قرارداد نفتی مشارکت در تولید به عنوان یکی از قالب های قراردادی برای جذب شرکت های بین المللی نفت به منظور انجام عملیات نفتی در بخش بالادستی صنعت نفت مطرح است و می تواند به عنوان مبنایی برای تعامل ایران با شرکت های نفتی متقاضی سرمایه گذاری در این صنعت در کشور قرار گیرد. با توجه به اینکه انعقاد این نوع از قراردادها با الزامات ناشی از حاکمیت و مالکیت ملّی بر منابع طبیعی منافات ندارد، ضروری است به منظور بررسی هر چه بیشتر ماهیت ابعاد حقوقیِ این قالب قراردادی، تطابق یا عدم مخالفت آن با مبانی حقوق موضوعه و فقه امامیه تبیین گردد. نوشتار حاضر، نخست با رویکرد توصیفی تحلیلی و به صورت گزیده با تحلیل مبانی فقهی حقوقی و اقوال فقهای امامیه و حقوق دانان، به تبیین ماهیت حقوقیِ حقوق و تکالیف طرفین قرارداد می پردازد و سپس جنبه های اشتراک و تفاوت این قراردادها را با نهادهای مشابه حقوقی تحلیل می کند و در نهایت، صحت انعقاد آن را در پرتو نهاد «جعاله» اثبات می نماید.
این نوشتار به برخى از موضوعات حساب اخروى پرداخته که در آن ماهیت نامه عمل را مشخص و بعضى ازابعاد و جهاتِ محتواى این نامه (از جمله شرط بودن برخى از امور براى ثبت اعمال در نامه عمل) را بررسىکرده و نیز چگونگى خواندن محتواى نامه عمل را تبیین نموده است. همچنین چیستى «سرائر» که ازمحتویات نامه اعمال است و نیز حقیقت «تطایر کتب» را مطرح و در پایان، روشن کرده که صدورِ حکمنهایى، یعنى همان فصل الخطاب را چه کسانى عهده دارند.
هدف این مقاله به روش عقلى نقلى، ارائه واقعیاتى از موضوعات مزبور به گونه اى است که تصویرىواضح از آنها به مخاطب عرضه بدارد. این تحقیق مادى بودن نامه هاى عمل بر اساس ظهور ادله نقلى را بیانو نیز روشن مى سازد که «تطایر کتب» همان پراکنده شدن نامه هاى عمل بوده و صدور حکم نهایى علاوه برخداوند، از آنِ دیگر حسابگران نیز هست.
تحلیل روند تطور دانش تفسیر قرآن حاکی از میزان تحول اندیشه بشری در دوران معاصر است. به گونه ای که پیشرفت علمی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مغرب زمین و تحول در دانش تجربی بشر در دوران مدرنیسم باعث گردید که دانش تفسیر با روندی رو به رشد و با تأثیرپذیری از دانش های نوین به سوی گسترش و شکوفایی گام بردارد. این مقاله با بازخوانی روش ها و گرایش های تفسیری دوران معاصر، گرایش های نوین تفسیری را در چهار نوع گرایش علمی، اجتماعی- اصلاحی، مادی و گرایش همه نگری تبیین و روش های نو پیدا در تفسیر معاصر را در سه نوع روش موضوعی و روش قرآن با قرآن و روش ساده نویسی تحلیل و ارزیابی نموده و در پایان یادآور گردیده است که تفاسیر معاصر برخلاف تفاسیر پیشینیان از اهتمام بیش از اندازه به نقل روایات و بیان اسباب نزول آیات و شرح و بسط آیات الاحکام اجتناب ورزیده و در حوزه تبیین قصص قرآن با پرهیز از تطویل و با ژرف نگری در صدد بازگویی اهداف تربیتی آن برآمده اند.