تفسیر قرآن - در دوره هایی که بر خود دیده - با گرایش ها و روش های گوناگون صورت گرفته است. تفسیر عقلی (اجتهادی) یکی از دو نوع عمده تفسیر قرآن است که زمان دقیق آغاز شدنش را نمی توان باز گفت. این نوع تفسیر از میانه سده دوم هجری شکل گرفت و درون مایه آن را عقل و اجتهاد می ساخت. این جریان، بازتابِ مبانی معرفتی ای مانند باورهای مذهبی آن روزگار، پیشرفت های علمی - فرهنگی آن دوران، و غیر معرفتی مانند حکومت و سیاست آن عصر بوده است.
در پاره ای از نوشته های تفسیری با تعبیراتِ مختلفی مانند مکاتب تفسیری، مناهج تفسیر، مدارس تفسیر، اتجاهاتِ تفسیر و الوان تفسیر روبه رو می شویم که هر یک به فراخور موضوعِ پژوهش به روشن کردنِ گوشه ای از این دانشِ اسلامی پرداخته اند. ما در این نوشتار می کوشیم تا با بررسی تاریخی و جغرافیایی خراسان بزرگ، زمینه ها و عواملِ گرایش ِمفسران این دیار را به تفسیر عقلی روشن سازیم؛ مفسرانی که کاری بزرگ کرده، علم تفسیر را از یکنواختی و تک ساحتی بودنش (تفسیر اثری) بیرون آورده و به پویایی و شکوفایی رسانیدند.
در این نوشتار با بیان دو نمونه از خراسانیان که از عقل گرایی در تفسیر نهراسیده و به این کار برجسته و بی پیشینه دست یازیده اند، در صدد یافتنِ زمینه های عقل گرایی در خراسان بزرگ شدیم. رواج فقهِ ابوحنیفه در خراسان، گذر جاده ابریشم از خراسان و خرد جویی موالی به عنوان دلایل این عقل گرایی بیان شده است.
چکیده
فساد مالى با ابعاد گوناگون آن در تمام کشورهاى جهان (کم و بیش) وجود دارد. کشور ما نیز به نوعى با این عارضه دست به گریبان است و چندى است که توجّهها به این مسأله و لزوم مبارزه با آن معطوف شده است. فساد مالى پدیدهاى پیچیده، چند بعدى و داراى علل و آثار چندگانه است که در ابعاد گوناگون فرهنگى، سیاسى و اقتصادى مطرح مىشود و راههاى مبارزه خاصّ خود را مىطلبد.
مقاله حاضر جوانب مختلف فساد مالى، علل اقتصادى وجود و شیوع آن در کشور را بررسى، و راهکارهاى مبارزه با آن را ارائه مىکند، و با توجّه به اسلامى بودن کشور، مسأله را با رویکردى ارزشى و دینى نیز مورد توجّه قرار مىدهد. از آن جا که اسلام به عوامل درونى و بیرونى معضل فساد مالى توجّه دارد، راهکارهاى اقتصادى مبارزه با فساد مالى در کالبد دین و ارزشهاى الاهى، اطمینان بیشترى دارند.
به طور کلّى، این مقاله با ارائه پیشدرآمد و تعریف فساد مالى نشان مىدهد که این عارضه در کشورهاى جهان و ایران وجود داشته و پدیدهاى عالمگیر است؛ سپس به علل اقتصادى شکلگیرى و شیوع مفاسد مالى در کشور توجّه مىکند و در ادامه، آثار و پیامدهاى مخرّب آن را ارائه مىکند؛ سپس به ارائه راه حلها مىپردازد. در پایان با بیان نظر اسلام درباره علل شکلگیرى و شیوع فساد مالى، چارچوبى عملى را براى کاهش یا حذف این معضل در کشور بیان مىکند.
تبیین کثرت عالم و نحوه پیدایش آن از مبدأ هستی یکی از دغدغه های فیلسوفان و از جمله ملاصدرا بوده است. مبحث صدور کثرت از وحدت با توجه به ظاهر سخنان صدرا که قائل به وحدت تشکیکی وجود و نظریه خاص او که قائل به وحدت شخصی وجود و تشکیک در مظاهر است، کاملاً متفاوت خواهد بود. بر اساس وحدت شخصی وجود، کثرت واقعی وجود ندارد و آنچه که تحت عنوان کثرت درک می کنیم کثرت در ظهور است نه کثرت در وجود. بر این اساس اولین ظهور و تجلی حق تعالی «فیض منبسط» است که این فیض همه مراتب آفرینش را در بر می گیرد و در هر مرتبه با تعینی خاص همراهی می کند.
علم خدا از صفات ذات خداست و در قرآن و روایات اهل بیت : بر معرفت علم خداوند تأکید شده است.
مشیّت و اراده خداوند از صفات فعل خداوند، و غیر از علم و قدرت اوست. فلاسفه اراده خداوند را همان علم او به نظام احسن تعریف کرده و علم خدا را علّت صدور مخلوقات از ذات بارى تعالى مى دانند.
علّامه نمازى شاهرودى در کتاب مستدرک سفینة البحار ذیل مادّه عَلِمَ، به بررسى علم خداوند به عنوان صفت ذاتى، ازلى و ابدى بودن، با استناد به آیات و روایات پرداخته، و معتقد است خلقت بر اساس علم الهى است و به مشیّت و اراده اوست وتحقّق و عدم تحقّق معلومات،تأثیرى در علم خداوند ندارند و علم خداوند از معلوم بى نیاز است و تغییر و تبدیل و یا تعیین یک نظام تامّ امکانى در مخلوقات موجب تغیّر در علم خدا نمى شود.
مشیّت، فعل خدا و حادث است و مخلوقات به مشیّت او محقّق مى شوند. مشیّت و اراده به لحاظ معنا تقریباً مترادف و به معنى طلب کردن و خواستن است. فلاسفه معتقد به ذاتى بودن اراده خداوند هستند.
حق «آزادى بیان» یکى از حقوق سیاسى مدنى انسان شمرده مىشود که در آموزههاى مکتب اسلام تشویق و تأیید شده است.این حق در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران و بسیارى از اسناد بین المللى پذیرفته شده است. مقاله حاضر، نخست به بیان اهمیت و تعریف آزادى بیان مىپردازد، سپس آموزههاى اسلام را در خصوص آزادى بیان طى دو گفتار بررسى مىنماید. در گفتار نخست مواردى چون تعقل، تدبر، گفتگوى أحسن، اصل امر به معروف و نهى از منکر، اصل مشورت، حق انتقاد و نصیحت زمامداران به عنوان مبانى تأییدکننده آزادى بیان در اسلام به شمار آمدهاند. در گفتار دوم نمونههایى از سیره عملى پیشوایان دین در خصوص آزادى بیان و به عنوان شواهدى بر بحث ارائه گردیدهاند.
در این نوشتار، روایات عصمت که در کُتُب معتبر حدیثی شیعه، همچون «الکافی، معانی الأخبار، الخصال و کفایةالأثر» وجود دارند، مورد بررسی سندی متنی قرار گرفته است و مشخّص شده که مهم ترین مستند عصمت امامان (ع)، وجود نصوص قرآنی و روایاتی است که در میان امامیّه بر آنها اتّفاق نظر وجود دارد. هدف اصلی مقالة حاضر بررسی روایاتی است که لفظ «عصمت» در آنها به کار رفته است و با بررسی انجام گرفته، این روایات حدوداً 47 حدیث می باشد که با حذف احادیث تکراری، نزدیک به 15 حدیث می باشد. در حالت کلّی می توان گفت وضعیّت راویان بر مبنای آراء رجالیّون شیعه بررسی گردید و معلوم شد که در بیشتر سلسله سند روایات عصمت، افراد موثّق قرار گرفته اند. البتّه اندکی از آنان نیز بر طبق گفته های رجالیّون موثّق نیستند، ولی درصدی از این راویان مجهول، افرادی هستند که در سلسله سند روایات «کامل الزّیارات» قرار گرفته اند و از آنجا که ابن قولویه، در مقدّمة این کتاب، همة راویان این کتاب را ثقه معرّفی کرده، می توان برای این افراد درجه ای از وثاقت قائل شد. در بین این روایات، اکثر آنها از نوع احادیث مُعَنعَن هستند که شامل احادیث صحیح، حَسَن و موثّق می باشند. بررسی محتوایی این روایات بیانگر آن است که محور غالب این احادیث، فضایل و صفاتی است که یک فرد معصوم ضرورت دارد که داشته باشد؛ از جملة این صفات: معصوم بودن از گناهان، امین خدا بودن، مطهّر از ذنوب و عیوب و ... و با بررسی های انجام شده ثابت شده که این صفات مختصّ امامان معصوم (اهل بیت) پیامبر (ص) هستند که از سوی خداوند معصوم می باشند.
امروزه مناقشات بین پیروان ادیان مختلف، افزایش یافته و موجب ناامنی در جهان شده است. توجه به متون و اندیشه های دینی و بازتاب آن در تعامل بیرونی، می تواند در شناسایی دلایل اختلاف و رفع آن مؤثر باشد. در اندیشه یهود، «بیگانگان» افرادی خارج از قوم یهود هستند و نگاه دوگانه ای در برخورد با بیگانگان وجود دارد. در گزارش های کتاب مقدس عبری(تنخ) و تلمود، از یک سو آنان، دارای نژاد پست و متفاوت از یهود هستند و از سوی دیگر، مخلوقات محترم خداوند شمرده می شوند. اکثر یهودیان، به دلیل باور به خلوص نژادی و برگزیدگی قوم خویش، با بیگانگان برخورد نامتعارف می کنند. با بررسی متون مقدس یهود، یکی از دلایل مهم تعامل نادرست یهودیان با بیگانگان، تکیه بر اندیشه های ناصواب راه یافته به متون دینی آنان است. در مقابل، قرآن کریم به همه انسان ها یکسان نگریسته، برای هیچ نژادی اعتبار ویژه قائل نمی شود، بلکه تنها تقوا و ایمان و عمل صالح موجب برتری انسان ها می باشد.
وحدت وجود از مهم ترین و پیچیده ترین مباحث عرفانی است که همواره محل بحث و تأمل اندیشمندان به ویژه پس از ظهور ابن عربی بوده است. در مرتبه ای نازل تر از وحدت وجود، مرتبه ای با عنوان وحدت شهود مطرح گشته که در آن، عارف در اثر عشق و جذبه الهی جز حق نمی بیند؛ مقامی که با تأمل در آن می توان آن را با مقام «جمع» در کلام عرفا برابر نهاد. این مقاله به این پرسش مهم پاسخ می دهد که در صورتی که برای وحدت وجود و وحدت شهود در جهان بینی عرفانی عارف بزرگ قرن سوم هجری، حسین ابن منصور حلاج جایگاهی وجود داشته باشد، چه اصول و روش هایی برای اثبات آن ها(به ویژه اثبات وحدت وجود و مقام جمع الجمع) در اقوال یا افعال او وجود دارد؟ هرچند گاه با اختلاط اندیشه و کلام حلاج با حلول و اتحاد، و گاهی نیز با طرح این مسئله که پیش از ابن عربی هیچ نشانی از اندیشه و ادراک «وحدت وجود» در میان عرفا نمی توان دید، به نفی و انکار آن در مورد حلاج پرداخته اند، اما با توجه به اصالت اقوال و حالات این عارف ربانی، که خود با نام عین الجمع در مورد برخی از این حالات خویش یاد می کند، از یک طرف و ارتباط میان اصل وحدت وجود با اساس جهان بینی و تفکرات وی از طرف دیگر، باید گفت حلاج علاوه بر درک وحدت شهود به حقیقت وحدت وجود نیز دست یافته است؛ تا جایی که می توان أنا الحق او را صریح ترین تجلی اندیشه وحدت وجود وی برشمرد.