تبیین دقیق و عمیق مسئله تشکیک که از آن به عنوان عدل و مکمل نظریه اصالت وجود یاد میشود، اگرچه در نظام حکمت صدرایی صورت گرفته است، لیکن نباید از تلاش علمی فیلسوفان گذشته که سرمایه ای غنی برای وی فراهم آوردند غفلت نمود. به مشّاء نسبت داده اند که وجودات را حقایق متباین دانسته و بر این اساس، تشکیک در حقیقت وجود را منکرند. از سوی دیگر، سهروردی با مبانی فلسفی نادرست خود، تشکیک را به متن خارج میبرد.
هدف این پژوهش که به روش تحلیلی و اسنادی سامان یافته، بررسی انتساب یادشده و نیز تبیین دیدگاه سهروردی میباشد و حاصل آن این است که مشّاء اگرچه در ابتدا به تشکیک در حوزه مفاهیم (تشکیک عامی) معتقد بوده است، این، سخن نهایی ایشان نبوده و میتوان قول به تشکیک خاصی را در آثار ابن سینا سراغ گرفت. البته معنون نبودن این مسئله در زمان وی موجب شده که برخلاف شیخ اشراق نتواند فروع و لوازم آن را نتیجه گرفته و در دستگاه فلسفی هستیشناختی منسجم و سازواری بسط دهد.
در این نوشتار، علل یأس و ناامیدی از ظهور امام مهدی4 مورد بررسی قرار گرفته است. از آن جا که عقیده به ظهور امام زمان4 یکی از کلیدی ترین مبانی عقیدتی شیعه اثنا عشری است؛ ناامیدی از تحقق آن، چالشی مهم محسوب می شود؛ چرا که پیامدهای خطرناکی در انتظار چنین افراد و جامعه ای خواهد بود. در این مقاله، هشت ریشه ناامیدی از ظهور واکاوی شده است ؛ عللی همچون طولانی شدن غیبت، شتاب زدگی (استعجال)، تعیین وقت، تطبیق ناصحیح علائم ظهور، عدم معرفت صحیح، ملاقات گرایی، قدرت و تسلط جبهه باطل بر مسلمانان و عملکرد ناصحیح منتظرنمایان. همچنین شش پیامد مهم یأس از ظهور بیان شده است که عبارتند از: گریز از امام، بدبینی به امام، انکار امام، سستی و تنبلی، ترک امر به معروف و نهی از منکر و چیرگی بیگانگان. در این پژوهه، با توجه به ریشه های ناامیدی و پیامدهای آن، به وسیله روش تحلیلی و کتابخانه ای، با استناد به روایات، هشت راهکار مهم و کاربردی برای پیشگیری از این چالش و درمان آن، به این ترتیب بیان کرده ایم: استمداد از خدای متعال به وسیله ادعیه مأثور، معرفت امام، تبیین پیامدهای ناامیدی، تبیین صحیح مقوله انتظار، تبیین آثار صبروتسلیم برای ظهور، توجه به بداء پذیری ظهور، توجه به روایات ناهی از توقیت، تقویت ارتباط معنوی با امام.
محمد بن حسن صفّار و کتاب بصائر الدرجات او جایگاهی مهم در منظومه اعتقادی شیعه امامیه به خصوص در مسأله امامت دارد. در این مقاله سعی شده است شخصیت علمی صفّار و نقش او در انتقال معارف اعتقادی بررسی شود. همچنین دو مسأله اساسی که راجع به صفّار و کتاب بصائر الدرجات او وجود دارد مورد پژوهش قرار گرفته است. مسأله اول: آیا نویسنده کتاب بصائر الدرجات، شخصی به نام محمد بن حسن بن فروخ است و شخصیت دیگری غیر از صفّار است یا اینکه محمدبن الحسن بن فروخ همان محمد بن الحسن صفّار است و یک شخصیت با دو عنوان در کتب رجالی معرفی شده است؟ مسأله دوم: آیا کتاب بصائر الدرجات تألیف صفّار است، یا چنانچه ادعا شده نوشته محمد بن یحیی العطار بوده و او به شیوة استخراج، کتاب بصائر سعد بن عبدالله اشعری را با عنوان بصائر الدرجات به نام خودش تدوین نموده است. برای این منظور اساتید و شاگردان مطرح صفّار به اختصار معرفی شده اند. همچنین میراث مکتوب و میزان اثرگذاری او در انتقال روایات اهل بیت: و نقش او در انتقال میراث مکتوب بررسی شده است.
روش ها و شیوه های متعددی برای جامعه پذیری کودکان وجود دارد. در این راستا پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه کودکان از تنبیه بدنی با تحلیلی از رویکرد اسلامی و روانشناسی پرداخت. در این راستا تعداد چهل دختر و پسر مقطع پیش دبستانی بر اساس نمونه در دسترس با استفاده از آزمون نقاشی و مصاحبه مورد سنجش قرارگرفتند. نتایج تحلیل های آماری نشان داد بیشتر کودکان مورد تنبیه بدنی خفیف قرار گرفته بودند. کودکان دیدگاه مثبتی نسبت به تنبیه بدنی نداشتند، لیکن در قبال خطاها و اشتباهات خود روش های تربیتی دیگر همچون قهر، محرومیت و جریمه شدن را می پذیرفتند. کودکانی که مورد تنبیه بدنی شدید قرارمی گرفتند در نقاشی خود از رنگ های تیره، خطوط کمرنگ و حداقل فضا استفاده می کردند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که از میان متغیرهای جمعیت شناختی والدین، سن و تحصیلات مادر پیش بینی کنندة منفی و معنادار استفاده از تنبیه بدنی بود. نتایج کسب شده با دو رویکرد اسلامی و روانشناسی تحلیل گردید.
حمل یکی از مباحث مهمی است که در تبیین مسائل منطقی، فلسفی و عرفانی کاربرد فراوانی دارد. این مبحث در طول زمان دچار دگرگونی های بسیاری شده است. این مقاله دیدگاه آیت الله جوادی آملی را دراین باره تبیین، آن را با دیدگاه ملاصدرا و علامه طباطبایی مقایسه می کند و نوآوری هایش را برمی شمرد. یکی از نوآوری ها این است که حمل ظاهر و مظهر، قسم مستقلی از اقسام حمل است که در تبیین منطق عرفان باید از آن استفاده کرد. تبیین آیت الله جوادی آملی از حمل ظاهر و مظهر در قاعده بسیط الحقیقه، با تبیین ملاصدرا تفاوت دارد. این تفاوت از تفاوت در مبانی این دو فیلسوف در تبیین حقیقت وجود رابط، تقریر وحدت شخصی وجود و تبیین حقیقت مظاهر نشأت می گیرد.