وجوب بالقیاس یکی از فروع اصل علیت است که از نظر حکما نفی آن مستلزم نفی اصل علیت است. از نظر برخی از متکلمان ضرورت علّی در بحث فاعل های مختار و نیز در اینکه عالم حادث است و نیازمند خدای سبحان، مشکل ساز می شود. ازاین رو ایشان اولویت را جایگزین ضرورت علّی کرده اند. برخی از اصولیون شیعه ضرورت علّی را در خصوص فاعل های مختار مشکل ساز می دانند. برخی از اندیشمندان معاصر نیز به طورکلی ضرورت علّی را چه به صورت ضرورت غیری و چه به صورت ضرورت بالقیاس منکرند و برای نفی این دو نوع ضرورت، ادله ای اقامه کرده اند. از نظر ایشان با پذیرش ضرورت علّی، فاعل اختیاری معنا نمی یابد و همگی فاعل ها فاعل موجَب خواهند بود. مطلوب ما در این مقاله بررسی ادلة این ادعا و تثبیت مدعای مشهور میان فیلسوفان است.
یکی از تعابیر در فقه شیعه، که احکام خاصی هم به دنبال داشته، عبارت «امام عادل» است. این تعبیر عموماً در ابوابی که ابعاد اجتماعی دارند و یا مسائلی که به نوعی با حکومت در ارتباط هستند، مشاهده می شود. باب «قتال اهل البغی» یکی از این باب هاست که از اهمیت خاصی برخوردار است. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا مفهوم امام عادل در این باب اختصاص به معصوم دارد یا فقها را نیز شامل می شود؟ بررسی عبارات فقها و تعابیر مترادف با «امام عادل» و روایات «وسائل الشیعه» و «تهذیب الاحکام» نشان می دهد که این مفهوم شامل فقیه هم می شود و خروج بر فقیه حاکم به مثابة خروج بر امام معصوم است.
رسیدن به هدفی که خداوند برای خلقت انسان بیان کرده و شناخت عواملی که آدمی را به آن هدف می رساند، از مسائل مهم زندگی هر انسانی است. طبق آیات و روایات، یکی از اهداف ممتاز خلقت انسان عبودیت و بندگی ِ خداوند است. بنابراین برای کسب رضایت الهی و رسیدن به حقیقت عبودیت می بایست شاخصه های عبودیت شناخته شود. با مراجعه به صحیفه سجادیه و استخراج مشتقات واژه عبد و تحلیل فقراتی از دعاهای امام سجاد علیه السلام فهمیده می شود که بندگان حقیقی خداوند دارای شاخصه ها و ویژگی های برجسته ای هستند. طبق فرازهایی از صحیفه سجادیه، بنده واقعی خداوند با شیطان و هوای نفسش مخالفت می ورزد و در مقابل معبودش احساس نیاز می کند، ولی در مقابل غیر خداوند حس بی نیازی دارد. عبد حقیقی هرگز در مقابل معبودش تکبر نمی ورزد و عمرش را در انجام اوامر و ترک نواهی مولایش صرف می کند و در صورت انجام گناه بلافاصله توبه و استغفار کرده و بر انجام معصیت اصرار نمی ورزد و همیشه به بخشش معبودش امیدوار است و در امتحانات الهی نیکوترین عمل را انجام می دهد.