موضوع این جستار، بررسی مسئله امکان نقش و ﺗأﺛیﺮ ﺷیطان در ﺑیﻤﺎﺭی های ﺟﺴﻤی انسان ﺑﺎ ﺗکیﻪ ﺑﺮ ﺁیﻪ 41 سوره ص و روایات مرتبط است. هدف، یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا شیطان در گرفتاری های مختلف حضرت ایوب× به ویژه بیماری های جسمی او و به تبع آن سایر انسان ها نقشی داشته و اگر چنین است، ساز و کارش چگونه است؟ از جمله یافته های این پژوهش یکی اینکه تأثیر شیطان از طریق انگیزش هیجانات روانی و وسوسه انسان به انجام افعالی که نتیجه قطعی آن بیماری های جسمانی اوست، مسلم است؛ دیگر اینکه دایره مفهوم و مصداق شیطان یا شیاطین در زبان آیات و به ویژه روایات فراتر از ابلیس جِنّی است و شامل شیاطین انسی و موجودات موذی و تهدیدکننده سلامت انسان مثل انواع میکروب ها نیز می شود.
امروزه سطح ارتقای شایستگیها و قابلیت ها در تمام عرصه های رقابتی، اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مانند اینها، ملاکی برای تعیین توسعهیافتگی کشورها تلقّی میشود. توسعه در کشورهای اسلامی فرایند تحول بلندمدت و همه جانبه جامعه در چارچوب غایات احکام اسلامی است و تحقق آن، پیش شرط های متعددی دارد.
نوآوری، یعنی روش ایجاد تحول در انگاره ها و بهره برداری از اندیشه های نو و خلّاقانه در حلّ موضوعات روزآمد، از جمله بسترهای فرهنگی مهم در مسیر تحقق توسعه اسلامی به شمار میآید. مسلما استخراج دیدگاه قرآن کریم در این باره تکلیفی عقلانی و دینی به شمار میآید.
این مقاله با هدف بهره گیری از روش تفسیر موضوعی و با مراجعه به تفاسیر مختلف با بررسی موضوعاتی همچون فطرت، تکامل و آزادی انسان از منظر قرآن کریم، جواز تحقق نوآوری در عرصه های مختلف را تبیین نموده و با الهام از رهنمودهای قرآن کریم، خصوصیات محوری نوآور مسلمان از جمله عبودیت، خردورزی، شرح صدر، غایتمندی و تلاشگری را ترسیم کرده است.
اشاره: در ادامه سلسله نشست های تخصصی تمدن در مؤسسه پژوهشی فتوح اندیشه، نشستی با عنوان «بستر تکامل انقلاب اسلامی، تمدن یا فرهنگ» با حضور حجت الاسلام والمسلمین محسنی، مسئول دفتر نشر آثار شهید آوینی، در دو بخش برگزار شد: ارائه بحث توسط استاد و پرسش وپاسخ حاضران در جلسه. آنچه در ادامه می آید، مباحث مربوط به بخش نخست این نشست است. بخش دوم در شماره های پسینی مجله منتشر خواهد شد.
الجامع الصغیر سیوطی، یکی از جوامع روایی معروف اهل سنت است که با روش الفبایی (بر حسب ابتدای روایات) تدوین شده است. این تحقیق به بررسی میزان صحت استنادات کتاب مذکور به راویان و مصادر روایی پیشین که سیوطی از آنها نقل کرده (و در نگاه اول به نظر می رسد ارجاعات وی همگی دقیق هستند) پرداخته است.
پژوهش حاضر، با روش کتابخانه ای و تحلیل محتوای کمّی و بر اساس نمونه ای که به روش سیستماتیک و طبقاتی تهیه شده است، به بررسی 400 روایت از روایات این کتاب پرداخته و طبق قوانین علم احتمال، نتایج آن را با خطای 5 درصد به کل کتاب تعمیم داده است.
نتایج نشان داده است با خطای 5 درصد می توان گفت در کل کتاب الجامع الصغیر، در % 6/9 موارد ارجاعات بر اساس مصادر روایی موجود در زمان ما نادرست هستند. نادرستی این ارجاعات به علت فقدان روایت در نسخه موجود از آن کتب در زمان ما یا عدم تصریح به نام کتاب و اکتفا به نام نویسنده کتاب (با این که آن نویسنده تالیفات روایی متعدد داشته است) و یا اشتباه در انتساب روایت به راوی است.