این مقاله با مبنا قرار دادن فناوری، یعنی عرصه اندیشه عملی و توانایی ناخودآگاهی، بدیهی و حضوری انسان سعی می کند، سه گونه از حکومت مندی در سیر فلسفه سیاسی را ترسیم کند. حکومت مندی تنظیم رفتار جمعی انسان ها به شیوه مطلوب در امر سیاسی و کاهش احتمال مخاطرات آن و افزایش احتمال سود، لذت و شادی است. بر این اساس سه نوع آرمانی پدیدار آگاهی سیاسی یعنی متافیزیک، فیزیک و اطلاعات سه عصر را شکل می دهند. این مقاله سیر اندیشه ای و عملی به صورت وجه منفی و مثبت سیاست را بررسی کرده و با عرضه بحران ها و گذرها نظریه شانس را معرفی می کند. اینکه انواع گوناگون حکومت مندی کدام اند؟ آیا هیچ قانون خاصی در حکومت مندی ها به لحاظ تاریخ فلسفه سیاسی وجود دارد؟ تبلور حکومت مندی در سه عصر آگاهی بشر به چه نحوی است؟ سوال هایی هستند که در این مقاله بررسی می شوند، تا حکومت مندی از سازه منفی در عصر اطلاعات به تمام حوزه اندیشه سیاسی بسط پیدا کند و در قالب یک نظریه بی طرفانه خود را نمایان سازد.
تفسیر الدر المنثور سیوطی از تفاسیر روایی اهل تسنن و از جمله تفاسیر ترتیبی است که در آن، روایات بدون هیچ اظهار نظری ذیل آیات، نقل شده است. سیوطی، روایات فراوانی از رسول خدا(ص)، صحابه، تابعان و تابعان تابعان نقل کرده است. همچنین روایاتی از حضرت علی(ع) و دیگر ائمه معصومین(ع) ذکر کرده است. وجود اسرائیلیات و روایات جعلی در این تفسیر و نسبت دادن آن به برخی از ائمه معصومین(ع)، عاملی شد تا در این جستار، به بررسی و نقد روایات فقهی منقول از امیرالمؤمنین(ع) پرداخته و در این میان، روایات صحیح از سقیم باز شناخته شود؛ بنابراین مواردی از قبیلِ گفتن آمین در نماز بعد از سوره حمد، معنای واژه «قرء» در آیه 228 سوره بقره، نحوه وقوع طلاق سوم، نهی از متعه، حکم ازدواج با مادر همسر و ربیبه، حرمت ازدواج با دو خواهر برده، شستن پا در وضو از جمله روایات معارض است که در بوته نقد قرار گرفته است.
در حکمت صدرایی با اثبات حرکت جوهری و خروج تدریجی طبیعت شیء از قوه به فعل، غیر از صورت و فعلیت شیء، ماده و هیولایی اثبات شد تا حامل این قوه باشد. معنای این ادعا آن است که نفس ناطقه انسان، پس از مفارقت از بدن، استکمالی نخواهد داشت. از طرفی در متون دینی به سیر استکمالی نفس در عالم برزخ و قیامت که نفس، بدن را رها کرده است، تصریح شده است. از آنجا که میان عقل و دین خالص از آن حیث که مخلوق خداوند حکیم هستند، تعارضی نمی تواند باشد؛ حکما ریشه این ناسازگاری را در محصول افکار انسانی دانسته اند. به همین جهت فحوای قطعی دین را مسلم گرفته و در پی حل مشکل کوشش کرده اند. برخی به تجدد امثال گرویده و برخی دیگر براهین مثبت هیولا را ناکارآمد دانسته اند. گروهی نیز تجرد را جز در مورد ذات حق روا ندانسته اند. این نکته را باید افزود که مقصد نفس ناطقه انسان، تقرب و وصول به وجود نامتناهی حق تعالی است. بدین ترتیب سیر استکمالی نفس نمی تواند محدود به حدود جسمانی باشد، بلکه پایانی برای آن متصور نیست و باید در عوالم دیگر تداوم یابد. این استکمال، همان گونه که از آیات و روایات نیز بر می آید، به شکل آنی و غیر تدریجی نخواهد بود. این نوشتار با بررسی برخی دیدگاه ها در خصوص امکان حرکت جوهری در نفس مفارق از بدن، مطلب اخیر را به عنوان راه حل دیگر در رفع ناسازگاری فوق، پیشنهاد میکند.
هدف این مقاله، بررسی دلالت های تربیتی عقل نظری و عملی و مباحث تربیت کودک در نزد ابن سینا برای درک جایگاه تربیت فکری کودکان نزد وی می باشد. با نظر به کمبود پژوهش ها در زمینه میزان هماهنگی مبانی برنامه هایی مانند فلسفه برای کودکان با مبانی فلسفه اسلامی، انجام این مقاله برای دستیابی به دیدگاه اسلامی برگرفته از آرای ابن سینا در زمینه انتخاب نوع تربیت مناسب برای کودکان ضروری به نظر می رسد. روش این مقاله توصیفی−تحلیلی است و سؤالات آن عبارت است از اینکه دلالت های تربیتی عقل نظری و عملی و مباحث تربیت کودک ابن سینا چیست و براساس این دلالت ها، تربیت فکری کودکان در اندیشه ابن سینا چه جایگاهی دارد؟ نتایج این مقاله نشان می دهد که ابن سینا با اینکه به تربیت عقلی و فکری انسان در جهت نیل به سعادت نهایی تأکید بسیار دارد؛ ولی با بررسی دلالت های تربیتی عقل نظری و عملی و نیز آرای تربیتی وی، دلیلی بر اختصاص زمان شروع این نوع تربیت به دوره کودکی وجود ندارد و دلالت ها نشان از لزوم به کارگیری تربیت اخلاقی در دوره کودکی است؛ زیرا تربیت اخلاقی و تأدیب در دوران کودکی زمینه ساز پرورش عقل الهی و تربیت فکری صحیح در بزرگسالی خواهد بود.
گرایش به معنویت و نگاه های عارفانه دینی در دوره معاصر، نیاز به بهره مندی از نگاه هایی با تفسیر عارفانه یا رویکرد عرفانی به قرآن مجید علاوه بر آن که زبان این کتاب را برای فهم مخاطبین امروز قابل دستیابی می نماید، بلکه سبب می شود تا پیام ها و مفاهیم اخلاقی تربیتی مطرح شده در آیات شریفه به صورت کاربردی استخراج و درک گردد. در بازار ارائه مکاتب مختلف عرفانی آن دسته از منابع که مطابقت بیشتری با مفاهیم کلام وحی دارند، هم قابل اعتبارترند هم ماندگارتر و به حق نزدیک تر. از این میان یکی از ارزشمندترین متون برجای مانده در حوزه متون عرفانی منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری است. این نوشتار سعی دارد تا با جستجوی مبنای قرآنی مفاهیم اخلاقی مذکور و تطابق معادل عرفانی این مفاهیم و با بسط تعاریف، توصیفات و تقسیمات خواجه عبدالله انصاری در باب اخلاق کتاب منازل السائرین، رویکرد عرفانی نویسنده به آیات قرآنی را پی جویی نماید.
اخلاق و تربیت اخلاقی در عصر حاضر از بنیادی ترین موضوع بشریست که همواره مورد توجه اندیشمندان و صاحبنظران مختلف در اقصا نقاط جهان بوده است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای اهداف تربیت اخلاقی از دیدگاه روسو و آیت الله جوادی آملی انجام شده است. روش تحقیق این پژوهش تحلیل تطبیقی می باشد. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که هدف غایی تربیت اخلاقی در نظام طبیعت گرایانه[1] روسو تبعیت انسان از طبیعت و در نظام وحیانی آیت الله جوادی آملی تقرب انسان به سوی خدا می باشد. روسو برای نیل به چنین غایتی محافظت از نفس، تواضع و اعتدال، تحقق آزادی، نوع دوستی و دگرخواهی و آیت الله جوادی نیز شناخت خالق، شناخت خود، فطرت جویی، تواضع و اعتدال، کرامت مداری، تحقق آزادی، نوع دوستی و دگرخواهی را به عنوان اهداف واسطه ای معرفی نموده اند. وجوه اشتراک خاصی بین اهداف ترسیم شده هر دو اندیشمند وجود دارد که از مهمترین آن توجه ویژه هر دو اندیشمند به تربیت اخلاقی است. ولی از مهمترین وجوه اختلاف دو صاحب نظر این است که، روسو دستیابی به اهداف اخلاقی را در دوری از جامعه می داند، در حالی که از نظر استاد جوادی آملی دست یابی به چنین مقاصدی در درون جامعه محقق می شود. همچنین محوریت طبیعت از یک سو و خداوند متعال از سوی دیگر از مهم ترین تضادهای ماهوی و سرچشمه های معرفتی اهداف تربیت اخلاقی در دو دیدگاه است که جهت دهی زیست اخلاقی آدمی را از ابتدا تا انتها بر عهده دارد.
نمادها و عناصر دینی بخش جدایی ناپذیر و مقدس دین هستند که گاه نقش مرکزی در مراسم دینی دارند و ضمن اینکه نمادی از ایزد پرستش شده اند، حلقه پیوند نمادهای دیگر نیز هستند. برسُم در زمره نمادها و عناصر دینی مقدسی است که در متون دینی و تاریخی و در نگاره های باستانی، حضوری پررنگ دارد و این موضوع به ما کمک می کند با بررسی تطبیقی متون و نگاره ها، به این مسئله بپردازیم که برسُم چه تطور و تحولی را در تاریخ ایران باستان سپری کرد. براساس متون زرتشتی، برسُم، دسته یا شاخه ای از گیاه یا درخت مقدس هوم یا انار بود که با اندازه و شمار مشخص، دینمرد زرتشتی در مراسم دینی و به قصد نیایش آفریدگار و ایزدانی که هستی انسانی و جانوری را ممکن ساختند، به کار می برد. گیاه برسُم نماینده حضور عنصر اهورایی گیاهان و ایزد امُرتات در مراسم دینی و ابزاری برای برپایی جشن آفرینش گیاه بود. نگاره های باستانی نیز گواهی متون زرتشتی درباره کاربرد برسم در مراسم دینی را تأیید می کنند. اشیاء و نگاره های باستانی، از مفرغ های لرستان تا سنگ نگاره های دوران ساسانی، که بیشتر به مکان های دینی تعلق دارند، بر اهمیت دینی این عنصر مقدس در آیین های ایرانی تأکید دارند. گویا این شاخه مقدس، در تحول و تطور خود از مفرغ های لرستان تا سنگ نگاره های ساسانی، از باورهای زرتشتی تأثیر گرفته است و در آخرین مراحل تحول خود، متأثر از سیاست های دینی و ایدئولوژی پادشاهی ساسانی، به نماد قدرت سیاسی و دینی/ روحانی شاهان تبدیل شد. این نوشتار با رویکردی توصیفی تحلیلی و بر مبنای مطالعه تطبیقی متون دینی - تاریخی و بررسی نگاره ها و آثار باستانی به جامانده از ایران باستان نگاشته شده است.
مسئلة خلقت و چگونگی آن از مسائل پیچیده است که همیشه ذهن اندیشمندان مقاله را به خود مشغول ساخته است؛ پیچیدگی مسئله زمانی مضاعف می شود که با مسئله علم الهی درآمیخته شود و سؤالاتی پدید آورد مثل اینکه آیا خدا قبل از خلقت به موجودات علم داشته است. پاسخ منفی منجر به پذیرش جهل در خداوند می شود و پاسخ مثبت پرسش جدیدی را پیش روی ما باز می کند که نحوه علم الهی به موجودات، پیش از خلقت چگونه بوده است؟ به عبارتی دیگر، نحوه تقرر معلومات در علم الهی چگونه بوده است؟ زیرا فرض اول را عقلا نمی توان پذیرفت؛ بنابراین باید درصدد تبیین فرض دوم بود.
عرفا و فلاسفه مسلمان هر یک به نوبه خود در صدد تبیین مسئله مذکور برآمده اند که حاصل این تلاش ها در نظریات علم اجمالی درعین کشف تفصیلی صدرالمتالهین، صور مرتسمه شیخ الرئیس ابن سینا، علم حضوری اشراقی شیخ اشراق سهروری، اعیان ثابته منسوب به شیخ اکبر ابن عربی نمایان شده است که به طور اجمالی در مقاله به آنها پرداخته شده است. ولی نگاه تفصیلی بر روی نظریه اعیان ثابته انجام شده است.
در نگاه شیعی هر کلامی که از غیر معصوم صادر یا به معصوم منتسب نشود، خالی از لغزش نخواهد بود و کلام معصومین: یگانه مصداق کلام عاری از عیب می باشد. بنابراین کوشش نویسنده بر آن بوده که ابتدا دیدگاه اعیان ثابته را تبیین و پس از آن در پرتو احادیث، مورد تأمل دوباره قرار دهد. نتیجه این بازنگری دوباره با رویکرد روایی، کشف تعرضاتی مانند مسئله بداء، دعاء، حدوث عالم، خلقت بدون الگو، علم بلا معلوم با اعیان ثابته بوده است.
باور داشت مهدویت و اندیشه ظهور مهدی بعنوان بخش اصلی و مهمی در عقاید اسلامی تجلی یافته و این موضوع یکی از مسائل ریشه دار و با پیشینه ای کهن در میان اصول پذیرفته شده اسلامی به حساب می آید می توان اذعان کرد که این موضوع از مواردی است که اتفاق نظر همه دانشمندان اسلامی را همراه خود داشته است و روایات فراوانی که متواتر بودن آنها مورد پذیرش خیلی از اندیشمنددان واقع شده همین موضوع را بیان داشته اند ولی در این میان تعداد اندکی که شاید شمار آنها از تعداد انگشتان دست تجاوز نکند به تردید و انکار آن پرداخته اند که دو تن از این افراد محمد رشید رضا و احمد امین مصری هستند که این نوشتار ضمن مطرح کردن گفته ها و دلایلی که اقامه کرده اند به نقد و ارزیابی آنها می پردازد
آیات متعددی از قرآن کریم مسلمانان را از برقراری هرگونه رابطه دوستی با غیرمسلمانان، برحذر داشته است؛ این مسئله موجب القای شبهه توهین قرآن به غیرمسلمانان شده است و از رهگذر آن قرآن حاوی امری اهانت آمیز و غیراخلاقی پنداشته شده است. در این مقاله با تأمل در مدلول آیات مورد بحث و تبیین دقیق آنها روشن می شود که مسلمانان تنها از دوستی با افرادی برحذر شده اند که به دشمنی با آنان برخاسته و به انحاء مختلف سعی در آزار و ضربه زدن به آنها را دارند و نیکی با کسانی که با مسلمانان روابط غیرخصمانه دارند، مورد تأکید قرآن است. در این مبنا مسلمان بودن یا نبودن مطرح نیست. توصیه قرآن بر عدم دوستی با پدر و مادر مشرک نیز به هیچ وجه به معنای بی احترامی به آنان نیست بلکه فقط به معنای عدم اطاعت از آنها در امور مربوط به دین است، ضمن آنکه به والدین مسلمان نیز توصیه شده که تنها در مواردی که اجابت خواسته های فرزندان موجب ظلم به دیگران می شود، از آن روی برتابند.
از نظر اسلام، حیات و سعادت فرد مسلمان و امّت اسلامی در گرو شناخت فریضة «تولّی و تبرّی» و التزام به آن است. بدین لحاظ علمای اسلامی آن را در مباحث کلامی بررسی می کنند. آیات قرآن کریم و سیرة پیشوایان الهی، اهمیّت و موارد هر یک از اوامر تولّی و تبرّی، از جمله تولّی نسبت به اهل بیت(ع) و دوستان و پیروان آنان و تبرّی نسبت به کفّار، و ناصبیان و نیز تولی و تبرّی نسبت به مصلحان و مفسدان را با تأکید تبیین نموده است. در کنار آن، تعامل شایسته نسبت به افراد غیرمسلمان نیز همواره مورد تأکید بوده است. آنچه موجب تأسّف است، مهجوریّت فریضة «تولّی و تبرّی» در میان مسلمانان و غفلت و بی تفاوتی امّت اسلامی نسبت به آن و خسارت ها و زیانهایی است که از این ناحیه بر اسلام و مسلمیانان وارد شده است. عواملی که باعث این وضعیّت شده، مختلف است و حکومت های فاسد بنی امیّه و بنی عبّاس، فرقه های انحرافی از جمله «مرجئه» و جریانهای فکری و سیاسی لیبرالیسم و فراماسون در زمان معاصر، بیشترین نقش را در این زمینه داشته اند. بی شک اصلاح امّت اسلامی و اعتلای آن نیز در گرو احیاء فریضة «تولّی و تبرّی» از طریق شناخت و التزام به آن و بصیرت یافتن امّت اسلامی نسبت به عوامل فوق و مواجهه با آنهاست.