برخی از آیات دو سوره توبه و مائده در خصوص تعامل با اهل کتاب و مشرکان دارای تعارض ظاهری است. گروهی از مفسران در رفع این تعارض، قائل به تأخر سوره توبه و به تبع آن، نسخ آیات متعارض سوره مائده گردیده اند. گروهی نیز با اعتقاد به تأخر سوره مائده، آیات آن را محکم دانسته اند، اما در رفع تعارض آن با سوره توبه، اغلب یا به تأویلات عجیب در مفهوم یابی آیات سوره مائده متوسل شده اند، یا به تقابل آیات این دو سوره توجه نکرده اند. گروهی نیز تنها در حوزه تعامل با مشرکان یا اهل کتاب، آیات سوره مائده را محکم و باقی دانسته اند. این نوشتار با اثبات آخرمانَزَل بودن سوره مائده، نسخ آیات آن را منتفی دانسته و نتایج حاصل از آن را در چگونگی تعامل با اهل کتاب و مشرکان تشریح کرده است. سپس در رفع تعارض، قائل به نسخ آیات سوره توبه نیز نشده، بلکه با اثبات رویکرد دوگانه این دو سوره، آیات سوره مائده را آیات غالب و متناسب با شرایط صلح و آیات سوره توبه را مختص شرایط جنگ و درگیری توصیف نموده است.
محمد بن صفی الدین الملقب بـ عماد الدین الأصفهانی (1125 - 1201 م)= (519 هـ - 13 رمضان 597 هـ) مؤرخ أدیب شاعر عاصر الدولة النوریة والأیوبیة ودون أحداثهما توفی فی دمشق عام 1201.ولد عماد الدین فی أصفهان عام 1125 ثم انتقل منها إلى بغداد وتلقى تعلیمه فی المدرسة النظامیة وتدرج فی الوظائف فشغل نظر البصرة وبعدها نظر واسط إلى ان أصبح نائب الوزیر ابن هبیرة.بعد وفاة الوزیر ابن هبیرة أنتقل إلى دمشق عام 1166م 562هـ وقدمه قاضی دمشق کمال الدین الشهرزوی إلى نور الدین زنکی ملک دمشق حیث عینه معلما فی المدرسة النوریة التی عرفت فیما بعد بالمدرسة العمادیة ثم ولاه بعدها الإشراف فی دیوان الأنشاء.بعد وفاة نور الدین عام 1173 عزل عماد الدین عن جمیع وظائفه وطرد من البلاط فانتقل للعیش فی الموصل وبعد أن بلغه إن صلاح الدین الأیوبی عاد من حروبه إلى دمشق فاتصل بالقاضی الفاضل الذی توسط فی أمره وعین فی دیوان الإنشاء نائبا للقاضی الفاضل وعاش حیاته فی دمشق ورافق صلاح الدین الأیوبی فی حیاته ومعارکه. وبعد وفاة صلاح الدین عام 1193م أقام فی منزله وأقبل على التصنیف حتى وفاته عام 1201 م /597 هـ.
مؤلفاته :البرق الشامی (کتاب تاریخی) -خریدة القصر وجریدة اهل العصر - دیوان الرسائل -دیوان شعر -الفتح القسی فی الفتح القدسی (کتاب تاریخی) و غیرها .
هدف این مقاله، ارائه پاسخی متقن بدین سؤال اساسی است که شبکه ارتباطات تربیت محور مبتنی بر چه مؤلفه هایی است و در ادامه تحقق شبکه ارتباطات تربیت محور در نظام اسلامی (ایران) دارای چه پیامدهای تربیتی، فرهنگی و ارتباطاتی خواهد بود. نتایج پژوهش، که بر اساس روشهای کتابخانه ای، پرسشنامه ای و در نهایت تحلیل نخبگی تدوین شده است، 89 مؤلفه اصلی را در راستای طراحی الگوی شبکه ارتباطات تربیت محور مشخص کرده است. الگویی که در نهایت مبتنی بر نگاشت نهادی است.
در باره منابع الهام ابن عربی بحث های زیادی صورت گرفته است؛یکی از متفکرانی که از او به عنوان منبع الهام ابن عربی یاد می کنند فیلون اسکندرانی است.در این مقاله تلاش بر آن است تا با محوریت لوگوس در فیلون و حقیقت محمدی در ابن عربی به شباهت ها و احیانا تفاوت های آن دو اشاره گردد البته بی آنکه در صدد اثبات تأثیر پذیری ابن عربی در محورهای یاد شده از فیلون باشیم،چه آنکه اثبات و ابطال آن غیرممکن است.هر دو متفکر توصیفات و کارکردهایی از لوگوس و حقیقت محمدی بدست داده اند که در بادی امر شبیه به نظر می رسد.از سه وجهه نظر می توان به لوگوس و حقیقت محمدی نظر افکند:از وجهه نظر وجودشناسی،از منظر شناخت شناسی و در نهایت از دیدگاه کارکردی یا ارزشی.از منظر وجودشناسی ارتباط آن دو با خدا،جهان و انسان ،از منظر شناخت شناسی نقش آن دو در شناخت انسان و وحی بررسی می شود و از دیدگاه ارزشی یا کارکردی به این پرسش پاسخ داده می شود که با فرض لوگوس و حقیقت محمدی،چه مشکلاتی حل می گردد.
مقاله حاضر در پی اثبات این است که نظریه مشهور فقهای شیعه مبنی بر مشروعیت عبادات کودکان و ثبوت استحباب شرعی برای این عبادات قابل قبول است، چرا که؛ 1) عمومات و اطلاقات تکالیف، شامل غیر بالغین نیز می باشد. 2) عمومات و اطلاقات غیر تکلیفی و سایر ادله دلالت بر این دارند که عبادات کودکان دارای امر شرعی بوده و مشروعیت و استحباب برای آن مترتب است. 3) برخی روایات مستقیماً به مشروعیت و استحباب عبادات کودک اشاره دارند و دقیقاً در خصوص کودک پرداخته است. 4) پذیرفتن عبادات کودکان و مشروعیت آن ها مطابق با قاعده لطف و مورد پذیرش عقل است. 5) برخی امور حقوقی کودک مانند صدقه، هبه، وقف و ... در مورد کودکان صحیح دانسته شده است و با توجه به دلالت ادله عبادات کودکان نیز مورد قبول واقع شده و مشروعیت دارد. در این مقاله تلاش شده است تا به تفصیل تمامی این ادلّه مورد نقد و بررسی قرار گرفته و در نهایت نظریه مختار تبیین شود.
نظریة نجات صدرالدین شیرازی را می توان بدیلی در کنار نظریات سه گانة نجات، یعنی انحصارگرایی، شمول گرایی و کثرت گرایی به شمار آورد. ملاصدرا به نجات همة افراد بشر حتی کسانی که به تعبیر قرآن در دوزخ جاودانه خواهند بود معتقد است. او این نظریه را با تکیه بر اصول حکمت متعالیه، مانند اصالت وجود و تشکیک آن و مساوقت وجود و خیر، ارائه کرده است. این نظریه با شباهت زیاد در آثار ابن عربی مشاهده می شود و خود ملاصدرا نیز در موارد متعدد دیدگاه خود را در این زمینه برگرفته از اندیشه های وی می داند. با مراجعه به آثار ابن عربی نیز می توان شباهت دیدگاه او و ملاصدرا را دریافت؛ هر چند گاهی اختلافاتی میان این دو اندیشمند مشاهده می شود. در این مقاله، پس از تبیین دیدگاه ملاصدرا دربارة نجات اخروی که شمول گرایی فراگیر نامیده شده، با مراجعه به آثار ملاصدرا و ابن عربی، نحوة تأثیرپذیری ملاصدرا از ابن عربی نشان داده شده است.