استقلال قضات در داوری، فرآیند مهمی است که در اصل صد و پنجاه و ششم قانون اساسی بدان اشاره شده است. مسئله اصلی این پژوهش حل اخلاقی برادران دروغینِ استقلال و استبداد در قضاوت است. قضات در زمان تصمیم گیری و صدور حکم، گاهی دچار تحیر میان آن دو می گردند که تنها با شناخت ماهیت و معیارهای تمایز آنها قابل حل است. حل این چالش اخلاقی، در حوزه های دیگری نیز قابل طرح است ولی براساس آموزه های قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع)، حوزه «شناختی» (داده سازی و داده پردازی های وابسته) اهمیت مبنایی دارد. آثار نوشته شده در این زمینه به استقلال قاضی، عدالت قضایی، آداب القضا و یا استبداد سیاسی پرداخته اند که فاقد شناخت و بررسی آن دو از حیث اخلاقی اند. این پژوهش تا حد امکان معیار، نشانه و مصداق استقلال و استبداد را در این حوزه، بیان کرده است تا قضات در موقعیتی که پیش می آید توانایی خروج از این تحیّر و سردرگمی اخلاقی را داشته باشد.
تحول در فهم برخی روایات برجای مانده از پیشوایان دین، مسئله ای است که از دیرباز مورد توجه دانشمندان مسلمان بوده، و روش هایی نیز برای تحلیل این مسئله از سوی آن ها ابداع شده است. در کنار آن روش ها به کارگیری برخی مفاهیم پرکاربرد در حوزه علوم انسانی، در برخی موارد می تواند تحلیل قابل قبول تری از این مسئله در اختیار نهد. مفهوم «گفتمان» یکی از این مفاهیم است. در این نوشتار، تحول صورت گرفته را در فهم روایت «انا قتیل العبره» و کارکردهای گریه بر امام حسین(ع) در دوره معاصر(سده های 13ـ14 قمری) نسبت به دوره متاخر تاریخ اسلام(سده های10ـ12 قمری) با استفاده از مفهوم «گفتمان» مورد بررسی قرار داده ایم. یافته های پژوهش نشان می دهد که تحول در اندیشه سیاسی شیعه در دوران معاصر موجب شده است که گریه بر ابا عبدالله(ع) که در دوره متاخر، غالباً عاملی برای کسب ثواب و آمرزش گناه دانسته می شد، بیشتر عاملی برای مبارزه با ظلم و بیداد تلقی شود.
امروزه به تبع تغییر و تحولات گسترده در عرصههاى اجتماعى و تأثیرپذیرى جوامع از فرهنگهاى بیگانه و نیز هجمه گسترده برخى فرهنگها به ارزشها و هنجارهاى ملى و سنتى، کارکرد خانواده دچار تغییرات بسیارى شده است. اما به رغم این تحولات، خانواده توانسته است نقش خود را در تعلیم و تربیت، انتقال افکار و ارزشها، تأمین نیازهاى مادى و معنوى و انتقال مفاهیم عمیق اخلاقى و اجتماعى ایفا نماید.
بررسى کارکردهاى خانواده از موضوعاتى است که مورد توجه صاحبنظران رشتههاى مختلف مانند روانشناسى، جامعهشناسى و رواندرمانگرى قرار گرفته، به گونهاى که برخى کارکردهاى خانواده را مىتوان از مباحث بینرشتهاى برشمرد.
اگر خانواده به دلایلى همچون فقر، بىسوادى، ناآگاهى اجتماعى و اقتصادى، و نداشتن تکیهگاه براى تأمین نیازهاى مادى و معنوى، قادر به انجام کارکردهاى خود نباشد، بهناچار اعضاى آن براى تأمین نیازهاى خود به خارج خانواده روى مىآورند و در نتیجه، دچار مشکلات رفتارى، ارزشى، اخلاقى و هنجارى مىشوند. این مقاله با بهرهگیرى از روش توصیفى ـ تحلیلى و جمعآورى اطلاعات به روش کتابخانهاى، به بررسى این موضوع پرداخته است.
یکی از مدعاهای مسیحیان این است که حضرت عیسیعلیه السلام همان مسیحای انبیای موعود بنیاسرائیل است. در مقابل، یهودیان منکر این امر هستند و مدعیاند مسیحای موعود هنوز ظهور نکرده است و در انتظار اویند.
این مقاله با رویکرد تحلیلی و بررسی اسنادی به بررسی عهد عتیق، تلمود و عرفان قبالای یهود پرداخته و تلاش میکند تا مجموعه ویژگیهای مسیحا در این نوشته ها، و انطباق آن بر شخصیت آن حضرت را بررسی نبوده و نشان دهد آیا در این منابع، نشان و یا قرینه ای از الوهیت مسیحا میتوان یافت یا خیر؟