اتصال و ارتباط با اهل بیت(ع) ضرورتی انسانی و الهی و راهگشای دستیابی به کمال و سعادت در دنیا و آخرت است. یکی از راه های این اتصال و ارتباط، از ناحیه زیارت محقق می شود؛ زیارت رمز حضور و شهادت عینی ائمه(ع) بر حیات جامعه اسلامی است و موجب تذکر و تعهد زائر، به حضور این بزرگواران در همه شؤون جامعه اسلامی می شود. «زیارتنامه های مأثور»، متنی که هنگام زیارت معصومان، به عنوان تشرف باطنی خطاب به آنان خوانده می شود و امامان صادر کرده اند، تعلیم دهنده کیفیت برقراری ارتباط و ابراز ارادت و محبت و مودت زائر به ایشان هستند؛ در عین حال، گنجینه ای از تعالیم عمیق معرفتی و اخلاقی معصومان(ع) را در اختیار انسان قرار می دهند. زیارتنامه های مأثور در واقع متون آموزشی هستند که روح کلی و ساختار واحدی دارند و ائمه اطهار(ع) در آن ها، مباحثی از اصول دین همچون توحید و صفات الهی، نبوت و پیامبر شناسی و نیز امامت و رهبری مطرح کرده اند. در کنار اصول دین، مباحثی از فروع دین همچون جهاد، تولی و تبری و نیز امر به معروف و نهی از منکر و همچنین تعالیم اخلاقی مانند صبر، تقوا، وفای به عهد و سایر ارزش های اخلاقی را مطرح کرده اند.
پیمودن مسافت )قطع المسافه( از جمله قیودی است که در تحقق سفر شرعی و به تبع آن تقصیر نمازهای چهار رکعتی و افطار روزه، مدخلیت دارد. پیمودن هشت فرسخ برای تحقق مسافت، گر چه به عنوان قول مشهور بین فقها مطرح است؛ با توجه به روایات باب، به ملاک های دیگری برای تحقق مسافت شرعی می توان دست یافت. در این تحقیق، به تبیین و تحلیل ادله ملاک های مختلف در زمینه مسافت شرعی می پردازیم، تا بدین وسیله، با اشراف بر ادله مختلف، امکان انتخاب یک دلیل به عنوان دلیل اقوی از میان ادله مختلف فراهم شود.
این پژوهش در راستای بررسی چگونگی اثرگذاری پنهان عوامل آموزشی بر هویت اسلامی ایرانی دانش آموزان با رویکرد کیفی و با تلفیقی از روشهای مصاحبه پژوهی و تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. پنج مدرسه و سی دانش آموز به صورت هدفمند (با معیار زنجیره ای شاخص) انتخاب شده، و ابزار مصاحبه (از نوع نیمه رهنمودی) مورد استفاده قرار گرفته اند. تجزیه و تحلیل یافته ها بر مبنای تحلیل محتوای کیفی انجام شده، و کدگذاری یافته ها در سه مرحله کدگذاری باز، گزینشی و محوری صورت گرفته است. اعتبار و اعتمادپذیری یافته ها از طریق شیوه های کنترل اعضا، اجماع سه سویه، بازنگری ناظران و مصاحبه ها توسط پژوهشگر، تأمین شده است. یافته های پژوهش، حاکی از اثرگذاری پنهان عوامل آموزشیِ بررسی شده بر هویت اسلامی ایرانی دانش آموزان در سطوح سه گانه (شناختی، عاطفی و رفتاری)، در دو وجه مثبت و منفی است. این اثرگذاری در قالب جدولهای مقاله، ترسیم و الگوی برآمده از یافته های پژوهش نیز با ارائه شروط مقدماتی (حضور دانش آموز در جوّ مدرسه)، لازم (تعامل دانش آموز با انواع عوامل پنهان مدرسه)، کافی (بروز انواع مقوله های مثبت و منفی پنهان عوامل آموزشگاهی موثر بر هویت اسلامی ایرانی دانش آموز) و مکمل (فهرست راهکارهای کاهش تأثیرات مقوله های منفی و نیز تقویت تأثیر مقوله های مثبت پنهان مدرسه بر هویت اسلامی ایرانی)، چگونگی اثرگذاری عوامل پنهان آموزشگاهی بر هویت اسلامی ایرانی دانش آموزان را تبیین کرده است. پیامد مثبت تحقق شروط چهار گانه بر هویت اسلامی ایرانی دانش آموزان، حرکت دانش آموز در مسیر درک، گرایش و عمل به رفتارهای همسو با هویت اسلامی ایرانی است.
از نخستین روزهای طلوع پُرفروغ اسلام تاکنون، شخصیّت های بزرگ مذهبی، سیاسی، اجتماعی و ادبی، مجذوب ابعاد تحسین برانگیز منش والای حضرت علی (ع) شده اند و هریک فراخور دانش و استعداد و ذوق و فهم خویش به توصیف ایشان پرداخته اند.
در این مقاله، نگاه شاعران معاصر عرب به خلق و خوی حضرت مورد بررسی قرار گرفته است که در مجموع می توان گفت آنها بیشتر به مضامینی همچون: اظهار ناتوانی در توصیف او، بی بدیل بودن، راستی، درستکاری، بخشندگی، دلاوری، بزرگواری، عزّت نفس و هدایتگری ایشان توجهی ویژه داشته اند و بر آنها تکیة فراوان نموده اند.
همچنین سعی شده است از نگاه شاعران غیر شیعه ـ اعمّ از سنّی و مسیحی و غیره ـ نیز استفاده شود.
در مجموع می توان گفت در ادبیات معاصر عربی نیز همچون عصر های گذشته، اگر چه در مقیاس کمتر، شاعران فراوانی هستند که به مفاهیم و مضامین دینی و مذهبی اهتمام داشته و در موضوعات عقیدتی خود شعر سروده اند.
اوضاع پر تنش جهان اسلام کشورهای اسلامی را درموقعیتی قرارداده که بیش ازپیش نیازمند گردهم آمدن و کنارنهادن تفرقه ونزاع، می باشند. گفتگو امروزه با توجه به درگیریهای منطقه ای، وظهور گروههای تکفیری ضرورت بیشتری یافته است. با توجه به این تغییرات و نیز اهمیت آینده بشر برروی زمین نیاز به تجدید مفهوم گفتگو میان همه فرقه های امت اسلامی ملموس تر شده است. از مهمترین عواملی که تهدیدی بزرگ برای همگرایی جهان اسلام به شمار می رود، تفرقه ناشی از انگیزه های دینی بوده که برخی ازحاملان فکرشرعی درآن سهیم هستند. این نوشتار برآن است تا بااستناد به دومنبع قرآن وسنت نبوی، به بررسی ضرورت تجدیدگفتگو میان مذاهب اسلامی، آداب گفتگو، همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان وراهکارهای پیاده سازی برنامه های تقریبی بپردازد.
توجه به مبدأ نخستین موجودات و اقامه ی براهین متعدد در اثبات وجود آن از دیرباز در تفکر فلسفی وجود داشته است. پژوهش حاضر از روش مطالعات تطبیقی به مقایسه ی دیدگاه ابن سینا و لایب نیتس پیرامون مبدأ نخستین پرداخته است. ابتدا برهان صدیقین ابن سینا و برهان مبتنی بر اصل جهت کافی لایب نیتس در اثبات وجود مبدأ نخستین ارائه شده و سپس علیت مبدأ نخستین در قالب سه پرسش مورد مقایسه قرار گرفته است: مبدأ نخستین علت فاعلی است یا غایی؟ علت حقیقی است یا جهت کافی؟ علت موجده است یا مبقیه؟ در پایان این نتایج حاصل شده است: هر دو برهان مبتنی بر برهان امکان و وجوب است با این تفاوت که ابن سینا با توجه به خود وجود و تقسیم آن به واجب و ممکن، برهان صدیقین را اقامه می کند اما لایب نیتس حقایق موجود را به دو دسته ی ضروری و ممکن تقسیم می کند و جهان را به عنوان مجموعه ی ممکنات نیازمند وجود مبدأ نخستین می داند. ابن سینا مبدأ نخستین را علت فاعلی می داند و لایب نیتس او را هم مبدأ علت فاعلی و هم مبدأ علت غایی. هر دو فیلسوف، مبدأ نخستین را علت حقیقی به معنای موجده دانسته و او را علت مبقیه نیز می دانند.