مشاهده آسیب هایی که در سال های اخیر در نهاد خانواده پدیدار شده هر انسان دغدغه مندی را بر آن می دارد که وارد عرصه شود و در حد توان خود برای رفع مشکلات قدمی بردارد. شماری از این آسیب ها ناشی از تغییراتی است که در ساختار خانواده به وجود آمده است. این تغییرات عبارتند از: تغییر خانواده از گسترده به هسته ای، خانواده های تک والد، خانواده های هم زیستی و درنهایت زندگی مجردی که در بسیاری از موارد با آیین و فرهنگ ایرانی و اسلامی جامعه ما همخوانی ندارد. فروپاشی خانواده ها، طلاق های عاطفی، روابط فرازناشویی، افزایش فرزندان بی سرپرست، مشکلات فرزندان طلاق و بسیاری از آسیب های دیگر، پیامد این تغییرات است که استحکام بخشیدن به خانواده می تواند از آن ها جلوگیری کند. مقاله پیش رو با شیوه تحلیلی – توصیفی به بررسی نقش خوش خُلقی و مؤلّفه های آن در کلام اهل بیت7به منزله پیشوایان دین می پردازد. مصادیق خوش خُلقی چون اُلفت و مهربانی، خوش زبانی، عذرخواهی و عذرپذیری، سپاس گزاری از همسر، صبر و بردباری در زندگی و گذشت و خطاپوشی از مواردی است که در این مقاله بررسی خواهد شد.
بررسی ترجمه های عبری قرآن می تواند در ارتقای سطح مطالعات علوم قرآنی در جامعه علمی کشور سهیم باشد. باید توجه داشت که در میان زبا نهای سامی، عربی و عبری از بیشترین پیون د و شباهت برخوردارند. این دو در سطوح مختلف زبان، واج ها، حروف، ساختمان کلمات و قواعد صرفی نحوی مطابقت فراوانی دارند. به این جهت، مسئله معادل گذاری مترجمان عبری برای واژ گان قرآن می تواند به توسعه مطالعات تطبیقی زبان های سامی کمک کند. به هرروی، ا گر بررسی ترجم ههای قرآن جزء بایسته های پژوهشی باشند، ترجمه های عبری از اولویت بیشتری برخوردارند. در مقاله پیش رو، دو ترجمه عبری از سوره نمل در چهار محور وفاداری به متن مبدأ، معاد لگذاری، سبک ادبی:کلاسیک یا مدرن و برخی تأمات، بررسی و مقایسه شده اند. این سوره متضمن سرنخ های متعددی برای مطالعات بینامتنی ) Intertextuality ( نیز هست، اما از آنجایی که این موضوع با وجود پاورقی های فراوان هر دو مترجم موردتوجه ایشان نبوده )البته در این سوره و به استثنای اوری روبین تنها ذیل آیه 82 (، به مقایسه محتوایی با گزارش های کتاب مقدس اهتمام نشده است، بلکه تمرکز ما بیشتر بر مباحث زبان شناسی است. از ویژگی های نوآورانه این پژوهش، انعکاس کاربردهای توراتی در معادل گذار یهای عبری است که برای علاق همندان مطالعات زبا نشناسی تطبیقی جذاب خواهد بود.
مفهوم جدید تمدن در غرب را باید از قرن هجدهم و نقطه ارتباط بین تمدن و مدرنیته دنبال کرد. لفظ تمدن در نیمه دوم قرن 18 در فرانسه مفهو مسازی شد و به معنای «طراحی جامعه که در آن حقوق و قوانین شهری جایگزین قوانین نظامی شود » به کار رفت. در قرن 18 با توجه به ایده های پیشرفت و با تکیه بر ایده روشنگری و مفهوم مدرنیته، مفهوم جدیدی از تمدن شکل می یابد که در آن بر تحول دنیوی و البته غیردینی و بر پیشرفت خودبنیاد انسانی تأ کید م یشود. مفهوم اخلاقی تمدن در قرن 18 که به معنای ادب در رفتار بوده و بر جنبه فردی و نه اجتماعی تمرکز داشته، در قرن 19 تغییر م ییابد و جامعه و نظم اجتماعی و معرفت نظام یافته در مفهوم واژه تمدن ملحوظ می شود. در قرن بیستم که کاستی های نظریات قرن هجدهم و بیستم آشکار شد، تلا شهای جدیدی در نسبت میان فرد و جامعه و تمدن و فرهنگ پیدا شده و مسائل نوظهوری مطرح گردید. نویسنده نوشتار حاضر را با هدف بررسی تبارشناسی مفهوم تمدن در غرب جدید به رشته تحریر درآورده است. از جمله مباحثی که در مقاله به چشم می خورد بدین شرح اند: تطورات مفهومی تمدن در تفکر نظریه پردازان قرن بیستم تفکیک مفهومی تمدن از اخلاق در غرب جدید تطورات مفهومی تمدن (الحضاره) در دنیای جدید اسلام (بعد از مدرنیته)
یتناول البحث نظم الصوره التشبیهیه فی شواهد من شعر الهذلیین، محاولاً تبیان أثر انسجام التعبیر التشبیهی بأرکانه ومفرداته مع مکونات السیاق، لیقف على مدى براعه الشاعر الهذلی فی انتقاء مفرداته وتراکیبه لصوغ صورته التّشبیهیّه، کی تصبح قادره على حمل إحساس الشاعر وتجربته الحیاتیّه.