فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۷۴۱ تا ۲۸٬۷۶۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
معاد جسمانی نزد ملاصدرا
بررسی تطبیقی اندیشه شیعه و سنی در مورد مهدی
حوزههای تخصصی:
روش سخنرانی دینی (2): درس دوم تاریخ سخنوری
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتگوی حضرت موسی و فرعون در سایه مربع ایدئولوژیک ون دایک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی به عنوان رویکردی جدید از تحلیل گفتمان، روشی است که در کشف جهان بینی گفته پرداز اهمیت بالایی دارد. تئون ون دایک از نظریه پردازان برجسته ی حوزه ی تحلیل گفتمان انتقادی با تأکید بر این نکته که جهان بینی گفته پرداز (ایدئولوژی) قابلیت بازنمایی در زبان را دارد؛ تئوری مربع ایدئولوژیک را بیان می کند. اصطلاح مربع ایدئولوژیک که از چهار ضلع تأکید بر ویژگی مثبت خود یا خودی ها، تأکید بر ویژگی منفی دیگران، کمرنگ جلوه دادن ویژگی های منفی خود یا خودی ها و کمرنگ جلوه دادن ویژگی مثبت دیگران تشکیل شده؛ ویژگی های متضاد گفتمان ها را نمایان و وجود قطب بندی در جوامع را نیز توجیه می کند. در این مقاله، نگارنده با روش توصیفی-تحلیلی بر آن است تا گفتگوی جریان یافته بین حضرت موسی و فرعون را که نمونه ای از داده های قرآنی است، بر مبنای مربع ایدئولوژیک ون دایک تحلیل و بررسی کند تا ضمن کشف چگونگی بازنمود ایدئولوژی طرفین گفتگو در بافت درونی و بیرونی متن و شناخت عمیقتر لایه های متن، قابلیت آزمون این نظریه در متن قرآنی را محک بزند. نتایج بررسی حاکی تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی جدید از تحلیل گفتمان، در کشف جهان بینی گفته پرداز اهمیت زیادی دارد. تئون ون دایک از نظریه پردازان برجسته حوزه تحلیل گفتمان انتقادی، با تأکید بر این نکته که جهان بینی گفته پرداز (ایدئولوژی) قابلیت بازنمایی در زبان را دارد، نظریه مربع ایدئولوژیک را بیان می کند. اصطلاح مربّع ایدئولوژیک از چهار ضلع تأکید بر ویژگی مثبت خود یا خودی ها، تأکید بر ویژگی منفی دیگران، کمرنگ جلوه دادن ویژگی های منفی خود یا خودی ها و کمرنگ جلوه دادن ویژگی مثبت دیگران تشکیل شده است. مربّع ایدئولوژیک ویژگی های متضاد گفتمان ها را نمایان و وجود قطب بندی در جوامع را نیز توجیه می کند. گفتگوی جریان یافته بین حضرت موسی و فرعون، تجلّی ماکتی از داده های قرآنی است. در این مقاله، نگارنده با روش توصیفی تحلیلی بر آن است این گفتگو را بر مبنای مربّع ایدئولوژیک ون دایک، تحلیل و بررسی کند تا ضمن کشف چگونگی بازنمود ایدئولوژی طرفین گفتگو در بافت درونی و بیرونی متن و شناخت عمیق تر لایه های متن، قابلیت آزمون این نظریه در متن قرآنی محک زده شود. نتایج بررسی نشان دادند گفتمان فرعون با کاربست صورت های مختلف زبانی، سعی در سیاه نمایی و مخدوش سازی آن دیگری - موسی - دارد؛ برخلاف موسی که گفتمانی بر پایه تقویت من ارائه می دهد. از آن است که گفتمان فرعون با کاربست صورت های مختلف زبانی سعی در سیاه نمایی و مخدوش سازی آن دیگری-موسی- دارد. بر خلاف موسی که گفتمانی بر پایه ی تقویت من ارائه می دهد.
قرآن، مائده آسمانى
تفسیر عیاشی و مؤلف آن
حوزههای تخصصی:
کتاب شناسی حضرت فاطمه معصومه (س) و تاریخ قم
حوزههای تخصصی:
تحلیل ناپذیری وحی
نسبت و رابطه ی علم با دین (الهیات و دین مسیحی)
منبع:
سفیر ۱۳۸۶ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
عرفان و تفکر فازی
حوزههای تخصصی:
اِهلال به مثابة شاخص در مطالعة پیوستار فرهنگی جاهلی- قرآنی
حوزههای تخصصی:
اهلال از شمار آن دسته از واژه های قرآنی است که در مقام نفی برخی از رسوم جاهلی در خصوص قربانی حیوان به کار رفته و از آنجا که دارای کارکرد ثبوتی در شریعت اسلامی نبوده، عملاً در تداول متشرعه زمینه ای برای کاربرد نیافته است. عوامل متعدد مانند عدم کاربرد واژه در دورة اسلامی برای قربانی، فاصله گرفتن از دوره جاهلی و فراموش شدن رسوم آن دوره و مطرح شدن مسئله تسمیه بر ذبح حیوان - هر چند برای مصرف گوشت روزانه و نه برای مقاصد آیینی - موجب شده است تا طیف وسیعی از مفسران و فقیهان در مذاهب مختلف اسلامی مفهوم اهلال بر حیوان را به مفهوم تسمیه بازگردانند.
در این مقاله با کاوش در خصوص ریشة واژه و کاربردهای کهن آن کوشش شده است تا بافت معنایی این واژه در کاربردهای پیش از اسلام بازشناخته شود و نشان داده شود آنچه در دوره جاهلی اهلال خوانده می شده، هم از نظر آیینی بودن و هم از نظر اختصاص به برخی از قربانی ها، تا چه حد محدودتر از کاربردی است که در شریعت اسلامی برای تسمیه بر ذبیحه در نظر گرفته شده است. ضمناً توجه به کاربرد سلبی اهلال در قرآن کریم اهمیت دارد، یعنی اینکه هرگز امر به اهلال وجود ندارد و صرفاً از خوردن گوشت حیوانی که اهلال آن برای غیر خدا بوده باشد، نهی شده است. با توجه به این نکات، می توان نتیجه گرفت که آیات مربوط به اهلال مستقیماً و بر اساس دلالت ظاهر نمی توانند در مسئله تسمیه بر ذبح مورد استناد قرار گیرند و از منظر فقهی، برای تسمیه باید به دنبال مستندات بود که رأساً به عنوان سنت یا در مقام تأویل اهلال در کتاب به موضوع تسمیه پرداخته باشند