ابن طفیل در رسالة حی بن یقظان - که شرح زندگی انسانی فرضی است که در جزیره ای نزدیک به خط استوا وجود و تکامل می یابد - سیر تکاملی انسان از مرتبة حسی به مرتبة عقلی و سپس شهودی را به تصویر می کشد. از دیدگاه ابن طفیل، اگر چه محصول عقل و شهود یکسان است، اما معرفت شهودی دارای وضوح و شفافیت و بالتبع، لذتی عظیم و شگرف است. از منظر وی؛ دست یابی به معارف شهودی جز از طریق سلوکی معنوی میسر نیست و حی بن یقظان به عقل و فطرت خود، اصل ضرورت سلوک و چگونگی سلوک را درمی یابد. بر این اساس، سالک پس از طی درجات سلوکی، وحدت را می یابد، اما ابن طفیل توجه می دهد که این وحدت، وحدتی در مقابل کثرت نیست؛ زیرا این نوع وحدت از اوصاف اجسام است، بلکه عارف در شهود خود، با حقیقتی فراتر مواجه است، که توصیف آن به قالب عبارت در نمی آید. در نهایت نیز ابن طفیل به بررسی رابطة این حقایق مشهود با شریعت می پردازد.
مسئلة توجیه گزاره های اخلاقی یکی از مهم ترین مسائل معرفت شناختی در قلمرو فلسفة اخلاق به شمار می رود. نظریات گوناگونی دربارة نحوة توجیه احکام اخلاقی در مقام اثبات ارائه شده است. شهرت گرایی دیدگاهی در فلسفة اخلاق است که عمدتاً فلاسفة مسلمان آن را مطرح ساخته اند. در این پژوهش تلاش شده دیدگاه مزبور دربارة توجیه گزاره های اخلاقی تحلیل و بررسی شود. نتایج تحقیق حاکی از آن است که شهرت بما هو شهرت توان توجیه گزاره های اخلاقی را ندارد و تنها به اعتبار منشأ واقعی اش می تواند توجیه کنندة گزاره های اخلاقی باشد.
یکی از مسائل بسیار مهم در فلسفه فقه، خطا در اجتهاد است. از یک سو نمی توان به طور کامل از خطای اجتهادی پیشگیری کرد و ناگریز پیش خواهد آمد. از سوی دیگر، نمی توان از هر خطای مجتهد نیز چشم پوشید. مسئله اول در باب این موضوع، تعیین معیار صواب از خطا است که خود در دو مرتبه ثبوت و اثبات قابل بررسی است. از آنجا که هر خطای اجتهادی قابل پذیرش نیست، مسئله دوم حدّ پذیرفتنی بودن خطا است. این مسائل، به صورت صریح مورد توجه اصولیان نبوده است. نگارنده در مسئله اول پاسخ های ممکن را ذکر کرده و خود در این میان رأیی برگزیده است؛ اما در مسئله دوم معیار نظری نیافته و به پیشنهاد یک راهکار عملی برای جلوگیری از سرریزی اختلافات نظری به حوزه های اجتماعی سیاسی بسنده کرده است.
حرکت جوهرى و حدوث جسمانى نفس از جمله اصول مهم حکمت متعالیه است که پذیرش یا رد آنها پیامدها و عواقب گوناگونى در پایش مسیر فلسفى یا اخلاقى به همراه خواهد داشت. در این مقاله به برخى از لوازم و پیامدهاى اخلاق تربیتى این دو نظریه پرداخته شده که عبارت اند از: تأثیر افعال و رفتار در ملکات اخلاقى، نقش نیت در تکامل و رشد انسان، اثر معاش در معاد، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا بودن اخلاق، نوع الانواع نبودن انسان، تبدیل علم، حیات و قدرت از محمول بالضمیمه به نحوه وجود، پیوند طبیعت و ماوراى طبیعت، تبیین دقیق نظام آفرینش و ارتباط آن با خدا، کنار نهادن کبر و انانیت.
آتانازی یا مرگ ترحمی از پیچیده ترین مسائل در مباحث اخلاقی، شرعی و حقوقی جهان امروز است. در این میان نقش ادیان و مذاهب گیتی در جهت دهی به نگاه پژوهشگران این حوزه بر کسی پوشیده نیست. در این مقاله گزارش کوتاهی از نگاه ادیان مختلف جهان به مسأله آتانازی (چه به شکل فعال و چه منفعل) ارائه خواهیم داد و تاحد ممکن این نظرات را تحلیل خواهیم کرد. در ابتدا نظر سه دین توحیدی یعنی اسلام، مسیحیت و یهودیت را بررسی می کنیم. سپس به سراغ هندوئیسم و جینیسم می رویم و در نهایت از آیین های خاور دور نظر بودیسم، تائوئیسم، مکتب کنفسیوس و شینتو را درباره آتانازی بیان خواهیم کرد.
روایات ارتداد صحابه در صحیحین شامل سی و سه روایت است که به ظاهر در تعارض با روایات عدالت صحابه قرار دارد. در این میان بررسی آراء شارحان در این زمینه و تعیین مصداق اصحاب در این روایات امری ضروری به نظر می رسد. مقاله زیر کوششی در راستای تحلیل نظرات شارحان در این زمینه و نقد و بررسی این نظریات است. طبق این مقاله که روایات ارتداد شامل کسانی است که به نوعی دارای انحراف گشته اند. این دسته می توانند برخی از اصحاب معروف و برجسته نیز باشند که مبتلا به ارتداد، انجام کبیره، نفاق یا بدعت گشته اند و این روایات مربوط به اهل رده و امت دعوت نیست. اما پیش فرض های نادرست درباره معنی ارتداد و عدالت صحابه مانع فهم صحیح آن ها از روایات ارتداد گشته است.
در مقارنه ی قران و عهدین درمیابیم که مرگ در اسفار عهد عتیق در مفاهیم متعددی چون هلاکت و فنا ، خواب ، تکامل و جدایی جان از بدن بکار رفته است این درحالی است که توجه به مفاهیم و گزاره های پس از مرگ در عهد جدید و با تعابیر خاصی چون روز جدایی ، حسابرسی و مقام داوری نمایان تر است . اساسا قرآن و عهدین در عناوین قابل توجهی پیرامون مرگ با همدیگر مشترکند .
علامه طباطبایی به عنوان یکی از اندیشمندان معاصر جهان اسلام در ترسیم هندسه معرفتی اسلام جایگاه ویژه ای برای «آزادی اندیشه» قائل است. این پژوهش بر آن است تا هندسه معرفتی پیش گفته را مورد بازنگری قرار داده و زیرساخت های آزادی اندیشه را از نظر وی بیابد. بر باور علامه، آزادی اندیشه در اسلام بر دو زیرساخت «نهاد جمعی اسلام» و «فطری بودن اسلام» بنا شده است. علامه اساس اسلام را تحفظ بر اصول برشمرده، آزادی اندیشه را با عنایت به نهاد جمعی دین مورد تایید اسلام دانسته است. از نظر علامه اجتهاد و تفکر جمعی زمینه ای برای رسیدن به آزادی اندیشه است و در موارد بروز شبهه، عرضه به کتاب و سنت به عنوان راه حل معرفی شده است. هماهنگی اسلام با فطرت انسان ها از دیگر زیرساخت های آزادی اندیشه از منظر علامه طباطبایی است. اسلام با دعوت به تبعیت از حقیقت، زمینه یگانگی و اتحاد را در میان انسان های گوناگون فراهم کرده و نسبت به عوامل اختلاف آفرین به نحو مناسبی راه کار ارائه نموده است.
هدف مقاله حاضر آن است که با تأمل بر نظریه بینامتنیت، نشان دهد که یک اثر خودبسنده و به تنهایی، حاکم بر کل خویش نبوده بلکه حاصل جذب و دگرگونی دیگر متن هاست. این مقاله با تأمل بر اشعار دکتر قدمعلی سرامی نشان می دهد که سرامی شاعری است که نه تنها منش بینامتنی آثار خود را پنهان نمی کند بلکه آن را، آشکارا به نمایش می گذارد. در این مقاله، نشان می دهیم که چگونه شعر سرامی مناسبات بینامتنی مستحکمی با قلمرو عرفان دارد و از این منظر اشعار این شاعر می تواند به عنوان بافته ای از آواها مورد بررسی قرار گیرد که در آن مقولاتی از جنس عرفان به تصویر کشیده شده است. در پایان به این نتیجه می رسد که با شناخت چهارچوب ارجاع شعر عرفانی سرامی می توان شعرهای عرفانی او را راحت تر گشود و افق معنایی آن ها را به درستی ترسیم کرد.
این مقاله نقش یا کارکرد شواهد مرتبه بالاتر را در بحث اختلافِ نظر معرفتی بررسی می کند. پس از ارائه تعریفی از شواهد مرتبه اول و شواهد مرتبه بالاتر و تأکید بر تمایز میان آنها، به نفعِ این دیدگاه استدلال می کنم که شواهد مرتبه بالاتر مستقل از شواهد مرتبه اول، شاهد به شمار نمی آیند. سپس از طریق مثال داروی اختلال یکی از مشهورترین دیدگاه های معرفت شناسان معاصر، یعنی دیدگاه دیوید کریستن سن را درباره شواهد مرتبه بالاتر و نقش آنها در اختلاف نظر توضیح می دهم و آن را نقد می کنم. در ادامه استدلال تامس کِلی را درباره تأثیرنداشتن شواهد مرتبه بالاتر شرح می دهم و به نقد آن می پردازم. در این بخش چگونگی کارکرد استدلال اصلی کِلی علیه تأثیر شواهد مرتبه بالاتر را نشان می دهم و در عین حال، به این انتقاد واردشده بر استدلال کِلی پاسخ می دهم که تأثیر شواهد مرتبه بالاترلزوماً مؤید دیدگاه وزن دهی برابر است.
این مقاله به نقد و بررسی دیدگاه پروفسور «پاول هک»، یکی از اسلام شناسان برجسته آمریکایی، در خصوص رابطه اسلام و مسیحیت با مقوله دموکراسی در کتاب «زمینه مشترک، اسلام، مسیحیت و تکثرگرایی دینی» پرداخته است. وی در این کتاب آورده است که بهترین مدل فلسفی برای گفتگوی بین الادیانی و در اینجا اسلام و مسیحیت، تکثرگرایی دینی است و با توجه به تکثرگرایی دینی می توان فهمی از اسلام و مسیحیت ارائه کرد که با مقتضیات زندگی در جوامع مدرن سازگاری داشته باشد. سکولاریزم و دموکراسی دو میوه مدرنیته هستند که اسلام و مسیحیت می توانند خود را با توجه به آموزه های متن مقدس و سیره عالمان دینی در اعصار گذشته با آنها تطبیق دهند. در این نوشته ابتدا مبانی معرفت شناختی فلسفی تکثرگرایی دینی مورد پذیرش وی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است و سپس دیدگاه دین اسلام(قرائت شیعی)در مورد حکومت و دموکراسی با توجه به مبانی معرفتی نظریه سیاسی اسلام شرح داده شده است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی وضعیت اخلاق کارِ کارکنان دانشگاه بوعلی سینا بود که به روش پیمایشی انجام شد. جامعهآماری این مطالعه تمامی کارکنان دانشگاه بوعلی سینا بودند که از میان آن ها 260 نفر به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد . جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اخلاق کار گریگوری، سی پتی (1990) و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های t تک گروهی، ضریب همبستگی پیرسون، t مستقل و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که اخلاق کار کارکنان دانشگاه بوعلی سینای همدان فراتر از حد متوسط است و نیز بین همه مؤلفه های اخلاق کار، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از طرفی نتایج آزمون t نشان داد که برای بین گروه های مستقل در اخلاق کار براساس جنسیت، تفاوت معناداری وجود ندارد. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نیز نشان داد، بین اخلاق کار کارکنان به لحاظ میزان سن و تحصیلات تفاوت معناداری وجود ندارد.
زیارت قبور توسط بانوان از مواردی است که مشروعیت و عدم مشروعیت آن از منظر مذاهب فقه اسلامی چندان هویدا نیست؛ زیرا تحقیقی موسع و یکپارچه در این باره نشده است. ازاین رو پرسش از حکم زیارت قبور توسط بانوان از منظر فقه اسلامی، نیازمند کاویدن و بررسی است. عمومات و اطلاقات سنت پیامبر اعظم و عملکرد همسر و دختر گرامی ایشان در استمرار زیارت قبور، از جمله دلایلی است که زیارت قبور را برای بانوان مشروعیت می بخشد، بلکه موجب حکم به استحباب آن می شود و مدلول ادله نافی آن، محمول به استلزامات حرامی است که بعضاً در زیارت قبور توسط بانوان رخ می دهد. این تحقیق با هدف شناخت اقوال و انظار فقهای مذاهب اسلامی و حدود و ثغور ادله و تبیین وظیفه و تکلیف بانوان در زیارت قبور انجام شده است. نیل به این مقصد در سایه توصیف و تحلیل گزاره های فقه مذاهب اسلامی با گرد آوری داده ها به شیوه کتابخانه ای میسر شده است. نتیجه تحقیق، استحباب زیارت قبور برای بانوان است، البته به این شرط که زیارت با اعمال حرامی همراه نباشد.
فهرست منابع کتاب، به منزله سند اعتبار و ارزش علمی آن اثر محسوب می شود. ولی با این حال، یکی از بانک های اطلاعات بسیار پراشتباه، فهرست منابع کتاب ها و مقالات است. نویسنده در نوشتار حاضر، به برخی ناهماهنگی ها و اغلاط تایپی در فهرست منابع کتاب های چاپ شده، اشاره می نماید. اغلاط تایپی در عنوان کتاب، تلخیص نادرست عنوان، دخل و تصرف و اغلاط املایی در نام ناشر و نام نویسنده و مترجم و مصحح و ...، و یا ذکر نشدن نام مترجم و مصحح و ...، از جمله این موارد است. نویسنده در انتها، با بیان راهکارها و ارائه نمونه ای از کتابنامه های ویرایش شده و نیز نمونه کتابنامه افراط در استاندارد، نوشتار را به پایان می رساند.
کتاب «نحو تفعیل قواعد نقد متن الحدیث؛ دراسه تطبیقیه علی بعض احادیث الصحیحین» اثر اسماعیل کردی از نویسندگان سوری است که در شمار تجدیدنظر طلبان اعتدالی بوده و در کتاب مذکور، به دنبال کاربردی کردن قواعد نقد متن بر احادیث صحیحین است. این کتاب را باید در شمار نگارش های نقادانه ای دانست که مؤلف می کوشد در خلال آن، نقد متن را که در میان متأخران مورد غفلت واقع شده، عملی سازد. نویسنده نوشتار حاضر را با هدف معرفی کتاب مذکور به رشته تحریر درآورده است. وی در راستای این هدف، ابتدا موضوع ظهور جریان های حدیثی معاصر در اهل سنت را مورد توجه قرار داده و سپس، به معرفی مؤلف و کتاب وی می پردازد. بررسی مبانی فکری و دیدگاه های مبنایی اسماعیل کردی و قواعد نقد متن از نگاه کردی و تطبیق آن بر احادیث صحیحین، از دیگر مباحث مطرح در نوشتار می باشد.
امروزه با وقوع بحران های زیست محیطی، نحوه نگرش به ارتباط بین انسان و طبیعت به یکی از چالش برانگیزترین مسائل در حوزه اخلاق زیست محیطی تبدیل شده است. بدین خاطر بسیاری از اندیشمندان در تلاش اند راه حلی جامع برای فرارفت از بحران های خودساخته زیست محیطی بیابند. در این نوشتار برآنیم ضمن تبیین ابعاد گوناگون اخلاق زیست محیطی، به دو نحوه نگرش خاص نسبت به این موضوع بپردازیم: از سویی به طرح «نظریه گایا» که یکی از نظریات مطرح در علوم تجربی است، می پردازیم و از سوی دیگر به بررسی «قاعده بسیط الحقیقه» ملاصدرا به عنوان نظریه ای نوین جهت ارائه الهیات زیست محیطی خواهیم پرداخت. ازجمله نتایج این پژوهش، تحقق نظریه ای نوین با استفاده از قاعده فلسفی بسیط الحقیقه در حوزه اخلاق زیست محیطی خواهد بود.
در سده دوم و سوم قمری از هشت کتاب و رساله با موضوع اختلاف مصاحف امصار (عراق و شام و حجاز) یاد شده است. گرچه این کتاب ها به دست ما نرسیده، مطالب آن ها در منابع بعدیِ علم رسم المصحف و قرائات بازتاب یافته است. اختلاف رسم الخط مصاحف امصار به دو دسته تقسیم پذیر است:
الف) تفاوت هایی که موجب اختلاف در قرائت نشده اند؛ مانند ثبت «ی» یا نبود آن در «ائتونی/ ائتون»؛ ب) اختلاف هایی که باعث تفاوت در قرائت اند؛ شامل حذف یا زیادت یک حرف یا تبدیل یک حرف به حرفی دیگر. مجموع اختلافات دسته دوم به 54 مورد می رسد. تا کنون درباره علت و زمان پیدایی و اثر آن در قرائات یا تأثیرپذیری آن از قرائات، دیدگاهی جامع بیان نشده است. اغلب علمای متقدم بر این باورند که عثمان خلیفه سوم (د 35 ق.) دستور ثبتِ آن ها را در مصاحف امام داده است ولی در روایات جمع قرآن در زمان عثمان چنین مطلبی وجود ندارد و از سویی، این کار با هدف او برای اتحاد امت اسلامی بر یک مصحف واحد در تضاد است.