انسانشناسی ملاصدرا، در پرتو تفکّر فلسفی او، مبنای یک نظام تربیتی و اخلاقی در جهان اسلام است. او، با تکیّه بر اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری و تبیین نظام استکمالی جهان، توانسته است تکامل پذیری و تربیت پذیری انسان از مرتبة مادّی تا مقام خلافت الهی را ترسیم نماید. امام خمینی نیز به عنوان یکی از پیروان حکمت متعالیه، با تفکّر برگرفته از فلسفة صدرایی و معارف قرآنی و با تأکید بر فطرت الهی انسان، به استکمال پذیری انسان در قوس صعود قائل است که از مرتبة مادی تا خلافت الهی رشد مییابد. ایشان، بر اساس این مبنای فکری، درصدد شکل گیری نهضتی بزرگ در جهان معاصر، به منظور تحقّق اصل کرامت، عزّت و آزادی انسانها برآمد و بلاخره توانست بزرگترین انقلاب قرن را با رهبری خویش به پیروزی رساند؛ و پس از آن، عملاً با تشکیل نهادهای متعدّد اجتماعی؛ مانند بسیج مستضعفین، کمیتة امداد، بنیاد مسکن و ...، زمینههای اجتماعی و فرهنگی لازم برای رشد و تعالی انسان، تربیت اخلاقی او و بالفعل شدن خلافت الهی انسان را فراهم نماید. نتیجة این سیر، بروز خودآگاهی و تربیت انسانهایی بزرگ در دامن انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی در جهان حاضر است.
در دو آیه 34 و 128 سوره نساء به بحث نشوز زن و مرد اشاره شده است. توجه به کاربرد قرآنى واژه و روایات امامان معصوم(ع) و نظر لغویان همواره مهم ترین منابع براى فهم مفردات قرآن هستند، اما در برخى موارد مفسران با تکیه بر گفتار اهل لغت، به کاربرد قرآنى آن واژه چندان توجه مبذول نداشته اند. یکى از این واژگان، کلمه «نشوز» است. به نظر مى رسد این واژه در قرآن به معناى جمع شدن (با شدت الصاق و چسبیدگى) است و در روابط زوجین از آن به «رغبتى افسارگسیخته به جماع» تفسیر مى شود. این برخلاف گفتار مفسران است که نشوز را به معناى ارتفاع و بلندى دانسته و در روابط زوجین آن را برترى طلبى ایشان به یکدیگر تعبیر کرده اند.
البته برخى از معاصران نیز این دیدگاه مشهور را نپذیرفته اند و با استناد به کار برد قرآنى این واژه و خطبه پیامبر(ص) در حجة الوداع، نشوز زن و مرد را «الرغبة الجامحة فی الجماع» تفسیر کرده اند، (1) که دیدگاه مختار نگارنده همین است.
هدف از نگارش این مقاله، توجّه دادن به نقش مهم و تعیین کننده تعالیم گرانبهای پیشوایان شیعه در پیدایش و گسترش علوم عقلی، اعمّ از حکمت الهی و کلام اسلامی از رهگذر مطالعه در احادیث حکمی حضرت امام صادق(ع) و شرح آنهاست؛ احادیثی که با روش عقلی و استدلالی درباره کلّیّات جهان هستی و آغاز و انجام آن و توحید ذات خداوند و معرفت اسمای حُسنا و صفات عُلیای او به دقیق ترین وجه بحث می کند و پایه آنها بر ابحاث عامّه حکمت الهی نهاده شده و توجیه و تبیین آنها جز در پرتو نتایج حاصل از مباحث عامّه حکمت اسلامی امکان پذیر نیست.
در نتیجه این پژوهش، روشن خواهد شد که چرا اندیشه شیعی در مرتبه ای ممتاز در مجموعه آنچه «حکمت اسلامی» نامیده شده است، اهمّیّت دارد و چگونه ذخایر علمی تشیّع، زمینه و ساختار حکمت الهی را فراهم کرده و موجب گردیده است تا فضای عقلانی و اجتماعی ای به وجود آید که حکمای اسلامی در آن به تفکّر حکمی بپردازند. آنچه در این جا جلب نظر می کند، خلاقیت حکمی سخنان ائمه هدی(ع) به ویژه امام صادق(ع) و نقش آنها در تأملات و ژرف اندیشی حکمی دوره های بعد است.
از جمله مباحث پر دامنه و چالش برانگیز میان عالمان و اندیشمندان اسلامی، بحث تحریف قرآن کریم است.وقوع برخی تغییرات در ساختار ظاهری آیات قرآن،به جهت قالب وحیانی و تکیه بر شنیدار و نوشتارهای ابتدایی،پدیده ای طبیعی و تا حدودی گریز ناپذیر می نماید؛اما بی گمان این ویژگی ها در جریان ارسال پیام الهی کم ترین ضعف و وهنی را در پی نداشته و قرآن،هماره معجزه ای جاودانه است.اما گاه به استناد روایاتی،علاوه بر تحریفاتی در حوزه معانی، حروف و کلمات برخی آیات،به وقوع نقصان در قرآنی که اینک در اختیار است، تاکید و اصرار شده است.یکی از تفاسیر کهن ماثور که روایاتی به ظاهر موهم به تحریف قرآن کریم در آن گزارش شده،تفسیر فرات کوفی است.این نوشتار با مورد پژوهی در این تفسیر،به این معنا رسیده است که برخلاف تصور شایع که بخش قابل توجهی از روایات تحریف برگرفته از کتاب تفسیر فرات است،تنها تعداد 17روایت از 775روایت این تفسیر،در ارتباط با(طیف بحث)تحریف است و نه بیشتر.
عبدالوهاب بن احمد شعرانی (898- 973 ق) را باید یکی از مهم ترین مدافعان محیی الدین ابن عربی (560- 638 ق) دانست. او کتاب های مهمی در دفاع از ابن عربی و تحت تأثیر او نگاشته است که از مهم ترین آن ها می توان به الیواقیت و الجواهر، الکبریت الأحمر و القواعد الکشفیة و غیره اشاره کرد. شایان ذکر است شعرانی در این آثار با توجه به چارچوب تصوف شریعت مدارانه خود، سراغ عقاید ابن عربی رفته و آنچه را که به نظرش مخالف شریعت می آمده، دسیسه دشمنان ابن عربی دانسته و او را از آن ها مبرّا کرده است؛ در بعضی موارد ابن عربی را به درستی از عقاید مانند حلول و اتحاد و توحید ابلیس و برتری ولایت بر نبوت مبرا داشته، اما نتوانسته است به خوبی او را از وحدت وجود و عقیده به خلود کفار و ایمان فرعون مبرّا کند ولی با دفاعی که از او به عمل آورده، مانع طعن و تکفیر وی از طرف معاندانش شده است.
«بصیرت سربازان»، به علت ماهیت جهادی سربازی، و طراحی پیچیدة دشمنان در جنگ نرم، نقش بسیار مهمی در رسیدن به اهداف عالی سربازی دارد. از این رو فرماندهان به این نتیجه رسیده اند که باید در روابط خود با سربازان بر بصیرت آنان بیافزایند که این فرآیند را می توان اصل بصیرت افزایی در روابط فرمانده و سرباز نامید. اما مشکل اساسی برای فرماند هان مسلمان در بارة این اصل، عدم آشنایی با روش های مناسب با محیط سربازی و مؤید به قرآن و سنت است. به علت وجود این مشکل، این پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی در صدد تبیین اجمالی اصل بصیرت افزایی و ارائة روش های آن بر اساس قرآن و سنت معصومین (ع) است. حاصل این پژوهش نیز معرفی و بررسی یازده روش در عملیاتی کردن اصل بصیرت افزایی است.
تلفیق پیرایه های سیاست و دیانت در اندیشه بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران، ارائه قرائت متمایزی از شیوه مطلوب حکمرانی با عنوان ولایت مطلقه فقیه را به همراه داشته است. اندیشه ولایت مطلقه امام، به مثابه نظریه مسلط در گفتمان فقه سیاسی شیعه در باب حکمرانی، آنچنان بر تارک جامعه معاصر ایران و پیکره نظام حکومتی سایه افکنده که نقش بی بدیلی را در عرصه مناسبات مختلف نظام سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، حقوقی، قضایی، اداری و نظامی کشور ایفا می کند.
در این نوشتار، تلاش خواهیم کرد تا ضمن تبیین الگوی مطلوب حکمرانی از منظر آیت الله العظمی امام خمینی (ره)، نسبت به تشریح همه جانبه مشروعیت الهی و بلاواسطه دولت از دیدگاه امام راحل، مبادرت و تأثیر این قرائت متمایز از حکمرانی را بر سیاست های گوناگون دولت جمهوری اسلامی (که جملگی روند تکوین الگوی حکومت دینی در قالب جمهوری با محتوایی اسلامی را تسریع بخشیدند) بررسی کنیم.
در این نوشتار، ماهیت شک و شکاکیت از منظر عقل و قرآن کریم بررسی شده است. برای این منظور، به موضوع هایی همچون چیستی شک و شکاکیت، اقسام شک وشکاکیت، پیشینه شکاکیت، ادله شکاکیت، نقد ادله شکاکیت و شکاکیت از منظر قرآن کریم، منشا شکاکیت و راه های رفع و دفع شکاکیت پرداخته شده است.
همچنین به مسئله اساسی شک و شکاکیت، یعنی امکان دستیابی به علم و معرفت، توجه ویژه شده است.
این تحقیق با هدف بررسی رابطه برنامه های شبکه های ماهواره ای تلویزیونی و هویت دینی جوانان انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان و صاحبنظران استان همدان در حوزه امور رسانه و جوانان بوده اند که با استفاده از فرمول کوکران 97 نفر از آنان به عنوان نمونه-های تحقیق تعیین و با روش نمونه گیری طبقه ای و به طور تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده است که پس از تأیید روایی آن، اجرای آزمایشی و اطمینان از پایایی، روی نمونه های تحقیق اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخصهای میانگین و انحراف استاندارد و برای آزمون فرضیه تحقیق از آزمون t تک متغیره استفاده شد. نتیجه تحقیق نشان داد که رابطه بین دو متغیر معنادار است و شبکه های ماهواره ای تلویزیونی بر هویت دینی جوانان تأثیر منفی دارند.
بی شک میرداماد استاد بلاواسطه صدرالمتألهین در علوم عقلی و نقلی بیشترین تاثیر را در شکل گیری اندیشه های فلسفی وی داشته است. لیکن با نگاهی اجمالی به آثار این دو حکیم، تفاوتی بنیادی در اندیشه های آنها دیده می شود، تا آنجا که می توان ادعا نمود فلسفه صدرا نه تنها ادامه دهنده فلسفه میرداماد نیست بلکه اساسا در نقطه مقابل آن قرار دارد. صدرالمتألهین علی رغم احترامی که برای میرداماد قائل بود، چرا در آراء فلسفی خویش از وی فاصله گرفت و با ناتمام دانستن حکمت یمانی، خود به پی ریزی فلسفه جدیدی همت گماشت؟ در این مقاله کوشیده ایم با بررسی لوازم معنایی اصالت وجود و اصالت ماهیت، تفاوت این دو حکمت را در اولین سنگ بنای آنها معرفی کرده و تاثیر این اصل کلیدی را در تمایز اندیشه های صدرالمتألهین با استادش نشان دهیم. به اعتقاد ما بر اساس همین اختلاف مبنایی است که این دو حکیم در تبیین مسائلی همچون مجعول بالذات، ملاک تشخص، صادر نخستین، رابطه جوهر و عرض، رابطه نفس و بدن، حرکت جوهری، ربط ثابت به متغیر، تبیین کثرت در هستی، رابطه علت و معلول و دیگر مسائلی از این دست، از هم فاصله گرفته و به نتیجه ای متفاوت رسیده اند.
چنان که شهرت یافته، فلسفة اشراق فلسفه به رنگ عرفان است. اخلاق اشراقی نیز اخلاق عارفانه است و جهت گیری آن به گونه ای است که انسان را به مدد سلوک اخلاقی از تاریکی های طبیعت و تعلقات دنیوی و از غربت غریب خویش رهایی می دهد تا او را به وطن اصلی اش بازگرداند. شیخ اشراق برای دستیابی سالک به تزکیة نفس و تصفیه دل و توفیق به بصیرت حقیقی براساس مبانی انسان شناختی و جهان شناختی سترگ، دستورالعمل هایی را توصیه کرده است. این نوشتار درصدد تبیین معنا و مفهوم و نیز ماهیت و حقیقت اخلاق از نگاه فلسفه اشراق است و به مبانی انسان شناختی و جهان شناختی اخلاق اشراقی و سپس برنامه ها و دستورالعمل های اخلاقی اشراقی می پردازد.