وجود امور خارق العاده امرى غیر قابل انکار است . هرچند خوارق عادت عموما در داشتن غایتى که همان اثبات امر غیر معتاد و یا نفى امر معتاد است، با هم مشترکند . اما وجوه افتراقى، آنها را از جهت نوع غایت و برخوردارى از مقبولیت الهى و عدم آن از هم جدا مىکند . این تنوع موجود در خوارق عادت امرى استبا پیشینهاى طولانى در مسیر زمان، که رغبت اهل اندیشه، خصوصا متکلمین را نسبتبه تحقیق درباره کیفیت و نحوه تحقق آنها جلب کرده است .
معجزه به عنوان مهمترین و اصیلترین امر خارق العاده، که روایتهاى تاریخى موثق وقوع آن را اثبات مىکند، یکى از این امور است .
کرامت، سحر، جادو و امورى از قبیل «تله پاتى» و «هیپنوتیزم» از خوارق عادت محسوب مىشود .
آنچه که بحث مورد نظر ما است، تعریف و تبیین این امور و نیز تفاوت آنها با معجزه است که از نظر مىگذرانیم .
امتیاز اساسى انسان، به اندیشه و تفکر اوست و هر چه اندیشمندتر باشد خصوصا اگر به آن عمل نماید، به کمالات انسانى خویش، فعلیتبخشیده است . به همین جهت، ادیان توحیدى و پیامبران عظیمالشان بر تعقل و تدبر در همه امور اساسى و از جمله طبیعت و نیز کتب منزل از ناحیه خداى متعال تاکید نمودهاند . ولى همیشه امور با ارزشتر و گرانبهاتر، در معرض خطرات جدىتر نیز مىباشند . از اساسىترین خطر اندیشه، انجام مغالطه در آن و باطل را در لباس حق پوشاندن است . این نوشتار سعى دارد گوشهاى از این خطر را برشمارد .
تقدیم لایحه تعیین وضعیت دیه اقلیتهاى مذهبى از طرف قوه قضائیه به مجلس شوراى اسلامى زمینه بازبینى مبانى فقهى این موضوع را فراهم آورد . با توجه به دیدگاههاى مختلفى که بین فقهاى مذاهب اسلامى در این رابطه وجود دارد، ضمن طرح دیدگاه فقهاى شیعه در این زمینه، به بررسى روایاتى که از ائمه اطهار علیهم السلام وارد شده است، مىپردازیم .
با توجه به تحولات معاصر، پرداختن به اندیشه انقلابى اسلامى مشکلات گذشته را ندارد. برخى از پژوهشگران اعتقاد دارند که اندیشه انقلابى از برخى بحرانهاى درونى رنج مىبرد که از جمله آنها مىتوان به رکود و عدم پویایى در مبانى فکرى اشاره کرد. روند تحولات جن بش اسلامى نشان مىدهد که نوسازى اندیشه انقلابى یک نیاز اساسى است. حسن الترابى، راشد الغنوشى و سید محمدحسین فضل اللَّه از زمره طراحان ایده نوسازى اندیشه انقلابى اسلامى هستند. اکنون بیش از هر زمان دیگرى جنبش اسلامى پذیراى متغیرهاست و رشد خودانتقادى، مردمگ رایى و علنى شدن جنبش اسلامى، نشان دهنده تحولات مثبت قابل توجهى در خط سیر اندیشه انقلابى اسلامى مىباشد.
زکى میلاد در فصل سوم کتاب تحولات و خط سیر اندیشه اسلامى معاصر به بررسى تحولات اندیشه انقلابى اسلامى پرداخته و مهمترین چالشهاى آن را برشمرده است.
سیدجمال در پىایجاد سازگارى میان اسلام سنتى و چالشهاى علمى و فلسفى غرب بود و در این زمینه موضع میانهاى را در پیش گرفت. سیدجمال علوم و فنآورى جدید غرب را از آداب و اخلاق غربى انفکاکناپذیر مىداند و معتقد است جهان اسلام بدون پذیرش پیامدهاى کلامى و فلسفى آن مىتوانند به آن دست یابند. نویسنده در این مقاله ضمن انتقاد از مادهگرایان و معرفى آنان به عنوان ویرانگر تمدن و جامعه انسانى، توجه روشنفکران مسلمان را به خطر جدى آنان جلب کرده است. نویسنده دیدگاههاى سیدجمال در باب دین، فلسفه و علم را گویاى موضع روشنفکران مسلمان قرن نوزدهم مىداند که از قدرت، ثروت و برترى علمى و فنى غرب از یک سو و از ضعف جهان اسلام و سیطره و تجاوز غرب بر آن از سوى دیگر، ناراحت بودند و کشورهاى مسلمان را به فراگیرى علوم و فن آورى جدید غرب دعوت مىکردند.