گسترش فراوان تصوف بهویژه در خراسان بزرگ، از مهمترین ویژگىهاى جامعه ایرانى در قرن پنجم هجرى است. ظهور صوفیان بزرگ و نامدارى مانند شیخ ابوالحسن خرقانى، ابوسعید ابوالخیر، ابوالقاسم قشیرى، ابوعلى فارمدى، على بنعثمانهجویرى و خواجه عبدالله انصارى در آنجا، موجب شد که تصوف در خراسان قرن پنجم هجرى از تصوف دیگر منطقههای اسلامى مانند بغداد پیشتر برود. البته عوامل بسیاری مانند پشتیبانی پادشاهان و امیران و سیاستمداران سلجوقى، بر گستره این پدیده در خراسان افزود. به گمان، افرادی مانند خواجه نظامالملک طوسى، وزیر بزرگ سلجوقیان پیوند نیکویی با صوفیان بزرگ خراسان داشته و پشتیبانیها و کمکهاى وی به آنان در رشد تصوف خراسان قرن پنجم بسیار تأثیر گذارده و هرچند پژوهشهای گستردهاى درباره شخصیت و تأثیرش در حکومت سلجوقیان سامان یافته، بهگمان به این ویژگی او به شایستگی پرداخته نشده است. این جستار افزون بر گزارش درباره پیوند خواجه با آن صوفیان بزرگ، علتهای توجه او را بدانان برمیرسد.
این نوشتار، با رویکرد تحلیلی و بررسی اسنادی به بررسی مسائلی میپردازد که از نظر اخلاقی در حوزة کشاورزی، به ویژه کشاورزی صنعتی مطرح است. پس از تعریفی کوتاه دربارة اخلاق کاربردی و اخلاق کشاورزی، به روابط چهارگانة انسان با خدا، انسان با خود، انسان با جامعه و انسان با طبیعت اشاره شده است. در ادامه، با بیان جایگاه و اهمیت کشاورزی در جوامع امروزی، به برخی نارساییها و «مسائلی» اشاره میشود. که کشاورزی صنعتی امروزی به وجود آورده است. در پایان، به صورت تطبیقی و از منظر اخلاقی مسائل و مشکلات کشاورزی در اسلام و غرب مورد بازکاوی و بررسی قرار گرفته است.
اگر تحقیق فرایند پردازش اطلاعات است که در یک انتظام، متعلق به یک گستره با یک هویت جمعی است که به نوآوری میانجامد، روشمند بودن، مقوم هویت تحقیق است. اما آیا روش تحقیق جزو علم است یا مقدم بر آن؟ پاسخ این است که بین روش تحقیق یک علم، با همان علم همبستگی متقابل وجود دارد. این سخن را نباید به این معنا دانست که روش تحقیق عامی وجود ندارد، بلکه اگر در روش تحقیق رویکرد عام داشته باشیم که اصول عام تحقیق را شامل گردد، با روش تحقیق عام روبرو خواهیم بود.
روش تحقیق چارچوب نظری وابسته به خود علم است. که دو دیدگاه متفاوت درباره آن وجود دارد. بر اساس نگاه منطقی، آنچه چار چوب نظری علم را تشکیل میدهد، قوانین منطقی حاکم بر آن علم است و بر اساس نگاه جامعه شناختی، چارچوب نظری علم، حاصل گفتمانی است که میان دانشمندان آن علم برقرار است.
فهم روش شناسی، منوط به فهم ماهیت شناسانه و معرفت شناسانه متعلق آن است. در بحث حاضر، فلسفه سیاسی به عنوان متعلق روش شناسی، در جست وجوی کشف حقایق امور سیاسی است؛ همان گونه که فلسفه براساس سرچشمة اصلی آن به دنبال کشف حقایق امور است. شهود، عالیترین روش کشف حقایق امور است و عقل براساس مراتب تشکیکی، در مرتبه طولی بعدی قرار دارد، فهم این امر موجب میگردد فلسفه سیاسی در مقام تمایزشناسی، هم به لحاظ مفهوم شناسی و هم از منظر روش شناسی با ترکیب هایی همچون فلسفه علم، علم سیاسی، نظریه سیاسی، فلسفه سیاست، ایدئولوژی سیاسی و دیگر موارد مشابه متمایز گردد.