آیه هاى قرآنى حاصل مى گردد.
میرزالطفعلى مجتهد تبریزى معروف به امام جمعه، از علماى برجسته تبریز در دوره قاجاریه است و آثار علمى و خدمات فرهنگى و اجتماعى فراوانى از خود به جا گذاشته است. مهم ترین اثر علمى او «تفسیر القرآن الکریم» است که به صورت نسخه خطى (تک نسخه با خط مؤلف) در کتابخانه مجلس شوراى اسلامى موجود مى باشد.
این مقاله به روش تحلیلى توصیفى ابتدا گزارش کوتاهى از شرح حال علمى و اجتماعى مجتهد تبریزى ارائه کرده، سپس روش تفسیرى مفسر در زمینه هاى گوناگون را مورد توجه قرار داده و سعى شده است تا زوایایى از شیوه تفسیرى او با استناد به شواهدى از متن تفسیر، به صورت مستند تبیین گردد.
استفاده بهینه امام جمعه تبریزى از انواع منابع تفسیر اعم از قرآن، روایات، منابع لغوى و ادبى موجب شده است که تفسیر ایشان در مجموعه تفاسیر جامع قرار بگیرد و بدین ترتیب، مى توان روش تفسیرى ایشان را روش تفسیر جامع دانست.
مسأله ی ما در این پژوهش، فهم هرمنوتیک عرفانی قرآن در اندیشه ی ابن عربی است. البته در عرفان ابن عربی، واژه ی هرمنوتیک وجود ندارد و اصطلاح تأویل اصطلاحی است که می تواند با واژه ی هرمنوتیک معادل باشد. پس ما می توانیم برای درک مراد عارف از هرمنوتیکِ قرآن، در باب تأویلِ عرفانی پژوهش کنیم. برای آن که بدین مسأله پاسخ دهیم، از مدخل هرمنوتیک کلاسیک، رمانتیک و فلسفی، در فهم هرمنوتیک عرفانی قرآن وارد شده ایم و با بیان تفاوت تأویل عرفانی با آن ها، بدین نتیجه رسیده ایم که هرمنوتیکِ قرآن هرمنوتیک خاصی است و کاملاً بر این هرمنوتیک ها منطبق نیست. سپس کوشیده ایم که بر مبنای منابع اصلی عرفان و با پردازش و تحلیل آن ها، درباره ی حقیقت این نوع هرمنوتیک و شاخصه های آن تحقیق به عمل آوریم. بر اساس این تحقیق، عارف تفسیر جدیدی از ظاهر قرآن و به عبارت دیگر، متن قرآن ارائه می دهد. مبنای این نگرشْ هویت جمعی و کل وار سخن خدا و ارتباط نظام مند و کل وار آن با وجود و بطون هستی است. نزد عارف، معنا مراتبی بالاتر از محسوسات دارد، که فهم عموم مردم از آن ها آسان نیست. ما سعی کرده ایم که راه های ارتباط اذهان عموم را با یافته های عارف از قرآن به دست آوریم. علاوه براین، عارف در هرمنوتیک عرفانی قرآن، مطالبی را بیان می کند که نزد اذهان، محتمل الصدق و الکذب است. ما کوشیده ایم معیارهایی عمومی برای تشخیص درست از نادرستِ تفاسیر هرمنوتیکی عارف از قرآن به دست دهیم. در برخی مواقع هم کوشیده ایم مدعیات مرتبط با هرمنوتیک عرفانی قرآن را منقح کنیم و در شکل قاعده ای کلی سامان بخشیم. روش ما در این تحقیق، عقلی است. هدف اصلی ما تحقیق در چیستی هرمنوتیک عرفانی قرآن و هدف فرعی آن توسعه ی کمی و کیفی نگرش عارف به تأویل قرآن است.
ابراهیم به عنوان نیای مشترک ادیان ابراهیمی، از جایگاهی ویژه در سنت دینی یهودیت، مسیحیت و اسلام برخوردار است. درحالیکه به باور برخی اندیشمندان معاصر، اختلاف این سه دین در مورد ابراهیم، از نقاط اشتراک آنها بیشتر است. مروری بر ادبیات تفسیری و مجادله ای پیرامون روایت ابراهیم در قرآن و کتاب مقدس، به ویژه تا پیش از شورای دوم واتیکان و عطف نظر کلیسای کاتولیک به اصل گفت وگو و تعامل ادیان، شاهدی بر این مسئله است. در این میان، ماجرای ذبح پسر ابراهیم علیه السلام ، از محوری ترین مسائل اختلافی است که در ادیان ابراهیمی تفاسیر متفاوتی از آن ارائه شده و در هر سنت دینی نقطه ثقل متمایزی یافته است. این مقاله درصدد است تا با بازخوانی برداشت های مختلفی که با تکیه بر روایت قرآن و عهدین از این واقعه صورت گرفته است، جان مایه اصلی روایت ذبح فرزند ابراهیم در ادیان ابراهیمی را مورد واکاوی قرار داده و این موضوع را در سه سنت دینی اسلام، مسیحیت و یهودیت در روایت ماجرایی واحد (ذبح پسر ابراهیم) بازنمایی کند.
آیه دوم سوره مائده که در ارتباط با احکام حج نازل شده، به مسلمانان فرمان داده تا حرمت زائران بیت الله الحرام را حفظ نموده و نه تنها از هرگونه تعدّی به آنان بپرهیزند، بلکه بر نیکی و احسان به آنان با یکدیگر هم پیمان شوند. اما مفسران در تعیین مصداق «آمّینَ البَیتَ الحَرامَ» اختلاف نموده اند. برخی مراد از این زائران را مسلمانان، برخی مسلمانان و مشرکان، و برخی تنها مشرکان دانسته اند که با هدف زیارت یا تجارت به مکه سفر می کنند. در این میان، گروه اخیر که مشرکان را مراد آیه مذکور دانسته اند، پس از تأمل در دیگر عبارات آیه شریفه و شأن نزول ها، به اقامه قراین درونی و بیرونی مبنی بر اثبات دیدگاه خویش پرداخته اند، اما در خصوص نسخ و یا تخصیص این حکم با برخی آیات سوره توبه و یا ابقای حکم جواز ورود مشرکان به مسجدالحرام اختلاف نظر نموده اند. این نوشتار نیز در ابتدا پس از نقد و بررسی هر دو دیدگاه، مشرکان را به عنوان مصداق «آمّینَ البَیتَ» برگزیده و در ادامه با نقد دلایل نسخ یا تخصیص این آیه، بر ابقای حکم جواز ورود مشرکان غیرحربی به مسجدالحرام تأکید نموده است.
نشست علمی «نقد نظریه تفسیر متن» با حضور حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد واعظی، مؤلف کتاب «نظریه تفسیر متن» و حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد عابدی به عنوان استاد ناقد، به میزبانی گروه تفسیر و علوم قرآنی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی و با حضور اعضای هیأت علمی و پژوهشگران مرکز پژوهش های علوم اسلامی و انسانی برگزار گردید. از آنجا که کتاب مذکور دربردارنده افقی جدید در مباحث معرفت شناسی می باشد، بر آن شدیم تا خلاصه ای از نظریه مؤلف و گفت وگوهای علمی و نقادانه این نشست را در این شماره فصلنامه به دانشوران محترم این حوزه ارائه کنیم.
علّامه طباطبائى در المیزان در مواردى معدود، قرائاتى غیرمتداول را به عنوان قرائت اصیل قرآنى ترجیح داده است. شناخت تفصیلى این موارد مقدمه اى است براى طرح پرسش هایى درباره برخى مبانى قرآنى ایشان؛ پرسش هایى برآمده از احساس تعارض میان اقدام فوق با پذیرش برخى مبانى اجماعى یا مشهور طائفه امامیه درباره قرآن؛ از جمله: 1. وحدت نص و قرائت قرآن؛ 2. لزوم تواتر براى اثبات قرآن؛ 3. مصونیت قرآن از تحریف؛ 4. عدم حجیت قرآئات. این مقاله با اتخاذ روشى توصیفى تحلیلى، به بیست مورد از این دست قرائات در المیزان دست یافت که غالبا با ادله اى همچون «شهادت سیاق، هماهنگى با آیه اى دیگر، تطابق لفظى با سنت، دورى از تکلفات دستورى، حذف یا کثرت حذف، اقتضاى طبع المعنى، تطابق با حکم مسلم اسلامى، و گواهى لغت» مستدل شده اند. از مجموع این قرائات، نُه قرائت منجر به تبدیل معنا، یک قرائت منجر به افزایش معنا، دو قرائت منجر به تبدیل جایگاه معنا و یک قرائت منجر به تغییر در کیفیت معنا شده است.
زبان در گذر زمان در حال تغییر و تحول است. این تغییرات وابسته به عوامل متعددی از جمله ادبیات و فرهنگ می باشند؛ زیرا ادبیات در سطح درونی و فرهنگ در سطح بیرونی باعث ایجاد تحول در زبان شده و چرخه علم زبانشناسی را تکامل می بخشند. این تحول در زبان عربی که قرآن کریم نیز بدان نازل شده، بسیار حساس بوده و شایسته است به دقت مورد مطالعه و کنکاش قرار گیرد. این مقاله درصدد است تا برخی ترجمه های صورت گرفته از واژگان قرآنی - به خصوص استعاره های قرآنی- را در دو سطح ادبیات و فرهنگ مورد مداقّه قرار داده و ضمن بیان انواع رابطه های موجود میان زبان و فرهنگ در ساخت تک واژها، تحول و تطوّر معنایی، برخی شاخص های شناخت تیرگی معنایی در خصوص واژگان قرآنی را نیز بیان نموده و با طرح مثال های متعدد، راهکار، روش و الگویی مناسب برای ترجمه استعاره های قرآنی ارائه دهد. پژوهش حاضر دو سطح مختلف و مهم ادبیات و فرهنگ در علم زبانشناسی را توأم با یکدیگر مدنظر قرار داده و وجوه مختلف این روابط را بازتعریف نموده، شاخص های شناخت تیرگی معنایی در استعاره را معرفی کرده و با رویکردی تاریخی، معانی نهفته در ورای برخی استعاره های قرآنی را بازشناسی نموده و با ذکر ترجمه های غلط صورت گرفته، ترجمه صحیح برخی واژگان قرآنی را بیان کرده است.