فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۵٬۲۴۱ تا ۴۵٬۲۶۰ مورد از کل ۸۳٬۴۳۴ مورد.
التمجیدات
چاپ تازه ای از کتاب ایزوتسو
متنی کهن در پزشکی
خفتگان در بقیع(3)(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
خفتگان در بقیع (4)(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل دیدگاه علامه طباطبایی در باب سخن گفتن از خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حرکت جوهری نفس و ثبات معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه حرکت جوهری و موضوع اتحاد عاقل و معقول از شاهکارهای شگرف فلسفی ملاصدرا است. این دو موضوع، علی رغم ارتباط وثیقی که با هم دارند، مشکلات متعددی را ایجاد کرده اند که حل آنها کلید حل معماهای فلسفی بسیاری خواهد شد. از جمله اینکه اگر بپذیریم علم که همان معلوم بالذات است، با جوهر نفس متحد و با یک وجود موجود می شوند و با توجه به نظریه حرکت جوهری و اینکه سرشت جهان در حال دگرگونی دایمی است و نفس نیز با کسب معارف جدید دم به دم در حال تغییر است. بر اساس اتحاد عاقل و معقول با عنایت به اصل ضروری سرایت حکم احدالمتحدین به متحد دیگر، چگونه می توانیم معارف ثابتی داشته باشیم؟ بررسی دیدگاه فلاسفه درباره این پرسش، محور بحث این مقاله است.
بازخوانی روح جهاد (Recollecting the Spirit of Jihad )
حوزههای تخصصی:
در عصر ما گروه های افراط گرا برای توجیه تروریسم از کلمه جهاد سوء استفاده کرده اند. این مقاله در صدد بررسی معنای حقیقی جهاد است؛ هم معنی ظاهری آن (جهاد اصغر) و هم معنی باطنی آن (جهاد اکبر). نویسنده در عین ارائه نقدی اصولی، و علی الخصوص در عین ارجاع به آموزه قرآنی رحمت که در پرتو آن جهاد باید فهمیده شود، همچنین تصاویر، عملکردها، رفتارها، شخصیت ها و اتفاقاتی که این اصول را نشان میدهند مورد پرسش قرار میدهد؛ و بخصوص این موارد را مورد بحث قرار میدهد: فتوحاتی که مطابق اصل جهاد انجام شدند، فتح قدس به دست صلاح الدین ایوبی و گسترش اسلام در ایران در سده¬های اولیه اسلام، چگونگی روابط میان یهودیان و مسلمانان در روزگار پیش از تجدد، دو نمونه از روح جهاد در گذشته نزدیک: امیر عبدالقادر جزایری و شیخ احمد علوی، و تصویر علیابن ابیطالب علیه السلام در شعر مولانا.
احیاء علوم الدّین غزالی و ضرورت احیاء آن در روزگار ما
حوزههای تخصصی:
احیاء علوم الدّین مهم ترین کتاب غزالی است که در قرن پنجم هجری نوشته شده است. در این کتاب، غزالی به عنوان یک مجدّد دینی، به دنبال احیای علم دین است و به سبک اصحاب هرمنوتیک، یادآور معنای اوّلیهٴ الفاظ مهم دینی میشود که در زمانه ٴ او تحریف شده یا به معانی خاصی تخصیص یافته اند. در تاریخ تفکر اسلامی، عنوان این کتاب، مبدّل به یک سرمشق و یک طرح (project) دینی شده و هر بار که متفکران بزرگ اسلامی، از مولوی تا ملاصدرا، به دنبال احیای علوم دین برآمده اند، به این کتاب نظر داشته اند. در روزگار ما که تجدید و احیای علم حقیقی دین، بیش از هر زمان دیگر ضروری شده است، با توجه به برخی ادعاهای کاذب موجود برای احیای دین، توجه به احیای علم دین غزالی بیش از هر زمان دیگر ضروری است.
دو ردّیه بر فلسفه
حوزههای تخصصی:
دو ردّیه که یکی مبتنی بر کلام اشعری و دیگری مبتنی بر کلام معتزلی است، در فاصله کوتاهی از یکدیگر در قرن ششم نگاشته شده اند و با رویکردهای مختلفی به نقد آراء فلاسفه در حوزه مسائل فلسفی مرتبط با معتقدات دینی، پرداخته اند. این دو ردّیه هم به جهت انگیزه نویسندگان آنها و هم به لحاظ روش نقد مسائل فلسفی و هم به لحاظ محتوا و مضمون و هم به جهت میزان تأثیرگذاری، با یکدیگر تفاوت های عمده ای دارند. نگارنده در این مقاله دو اثر مزبور را در محورهای چهارگانه فوق با یکدیگر مقایسه کرده است.
بررسی فطرت با تکیه بر تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت انسان یکی از محورهای اساسی معارف بشری است . اندیشمندان بسیاری از روزگار کهن در خصوص نوع ساختار انسان به بحث و کاوش پرداخته و هر یک کوشیده اند تا با پاسخ به پرسش های اساسی در این عرصه، از اضطراب ها و احساس رنج درونی بشر بکاهند. پرسش هایی مانند اینکه: آیا آدمی ساختاری صرفا مادی دارد؟ آیا موجودی دو سرشتی است که علاوه بر بعد جسمانی، دارای بن مایه های وجودی درونی (امور فطری) نیز می باشد که از آن رهگذر از موجودات دیگر متمایز می شود؟ آیا پذیرش نظریه درون ساختاری به معنای آن است که پاره ای امور را بالفعل دارد؟ و یا اینکه منفعل محض است که هر نقشی به او داده می شود می پذیرد؟ وجه تمایز امر فطری از غیر فطری چیست ؟ رسالت اصلی این مقاله تبیین دیدگاه علامه طباطبایی مفسر بزرگ معاصر بر اساس تفسیر گرانسنگ المیزان در خصوص پرسش های فوق است (گر چه در فرایند کاوش، دیدگاه اندیشمندان دیگر نیز مطرح شده است). در بررسی نظر علامه به این حقیقت دست می یابیم که وی در چگونگی شناخت های فطری، دیدگاهی متمایز ازدیگران ارایه کرده است. مساله فوق از مسایلی بنیادین است که بر حوزه هایی مانند: مدیریت، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و ... اثر گذار است .
ارزش شناسی در فلسفه ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی بر آن است با قضاوت فلسفه ارسطویی به ارزش شناسی در فلسفه ارسطویی پرداخت. به همین جهت پس از اثبات ارزش شناسی به عنوان نوعی معرفت، به رابطه بین آن با دو حوزه دیگر معرفت، یعنی وجود شناسی و معرفت شناسی پرداخته و نشان داده شده است که ارزش هایی مانند خیر و زیبایی همان علت غایی و علت صوری در تبیین ارزشی هر چیزی هستند و دست کم در طبیعت خیر و غایت هر چیزی، امری واقعی و در شی حضور دارد، در حالی که ارزش هایی مانند زیبایی و فراخی، خوبی و بدی در نسبت وجود ما وجود دارند، در واقع، چنین ارزش هایی وجود عینی و مثالی ندارند. از نظر معرفت شناسی ارزش ها با علت صوری یعنی با صورت کلیه شناخته می شوند. همچنین ارزش شناسی ارسطو نشان می دهد که مفهوم غایت مفهومی بنیادین در فلسفه ارسطوست و می توان با آن انسجام نظام فلسفی ارسطو را نشان داد. یعنی ارسطو برای ارزش ها حیثیت وجودی و معرفتی قایل است و برای موجودات و معرفت ها و حتی برای خود ارزش ها مراتب قایل شده است، یعنی هر چیزی در سلسله مراتب ارج گذاری قرار می گیرد و این ریشه در مفهوم غایت دارد. همچنین معلوم خواهد شد که ارسطو چه در مقام فیلسوف و چه در مقام ارج گذار فارغ از ارزشگذاری در وجود شناسی و معرفت شناسی نیست. با این رویکرد، بخش دوم این مقاله بر اساس همین مبنا نشان می دهد که غایت در اخلاق ارسطویی همان کمال مطلوبی است که آدمی سعادت را همچون فعالیت روحی منطبق بر عالی ترین و کامل ترین فضایل به انجام می رساند و در این کار با حاکمیت عقل بر اعمال نفس خود مراقب است و با ممارست و عادت فضیلت ها را چنان به انجام می رساند که نه در حد افراط باشد و نه در حد تفریط و زیور تمام فضایل اخلاقی را با اعتماد به قابلیت های خود دارا گردد.
مشائیان و نظریه مثل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عالم عین از منظر افلاطون به دو دسته تقسیم می شود:?. عالم مثل، ?. عالم محسوسات. ارائه نظریه مثل از سوی افلاطون مبتنی بر همین مبنا بوده است. به طور قطع می توان گفت افلاطون با ارائه این نظریه درصدد بود که به گمان خود بتواند پیدایی عالم محسوسات را با نظر به ناپایداری آن و قابل شناخت نبودن یقینی آن توجیه کند.
نقادی های ارائه شده علیه نظریه مثل عمدتا از سوی فلاسفه مشاست. ارسطو شاگرد و هم عصر افلاطون در مواجهه با این نظریه معتقد است: «قائل شدن به این نظریه نتایج غیرمنطقی در پی خواهد داشت.»
ابن سینا نیز با ارائه ارزیابی منفی از این نظریه، «آن را محصول دوره خامی اندیشه یونانی دانسته است و برای آن پشتوانه ای برهانی قائل نیست». نگارنده درصدد است که با توجه به جایگاه نظریه مثل در اندیشه افلاطون، ضمن تقریر و ترسیم ناکارآمدی آن نزد ارسطو و ابن سینا در تبیین نظام پیدایی عالم، با گریز به براهین موید دیدگاه مثل، نشان دهد که نقدهای ارسطو و به ویژه ابن سینا تا چه اندازه موجه اند
استاد و راهنما در عرفان
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر پیرامون نقش و ضرورت استاد سلوکی و راهنمای راه معنوی در طی مقامات عرفانی یا سیر و سلوک پژوهش و پردازش نموده است و استاد را به دو قسم الف) استاد خاص ب) استاد عام تقسیم نمود.
پس از آن در خصوص شرایط علمی و عملی استاد و راهنما، ویژگیهای مرید و شاگرد طریق الهی و فواید و محاسن داشتن استاد خبیر، فانی فیالله، مجتهد و فقیه در شریعت، مؤید از سوی خدا سبحان و عنایات انسان کامل معصوم(ع) بحث و بررسی کرده است.
نوشتار پیش رو بیانگر آن است که بدون استاد آگاه و بصیر که اسلام شناس و عرفان شناس باشد و شریعت را مغزای سلوک الیالله قرار دهد و توحید و ولایت را بنیاد و ریشه عرفان حقیقی بداند و خودتسلیم ولایت باشد امکان پذیر نیست و منهای چنین راهنمایان رفتن مخاطرات و مهالک راه را افزون و خطر سقوط و هبوط را بیشتر خواهد کرد.
نقد اخلاقی هنر(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق بهار ۱۳۸۸ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
به طورسنتّی، دو موضع متضاد فلسفی در ارتباط با مشروعیّت ارزیابی کردن هنر وجود دارد: ""مورالیزم"" (بر اساس اصول اخلاقی)، و "" اُتونامیزم"" (بر اساس استقلال گرایی). طبق مورالیزم، ارزش های زیباشناسی هنر می بایست توسط ارزش های اخلاقی مشخص شود. در مقابل، در شیوه ی اُتونامیزم به کار بستن اصول اخلاقی برای ارزیابی هنر صحیح نیست و صرفاً جنبه های زیباشناسی باید مد نظر قرارگیرد.
کارهای اخیری که در مورد نقد اخلاقی هنر انجام شده است، به ارایه ی نظریه های جدیدی در این موضوع منجر شده است که برخی از آن ها نمون های تعدیل شده ی نظریه های مورالیزم و اتونامیزم بوده، حدّ وسط این دو نظریه ی افراطی قرار می گیرند.
اکنون نه تنها موضوع بررسی اخلاقی آثار هنری بی اشکال است، بلکه بحث بر سر این است که آیا می توان این نوع ارزشیابی را جزء بررسی های زیباشناسی آثار هنری دانست. منازعات معاصر، بیشتر بر روی هنرهای روایی متمرکز شده است؛ زیرا این بخش از هنر دارای ویژگی های منحصر به فردی است که نقد اخلاقی هنر به آن ها مرتبط می شود. تلاش هایی برای ساده کردن موضوع نقد اخلاقی هنر با اجتناب از ورود به مباحث فرعی، از قبیل تأثیر هنر بر روی مخاطب و سانسور، انجام شده است. با این حال، هنوز علاقه ی زیادی برای درگیرکردن آثار هنری روایی در داشتن نقشی مهم تر در مباحث اخلاقی وجود دارد. از این رو، منازعه ی نقد اخلاقی هنر، به موضوعاتی نظیر این که چرا هنرهای روایی دارای ارزش خاص شده و یا وسعت و ملاک های مفهوم زیبا شناسی چیست، نیز پرداخته است.