فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴٬۹۴۱ تا ۴۴٬۹۶۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
تولی و تبری در اسلام
حوزههای تخصصی:
سیمای بیماری در اسلام (1)
امکان فلسفه شهودی (مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثراشتباه درقراردادها با مطالعه تطبیقی در فقه اسلامی و حقوق موضوعه
حوزههای تخصصی:
اشتباه در قراردادها به عنوان یکی از عیوب اراده از مواردی است که به ویژه در حقوق جدید بیشتر مورد توجه قرار گرفته است،اما در منابع فقهی، به رغم مطرح شدن آن در ابواب مختلف فقهی، نمی توان در باره آن مبحثی مستقل و منسجم را مشاهده کرد.
در این مقاله، مبحث اشتباه و اثر آن در قراردادها از نگاه حقوق و فقه در حد مجال، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با این نتیجه که اشتباه، گاه موجب بطلان و گاه موجب ایجاد خیار فسخ و در بعضی از موارد نیز بی اثر می باشد، مقاله به پایان رسیده است.
نقد پاسخ فیلسوفان به مساله شر (مبتنی بر نیست انگاری)
حوزههای تخصصی:
از اساسی ترین مباحث فلسفی-کلامی که در ادیان و مکتب های گوناگون مطرح بوده و هست، مساله شر می باشد. فلسفه مشاء چه در سنت یونانی و چه در حوزه اسلامی و در پی آن حکمت متعالیه، سعی بسیار در پاسخ گویی به این شبهه داشته است. پایه اصلی این پاسخ، نظریه «نیست انگاری شر» می باشد. نگارنده بر این باورست که پاسخ فیلسوفان مبتنی بر نیست انگاری با نقدهایی روبروست. مقاله حاضر ابتدا به اجمال، پاسخ فیلسوفان را بازگو می کند و سپس، به طرح نقدها و اشکالات آن می پردازد.
بررسی آواشناختی اطباق و حروف مطبقه در تجوید و قرائت قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیر باز، زبان شناسان مسلمان و به ویژه قاریان قرآنی که در باره ی علم تجوید و قرائت قرآن قلم زده و صاحب رای و نظر بوده اند، بحثی در باره ی اطباق و حروف مطبقه گشوده و این حروف را از نظر مخرج و صفات بررسی کرده اند. این نوشته تلاش می کند رای و نظر زبان شناسان مسلمان را از پنجره ی آواشناسی و واجشناسی امروز بنگرد و توصیفی علمی و بنیادین و امروزین از اطباق (نرمکامی شدگی ) و حروف مطبقه (همخوان های نرمکامی شده ) فراپیش نهد.
اسرار و آداب اعتکاف
حوزههای تخصصی:
تحلیلی از جایگاه قرآن شناسی اهل بیت در روایات کلینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مباحث مهم و ضروری در فرهنگ شیعه، شناخت موضع اهل بیت(ع) در معرفی قرآن و تفسیر و ذکر مصادیق آن و تاثیر آنان بر فرهنگ سازی مرتبط با قرآن در جامعه است. یکی از کتاب های مهم حدیثی شیعه که به موضع گیری های اهل بیت(ع) درباره قرآن پرداخته، کتاب کافی اثر ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی(م 329 ق) است. کلینی در اصول، روایاتی را به کتاب فضل القرآن اختصاص داده است. در این کتاب چهارده باب و صد و بیست و چهار روایت در موضوعات مختلف، گردآوری شده است. بر این تعداد، روایاتی افزوده می شود که از چند طریق، کلینی آن ها را نقل کرده یا در کتاب الدعاء، همین اصول را آورده، و یا به مناسبت های مختلف در ابواب و کتب دیگر، روایاتی در تفسیر قرآن از اهل بیت(ع) نقل کرده است. نکته مهم آنکه در بررسی روایات مربوط به قرآن در این کتاب، تنها نباید به کتاب فضل القرآن بسنده کرد و روایات هم محدود به این ابواب نیست، بلکه دایره احادیث قرآنی فراتر از کتاب اصول و کتاب یاد شده است. در فروع و روضه کافی نیز روایات بسیاری وجود دارد که به گونه ای در پیوند با مسائل و موضوعات فضیلتی و تفسیری است. از سوی دیگر، کتاب کافی از نخستین آثاری است که به لحاظ تاریخى، نشان از توجه و اهتمام به مسائل یاد شده دارد و متاسفانه درباره آن، نگاهی جامع و تحلیلی انجام نیافته است. در این تحقیق، هدف آن است که جایگاه مکتب قرآن-شناسی اهل بیت و منزلت قرآن در نظر آنان، در پرتو این روایات که مشتمل بر جایگاه، ویژگی ها، تعلیم و اوصاف قرآن از منظر اهل بیت(ع) و سیره عملی آنان نسبت به قرآن و مسائل دیگر است، تحلیل و بررسی و قدر و منزلت این روایات بر اساس واقعیات موجود و آسیب های احتمالی نمایانده شود.
تعارض آیات و روایات با گمانه خلق الفاظ قرآن از سوی پیامبر اکرم (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفاد آیات قرآن و روایاتِ ائمه (ع) گویای آنند که پیامبر اکرم (ص) در دریافت وحی الهی کاملاً منفعل است، و امینِ خدا دردریافت وابلاغ کلام او به شمار می رود؛ ازاین رو، آیات و روایات ،همزبان، نزول الفاظ و معانی قرآن را بر آخرین رسول الهی تایید می کنند؛ حال آن که انگاره دخالت پیامبر اکرم(ص) درخلق الفاظ قرآن، آشکارا با آیات و روایات در تعارض است. آنچه مؤید این نظریه است، عبارت است از: توجه به دو شان متمایز تبلیغی و تبیینی پیامبر اکرم (ص)؛ آیاتی که قرآن کریم را نازل شده به زبان عربی قلمداد و ازآن با عنوان «کلام الله» تعبیر می کند؛ آیاتی که از قرائت و تلاوت قرآن بر پیامبراکرم (ص) سخن می گوید؛ آیاتی که کلام خدا را ازکلام رسول تفکیک می کند وهمزمان به هر دو حجیت می بخشد؛ روایاتی که قرآن را نازله به همین الفاظ موجود نشان می دهد؛ احادیثی که تکلم فرشته وحی را ابزارِ انتقال آیات قرآن به پیامبر(ص) می داند و روایاتی که قرآن ، حدیث قدسی و حدیث نبوی را دارای هویت مستقل برمی شمارد.
یوسف(ع)، رزم آزمای معرکة نفس(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سخن وحی را زیباییهای نامنتهاست؛ زیرا از جانب صاحب جمال و جمالآفرین یکتاست. واژهها، چیدمان کلام، موسیقایی گفتار و عمق معانی قرآنی، نه تصویری است که به نگاهی توان دریافت؛ بلکه در هر عصری و در هر نسلی، غواصان ژرفپیمایی را میطلبد تا «درّ یتیم» از صدف معنا گشوده و پیام راستین آیات وحیانی را استخراج نمایند.
سورة یوسف را که زیباترین قصههاست و آرایههای ادبی و کلامی، زیبایی آن را صد چندان افزوده است، دامنة گفتار در تفاسیر تنگ آمده و عمرهای کوتاه، مجال اندیشة دراز را از مفسران برگرفته است. چنانکه گاه بر ابهامات افزوده یا پرسشهای تفسیری آن را به نقل قولهای ضعیف یا به سکوت در برابر آن حوالت دادهاند.
از این رو، در نخستین مقالة این رویکرد، واژههای زیبای «ربّی»، «همّ» و «برهان» که در حساسترین و پیامآورترین آیات سورة یوسف به کار رفته، مورد بازکاوی قرار گرفته است.
حقایق آسمانی در الفاظ زمینی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در میان معارف وسیع و بزرگ قرآن کریم، موضوعاتی هستند فراتر از حس و دریافتهای زمینی انسانها؛ که در اصطلاح قرآن، به آن «غیب» گفته میشود و راه دسترسی به آنها حواس ظاهری نیست. تمام این معارف در قالب الفاظی بیان شده است که همان زبان رایج مردمان بوده و آنان برای رفع و رجوع زندگی خود الفاظ را وضع کردهاند.
این مقاله مدعی است امور غیبی که در قرآن کریم بیان شدهاست، مطالبی هستند مطابق با واقع که دارای معادل خارجی هستند و بیان آنها در قرآن کریم به بهترین شکلی ممکن بودهاست خداوند متعال منزه است از آنکه مطالبی در قرآن بیاورد که پشتوانه واقعی نداشته و صرفاً بر اساس مجاز و کنایه هدایت را برای بندگان ایجاد کند، بلکه معارف قرآن ریشه در واقعیت داشته، اما چون لازم بودهاست که آن حقایق بلند و آسمانی در الفاظ زمینی ریخته و بیان شود؛ در این فرآیند عدهای با نگاه سطحی به این نوع گزارههای قرآن، آنها را مطابق تصورات ذهنی و زمینی تحلیل کرده، یا موهوم میدانند و یا از جنس مجاز و صنایع ادبی میگیرند که همه اینها نادرست است، چرا که به حقیقتِ این گزارهها نرسیدند.
در این مقاله پس از تبیین موضوع و موطن بحث، با بیان چند نمونه قرآنی و تحلیل آنها مطلب روشن میشود. موضوع مقاله جزء مباحث مبانی تفسیر و در حوزه زبان شناسی قرآن میباشد. از نگاه دیگر، این موضوع مربوط به بحث «هرمنوتیک» و پیشذهنهای تفسیری بوده و لازم است هر مفسر در نحوه مراجعه خود به این گونه از آیات، جایگاه خود را در رد و یا قبول موضوع مقاله مشخص سازد.
نقدی بر ترجمه سورههای قرآن در مفاتیح الجنان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از راههای مهم انتقال معانی و مفاهیم قرآنی به غیر عربها ترجمه است و ترجمه قرآن چه کامل و چه به صورت سورههایی پراکنده در کتابهای دعا، باید آنچنان که شایسته این پدیده نحوی، صرفی و بیانی است، درست و مطابق نثر معیار باشد و نیز تا حدّی بتواند خواننده را تحت تأثیر قرار دهد. ترجمه آستان قدس، به راستی تأثیرگذار و روان است و مطابق با نثر معیار، ولی به رغم همه تلاشها، ایراداتی همچون عدم توجه به ساختار صرفی، نحوی و بلاغی، مشخص نبودن افزودههای مترجم از کلام حق، وارد کردن ساختارهای عربی به زبان فارسی، عدم توجه به ویژگیهای زبانی عربی و فارسی و ... در ترجمه مشاهده میشود که در این نوشتار ترجمه آیات از این منظرها بررسی گردیده و تا اندازهای که در توان نگارنده بوده، ترجمهای ارائه شده است.