عبادت هدف آفرینش انسان و بعثت پیامبران الهی است. رفتار بشر از آغاز پیدایش تا کنون شاهد این نیاز می باشد و رازِ آن را باید در عهد و پیمان خدا با بنی آدم در صحیفه فطرت جستجو کرد.
عبادت خدا تنها راه رشد انسان و یگانه مسیر رسیدن به کمال است. تقوا، آرامش، آزادگی، رسیدن به مقام یقین و در امان ماندن از اغوا و سیطره ابلیس، تنها بخشی از آثار و برکات عبادت است و آشنایی با برکات عبادت و باور آنها انگیزه بندگی و شور زندگی را فزونی می بخشد.
عبادت از عقیده برمی خیزد و ثمره اش به صورت ملکات فاضله اخلاقی تجلی می یابد. از سوی دیگر روح را صیقل می دهد و اعتقادات دینی را مستحکم می کند و انسان در سایه آن هر لحظه به سوی قرب الهی حرکت می کند.
نگارنده در این مقاله، دربارة دو خطبة حضرت زهرا سلام الله علیها سخن می گوید: یکی خطبه ای که در مسجد ایراد فرمود (فدکیه) و دیگر خطبه در جمع زنان عیادت کننده. نویسنده، راویان و اسناد این دو خطبه و کتابهایی را که در شرح آنها نوشته شده، بر می شمارد.
هدف از انجام این پژوهش بررسی جایگاه و نقش نماز در سبک زندگی ایرانی اسلامی در بین اقشار مختلف جامعه، بویژه دانش آموزان نوجوان و جوان می باشد. با توّجه به اهمّیت نماز در رشد و تعالی انسان و رسیدن به قرب الهی و با توّجه به نقش نماز در دوری از گناه و جرائم اجتماعی باید گفت نماز ستون دین و بهترین و استوارترین برنامه آدم سازی است و هیچ عملی نزد خداوند محبوب تر از نماز نیست .یافته های پژوهش نشان می دهد که نماز می تواند انسان را با اعتماد به نفس و اطمینان وصف ناشدنی به سوی سعادت و خوشبختی در زندگی دنیوی و اخروی پیش ببرد.فرد نمازگزار در خلوت با خدای خویش قرار می گیرد و به راز و نیاز با معبود می پردازد و با این شیوه وارد دنیایی دوست داشتنی و شیرین می شود.نمازگزار با برپایی فریضه نماز، ضمن انجام دستور الهی، آن را امری مهّم در تزکیه و اصلاح نفس خویش می یابد، بطوری که سبب شکوفایی استعداد های درونی و نشان دادن صراط مستقیم و در نهایت رسیدن به قرب الهی خواهد شد.نتایج پژوهش حاکی از آن است که نماز دارای آثار فردی و اجتماعی فراوانی است که موجب اصلاح جامعه ، اقتصاد سالم و کنترل نظم و اندیشه جوامع می شود.ازجمله آثار فردی آن، تاثیر بر روان فرد ازجمله: ایجاد تمرکز، آرامش، اعتماد به نفس، پشتوانه قوی، درمان وسواس و...در نهایت ایجاد سبک زندگی مناسب می شود. به طور کلی می توان گفت انجام فریضه نماز بر بهبود سبک زندگی دانش آموزان مؤثّر است.
یکی از پرسشهای مهم انسان خردمند از خود و دیگران این است که چه چیزی سبب تعالی و پیشرفت او در عرصههای مختلف زندگی میشود؟ و چه عواملی در پیشرفت انسانهای بزرگ تاریخ دخالت داشته است؟ تا اونیز با به کار بستن تجربیات انسانهای موفق به درجاتی از کمال و تعالی دست یابد؟ پرسش هایی از این قبیل در طول تاریخ بشر ذهن او را به خود مشغول داشته، تا جایی که دانشمندان بسیاری برای پاسخگویی به این پرسش، دست به کار تألیف و تحقیق شدند و هر کدام بنا به سلیقه خود با به جا گذاشتن آثاری راههای زیادی را فراروی انسان نهادهاند. اما بهترین پاسخها به این پرسش در ادیان الهی و سخنان حاملان وحی آسمانی یافت میشود. در این مقاله سعی شده است با استفاده از نهج البلاغه که آیینهای از فروغ اندیشههای والای امام علی(ع) میباشد، راهکارهای مفیدی را فراروی انسانهای جویای کمال قرار دهد؛ چنانکه در مقاله دوم )آسیبشناسی کرامت انسان( سعی شده است چالشهایی را که فراروی کرامت انسان قرار دارد بررسی نموده و معرفی نماید. بدان امید که خواننده گرامی با استفاده از فرهنگ انسانساز اسلام و سخنان ارزنده امام علی(ع) گامهای مفیدی به سوی کرامت و تعالی انسانی بردارند.
قرآن کریم به عنوان معجزه جاوید پیامبر اکرم(ص)،با ظهور در جامعه جاهلیت، مردم آن روزگار را از ظلمات نادانی و روشنایی دانایی هدایت فرمود:که امروز پس از گذشت قرن ها و انجام تحقیقات گوناگون مبانی علوم مختلف از قبیل جامعه شناسی،اقتصاد،سیاست،طب و نجوم و… در قرآن یافت شده است.و این کتاب عظیم با نشان دادن آیات و نشانه ها،مردم را به سوی تفکر و خلاقیت و در نتیجه هدف خلقت یعنی کمال دعوت نموده است از این رو در جای جای این مصحف شریف عبارت»لعلکم تتفکرون«و یا نظایر آن به چشم می خورد.این مقاله به بررسی تفکر خلاق و خلاقیت در قرآن کریم پرداخته است.
مقولاتی از قبیل فرهنگ و دین، اصلی ترین عناصر قدرت نرم یک کشور در دنیای کنونی قلمداد می شوند. در هم تنیدگی این دو عنصر، ترکیبی پرقدرت و پرکارکرد به نام «فرهنگ دینی» را شکل می دهد که راز اقتدار و پیشرفت همه جانبه هر جامعه ای است. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که در تعریف معرفت شناسانه، فرهنگ «ادراک عمومی نسبت به محیط» و در تعریف واقع شناسانه، «وضع و روح حاکم بر مجموعه نگرشها و تعاملات اجتماعی و محیطی» می باشد. بر این اساس، فرهنگ دینی «وضع و روح حاکم بر مجموعه نگرش ها و تعاملات اجتماعی و محیطی جامعه است که از منابع و مبانی دینی برمی خیزد». البته «فرهنگ دینی» بُعد «بایسته مدار» فرهنگ در جامعه است. ابزار گردآوری فیش ها به اصطلاح کتابخانه ای است که داده های دیجیتال و غیر دیجیتال را گرد آورده و روش پژوهش توصیفی تحلیلی بر روی داده ها می باشد
درباره هویت وماهیت فلسفه ابن سینا سه مساله مهم را می توان مطرح ساخت :اول اینکه آیا این فلسفه ادامه فلسفه ارسطوست ؟ دوم اینکه اگر چنین است چه نوع ادامه ایی است، شرح است یا بسط ؟ ومساله سوم اینکه اگرچنین نیست، چه تفاوتی با فلسفه ارسطو دارد و با چه معیاری می توان این تفاوت را شناخت؟ مقاله برای پاسخ به این سه سؤال خوانش ابن رشد از فلسفه ابن سینا را به کمک گرفته و صرف نظر از انتقادهای ابن رشد به ابن سینا و پاسخی که می توان به آنها داد، اصل تفاوتها را به روایت ابن رشد که شارح مهم و معتبر ارسطوست بر می شمارد. مقاله، دیدگاه ابن رشد درباره تفاوت فلسفه ابن سینا و ارسطورا از سه جنبه مورد بررسی قرار می دهد: تعابیری که نشان از این تفاوت دارد، اصول کلی و مبنایی و جزئیات فلسفی مورد مناقشه در کتاب تهافت التهافت. بدین صورت، به نظر ابن رشد، فلسفه ابن سینا ادامه فلسفه ارسطو نیست و در بیش از پنجاه موضع مهم با آن متفاوت است.
"مبانی" به معنای اصول و اساس هر چیزی است. در علوم نیز به اصول، بنیان¬ها و اجزای اصلی تشکیل¬دهنده هر علم گویند، که آن علم بدون آن ناقص خواهد بود. این مبانی از آن جهت که در هر علم متعددند، عموماً درباره علوم به صورت جمع آن کاربرد دارد، مثل "مبانی تفسیر" یا "مبانی علم الحدیث" و ...؛ "فقه الحدیث" نیز دارای اصول و مبانی متعددی است که "فهم حدیث" بدون آن شکل نمی¬گیرد. این مبانی، همان "پیش دانسته¬ها" ـ و نه پیش¬فرض¬ها ـ یی است که غالباً ریشه در سایر علوم دارد. "فقه الحدیث" دارای سه دسته مبانی است: "مبانی مشترک" فهم متن، که برای فهم هر متنی از جمله حدیث لازم و مؤثر است؛ "مبانی اختصاصی متون وحیانی" از جمله حدیث صحیح یا "سنت مقطوعه"؛ و "مبانی اعتقادی" فهم حدیث. این مبانی می¬تواند با "مبانی شخصیه" متفاوت باشد.
خروج سفیانی از علائم ظهور مهدی موعود(عج) است که روایات پرشمار مربوط به آن در مصادر روایی فریقین یافت می شوند. با این حال در این روایات تعارضات متعددی مانند اختلاف در نام، نسب، هویت سفیانی و زمان و مکان خروج او و نیز افعال منتسب به وی به چشم می خورد. عدم اتصال به معصوم و تردید در وثاقت برخی راویان را نیز نباید نادیده گرفت. با این وجود، شماری از این روایات و اسامی اشخاص، قبایل و اماکن نامبرده با رویدادهای سده های نخستین هجری قابل انطباق هستند که باعث شده دیدگاه هایی اعم از پذیرش یا جعلی دانستن همه روایات، تعدد سفیانی یا احتمال بداء در خروج سفیانی، ارائه شود که هر کدام با چالش هایی مواجه هستند.
از آنجا که برخی روایات صحیح السند در منابع روایی معتبر شیعی، خروج سفیانی را از نشانه های حتمی ظهور دانسته اند، لذا لازم است با توجه به اهمیت معرفت مهدوی و ضرورت زدودن غبارهای تردید از روایات مربوط به آن، به بررسی این اخبار و دیدگاه های ناظر بر آن بپردازیم