ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۹٬۱۴۱ تا ۷۹٬۱۶۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۷۹۱۴۱.

اخلاق بندگی در ادعیه پیامبران بر اساس الگوی تقسیم ثنایی (با تأکید بر آراء علامه جوادی آملی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۳
سبک ادعیه انبیا در قرآن دارای تنوع بسیار است و بررسی آن می تواند از زوایای مختلفی دارای اهمیت و ضرورت ویژه باشد. خلأ پژوهشی در این سبک شناسی و با نگاه اخلاق بندگی براهمیت این پژوهش می افزاید. این مقاله با استقراء ادعیه قرآنی و بذل تاملات پژوهشی و با روش توصیفی تحلیلی، دعای پیامبران را در قالب تقسیمات ثنایی متعددی ارائه نموده و به مدل هایی از دعاهای به ظاهر متخالف برآمده از این ادعیه دست یافته و با تحلیل آنها و با تاکید بر آراء علامه جوادی آملی ضمن اصطیاد برخی از آداب اخلاقیات بندگی در صورت بندی گفتاری دعا به این نتیجه دست یافته است که مدل های به ظاهر متفاوت دعای انبیا با اخلاق بندگی و معنویت سازگارند و سر تفاوت ظاهری آنها در کلمات واستعدادهای وجودی انبیا و احوالات قلبی ایشان و نوع ارتباطات کلامی آنها با خداوند ریشه دارد.
۷۹۱۴۲.

موضوع متافیزیک: اختلاف نظر بنیادین فارابی و ابن سینا در باب صورت منطقی وجود(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
استدلال می کنم که فارابی و ابن سینا اختلاف نظری بنیادین بر سر صورت منطقی موضوع متافیزیک، یعنی موجود، دارند: از نظر فارابی «موجود» معنایی انفصالی دارد و از نظر ابن سینا این معنا پایه است. تبیینی برای این اختلاف نظر بر سر تحلیل موضوع متافیزیک ارائه می کنم که بنا بر آن، این دو فیلسوف دو نظر متفاوت و متعارض در خصوص ساختار علوم و نسبت علوم نظری با یکدیگر دارند. فارابی به تعاملی دوطرفه میان علوم قائل است، در حالی که از نظر ابن سینا، ساختار علوم ساختاری عینی است که طبق آن علوم بالاتر هیچ گونه وابستگی ای به علوم پایین تر ندارند. بر اساس این تفسیرها، نشان می دهم که چرا در چارچوب متافیزیک ابن سینا مسئله تمایز وجود و ماهیت مسئله ای اصیل است، در حالی که این مسئله در چارچوب متافیزیکی فارابی مسئله ای بی مایه است. اصالت این مسئله در چارچوب متافیزیکی ابن سینا تبیین می کند که چرا تاریخ فلسفه اسلامی پس از ابن سینا معرکه اختلاف تفسیر نظر ابن سینا و همچنین اختلاف نظر علمی بر سر مسئله تمایز وجود و ماهیت بوده است. اگر استدلال های من صحیح باشند، ابن سینا ادامه راهی نیست که فارابی در فلسفه طی می کرده است. به عکس، تاریخ فلسفه اسلامی از فارابی به ابن سینا، تحولی بنیادین را تجربه کرده است.
۷۹۱۴۳.

سنجش نقدهای جامعه گرایان بر نظریه عدالت جان رالز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۳
جان رالز نسخه ای کارآمد از عدالت را در ساختارهای اجتماعی و سیاسی معرفی نمود که اصول عدالت را از توافق طرف های قرارداد در وضعیت نخستین به دست می آورد. جامعه گرایان، گروهی از منتقدان رالز هستند که برداشت آنها از انسان، موجودی تکوین یافته در فرآیندی اجتماعی، نه یک فرد جدا از جامعه است و معتقدند که انسانِ رالزی از پیوندهای اجتماعی و روابط اخلاقی میان انسان و جامعه رها است و بویی از واقعیت انسان نبرده است. مایکل سندل، رهاکردن مفهوم جامعه در تعریف انسان را ضعف رالز می داند. السدر مک اینتایر، بیان می دارد که فرع بودن جامعه مشکل رالز است و فرد، نقش اصلی و جامعه نقشی فرعی دارد. چارلز تیلور، معتقد است چیزی به نام مجموعه منسجمی از اصول عدالت وجود ندارد و رالز یک نمونه پاردایمی ارائه داده، اما به سؤال اشتباه پاسخ می دهد. جامعه گرایان توجه نداشتند در ساختار نظریه عدالت رالز، تلقی او از مفهوم انسان تاثیری بر درستی یا نادرستی نظریه و پیامدهای آن ندارد. برای رالز اهمیت اصلی شکل گیری ساختاری است که آزادی را تضمین کند و ساختاری عادلانه را در جامعه ممکن سازد. قابلیت اجرایی شدن اصول عدالت رالز در جوامع مختلف و پیامد آن در افزایش عدالت دلیلی بر درستی نظریه عدالت رالز است. 
۷۹۱۴۴.

بررسی مؤلفه های تفکر انتقادی در حکایت «أبومحمد تنبل» از یعقوب الشارونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف و مقدمه: بحث تعلیم و تربیت در دوران معاصر اهمیت زیادی پیدا کرد و، به دنبال آن، فلسفه برای کودکان نیز مطرح شد. یکی از نظریه پردازان اصلی در این زمینه «متیو لیپمن» است که نظریه ای با عنوان «فلسفه برای کودکان» ارائه کرد که در فارسی با نام انحصاری «فبک» شناخته می شود. لیپمن در این نظریه سعی دارد، در آثاری که در حوزهٔ کودک نوشته شده است، بر مقولهٔ تفکر تأکید کند. از دیدگاه او، داستان ها را باید از این منظر بازبینی و بازنویسی کرد، زیرا تفکر انتقادی در سال های اول زندگی از این طریق به کودکان آموزش داده می شود. تفکر ویژگی اصلی انسان است و رشد و پیشرفت اصلی یک جامعه مبتنی بر تفکر است؛ بر اساس تفکر است که انسان ها می توانند به سمت مدینهٔ فاضله حرکت کنند و دنیای ایده آل خود را بسازند. با توجه به جایگاه حساس تفکر در زندگی بشری، تقویت اندیشه ورزی نیز بسیار ضروری است و بار این مسئولیت بر دوش آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی هر جامعه است. اما اینکه ادبیات و هنر چگونه می تواند در این امر کمک کند، دغدغه و مسئلهٔ اصلی پژوهش حاضر است. هدف این مقاله کشف میزان برخورداری اثری از ادبیات کودک مصر از ویژگی های تفکر انتقادی است. این مقاله در تلاش است با بررسی یک قصهٔ اقتباسی از هزار و یک شب، یعنی قصهٔ «أبو محمد تنبل»، که از قصه های مشهور این کتاب است، به بررسی نحوهٔ کاربست مؤلفه های تفکر انتقادی در بازنویسی یعقوب الشارونی پرداخته شود. او در اثر بازنویسی عنوان اثر را «الکسلان و تاج السلطان» باز آرایی کرده و تغییراتی در شکل و محتوا داده است، اما آنچه در این پژوهش اهمیت دارد، پاسخ گویی به دو سؤال زیر است: قصهٔ الکسلان و تاج السلطان از چه مؤلفه هایی برای آموزش تفکر انتقادی به کودکان برخوردار است؟ نحوهٔ کاربرد این مؤلفه ها در قصهٔ مذکور به چه صورت است؟روش شناسی: این تحقیق به روش توصیفی و تحلیلی به بررسی مؤلفه های نظریهٔ لیپمن در داستان أبو محمد تنبل پرداخته است. جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای بوده و تلاش شده، با استفاده از منابع معتبر در حوزهٔ تفکر انتقادی و متن داستان، مؤلفه های نظریهٔ لیپمن در داستان استخراج شود و، بر حسب میزان انطباق مؤلفه ها با شواهد مثال، تحلیل های مناسب با تفکر انتقادی ارائه گردد.یافته ها: طبق یافته های پژوهش نُه مؤلفه میان پانزده مؤلفهٔ لیپمن در داستان أبو محمد تنبل بحث و بررسی شد. «یادگیری پرسش های مرتبط» اولین مؤلفه در بررسی اثر بود که نویسنده از این امکان در آغاز داستان بهره گرفته و در بزنگا ه های مختلف از آن استفاده کرده است. نویسنده به ارتباط میان رشته های مختلف اهمیت داده و در برخی مواقع میان دانش های مختلف در داستان ارتباط برقرار کرده است. مؤلفهٔ «استناج از گفت و گوها و رفتارها» هم در داستان بررسی شد و به تلاش نویسنده به چگونگی جمع بندی گفت و گوها و رفتارها پرداخته شد. نویسنده اصطلاحات زیادی به کار نبرده و، در نتیجه، مؤلفهٔ «توضیح اصطلاحات» بسیار اندک به کار رفته است. «ارزش یابی ناساز گاری راهکار» در یکی دو مورد انجام گرفته و نویسنده به طور دقیق به چگونگی نادرستی برخی از راهکارها پرداخته است. همچنین نویسنده به شناسایی فرضیه های زیربنایی پرداخته و آنها را اساس روایت خود قرار داده است. مستدل کردن برخی عقاید و استفاده از آموزش و تشبیه در داستان أبومحمد کسلان، به ویژه زمانی که شعارها به طور کلی بیان می شود، استفاده شده است.بحث و نتایج: داستان های یعقوب الشارونی مانند بیشتر داستان های کودکانه دارای ویژگی هایی مانند سادگی زبان، وضوح محتوا، فرم و سازماندهی دقیق است و این ویژگی ها در میزان و کاربرد مؤلفه های تفکر انتقادی لیپمن تأثیرگذار است. چنین ساختار و شکلی موجب پیدایش و به کار گیری مؤلفه های تفکر انتقادی لیمپن به شکلی فراوان و دقیق شده است. هدف این مقاله بررسی یکی از داستان های «الکسلان و تاج السلطان» نوشتهٔ یعقوب الشارونی است که بازنویسی داستان «محمد کسلان» در هزار و یک شب است، از منظر کاربرد عناصر تفکر انتقادی تا حدی که به کار گیری جنبه های تقویت کنندهٔ جنبه های اجتماعی کودکانه در جنبه های اجتماعی مصر انجام شود. نحوهٔ عمل نویسنده به مقولهٔ تفکر انتقادی و اهمیت آموزشی آن در بازنویسی و نوسازی داستان هزار و یک شب قابل توجه است. نتیجه نشان می دهد که داستان موردبحث، با وجود اینکه اقتباسی از ادبیات کهن است، از مؤلفه های تفکر انتقادی در این بین استفاده کرده و نویسنده با به کار گیری مؤلفه های این نظریه در جای جای اثر به تقویت تفکر کودک کمک کرده است. حکایت الکسلان و تاج السلطان با توجه به رویدادهای پیاپی و جذاب، طرح سؤالات بجا و منطقی (سؤال از چرایی ثروتمند شدن کسلان)، ایجاد ارتباط میان حوزه های مختلف اندیشگانی(ربط میان تنبلی و ثروتمندی)، رها نکردن بخش های روایی به گونهٔ پراکنده و ارائهٔ نتیجه گیری از آن، توضیح ابهامات و شرح نقاط مبهم (شرح لقب شخصیت که با ثروت وی همخوانی ندارد)، ارزیابی راهکارهای نادرستی که شخصیت ها در برخی موارد به کار می برند، مستدل کردن اعتقادات و تصمیمات، هر چند که عجیب و به ظاهر نادرست باشد (به مانند خرید بوزینه)، کاربرد بهنگام قیاس و تشبیه (مقایسهٔ کسلان با شاهان و امپراتورها)، کشف عقاید غلط (عدم تمایز میان بیماری و تنبلی)، یادگیری انتقاد کردن و آموزش آن (انتقاد از ظاهر بوزینه هنگام خرید) و فهمیدن آنچه در ذهن است (توجیه علت چرایی خرید بوزینه) عوامل تفکر انتقادی را به کرّات و هدفمند به کار برده و حکایتی با بار فکر ورزی بالا پدید آورده است.
۷۹۱۴۵.

تبیین قاعده اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست در مرافعات اشخاص نسبت به ملی نمودن اراضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۰۶
امروزه مبانی اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست محملی برای پدید آمدن حق بر محیط زیست به عنوان یکی از موضوعات مهم در نظام بین المللی و قوانین داخلی کشورها است. مشکلاتی مانند گرمایش زمین و سوراخ شدن لایه ازون بواسطه قطع جنگل ها و از بین رفتن گیاهان نادر، آلودگی های زیست محیطی، باران اسیدی و کاهش منابع آب، علاوه بر تخریب محیط زیست، زندگی انسان را نیز تهدید می کند. اگرچه جرایم زیست محیطی به عنوان جرایم بدون قربانی شناخته می شوند، اما به ندرت به صورت کامل مورد توجه قرار می گیرند. با این اوصاف در این تحقیق به ارتباط این موضوع با مالکیت افراد و ملی نمودن اراضی توجه می شود. مالکیت افراد نسبت به اموالشان در همه ی جوامع همواره مورد توجه بوده و هست. از گذشته تا حال کاملترین حق عینی در حقوق ما حق مالکیت می باشد و این حق همیشه قابل احترام و تکریم بوده و هیچ کس نمی تواند به حق مالکیت دیگری تجاوز کند؛ پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که در مواردی که دولت(اداره منابع طبیعی) در راستای اجرای قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع مصوب 1۳41 و قوانین بعدی ، با بررسی سابقه و سنجش موقعیت یک محدوده مشخص از اراضی با معیارهای مشخص و از پیش تعیین شده، مبادرت به صدور برگه ی به نام «برگ تشخیص» انجام می گیرد و ادعای مالکیت نسبت به زمینی را دارد . آیا بار اثبات این ادعا بر دوش دولت(اداره منابع طبیعی) است یا بر دوش مالک شخصی ملک؟ در این زمینه نتایج تحقیق نشان دادند که مبنای اخلاقی درباره ارزش ذاتی محیط زیست در بحث اراضی ملی بر اساس ایجاد عدالت میان رابطه انسان و اراضی لحاظ شده و رویه مالکیت افراد در دو بحث تقصیر و قصور دولت و اشتباه مأمور مجری در تشخیص مستثنیات مهمترین عوامل در مرافعات اشخاص نسبت به اراضی ملی هستند.
۷۹۱۴۶.

تحلیل انتقادی آراء نیل رابینسون درباره حضرت عیسی علیه السلام در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۴
نیل رابینسون خاورشناس بریتانیایی به پژوهش درباره حضرت عیسی علیه السلام در قرآن پرداخته است. وی در این جهت مباحثی چون: مخالفت قرآن با بکارت جاودانه حضرت مریم سلام الله علیها، اشاره قرآن به غسل تعمید، یکسانیِ عشای ربانی و مائده آسمانی، تلفیق «مائده» و «منّ و سلوی» در قرآن و موت عیسی علیه السلام را بررسی کرده است. مباحث پیش گفته با روش تحلیلی-انتقادی در پژوهش حاضر مورد مداقّه قرار گرفته است. پژوهش رابینسون نقاط قوتی از جمله استشهاد فراوان به آیات قرآن و استفاده از منابع شیعی دارد. از نقاط ضعف پژوهش وی به موارد ذیل می توان اشاره کرد: او درک صحیحی از شیوه نقل داستان های قرآنی و نیز سبک آن ندارد؛ وی با عدم جامع نگری آیات قرآن، برداشت نادرستی از آنها دارد؛ اعتبار زیادی برای روایات قائل نیست و سعی در تطبیق پیش فرض خود راجع به مرگ حضرت عیسی علیه السلام بر قرآن را دارد.
۷۹۱۴۷.

واکاوی نقش وکلای اربعه در انتقال تراث شیعی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۷
دوره غیبت صغری به عنوان دوران گذار از حضور به غیبت امام (ع) از آن رو اهمیت می یابد که بخشی از اصول اندیشه امامیه در این دوران پایه گذاری گردیده است. این دوره به دلیل عدم دسترسی عمومی شیعیان به امام، وکیلان به عنوان کانال ارتباطی میان ایشان و جامعه شیعه معرفی گردیده و بخشی از عناصر کلیدی تفکر امامیه به وسیله سفیران به شیعیان منتقل گردیده است. اینکه وکیلان چه مضامین و آموزه هایی را به امامیه منتقل نموده و یا در مسیر انتقال آن ها فعال بوده اند؛ سوالی است که با استناد به متون روایی و رجالی تاریخ شیعه در این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ آن هستیم. به نظر می رسد با توجه به نقش کلیدی ارتباطی که وکیلان در این دوران ایفا می نمودند، بررسی این مضامین کمک خواهد کرد تا درک بهتری از روند شکل گیری مفاهیم شیعی و نقش وکیلان چهارگانه در ترویج و تثبیت اصول شیعه پیدا کنیم. یقینِ سفیران به ولادت و غیبت امام و القاء آن به مخاطبان خود از طریق بیان گزارش هایی از دیدار با امام(ع) و محافظت کامل از نام و نشان امام دوازدهم به گونه ای که یکی از اصلی ترین مسائلی که به وسیله ایشان بر آن تأکید می شد نهی از نام بردن از امام بود؛ مهمترین آموزه هایی است که به وسیله ایشان تولید و به جامعه شیعه عرضه گردیده، و از آن طریق سبب تقویت بنیه اعتقادی شیعه به وجود امام دوازدهم در آن روزگار و پس از آن شده است.
۷۹۱۴۸.

تحلیل انتقادی دیدگاه علامه طباطبایی و آیت الله معرفت درباره بطن قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۷۱
ساله بطن، ازجمله مباحث چالشی در مورد قرآن است که مفسران تحلیل های مختلفی درباره آن داشته اند. آراء علامه طباطبایی وآیت الله معرفت نیز دراین باره، گاهی مختلف و گاهی متعارض هستند که پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی چگونگی و چرایی دیدگاه این دو مفسر معاصر شیعه، درباره  بطن قرآن و ابعاد مرتبط با آن می پردازد. بر اساس نتایج پژوهش، اولاً هردو مفسر، بطن را صرفاً «معنا» دانسته اند اما در تفسیر، «مصداق» را نیز با عنوان «تأویل» و «جری» برای آن قائلند؛ بر اساس روایات، باید بطن را «معنا» و «مصداق» دانست. ثانیاً علامه، بطن را از سنخ مدلولات مطابقی الفاظ و آیت الله معرفت، آن را مدلول التزامی کلام می داند؛ اما نمونه های بطنی علامه، دارای دلالت التزامی است. ثالثاً علامه، گستره بطن را شامل همه آیات قرآن دانسته و آیت الله معرفت نیز با وجود درنظرنگرفتن بطن برای آیات الاحکام، در آثار بعدی به بیان بطن برای آن ها پرداخته و گستره آیاتِ دارای بطن را وسیع در نظر گرفته است. رابعاً، هردو اندیشه ور، دست یابی به باطن را منحصر به معصوم ندانسته، اما علامه راه کشف آن را از طریق تدبر ممکن می داند و آیت الله معرفت، از طریق تنقیح مناط و الغای خصوصیت و همگانی کردن آن.
۷۹۱۴۹.

شاخصه های سیاستمداران توحیدی از منظر قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۹۸
این پژوهش با هدف تبیین شاخصه های سیاست مداران توحیدی از دیدگاه قرآن کریم، به این پرسش محوری پاسخ می دهد: «قرآن کریم به عنوان اصلی ترین منبع هدایت گر اسلامی، چه ویژگی هایی را برای سیاست مدارانِ توحیدی تعیین کرده است؟» با بهره گیری از روش ترکیبی (توصیفی _ تحلیلی و متن پژوهی) و استناد به آیات قرآن و تفاسیر معتبر، برجسته ترین شاخصه های سیاست مداران توحیدی استخراج و واکاوی شده اند. یافته ها نشان گر آن است که قرآن کریم با محوریتِ توحید، ساختن جامعه ای الهی را تکلیفی اجتناب ناپذیر می داند و سیاست مداران، این نظام را موظف به برخورداری از ویژگی هایی همچون ایمان عمیق، تقوای فردی و اجتماعی، عدالت محوری، اطاعت از خدا و رسول6، نفی سلطه ی طاغوت، استکبارستیزی و التزام به مشورت می کند. این شاخصه ها نه تنها به عنوان مبانی نظری، بلکه به مثابه اصول عملی برای استقرار نظام سیاسیِ مطلوب در اسلام معرفی شده اند. دستاوردهای پژوهش، الگویی جامع ارائه می دهد که می تواند پایه ای برای گزینش، سنجش و تربیت سیاست مداران در جوامع اسلامی و همچنین نقد رویکردهای کنونی در حکمرانی باشد.
۷۹۱۵۰.

مسئله شناسی تبلیغ دینی در ایران(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۰۶
در وضعیت جاری ِجامعه ایران، در تبلیغ دینی و تعاملات آن با حوزه های گوناگون اجتماعی، چالش های متعددی را می توان مشاهده کرد که توجه به آن ها حائز اهمیت است. این پژوهش با هدف اصلی شناخت آسیب ها و مسائل جاری تبلیغ دینی در حوزه های علمیه انجام گرفته است. روش انجام پژوهش از نوع ترکیب روش های کیفی و کمی و جمع آوری اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه نهائی در بین 73 نفر از نخبگان امور تبلیغی حوزه علمیه مشهد انجام شده است. یافته های تحقیق در شش مقوله اصلی تبلیغ دینی و به تفکیک گروه های نخبگی ارائه شده است که پس از تجمیع همه آن ها مسائل تخصصی نبودن تبلیغ و بی توجهی به تقویت خِرَدگرائی و عقلانیت دینی به عنوان مهم ترین مسائل فعلی حوزه تبلیغ دینی معرفی شده است. متناسب با نتایج تحقیق نیز برخی پیشنهادهای اجرائی نیز ارائه شده است که به خصوص بر توسعه و تنوع بخشی تحقیقات مشابه و انجام مطالعه طولی این موضوع در بازه های زمانی خاص تأکید شده است.
۷۹۱۵۱.

تحلیل انتقادی نظریه حرکت در حرکت علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۰
صدرالمتالهین با طرح نظریه حرکت جوهری، حرکت در مقوله جوهر را مطرح کرد. اما او نیز همچون دیگر فلاسفه، حرکت در سایر مقولات را نپذیرفت، به ویژه در مقولاتی که افراد آن ها تدریجی الحصول است؛ چرا که حرکت در آن ها باعث به وجود آمدن پدیده «حرکت در حرکت» می شود که از دیدگاه همه فلاسفه، امری محال است. در این بین در دیدگاه علامه طباطبائی پذیرش حرکت جوهری، مستلزم پذیرش وقوع نوعی حرکت تبعی اما حقیقی در همه مقولات نه گانه عرضی است. لذا در دیدگاه علامه طباطبائی حرکت در حرکت نه تنها محال نیست، بلکه تبیین چگونگی سرعت و کندی حرکات در پرتو پذیرش حرکت در حرکت ممکن است. در این جستار علاوه بر بررسی مبانی علامه طباطبائی در تبیین بحث حرکت در حرکت، دیدگاه شاگردان ایشان نیز پیرامون این مسأله مورد بررسی قرار می گیرد و خواهیم دید که شاگردان ایشان اختلاف مبنایی با علامه طباطبائی پیرامون این نظریه ندارند.
۷۹۱۵۲.

مراحل تربیت اخلاقی با ملاک ترتیب منطقی ناظر به ساحت های چهارگانه رفتار(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
تدوین مراحل تربیت برای تحقّق تربیت اخلاقی ضروری است و برای تدوین این مراحل، از ملاکات متعددی مانند ملاک ترتیب منطقی استفاده می شود. در ضمن از مهم ترین تقسیم بندی های رفتار اختیاری انسان، تقسیم بر اساس ساحت های چهارگانه رفتار است. حال پرسش آن است که تربیت اخلاقی، بر اساس ملاک ترتیب منطقی، ناظر به ساحت های چهارگانه رفتار اختیاری، چگونه مرحله بندی می شود؟ در این پژوهش، به روش توصیفی ۔ تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای و استناد به آیات و روایات، در صدد پاسخ به این پرسش برآمده ایم. مراحل تربیت اخلاقی با ملاک ترتیب منطقی، ناظر به ساحت های چهارگانه رفتار (ساحت الهی، ساحت فردی، ساحت اجتماعی، و ساحت زیست محیطی) است. تقدم تربیت در ساحت الهی بر همه ساحت ها، نشان دهنده اهمیت توحید و ایمان به خدا در همه مراحل تربیت اخلاقی است. همچنین تقدم تربیت در ساحت فردی بر تربیت در ساحت های اجتماعی و زیست محیطی حاکی از تقدم متعادل ساختن نفس بر تربیت و اصلاح رفتار در دو ساحت دیگر است.   
۷۹۱۵۳.

روابط ایران و اتحادیه اوراسیا از منظر نظریه ژئوپلیتیک انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۷
امروزه کشورها تلاش می کنند از طرق مختلف و با اتکا به روش های نوین ازجمله توجه به مزیت های رقابتی ای که از آن بهره مند هستند، مسائل منطقه ای خود را حل وفصل کنند. در این راستا، همگرایی منطقه ای به عنوان یک استراتژی مهم می تواند آن ها را علاوه بر دستیابی به بازارهای منطقه ای و جهانی در حل وفصل مسائل مبتلابه تجاری و اقتصادی یاری دهد. پس از شکل گیری همگرایی منطقه ای، گام بعدی کم رنگ کردن خطوط مرزی و تشکیل بلوک های تجاری با کشورهای هدف است که این امر زمینه ساز توسعه روابط تجاری و همگامی با فرایند جهانی شدن شده و موجب باز شدن اقتصاد کشورها می شود به نحوی که می توان از این مزیت در مراحل بعد نیز بهره برد. در همین راستا، به نظر می رسد تشکیل یک شبکه جهانی که در آن نقشه کریدورهای متصل، جایگزین نقشه های سنتی مرزهای ملی شده در دستورکار جهانی قرار گرفته است. این شبکه ها در حال ایجاد سیستم های پیچیده ای هستند که از مرزهای ملی فراتر می روند و روابط ژئوپلیتیکی را بازتعریف می کنند. به همین جهت، در این شکل نوین، از منطقه گرایی تنها برای تکمیل یا ادغام اقتصادهای محلی آن هم صرفا برای پیشبرد سیاست خارجی استفاده نمی شود، بلکه می توان آن را درراستای تقویت راه های ترانزیتی و اتصالی یا همان زنجیره انتقال منطقه ای کالا به عنوان یک هدف مهم به کار برد. به عبارت دیگر، کشورها با بهره برداری مطلوب از موقعیت مناسب ژئواستراتژیک خود می توانند با محوریتی که در اتصال راه های مبادلاتی و ترانزیت کالا ایجاد کرده اند علاوه بر توسعه روابط با کشورهای منطقه، از آن برای پیشبرد اهداف اقتصادی و نیز سیاسی و امنیتی خود استفاده بهینه کنند. در این راستا، مقاله پیش رو با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و پس از توصیف عناصر اصلی نظریه ژئوپلیتیک انتقادی و بررسی نقش آن در ارتباطات اقتصادی و همگرایی منطقه ای تلاش می کند به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه می توان از اتصال به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف اقتصادی در گسترده روابط ایران و اوراسیا استفاده کرد؟ مقاله حاضر در پاسخ به این سوال مهم معتقد است؛ موقعیت ویژه و کم نظیر جغرافیایی ایران ظرفیت و فرصت بسیار مناسبی را در اختیار این کشور قرار داده است تا بتواند با بهره مندی از موهبت قرارگیری در مسیر کریدورهای شمال- جنوب و شرق- غرب به عنوان شاهراه ژئوپلیتیکی منطقه ای و جهانی نقش مهمی در اتصال خاورمیانه، آسیا و اروپا داشته باشد و در پرتو محوریتی که در ترانزیت و اتصال کالا پیدا می کند، اقتصاد خود را نیز سروسامان ببخشد.
۷۹۱۵۴.

بازخوانی مفهوم «اتفاق» در حکمت مشاء بر مبنای آراء فیاض لاهیجی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۲۶۷
مفهوم «اتفاق» در فلسفه اسلامی، به ویژه در مکتب مشاء، مورددقت و کاوش های عمیق فلسفی قرارگرفته است. فیاض لاهیجی با بازگشت به آراء ارسطو و ابن سینا، دربَرابر تفسیرهای متأخر مشائیان موضع می گیرد و کوشش می کند خوانش اصیل مشائی از این مفهوم را احیاکند. این مسئله به بحث علیت و غایت مندی جهان مرتبط است و پیامدهای مهمی برای فهم معنای زندگی دارد. این مقاله با محوریت دیدگاه لاهیجی دو هدف را دنبال می کند: الف) بازخوانی و نقد تفسیرهای متأخر مشائیان از مفهوم «اتفاق» و ب) تبیین جایگاه ابن سینا به عنوان نقطه اتکای لاهیجی در بازگشت به رویکرد ارسطویی. همچنین نشان داده می شود که چگونه این بازخوانیْ فهم فلسفی از علت غایی و تصادف را متحول می سازد. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی تطبیقی ابتدا دیدگاه های مختلف مشائیان (از ارسطو تا فارابی و ابن سینا) را درباره «اتفاق» بررسی می کند و سپس، موضع لاهیجی را در نقد متأخران و دفاع از ابن سینا تحلیل می نماید. در این مسیر با تکیه بر تمایز بنیادین ابن سینا میان «سبب بالذات» و «سبب بالعرض»، مصادیقی مانند «حفر چاه و یافتن گنج» به عنوان نمونه های کلیدی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که لاهیجی با تکیه بر ابن سینا «اتفاق» را نه به مثابه امری فاقد علت، بلکه به عنوان رویدادی می فهمد که در سایه «سبب بالعرض» و در چارچوب علل غایی رخ می دهد. این نگاه، همسو با تفسیر ارسطویی سینوی، دربَرابر دیدگاه های متأخر مشائیان قرار می گیرد که به زعم لاهیجی از اصل این مفهوم فاصله گرفته اند. این پژوهش همچنین روشن می سازد که بازگشت به خوانش ابن سینا نه تنها ابهامات مفهوم شناختی «اتفاق» را رفع می کند، بلکه پیوندی عمیق تر میان علیت، غایت مندی و معنای زندگی برقرار می سازد.
۷۹۱۵۵.

تحلیل تطبیقی نظرات مفسران درباره تبارشناسی حضرت مریم (س) در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
حضرت مریم(س) تنها زنی است که قرآن کریم ۳۴ بار از وی نام برده و به تجلیل از فضایل شخصی و خانوادگی او پرداخته است. در برخی از آیات قرآنی از مریم(س)، با تعابیر «بنت عمران» و «اُخت هارون» یاد شده است. در همین راستا اهداف اصلی پژوهش، بررسی دلایل ورود قرآن کریم به تبارشناسی حضرت مریم(س) و تحلیل دیدگاه های مفسران صاحبنظر درباره عناوین «آل عمران» و «اُخت هارون» است. این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی انجام شده و بر ضرورت اتخاذ رویکرد ادبی در تفسیر داستان های قرآنی تأکید می کند. نتایج پژوهش پیش رو از این قرار است: قرآن کریم با رویکردی اصلاحی و حکیمانه، تبار مریم(س) را به یکی از خاندان های برگزیده و پیامبرپرور(یعنی خاندان عمران) منتسب می کند تا هم از مریم در برابر اتهامات شنیع یهودیان مغرض دفاع کند و هم به تناقضات موجود در نسب نامه های اناجیل پایان دهد. قرآن همچنین با حذف نام «یوسف نجار» از نسب عیسی(ع)، بر نسب مادری «عیسی بن مریم» تأکید می ورزد. از نظر نگارنده، مراد قرآن از «هارون» در تعبیر قرآنی «یا أُخْتَ هارُونَ»، هارون نبی(ع) بوده و ارتباط مریم با وی به صورت سلالتی است. قرآن کریم همچنین مریم را دختر بلاواسطه «عمران» معرفی می کند. با این وجود هویت تاریخی عمران به دلیل عدم تحلیل مستقل شخصیت وی در قرآن برای مخاطبان مشخص نیست. از دیگر سو با عنایت به عدم ذکر نام «عمرام» پدر موسی و هارون در سرتاسر آیات قرآن و با درنظرگیری قرائن درون متنی، به نظر می رسد که مراد قرآن از «آل عمران» تنها خاندان پدری مریم(س) است.
۷۹۱۵۶.

بازیابی صور بلاغی در فواصل آیات سورۀ ابراهیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف و مقدمه: این مقاله با هدف بررسی و شناسایی صور بلاغی به کار رفته در فواصل آیات سورهٔ ابراهیم و تبیین جایگاه این فواصل در بلاغت قرآن کریم تدوین شده است. فصاحت و بلاغت قرآن کریم، به عنوان یکی از وجوه اعجاز و ابزارهای تأثیرگذاری آن بر مخاطبان، در طول تاریخ موردتوجه بوده است. اگرچه این ویژگی در تمام آیات قرآن جاری است، اما فواصل آیات، به عنوان حسن ختام، از اهمیت ویژه ای برخوردار است و باید از زیبایی و جمال منحصربه فردی بهره مند باشد تا محتوای آیه به نحو مؤثری در جان و دل شنونده نفوذ کند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤالات اساسی است که جایگاه فواصل در بلاغت قرآن چگونه است و چه صنایع بلاغی در فواصل آیات سورهٔ ابراهیم به کار رفته است؟ روش شناسی: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. بدین ترتیب که ابتدا، با بررسی منابع و متون مرتبط، مفاهیم کلیدی مانند فاصله، بلاغت و صنایع بلاغی تعریف و تبیین شده است. سپس، با مرور ادبیات موضوع، جایگاه فواصل آیات در علوم بلاغی و تفسیری بررسی شده و آنگاه فواصل سورهٔ ابراهیم به عنوان نمونه ای از آیات قرآن تحلیل شده است. صنایع بلاغی به کار رفته در فواصل این سوره بر اساس سه دانش بلاغی (معانی، بیان و بدیع) دسته بندی و تحلیل شده است. منابع تفسیری و بلاغی کلاسیک و معاصر نیز به عنوان مبنای نظری پژوهش استفاده شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که، در فواصل 52 آیهٔ سورهٔ ابراهیم، طیف گسترده ای از صور بلاغی به کار رفته است که هر یک به نحوی به زیبایی و اثرگذاری کلام الهی کمک کرده است. از جمله مهم ترین این صنایع می توان به موارد زیر اشاره کرد؛ دانش بدیع: تصدیر، توشیح، ایغال و تمکین. دانش معانی: تأکید، تقدیم و تأخیر، امر، التفات، حصر، تمنّی و ترجّی، مدح و ذم. دانش بیان: تشبیه، مجاز، استعاره و کنایه. بر اساس این سه دانش برخی یافته های کلیدی عبارت است از: در صنایع بدیعی: صنعت تصدیر که در آن کلمهٔ فاصله با کلمه ای در ابتدا یا میانهٔ آیه مطابقت دارد، به هماهنگی و انسجام صوتی و معنایی کلام کمک می کند. توشیح در فواصل باعث ارتباط قوی بین ابتدا و انتهای آیات می شود. همچنین، صنعت تمکین که در آن زمینهٔ آیه به گونه ای فراهم می شود که بخش پایانی آن به خوبی با مضمون آیه تناسب داشته باشد، به زیبایی و اثرگذاری کلام می افزاید. در دانش معانی: تأکید و تقدیم و تأخیر از جمله صنایعی هستند که به زیبایی و اثرگذاری کلام کمک می کنند. تأکید با استفاده از ادواتی مانند «إنَّ» و «أنَّ» و «لام تأکید» به تثبیت معنا در ذهن مخاطب کمک می کند، در حالی که تقدیم و تأخیر با تغییر جایگاه کلمات در جمله به زیبایی اسلوب و شیوایی تعبیر می افزاید. در علم بیان، تشبیه و مجاز از جمله صنایعی است که به ملموس سازی مفاهیم انتزاعی و نزدیک تر کردن آنها به ذهن مخاطب کمک می کند. استعاره های به کار رفته در فواصل این سوره، علاوه بر زیبایی های ادبی، باعث انتقال معانی عمیق تری به مخاطب شده است. بدین ترتیب، در فواصل آیات سورهٔ ابراهیم، 11 مورد «تصدیر»، 5 مورد «توشیح»، 7 مورد «ایغال» و در همهٔ آیات سورهٔ «تمکین» مشاهده می شود. همچنین، صنایع بلاغی مربوط به علم معانی شامل تأکید در 22 آیه، تقدیم و تأخیر در 19 آیه، امر در 4 آیه، تمنی و ترّجی در 2 آیه، ذمّ در 2 آیه، حصر در 2 آیه و التفات در 4 آیه است. در نهایت، صنایع مربوط به علم بیان شامل تشبیه در 2 آیه، مجاز و استعاره در 4 آیه و کنایه در 1 آیه شناسایی شده است. بحث و نتایج: این پژوهش نشان داد که فواصل آیات سورهٔ ابراهیم، به عنوان بخشی مهم از ساختار بلاغی قرآن کریم، نقش بسزایی در انتقال مفاهیم و تأثیرگذاری بر مخاطب دارد. استفاده از صنایع بدیع، معانی و بیان در فواصل آیات موجب افزایش زیبایی و رسایی و عمق معنایی این بخش ها می شود و به تثبیت پیام الهی در ذهن و قلب شنوندگان کمک می کند. تنوع ساختار و شکل فواصل نشان از بیان مطلب بر اساس مقتضای حال مخاطب و تأثیرگذاری آن دارد که مهم ترین ویژگی بلاغت است.  به طور کلی، نتایج این تحقیق مؤید این نکته است که قرآن کریم، به عنوان کلام الهی، از چنان سطح بالایی از فصاحت و بلاغت برخوردار است که هر جزء آن، از جمله فواصل آیات، با بهره گیری از انواع صنایع ادبی و بلاغی، به بهترین شکل ممکن به ایفای نقش هدایتی و تربیتی خود می پردازد. این امر نه تنها بر غنای ادبی و هنری قرآن می افزاید، بلکه به درک عمیق تر و مؤثرتر پیام آن نیز کمک می کند. طرح گسترده و دقیق ابزارهای بلاغی موجب شده است تا کلام الهی به بهترین ویژگی های بلاغی آراسته و ارائه گردد و بیشترین اثرگذاری را بر مخاطب قرآن بر جای گذارد.
۷۹۱۵۷.

تفسیر آیه اکمال، با رویکرد نقد «تابشی از قرآن»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
سلفی گران ایرانی یا قرآنیون با شعار بازگشت به قرآن، باورهایی از امامیه که برگرفته از قرآن کریم، سنت و عقل است را انکار نموده اند. نمونه بارز آن، انکار ارتباط آیه 3 سوره مائده با امامت امیرمؤمنان علی(ع) است که نگارنده تفسیر «تابشی از قرآن»، بر خلاف دیدگاه مجموع دانشمندان شیعه، مقصود از روز را برهه ای از زمان و منظور از یأس را ناامیدی یهود و نصارا نسبت به اسلامِ گسترش یافته، می پندارد و هر گونه پیوستگی آیه اکمال را با امامت، انکار می کند. مقاله پیش رو، با روش توصیفی تحلیلی، تلاش دارد ضمن ارائه تفسیر آیه اکمال، تفسیر «تابشی از قرآن» را نقد نماید. یافته های پژوهش، حاکی از آن است که روش تفسیری قرآن بسندگی و خروج از مبنای تفسیری، از جمله کاستی های تفسیر یادشده است. از سوی دیگر از جهت محتوا، ادعای نگارنده پیرامون سیاق آیه اکمال، زمان نزول آیه، مقصود از «الیوم»، مراد از یأس کافران و چگونگی اکمال دین و رضایت الهی، قابل خدشه است و نتیجه آن که ارتباط وثیق آیه اکمال با امامت امیرمؤمنان(ع) مدلل و دیدگاه مقابل نقادی شده است.
۷۹۱۵۸.

نقش و جایگاه «کرامت» در ایجاد وفاق میان حقوق بشر و موازین اسلامی در کشورهای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۰
در کشورهای اسلامی، ایجاد وفاق میان «موازین اسلامی» با «آموزه های حقوق بشری» در مراحل تشریع و تطبیق از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار است. عنصر کرامت انسانی در تبیین نظری و تطبیق عملی دو مفهوم مذکور نقش بی بدیلی می تواند ایفا نماید. براین اساس، پرسش اصلی نوشتار، این است که چگونه می توان از «کرامت» در ایجاد وفاق میان حقوق بشر و موازین اسلام بهره جست؟ پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و در پاسخ به پرسش مذکور مبتنی بر این نتایج مهم است که کرامت انسانی از سنخ فعلیت اقتضائی است که فعلیت تکریم بنی آدم، تمام افراد آن را شامل و مربوط به همه اصناف و اقشار می شود و از این نظر کرامت انسانی از مهمترین منابع حقوق مشترک بشر محسوب می شود و از آنجا که بنی آدم کریم است، نظام تشریع، هدایت و سیاست بخاطر او تشکیل می شود. بر این اساس، کرامت ضمن اینکه مبنای اصلی حقوق بشر محسوب می شود، موهبتی الهی در خلقت نوع انسان بوده که این اشتراک، نقطه عزیمت مهمی برای ایجاد وفاق میان حقوق بشر و موازین اسلامی محسوب می شود.  
۷۹۱۵۹.

نقد تفسیر ظاهرگرایانه صفات خبری با محوریّت رؤیت خدا از منظر شیخ صدوق (ره)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
یکی از موضوعات صفات خبری، بحث رؤیت خدا است که از مباحث مهم علم کلام است و اختلافات زیادی نیز در مورد رؤیت خدا میان مذاهب اسلامی وجود دارد. مثل این که آیا در این دنیا و آخرت، انسان ها می توانند خداوند را با چشم ببینند یا خیر؟ و اگر خداوند قابل رؤیت است، چگونه این امر اتفاق می افتد؟ دیدگاه مذاهب اسلامی در این مورد چیست؟ شیخ صدوق در این مورد چه نظراتی بیان کرده است؟ لذا هدف اصلی در این مقاله، پاسخ به این سؤالات است که با روش توصیفی تحلیلی و جمع آوری کتابخانه ای به این نتایج دست یافته است. برخی از این متکلّمان باتوجّه به ظاهر آیات خبری، قائل هستند که دیدن خداوند امری ممکن است و به دلایل عقلی و نقلی استناد کرده اند. ولی امامیّه قائل هستند که نباید به ظاهر آیات توجّه کرد؛ بلکه باید این آیات را به تأویل برد. ازجمله کسانی که ظاهر آیات خبری را به تأویل برده است، شیخ صدوق می باشد. وی در کتاب های خود باتوجّه به دلایل عقلی و نقلی، دیدگاه های موافقان رؤیت خداوند را رد کرده است. لذا وقتی شیخ صدوق با مسئله تشبیه خداوند با مخلوقات عالم مواجه می شود، به فراخور جنس این شبهه به نقل و عقل استدلالی رجوع کرده و اثبات می کند که هیچ جهتی از جهات باری تعالی نمی تواند به مخلوقاتش شباهت داشته باشد و دیدن او امری غیرممکن و محال است ولی رؤیت الهی با معرفت قلبی و شهودی امکان پذیر است.
۷۹۱۶۰.

مقایسه «مثبت نگری به انسان» از دیدگاه روان شناسی مثبت و قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۴
از مهم ترین مبانی انسان شناختیِ روان شناسی مثبت نگر، پذیرش نگاه مثبت به انسان است. در پی تبیین چیستی چنین نگاهی به انسان می توان آن را مشتمل بر دو مؤلفه دانست: یکی پذیرش منش و ویژگی های مثبت صفت گونه در انسان و دیگری اصالت توأمان توانمندی ها و ضعف ها در انسان. از نگاه قرآن کریم، طبق برداشت بسیاری از مفسران، شاکله به معنای منش است و پذیرش تحولات قلب، تأکید بر ظهور ویژگی های اخلاقی در ظرف آخرت و تکرار زیاد عباراتی مانند «بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» نشان از پذیرش ویژگی های صفت گونه است. ازسوی دیگر، قرآن کریم نیز نه تنها ویژگی های مثبت صفت گونه را می پذیرد؛ بلکه مفسران بر این باورند که قرآن کریم گرایش های دوگانه ای را درون انسان می پذیرد که با هم تقابل ندارند و مفسران برای جمع میان آن ها از تعابیر مختلفی بهره برده اند. در مجموع به نظر می رسد که نگاه مثبت به انسان در روان شناسی مثبت با قرآن کریم همسویی فراوانی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان