واکاوی ژرف اندیشه های غنی و شخصیتِ عرفانیِ مولوی نیازمند بررسی این نکته است که در زمانِ حیات او چه کتابهایی در محافل صوفیه ومجامع علمی بیشتر معروف و متداول ومورد رجوع همگان بوده و مولوی نیز به احتمال زیاد برخی از آنها را دیده تأثیر پذیرفته است. ظن مسلم در این مورد آن است که مولانا به طور قطع آثار سنایی ، عطار ،رساله قشیریه و قوت القلوب ابو طالب مکی را دیده و از آثار صوفیان بزرگی چون محمد واحمد غزالی،عین القضات همدانی، میبدی و روزبهان بقلی آگاهی داشته است. افزون بر این موارد، بنا به تصریح افلاکی در مناقب العارفین، مولانا با «حقایق التفسیر» سلمی آشنا بوده و بدون شک از این تفسیر بزرگ ونفیس عرفانی نیز استفاده ها کرده ودر تفسیر عرفانی آیات قرآن کریم بدان نظر داشته و تحت تأثیر آن قرار گرفته است.در این پژوهش با توجه به همسانیها و مشترکات دو اثر یاد شده، هم به شکل گیری شیوه تفسیری مولوی که مستقیماً تحت تأثیر حقایق التفسیر بوده است، اشاره خواهد شدو هم سیر آرا و اندیشه های بنیادین عرفان وتصوف اسلامی را که در حقایق التفسیر مطرح شده و به نوعی به دست مولوی رسیده و با اندیشه ی وقاد او راه کمال وتعالی را پیموده است، مورد بررسی و مداقه قرار خواهد گرفت.
کرامت انسان، به مثابه اساس حقوق بشر و معیار تعامل اجتماعی و بین المللی، در حوزه های مختلف علوم انسانی، از اهمیت ویژه برخوردار است. علّامه طباطبائی که از چهره های کم نظیر علمی جهان اسلام به شمار می رود، کرامت انسان را به صورت عمده به تکوینی و اکتسابی تقسیم می کند. در این نوشتار می کوشیم با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، کرامت اکتسابی، معیار کرامت و مهم ترین ویژگی های آن را از منظر علّامه بیان کنیم. کرامت اکتسابی، در حقیقت دستیابی انسان به کمالات وجودی و مقام قرب الهی و تنها راه وصول به آن خدامحوری است. لذا هر اندازه عبودیت انسان در پیشگاه حق تعالی، آگاهانه تر و مخلصانه تر باشد، به همان اندازه به ارزش و کرامت بیشتر نایل می آید. ازآنجا که کرامت اکتسابی بر اثر تلاش های اختیاری انسان به دست می آید، یک امر ارزشی است و می توان به آن افتخار نمود. چون حرکت تکاملی انسان، به تدریج حاصل می شود، تدریجی و تشکیکی بودن دو ویژگی دیگر کرامت اکتسابی است. به دلیل اینکه همة انسان ها قابلیت کسب کرامت را دارند، نوعی بودن چهارمین ویژگی آن به شمار می رود.
نقش دین و دین داری در زندگی انسان، یکی از محورهای مهم مطالعات در حوزه روان شناسی دین است. نقش حج، که نمونه و نماد کوچکی از اسلام است، بر ابعاد روان شناختی (شناختی، عاطفی و رفتاری) انسان میتواند یکی از محورهای شایسته تحقیق باشد. بیان فواید و آثار عمل به آموزه های دین، از جمله مناسک حج، دفاع از دین و دین داری را جذابیت و مقبولیت بیشتری میبخشد.
مقاله حاضر، که به هدف بررسی نقش یکی از آموزه های دین (حج) در اصلاح رفتار و کاهش نابهنجاریها تدوین گردیده، با بهره گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و با مراجعه به منابع معتبر اسلامی و دانش روان شناسی، به تجزیه و تحلیل مناسک حج و تأثیرات آن بر بعد رفتاری حج گزار پرداخته است.
مناسک حج زمینه مناسبی را برای گسترش رفتارهای مهرورزانه و محبت کردن به دیگران توسط حج گزار فراهم میکند. همدلی و همدردی در این سفر معنوی ـ عبادی، بیش از گذشته نمود پیدا میکند. به گونه ای که حج گزار بسیاری از رفتارهای نابهنجار و غیراخلاقی را کنار میگذارد و به کنترل درونی دست یافته و با الگو گرفتن از نمادهای حج درصدد تقویت خویشتن داری است.
هدف این پژوهش، بیان اهداف مشترک عاشورای حسینی و قیام مهدوی در رهیافت روایی است. مقصود از رابطه ی عاشورا و مهدویت، پیوندی است که میان این دو عنصر اساسی در هدف وجود دارد، که با عنصر «غدیر» هویت مکتب امامت را می سازند. روش این تحقیق، توصیفی تحلیلی است، که با بهره گیری از روایات و ادعیه(دعای ندبه، زیارت عاشورا و زیارت ناحیه ی مقدسه) در صدد پاسخ به سؤال اصلی تحقیق است. قیام جهانی مهدی موعود(عج)، مکمل حرکت اصلاحی امام حسین(ع) است که دارای اهداف مشترکی از جمله: اصلاح جامعه، تحقق عدالت اجتماعی و مبارزه با طاغوت های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، محو جاهلیت اموی و بدعت های مکتب خلافت، برپایی حکومت اسلامی، عدم بیعت با طاغوت، امر به معروف و نهی از منکر و انتقام از خون مطهر مظلوم کربلا(ع) و همه مستضعفان جهان
نظریه تکثرگرایی دینی که مدعی تساوی ادیان و مذاهب در حقانیت و تساوی دینداران در امکان نجات و رستگاری است، دارای رویکردها و تقریرهای متفاوتی می باشد. مهم ترین رویکرد، دیدگاهی است که سعی دارد این تئوری را از نگرشی خاص به وحی استخراج نماید. این نگرش، همان تجربی انگاری یا تجربه دینی تلقی کردن وحی است. مقاله حاضر ضمن بیان تئوری های بدیل نظریه تجربه دینی در خصوص ماهیت وحی و نشان دادن برآیند آنها در نظریه تکثرگرایی دینی، به بررسی امکان یا عدم امکان انتاج این نظریه از آنها می پردازد. این مقاله درصدد اثبات این فرض است که نظریه تکثرگرایی دینی نه تنها ازطریق رویکرد تجربی نسبت به وحی، بلکه به کمک هیچ تلقی دیگری درباره وحی نیز قابل توجیه نیست.
کتاب کافی، مهم ترین اثر برجای مانده از دوره حدیث پژوهان پیشین به شمار می رود. این کتاب که دربردارنده موضوعات اعتقادی، اخلاقی و رفتاری است، به سبب باب بندی قوی و دریافت احادیث، از مهم ترین نویسندگان حدیث شیعه، از آغازین روزهای عرضه، مورد استقبال جامعه علمی شیعه قرار گرفت. در این مقاله، به بازشناسی منابع کلینی در تدوین کافی پرداخته شده تا اتقان این کتاب روشن گردد، زیرا از نگاه قدما، صحت حدیث مبتنی بر دریافت آن از اصول مورد اعتماد اصحاب است. این پژوهش نشان می دهد که تجلیل بزرگان از کافی به دلیل اخذ روشمند کلینی از مهم ترین کتب اصحاب است و اعتبارسنجی احادیث کافی به روش حوزه حله با روش کلینی در تدوین کتاب خویش هم خوانی ندارد و لازم است در راستای اعتبارسنجی روایات کتب پیشینیان، منابعی که مؤلفان، احادیث کتاب خود را از آن ها دریافت کرده اند، شناسایی و ارزش گذاری شود.
«جمهورى اسلامى» تجربهء جدیدى در نظام هاى سیاسى جهان است که به برکت انقلاب اسلامى ملت ایران به رهبرى امام خمینى (قدس سره)تأسیس شد. در این نظام سیاسى , حاکمیت ملت در چارچوب ارزشهاو احکام اسلام جامهء عمل پوشید. اما از زمان استقرار آن همواره شبهه ءتعارض بین «حاکمیت مردم» و «حاکمیت دین» مطرح شد و على رغم پاسخهاى مکرر همچنان در قالب هاى جدیدى تکرار مى شود. چنانکه درچگونگى تلائم آن دو با یکدیگر تفسیرهاى متنوعى مطرح بوده و هست .فصلنامهء حکومت اسلامى در پاسخ به انتظار جمعى از خوانندگان خود, موضوع «جمهوریت و اسلامیت» را محور مناظره اى مکتوب بین دو تن از پژوهشگران این عرصه قرار داد تا دو تفسیر متفاوت ازهمنشینى این دو مقوله با هم , در کنار یکدیگر مطرح شود. انتخابات قریب الوقوع چهارمین دورهء مجلس خبرگان رهبرى موجب شد تاموضوع «مجلس خبرگان و جایگاه و ملاک مشروعیت آن» را هم در این مناظره بگنجانیم و دو دیدگاه متفاوت در زمینه نقش مردم را درارتباط با این نهاد مطرح نماییم .
با تشکر از حجج اسلام آقایان کاظم قاضى زاده[*] و احمدحسینشریفى که به پرسش هاى مشترک مجله پاسخ دادند, علاقمندان به اینمباحث را به مطالعهء آن که در دو شمارهء مجله منتشر شده , فرامى خوانیم . مجله آمادگى خود را مبنى بر پى گیرى مباحثى از این نمونه اعلام مى دارد.
مفهوم شناسی موضوعات اخلاقی از مهم ترین مراحل دین پژوهیِ متن محور است. هدف این پژوهش، بررسی روش مفهوم شناسیِ موضوعات اخلاقی و تطبیق آن بر موضوع حیا است. یافته های پژوهش آن است که مراحل مفهوم شناسی عبارت است از: 1. واژه پژوهی به معنی جمع آوری، بررسی و تحلیل دیدگاه لغت شناسان و متخصصان؛ 2. مفهوم پژوهیِ دینی به معنی بررسی متون دینی و استخراج ویژگی های مؤثر در تعریف؛ 3. استخراج تعریف به معنی مشخص کردن مؤلفه های اساسی تعریف و مناسبات آن ها؛ 4. تحلیل و تبیین تعریف با بررسی ابعاد موضوع شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی. براین اساس، حیا ترکیبی است از حرمت تمدیدشده، نظارت ادراک شده و خودمهارگری. نتیجه اینکه 1 مفهوم شناسی به لغت شناسی منحصر نمی شود و 2 حرکت روشمند در مفهوم شناسیِ موضوعات دینی، نیازمند ترویج روش و آموزش آن به پژوهشگران و دانش پژوهان حوزه دین است.
یکی از وظایف دادستان، حمایت از کودک است که مصادیق آن، گاه از امور حسبه است و گاه از امور ترافعی. در قوانین مرتبط با کودک و خانواده در قانون مدنی و نیز قانون امور حسبی، مواردی از این حمایت ها دیده می شود، مانند تکلیف دادستان به نظارت بر نگه داری طفل توسط والدین و تقاضای عزل ولی قهری که در اموال صغیر خیانت کرده باشد. با این همه، نقش دادستان در این قوانین به منصه اجرا نمی رسد ؛ زیرا دادستان هنگامی وارد عمل می شود که دیگری این حمایت را تقاضا کند و از آن جا که طرف دعوی یا مخاطب دادستان در قوانین حمایتی از کودک، غالباً والدین و سرپرستان قانونی کودک می باشند، واگذاری درخواست حمایت از کودک به این افراد، ناقض فلسفه وجودی این حمایت هاست.
نویسنده مقاله حاضر، با این اعتقاد که قانون گذار ابزارهای لازم را برای انجام تکلیف دادستان در خصوص کودک در اختیار وی نگذارده است، در پی پاسخ به این سؤال است که چه راه هایی قانونی می تواند دادستان را به حمایت از کودک ملزم نماید. این سؤال با توجه به نقش های مختلف دادستان در برابر کودک به ویژه جایگاه نظارتی او بر والدین و سرپرستان قانونی کودک، پاسخ داده می شود. نتیجه آن که ابزارهای دادستان در حمایت از کودک، بیش از آن که در قوه قضائیه باشد، باید در دستگاه های اجرایی و مشارکت های مردمی نمود یابد.
یکی از جریان های تفسیری معاصر اهل سنّت که می توان ریشه های آن را در قرون اولیه و میانی بازکاوی نمود، جریان قرآنیون یا اهل قرآن است که متأثر از دیدگاه های درون دینی و برون دینی، با قرآن بسندگی و انکار نقش سنّت در شناخت دین، رو به گسترش نهاده است. از آنجا که مبانی این جریان مانند جامعیت تفصیلی حقایق قرآن، نفی وجود ابهام در احکام و آموزه های دینی در سایه امکان و جواز تدبر و تعقل در قرآن و انکار نقش سنّت در شناخت دین به دلایلی مانند وحیانی نبودن، شرک آمیز بودن، ظنّی بودن، مخدوش بودن، تاریخی و زمان مند بودن، تفرقه انگیز بودن و قابل احراز نبودن نسبت سنّت به پیامبر (ص)، می تواند به گسترش نگاه منفی به سنّت و رأی گروی و تأویل گروی در برداشت از مفاهیم و مدالیل آیات قرآن منجر گردد، در این نوشتار تلاش شده است تا با روش کتابخانه ای و رویکردی تحلیلی انتقادی، نخست بسترهای پیدایش این اندیشه روشن گردد و سپس به آسیب های مبنایی و روشی قرآنیون در فهم و تفسیر قرآن پرداخته شود.
انیس الطالبین و عده السالکین کتابی است در شرح احوال و افکار و مقامات خواجه بهاءالدین نقشبند. از این کتاب دو تحریر وجود دارد: مفصّل و مختصر. در تحریر مفصّل، به صراحت از صلاح بن مبارک بخاری به عنوان نویسنده یاد شده است، درحالی که در منابع و در فهرست ها، این کتاب به خواجه محمد پارسا و عمّ او، حسام بن یوسف بخاری نیز منسوب است. انتساب کتاب به حسام بن یوسف بخاری با دلایلی روشن، کاملاً مردود است. همچنین نسبت دادن آن به صلاح بن مبارک، به دلایلی شک و تردید ایجاد می کند، اما به قطع و یقین نیز نمی توان آن را رد کرد. اما انتساب کتاب به خواجه محمد پارسا به دلایلی درست می نماید یا اینکه حداقل باید انتساب تحریر مفصّل را به صلاح بن مبارک با اندکی تردید پذیرفت و انتساب تحریر مختصر را به خواجه محمد پارسا قطعی دانست. نویسندگان مقاله به بررسی این موضوع پرداخته اند.
اهمیت مبادلات تجاری در حجاز قبل از اسلام، تأسیس بازارهای متعدد در شهرهای مختلف از جمله یثرب را به همراه داشت که با سازوکارهای قبیله ای اداره می شد. با ظهور اسلام آموزه های اقتصادی در زمینه های مختلف تجاری، معاملاتی، عرضه و تقاضا و ... ارائه گردید که در موارد متعدد با سنت های قبلی همخوانی نداشت، و در مسیر اجرایی با مشکلات عدیده مواجه شد. این مقاله درصدد است با رویکردی توصیفی تبیینی و با استفاده از شاخص های نظری علم مدیریت به این سؤال پاسخ دهد که با توجه به پیشینه ذهنی اقتصادی مردم، چگونه رسول اکرم| تلاش داشتند بازار مدینه را با آموزه های اقتصادی اسلام هم گرا کنند؟ به نظر می رسد، رسول اکرم| با سازوکارهای مدیریتی از جمله: منفک کردن بازار مسلمانان از یهودیان، ارائه قوانین مربوط به بازار متناسب با آموزه های دینی، نظارت و کنترل بر قیمت ها، کیفیت کالاها و ... تلاش کردند، الگوی عملی از بازار هم گرا با آموزه های دینی به اجرا گذارند.