قاعده وزر یکی از قواعد فقهی استنتاجی است که می توان مفهوم آن را با اصل شخصی بودن مجازات ها در حقوق جزای عرفی منطبق دانست. از جمله آیه هایی که زیر بنای این قاعده را تشکیل می دهند آیه«ولاتزر وازره وزر اُخری» است به این مفهوم که «هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد». بر اساس اصل شخصی بودن مجازات ها تنها کسی را می توان تعقیب و مجازات کرد که مرتکب قتل مادی جرم شده باشد یا در تحقق اعمال مجرمانه همکاری کرده باشد و بستگان و نزدیکان مجرم از تحمل کیفر و تعقیب دستگاه قضایی در امان اند. قاعده وزر در حقوق اسلام و اصل شخصی بودن مجازات ها استثناهایی نیز داند.
ظاهر برخی از واژه های قرآن، نظریّة ترادف کلمات این کتاب آسمانی را در ذهن برخی صاحب نظران برجسته نموده، به طوری که عدّه ای، چه ضمن بیان معنای لغوی و چه بیان تفسیر این واژه ها، مترادف بودن اینگونه کلمات را برگزید ه اند، حال آنکه بررسی معناشناسانه و توجّه به سیاقِ طرح این واژه ها، تفاوت ها و ظرافت های ممیّزانة آن را تبیین می نماید، واژه های «اصطفی» و «اختار» از این قبیل هستند. واژة «اصطفی» در قرآن کریم دلالت به برگزیدگى دارد و این برگزیدگی مخصوص پیامبران و انسان های نیکو و کسانی است که با مجاهدت، خود را برای خدا خالص کرده اند و با دوری از گناه، ایمان و انجام عمل صالح صاحب درجات عالی شده اند و شایستگی برگزیدگی از سوی خداوند متعال را پیدا کرده اند، امّا لفظ «اختار» در مواردی به کار رفته که مطلق انسان مورد نظر بوده است و یا در جایی که بین دو چیز مقایسه ای روی داده، سپس موردی با توجّه به فضیلتی انتخاب شده است. بنابراین، کاربرد این کلمات در سیاق های مختلف معنایی، غیر از معنای آنها در سیاق دیگری را می رساند و این مهم، اهمیّت توجّه بیش از پیش به سیاق آیات برای یافتن معنای لغوی را روشن و تبیین می کند.
قضا و قدر و به تبع آن جبر و اختیار، به دلیل پیچیدگی هایی که دارد، همواره و به دلایل گوناگون مورد سوء استفاده قرار گرفته است. از تفکرات رایج در دوره بنی امیه، جبرگرایی می باشد که در سخنان و نامه های حکومتی آن دوران نمود روشنی دارد. نوشتار حاضر نقش آفرینی بنی امیه یا عدم آن را در توسعه نظریه جبر، با رویکرد تأثیر امرای بنی امیه بررسی می کند و اقوال بعضی خلفای بنی امیه به صورت مجزا بررسی می شود. شیوه کار براساس جمع آوری شواهد متعدد تاریخی از کتاب های معتبر و تحلیل مختصر هریک و نتیجه گیری از آنها استوار می باشد. این پژوهش در نهایت به این نتیجه می رسد که امرای بنی امیه به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم در ترویج این نظریه نقش داشته اند.
استنطاق قرآن یعنی طرح پرسش در پیشگاه قرآن و طلب نطق و پاسخ از آن. این تعبیر، نخستین بار از سوی امام علی(ع) مطرح گردیده است. عالمان دینی آن را بر تفسیر قرآن به قرآن، تأویل، تفسیر موضوعی و استنباط از قرآن اطلاق کرده¬اند که هر یک، بعدی از ابعاد استنطاق را در بر می¬گیرد. استنطاق قرآن، دارای مبانی محکم و روشنی مانند جامعیت قرآن، جاودانگی قرآن و نظام¬مندی قرآن است؛ اما از جهت این که پرسش¬ها در چه حوزه ای می¬تواند باشد و هم از این جهت که استنطاق قرآن، از عهده¬ی چه کسی بر می¬آید، میان دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد. با تأمل در سخن هر گروه، معلوم می¬شود که اختلاف موجود، ناشی از تفاوت نگاه است. ظرفیت گسترده¬ی قرآن کریم، این امکان را به وجود آورده است که هم گستره ی طرح سؤال در برابر قرآن بسیار وسیع باشد و هم غیر معصوم (ع)، بتواند با کسب شایستگی لازم، از عهده ی مراتبی از استنطاق قرآن برآید.
نامه¬ای از حضرت علی¬بن¬الحسین (ع) به محمّدبن¬مسلم معروف به ابن¬شهاب زُهری در برخی منابع ذکر شده است. در این نامه زهری به جهت همکاری با دربار بنی¬امیه مورد سرزنش آن حضرت (ع) قرار گرفته است. معمولاً این نامه در تحلیل موضع¬گیری¬های سیاسی و اجتماعی امام سجّاد (ع) مورد استناد قرار می¬گیرد. از بررسی منابع و کتاب¬های متعدد چنین برمی¬آید که قدیم¬ترین منبع موجودی که این نامه را, البته بدون سند, نقل کرده کتاب تُحَف العُقول تألیف إبن شُعبه حَرّانی است. بررسی محتوایی نامه از عدم سازگاریِ تعابیر موجود در آن با سن، درجه انحراف و سطح علمی زهری در زمان امام سجّاد (ع) نشان دارد. بر اساس بررسی سندی و متنی، صدور این نامه از سوی امام سجّاد (ع) خطاب به زهری را نمی¬توان پذیرفت. از این رو، در نظر گرفتن فرضیاتی دیگر در این ارتباط, ضروری است.
(صلاح عبدالصبور""از شاعران نامدار مصر است. در این مقاله سعى شده است زندگى، اشعار و افکار اجتماعى وى به اختصار بررسى شود. در این نوشتار آثار او را مرجع قرار داد ه ا یم و براى هرکدام از دیدگاههاى شاعر شاهدى از شعر و آثارش ارائه شده است هر چند به برخى کتب منتقدان عرب نیز نظرداشته ایم.
موسیقی عرفانی، حاصل آمیختگی ادبیات عرفانی با عالم موسیقی است و از آن جا که موسیقی عرفانی، بازتاب عواطف و تخیلات صافی عارفانه است، ارمغان آن، میتواند تداعی احساسات عارفانه نیز باشد. در میان متصوفه و بسیاری از موسیقیدانان، از این موسیقی به عنوان ابزاری برای عرفانی، « سماع » تعالی روح و سیر و سلوک عرفانی یاد میشود. این کاربرد موسیقی، در مبحث نمودی تمام عیار مییابد؛ به گونهای که حتی برخی از متصوفه لزوم کاربرد موسیقی برای رسیدن به مقامات عرفانی را امری انکارناپذیر میدانند. اما چنین کاربردی از سوی خود اهل تصوف هم به صورت مطلق پذیرفتنی نیست. ضمن این که نقش موسیقی برای شهود حقایق والای آسمان معرفت، مگر در مواردی خاص و برای اشخاص ویژه، قدری جای تأمل دارد. در این مقاله کوشیده شده است تا نقش موسیقی در سیر و سلوک و شهود عرفانی مورد بررسی قرار گیرد.