فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲٬۷۸۱ تا ۶۲٬۸۰۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
قلمرو دین و گستره پاسخگویی آن به نیازهای بشری(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بررسی ویژگی های حرکت دورانی مارپیچ اسلیمی نماد تقدس، وحدت و زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله حرکت دورانی، مارپیچ و اسلیمی از نظر علمی و زیبایی شناسی، تاریخی و نمد شناسی مورد بررسی قرار گرفته است.در این بررسی با استفاده از روش آرشیوی و مشاهده ای منشع و مفاهیم نمادین و هنری اسلیمی توصیف شده است. از مطالعات انجام شده چنین بر میآید که : ماهیت حرکت دورانی، به ویژه مارپیچ با تعاریف شاخص زیبایی و در نهایت با کیفیت های مطرح در مبانی هنرهای تجسمی از جمله تعادل، توازن ریتم و … تطابق دارد. نگاه مارپیچ، به ویژه در اسلام و مسیحیت نماد تزئینی مقدسی است. تکرار این نماد مفهوم رهایی از عالم اسفل را ذکر میکند و نوع وحدت و اشتراک بیان هنری، بیان هنرهای اسلامی و هنر مسیحی را می نمایاند.
چرا به حدیث غدیر عمل نشد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مباحث کلام اسلامی مسأله امامت و رهبری است، به گونهای که اختلاف دیدگاه مسلمانان در آن نخستین انشعاب را در بین شان در پی داشته است و آنها را به دو گروه بزرگ شیعه و سنی تقسیم کرده است. از نظر متکلمان شیعه مشروعیت امامت و جانشینی پیامبر بر اساس نصی الهی است، گرچه امامت در بعضی از ابعادش نیازمند به بیعت و مقبولیت مردمی است. یکی از مهمترین دلائل متکلمان شیعه بر امامت امیرمؤمنان علی (ع)، حدیث غدیر است که از حیث سند حدیثی است متواتر، و اگر اختلافی هست در دلالت آن است که اهل سنت دلالت آن را بر خلاف انکار می کنند. شیعه که دلالت آن را بر امامت تمام می دانند باید به این سؤال پاسخ دهند که چرا صحابه رسول خدا پس از آن حضرت به آن عمل نکرده اند؟ مقاله حاضر بررسی موقعیت سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی مدینه در آخرین سالهای عمر پیامبر و نقش تأثیر گذار قبائل مختلف، به علل نادیده گرفتن حدیث غدیر پرداخت است، و ضمنا دیدگاه متفکران اهل سنت را پیرامون حدیث غدیر روشن ساخته است. امید آنکه بتوان از رهگذر بررسی های تاریخی به پاسخ های درخور و شایسته برای پرسش های کلامی دست یافت.
نقش سیاق در تفسیر جامع البیان عن تاویل ای القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک اهداف و مقاصد آیات، توجه به سیاق، یعنی دقت در ماقبل و مابعد آیه و در نگریستن در آهنگ کلّی آیات را می طلبد؛ از این روی آیه را از آیات دیگر جدا ساختن و بدون توجه به جهت گیری کلی آیات و سیاق و آهنگ جملات آن را تفسیر کردن، جز لغزش و دوری از مقصد قرآن نتیجه دیگری ندارد. نظر به اهمیت موضوع، این نوشتار، ضمن بیان معنای لغوی و اصطلاحی سیاق و ارایه دیدگاه های مختلف در این مورد، به بررسی نقش جایگاه سیاق در تفسیر طبری پرداخته است.
شخصیت و آثار مولف تفسیر المبانی لنظم المعانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مؤلف تفسیر المبانی لنظم المعانی که تا سالیان اخیر ناشناخته بوده ابو محمد احمد بن محمد بن علی عاصمی است بر خلاف نظر برخی از مستشرقان، او مردی فاضل از اهالی خراسان بوده و کتاب دیگری به نام زین الفتی فی شرح سوره هل اتی از وی باقی مانده است. عاصمی برای کسب دانش به هرات، بلخ و کرمان سفر کرده است. او خود را از کرامیّان شمرده است. آرای او در دو کتاب المبانی و زین الفتی به ضمیمة آنچه اهل تحقیق دربارة حقیقت مذهب کرامیه گفته اند سبب تردید در پذیرش نقل نویسندگان کتابهای ملل و نحل دربارة این فرقه می شود
پویایی مسجد
معماری مسجد در نظام اسلامی
نزاع میان حکیمان و عارفان
جوانان، بینش ها و گرایش ها
عوامل مؤثر در تغییر حکم
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، تلاشی است در جهت بررسی و چگونگی انطباق احکام شریعت با شرایط زمان و مکان، مصالح و شرایط حاکم بر جنبههای مختلف حیات انسان، ثابت یا متغیر بودن احکام شرع و قوای حاکم بر این تغییرات.
موارد مذکور از موضوعات مهمی است که بررسی و تبیین آنها ایفای نقش واقعی دین در ابعاد مختلف زندگی انسانها را تضمین خواهد کرد.
هدف این نوشتار بررسی بخشی از مباحث مزبور و بحث در رابطه با عواملی است که میتوانند تغییر حکم شرعی را به دنبال داشته باشند.
نگارنده برای بررسی تفصیلی بحث، به عواملی که ممکن است از طریق آنها تغییراتی در حکم شرعی پیش بیاید، میپردازد. و سپس نحوه تغییر در هر یک از این عوامل را به اجمال مورد بحث و بررسی قرار میدهد.
فلسفه، عقل الهام یافته
حوزههای تخصصی:
هدف نویسنده در مقدمه کتاب فلسفه بر سر تقاطع روشن کردن موضع خود در پاسخ به این پرسش است که آیا خدمات فلسفه به تفکر به پایان رسیده و تنها وظیفه باقی مانده ایضاح مطالب قبل است یا وظایف دیگری هم بر عهده فلسفه است. وی بحث خود را با تعریف فلسفه آغاز میکند.مراد او از فلسفه «تفسیر تجربه باستانی» است این تجربه باستانی است چون انسانهای اولیه هم به نحوی به آن اعتقاد داشتند. تجربه باستانی اجزایی دارد که پسوخه و ثومُس نام دارند و اجزای عقل بشر به مفهوم عام هستند.
پسوخه، خود واقعی انسان است که دائمی، فناناپذیر، سرچشمه الهام و جنبه منفعل و پذیرای عقل است. ثومُس خود متغیر و فناپذیر است که کارکرد فعال و جنبه استدلالی عقل است. خودی که تجربه میکند، میخوابد، بدن را تدبیر میکند و… نسبت میان پسوخه و ثومُس همچون نسبت میان الهام و تفکر استدلالی است. وظیفه فلسفه به کارگیری و تلفیق این دو جزء است، نه صرفاً توجه به یکی از آنها. بنابراین، «فلسفه، عقل الهام یافته» است.
وی خاطر نشان میکند عامل پیوند فلسفه افلاطون با فلسفه جدید، و آنچه باعث شده فلسفه غرب حاشیهای بر فلسفه افلاطون باشد، همین دو جزء عقل در فلسفه اوست. در فلسفه افلاطون، با استفاده از دیالکتیک، از طریق تفکر استدلالی، رؤیت مثال خیرونیل به فضیلت میسر میشود. چنین تحلیلی معرفت را به دو قسم معرفت واضح از جهان ومعرفت مبهم از خیر افلاطونی تقسیم میکند. در قرون وسطی، اغلب درصدد بودند به معرفت خیر نایل آیند؛ اما در دوره رنسانس بیشتر به حصول درک واضح از جهان تمایل پیدا کردند. متفکران دوران جدید جنبه استدلالی و ریاضی تفکر افلاطون را مورد توجه قرار دادند و وصول به خیر برای آنان معنای دیگری غیر از فضیلت پیدا کرد. خیر در نظر اینان چیزی جز سلطه و سیطره پیداکردن بر طبیعت نبود. پیشرفتهای علمی قرون اخیر ثمره چنین رویکردی است. در نتیجه توجه به جنبه استدلالی، از اهمیت جنبه شهودی عقل کاسته شد. در حالی که، بنابر عقیده مؤلف، فلسفه بر سر تقاطع عقل استدلالی و شهود قرار دارد و نادیده گرفتن جنبه منفعل و شهودی عقل فاجعهای بشری است.
جایگاه عرف در حقوق بین الملل و حقوق اسلام
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، تلاشی است جهت بررسی جایگاه عُرف در حقوق بینالملل و حقوق اسلام، به این معنا که میتوان گفت عُرف و عادت، قدیمیترین پدیده حقوقی است و از زمانهای بسیار کهن تا گذشتهای که چندان دور نیست، تنها مظهر و جلوگاه حقوق بوده است.
نگارنده، برای بررسی تفصیلی در ابتدا به بحث عُرف در حقوق بینالملل رُم، آنگلوساکسون و کامن لا میپردازد. در ادامه، عرف در قانون و حقوق اسلام را بحث کرده و نمونههایی از مصادیق عُرف در حقوق اسلام و نقش عرف در پیدایش نظام دیات در اسلام را مورد بررسی قرار داده است.
نویسنده، در پایان نتیجه میگیرد که نظام دیات یک حکم تأسیسی اسلام نیست، بلکه اسلام آن را امضا کرده و جزء احکام امضائی است و عرف و عادت در پیدایش آن نقش بسزایی را به عهده داشته است. همچنین با توجه به مطالب ذکر شده به دست میآید که پرداخت دیه از طرف عاقله نیز تابع عُرف است.
مقاله حاضر، تلاشی است جهت بررسی جایگاه عُرف در حقوق بینالملل و حقوق اسلام، به این معنا که میتوان گفت عُرف و عادت، قدیمیترین پدیده حقوقی است و از زمانهای بسیار کهن تا گذشتهای که چندان دور نیست، تنها مظهر و جلوگاه حقوق بوده است.
نگارنده، برای بررسی تفصیلی در ابتدا به بحث عُرف در حقوق بینالملل رُم، آنگلوساکسون و کامن لا میپردازد. در ادامه، عرف در قانون و حقوق اسلام را بحث کرده و نمونههایی از مصادیق عُرف در حقوق اسلام و نقش عرف در پیدایش نظام دیات در اسلام را مورد بررسی قرار داده است.
نویسنده، در پایان نتیجه میگیرد که نظام دیات یک حکم تأسیسی اسلام نیست، بلکه اسلام آن را امضا کرده و جزء احکام امضائی است و عرف و عادت در پیدایش آن نقش بسزایی را به عهده داشته است. همچنین با توجه به مطالب ذکر شده به دست میآید که پرداخت دیه از طرف عاقله نیز تابع عُرف است.