جریان شرق شناسی و اسلام شناسی در حوزه های دانشگاهی جهان، پیوسته با واکنش های مختلفی از سوی شرق مواجه بوده است. برخی، محققین در این رشته ها را همکاران سیاسی دولت متبوع می دانند و در فعالیت های آنها به دنبال مقاصد استعماری و... هستند. عده ای شرق شناسان را معاند اسلام می دانند. در مقابل این آراء، بعضی شرق و غرب را از یکدیگر جدایی ناپذیر می دانند؛ آنه ماری شیمل در زمره این دسته محسوب می شود. این مقاله سه نوع جریان شرق شناسی را برمی شمارد؛ رویکرد به شرق بر مبنای کتابهایی نظیر هزار و یک شب؛ مواجهه با شرق از طریق مطالعه الهیات و ادیان ابراهیمی؛ و شیفتگی و عشق به شرق؛ و شیمل را در دسته سوم جای می دهد و به تبیین علمی رویکرد شیمل به اسلام، ویژگی های اسلام شناسی وی و اهمیت جایگاه علمی و معنوی او به عنوان اسلام شناس در سطح جهان می پردازد.
در این مقاله پس از ارائه فهرستی نسبتاً جامع از مباحث اخلاقی رایج در حرفه بهداشت و سلامت، قلمرو مباحث اخلاقی این حرفه از مباحث فقهی آن بازشناسی شده و نقاط تلاقی و تعامل این دو حوزه و نیز نقاط تمایز و افتراق آنها مشخص گردیده است. با این وصف به نظر میرسد اخلاق پزشکی در روش بحث و در موضوع، هدف، مبادی، مبانی و منابع، شباهت ها و تفاوت ها و یا تعاملاتی با فقه پزشکی دارد. اما آنچه که توجه فوق العاده میطلبد تقدم و اولویت مباحث اخلاقی بهداشت و سلامت بر مباحث فقهی این حوزه است که در این مقاله درباره آن توضیح داده شده است.
پیوند قرآن و عترت مهمترین تدبیر پیامبر به منظور نگهدارى ساحت قرآن کریم است که اگر از همان آغاز مورد بىمهرى قرار نمىگرفت، هرگز آنهمه تشتت فکرى، تفرقه مذهبى، اختلاف عقیدتى و سستپندارى در تفسیر معارف پدید نمىآمد. سوگمندانه باید پذیرفت، آنچه در قرنهاى نخستین تاریخ اسلام بر سر منابع روایى و آثار حدیثى آمد و تنگناهاى عظیمى که براى اهلبیت علیهمالسلام و ارائه معارف قرآنى پدید آورد، سبب شد که امت اسلامى آنگونه که باید از این چشمه زلال بهرهبردارى ننماید.
اهلبیت علیهمالسلام مفسّران و حامیان واقعى قرآن هستند و قرآن نیز بر مقام والاى عصمت آنها و دوستى مردم نسبت به ایشان تأکید دارد؛ از جمله آیات «مودّت» و «تطهیر» بر فضیلت و موقعیت ویژه اهلبیت پیامبر علیهمالسلامدلالت دارند و تمام مفسّران شیعه و جماعتى از مفسّران اهلتسنن بر آن تأکید ورزیدهاند. البته عدهاى براساس کینههاى دیرین یا گرایشهاى مذهبى، براى در ابهام ماندن دلالتشان با استناد به برخى از روایات، شبهاتى نسبت به مدلول آنها وارد کردهاند. این مقاله درصدد آن است که نشان دهد هیچیک از این شبهات وارد نیست و دلالت این آیات بر آن روشن است.