فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۶۴۱ تا ۱۹٬۶۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به ارزیابی نحوه ی استفاده از فاوا در مدارس «هوشمند» می پردازد. بدین منظور، رویکرد کیفی و روش مطالعه ی موردی اتخاذ شده ی کلاس های دبیران رشته ی ریاضی- فیزیک سال دوم متوسطه ی استان زنجان مورد مشاهده قرار گرفت. نمونه گیری به روش هدفمند انجام و ۱۲ کلاس برای مشاهده ی فعالیت های یاددهی-یادگیری انتخاب شد. یافته ها نشان می دهد معلمان از فاوا عمدتاً برای ارائه ی اطلاعات به دانش آموزان استفاده می کنند؛ دانش آموزان کمتر فعال بوده، بیشتر شنونده ی فاوا هستند؛ علی رغم وجود رایانه برای اکثر دانش آموزان، تنها یک رایانه استفاده شده مابقی با روپوشی پوشانده شده اند؛ باوجود جذابیت های بالقوه ی فناوری، رفتارهای حاکی از بی توجهی به درس نسبتاً زیاد است. به طورکلی کاربرد فاوا در مقایسه با آموزش سنتی تفاوتی در کارکردهای معلم، دانش آموزان و فرآیندهای یاددهی- یادگیری ایجاد نکرده، متن و تصاویر کتاب های درسی و صدای معلم را در قالب دیجیتال به همان روش سخنرانی در سبک آموزش سنتی ارائه می کند. فاوا در کنار معلم، محتوا و دانش آموزان اضلاع یک چهارضلعی معیوب هستند.
تأثیر تمرین بر تناوب تکلیف دوگانه دیداری - شنیداری و شنیداری - دیداری در دوره بی پاسخی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرین بر تناوب تکلیف دوگانه دیداری-شنیداری و شنیداری-دیداری در دوره بی پاسخی روان شناختی بود. روش: بدین منظور از میان کلیه دانشجویان 18 تا 28 سال شهرستان خرمشهر تعداد 45 نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری، تمرین با تکلیف شنیداری-دیداری، تمرین با تکلیف دیداری-شنیداری و گروه کنترل دسته بندی شدند. از تمامی شرکت کنندگان آزمون تکلیف دوگانه دیداری-شنیداری و شنیداری-دیداری به عمل آمد. فواصل زمانی بین ارائه دو محرک 75 و 150 (فاصله کم) 350 و 450 هزارم ثانیه (فاصله زیاد) بود. برنامه تمرینی شامل 5 جلسه در 5 روز بود که هر جلسه شامل 12 بلوک 8 کوششی با تکلیف دوگانه دیداری-شنیداری همانند پیش آزمون ارائه شد و فاصله استراحت بین بلوک ها دو دقیقه بود. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس 2 (گروه) در 4 (پیچیدگی محرک ها) با تکرار سنجش عامل آخر و آزمون تی مستقل و تحلیل کوواریانس نشان داد که در تمامی توالی محرک ها و در هر چهار فاصله زمانی بین گروه آزمایش و کنترل اختلاف معناداری وجود دارد ولی تفاوت معنی داری بین ارائه محرک اول دیداری نسبت به شنیداری وجود ندارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تمرین تکلیف دوگانه از طریق افزایش سازگاری محرک-پاسخ موجب کاهش نیاز به توجه شده و با کاهش ظرفیت موردنیاز توجه که برای انجام تکلیف پردازش هم زمان دو محرک امکان پذیر است، می تواند بر الگوی دوره بی پاسخی روان شناختی دیداری-شنیداری و نیز شنیداری-دیداری با فاصله زمانی کم وزیاد تأثیر مثبت داشته باشد.
نقش طرحواره های شناختی اولیه در پیش بینی ویژگی خودشیفتگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :طرحواره های شناختی به عنوان عناصر سازمان یافته ای از واکنش ها و تجارب گذشته تعریف می شوند که بدنه بادوامی از دانش را تشکیل می دهند؛ به طوری که می توانند بر برداشت های بعدی تأثیرگذار باشند و آن ها را مورد ارزیابی قرار دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش طرحواره های شناختی اولیه در ویژگی خودشیفتگی صورت گرفت. مواد و روش ها:این پژوهش به روش همبستگی، بر روی 360 نفر از دانشجویان ساکن در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند، انجام شد. جهت جمع آوری داده ها، از فرم کوتاه پرسش نامه طرحواره (Schema Questionnaire-Short Form یا SQ-SF) و پرسش نامه شخصیت خودشیفته 40 ماده ای (Narcissistic Personality Inventory-40 یا NPI-40) استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:طرحواره های محرومیت هیجانی، بی اعتمادی، معیوب بودن، معیارهای سرسختانه، محق بودن (010/0 = P) و خودرشد نایافته (050/0 = P) به طور مثبت و معنی دار و طرحواره اطاعت (010/0 = P) به طور منفی و معنی دار با خودشیفتگی رابطه داشت. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که طرحواره های معیوب بودن، محق بودن، محرومیت هیجانی، اطاعت و بی اعتمادی (010/0 = P) و معیارهای سرسختانه و خودرشد نایافته (050/0 = P) به ترتیب نقش قابل توجهی در پیش بینی خودشیفتگی ایفا نمودند (57/0 = R 2). نتیجه گیری:طرحواره های ناسازگارانه اولیه می توانند به عنوان ساختارهای شناختی اساسی تمایلات خودشیفتگی در نظر گرفته شوند که به فهم بهتر این که چگونه افراد با ویژگی های شخصیت خودشیفته، محیط اجتماعی خود را ادراک می کنند، کمک می نماید
مدل ساختاری نقش مستقیم و غیر مستقیم طرح واره های ناسازگار اولیه بر اضطراب اجتماعی با میانجی گری تنظیم هیجان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :اختلال اضطراب اجتماعی، شایع ترین نوع اختلالات اضطرابی است که به عملکرد و روابط اجتماعی فرد آسیب می رساند. از جمله عوامل مؤثر در ابتلا و تداوم این اختلال، طرح واره های ناسازگار اولیه و نقایص در تنظیم هیجان است. هدف از پژوهش حاضر، ارایه مدل ساختاری نقش مستقیم و غیر مستقیم طرح واره های ناسازگار اولیه بر اضطراب اجتماعی با میانجی گری تنظیم هیجان بود. مواد و روش ها:مطالعه حاضر به صورت توصیفی- همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز را تشکیل می داد که از بین آن ها تعداد 300 نفر به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه طرح واره ناسازگار Young، اضطراب اجتماعی Kanwar، تنظیم هیجان Gross و John و جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده گردید. یافته ها:طرح واره های بریدگی/ طرد، خودگردانی/ عملکرد مختل، محدودیت مختل، دیگر جهت مندی و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری، به واسطه تنظیم هیجانی نقش مثبت و معنی دار در نشانه های اضطراب اجتماعی داشت (01/0 > P). از سوی دیگر، در بین طرح واره های ناسازگار اولیه نقش گوش به زنگی، خودگردانی/ عملکرد مختل و بریدگی/ طرد در اضطراب اجتماعی، برجسته تر از طرح واره های محدودیت مختل و دیگر جهت مندی بود. نتیجه گیری:اضطراب اجتماعی نه تنها از بدکارکردی شناختی در قالب طرح واره های ناسازگار تأثیر می پذیرد، بلکه نشانه های این اختلال به واسطه بدتنظمی های هیجانی، تشدید می شود؛ به نحوی که اثرات منفی شناخت واره های معیوب بر اضطراب اجتماعی از طریق عملکرد معیوب تنظیم هیجانی افزون تر شده و باعث تشدید علایم اضطراب اجتماعی می گردد.
ارتباط سلامت روان و افکار خودکشی با کیفیت زندگی وابسته به سلامتی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 94-1393(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :با توجه به روند صعودی نگران کننده مشکلات عاطفی، روانی و افکار خودکشی در میان دانشجویان، شناخت مسایلی که می تواند کیفیت زندگی و سلامت آنان را به مخاطره بیندازد، ضروری به نظر می رسد. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی ارتباط سلامت روان و افکار خودکشی با کیفیت زندگی وابسته به سلامتی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 94-1393 بود. مواد و روش ها:در این مطالعه مقطعی، 1000 دانشجوی رشته های مختلف دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. با استفاده از پرسش نامه سلامت عمومی (General Health Questionnaire-12 یا GHQ-12)، مقیاس 36-SF (Short Form Health Survey-36) و فرم اطلاعات دموگرافیک، ارتباط سلامت روان و افکار خودکشی با کیفیت زندگی وابسته به سلامتی و ابعاد آن تعیین گردید. داده ها با استفاده از آزمون های Independent t، ANOVA و مدل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:میانگین نمره کیفیت زندگی در دانشجویان، 70/70 به دست آمد (فاصله اطمینان 95 درصد = 68/71-71/69). بالاترین نمره به بعد عملکرد جسمانی با میانگین 29/85 (فاصله اطمینان 95 درصد = 56/86-95/83) و پایین ترین نمره به بعد محدودیت ایفای نقش به علت مشکلات عاطفی با میانگین 26/55 (فاصله اطمینان 95 درصد = 17/58-48/52) اختصاص داشت. بین سلامت روان و شیوع افکار خودکشی و کیفیت زندگی دانشجویان ارتباط معنی داری مشاهده شد (05/0 > P). نتیجه گیری:نتایج مطالعه حاضر نشان داد که شیوع اختلالات روان و افکار خودکشی در دانشجویان بالا می باشد و با سطح کیفیت زندگی آن ها ارتباط دارد. بنابراین، توصیه می شود که پیشگیری، شناسایی و درمان اختلالات روان و افکار خودکشی توسط مسؤولان دانشگاه به عنوان اولویت در نظر گرفته شود تا بدین وسیله کیفیت زندگی دانشجویان ارتقا یابد.
نقش سبک های هویتی و عشق ورزی در پیش بینی رضایت زناشویی
حوزههای تخصصی:
رضایت زناشویی از مهم ترین شاخص های رضایت از زندگی همسران و برخورداری از سطوح بالای آن عاملی مؤثر در عملکرد بهتر خانواده است. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف پیش ب ینی رضایت زناشویی بر اساس سبک های هویتی و سبک های عشق ورزی زنان انجام گرفته است. طرح پژوهش از نوع همبستگی است، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان معلم شهر تهران بود که 320 نفر از آن ها که در مناطق 1، 7، 11 و 13 تهران شاغل بودند به واسطه استفاده از فرمول کوکران با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از سیاهه سبک های هویت برزونسکی، مقیاس سبک های عشق ورزی استرنبرگ و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ گردآوری شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی بکار گرفته شد. تحلیل یافته ها نشان داد که رابطه میان مؤلفه هویت اطلاعاتی و سبک عشق ورزی تعهد با رضایت زناشویی مستقیم و معنی دار است (001/0> P) و می توانند رضایت زناشویی را پیش بینی کنند، بعلاوه سبک هویتی پراکنده/ اجتنابی می تواند به شکل منفی و معنی دار (001/0> P) رضایت زناشویی را پیش بینی کنند. درنتیجه می توان گفت که انسجام هویتی، و سبک عشق ورزی تعهد زنان در رضایت زناش ویی آن ها مؤثر است، پس بهتر است در برنامه های معطوف به غنی سازی خانواده و جلسات زوج درمانی لحاظ شوند.
بررسی رابطه باورهای معرفت شناسی و نیاز به شناخت با آگاهی فراشناختی در اساتید دانشگاه مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه ذهنیت فلسفی با هوش معنوی در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوع نگاه انسان به امور و همچنین دامنه و گستره این نگاه، نوعی جهان بینی را برای انسان به وجود می آورد و البته در تأثیری متقابل، جهان بینی فرد نیز به نگاه او جهت می دهد. حوزه تفکر انسان شامل امور مختلفی است که معنویت و هوش معنوی یکی از آن حیطه ها محسوب می شود. از جمله لوازم زندگی فکورانه، داشتن ذهنیت فلسفی با سه شاخصه جامعیت فکر، ژرفانگری و انعطاف پذیری است که وجودشان در تفکر فلسفی، در نحوه تجلی و بروز آن ها در اندیشه فرد، رفتار مسئله گشایی او و نیز زندگی منطقی اش، خود را نشان می دهد.براین اساس هدف پژوهش حاظر بررسی رابطه بین ذهنیت فلسفس و هوش معنوی در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز بود.روش پژوهش توصیفی –همبستگی بود.جامعه آماری تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز بود که تعداد 399 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند.نتایج با استفاده از نرم افزار SPSSتجزیه و تحلیل شد.نتایج نشان دهنده آن بود که به جز عدم وجود رابطه معنادار بین انعطاف پذیری و درک سرچشمه هستی، بین سایر خرده مقیاس های دو متغیر اصلی پژوهش رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.
سبک های شوخ طبعی، هوش هیجانی و کفایت اجتماعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین سبک های شوخ طبعی، هوش هیجانی و کفایت اجتماعی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 395 نفر (196 پسر و 199 دختر) از دانشجویان گروه های فنی مهندسی و علوم انسانی دانشگاه های تهران، شهید بهشتی و خوارزمی تهران بود، که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای سنجش عبارت بودند از پرسش نامه سبک های شوخ طبعی ( HSQ )، پرسشنامه هوش هیجانی پترایدز و فورنهام ( TEI ) و فرم تجدید نظر شده پرسشنامه کفایت بین فردی ( ICQ-R ). نتایج آزمون همبستگی نشان داد که سبک های مثبت شوخ طبعی (پیوند دهنده و خودفزاینده) با هوش هیجانی و کفایت اجتماعی و خرده مقیاس های آن ها رابطه مثبت معنادار دارند. سبک های منفی شوخ طبعی (پرخاشگرانه و خودشکن) با هوش هیجانی و خرده مقیاس های آن رابطه منفی معنادار دارند. سبک منفی خودشکن با کفایت اجتماعی رابطه منفی معنادار دارد و همچنین سبک های منفی شوخ طبعی با برخی از زیر مقیاس های کفایت اجتماعی رابطه منفی معنادار دارند. بین هوش هیجانی و کفایت اجتماعی و همچنین بین زیر مقیاس های آن ها رابطه مثبت معنا داری وجود دارد، به جز درباره زیر مقیاس های خود افشایی، کنترل عواطف و خوش بینی، که رابطه معناداری به دست نیامده است. نتایج آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیر هوش هیجانی و سبک خودفزاینده شوخ طبعی پیش بینی کننده های کفایت اجتماعی دانشجویان هستند. و نتایج آزمون تحلیل واریانس دو راهه نشان داد که متغیر جنسیّت در سبک های منفی شوخ طبعی و متغیر رشته در سبک شوخ طبعی پیوند دهنده تأثیر دارد.
نقش صمیمیت زوجین و باورهای معنوی و اعمال مذهبی در پیش بینی انسجام و سازگاری خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه صمیمت زوجین و باورهای معنوی و اعمال مذهبی افراد با انسجام و سازگاری خانوادگی انجام گرفت. در این مطالعه توصیفی همبستگی، تعداد 234 زن و مرد متاهل از بین کارمندان و دانشجویان شهرستان های شاهرود و میامی به صورت خوشه ای تصادفی وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس صمیمیت زوجین، مقیاس تجربه معنوی و مقیاس انسجام و سازگاری خانوادگی بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام و نرم افزار SPSS-16 استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که گشودگی (ریزمولفه صمیمیت زوجین)، معنایابی در زندگی و ارتباط با خداوند (ریزمولفه های معنویت)، به ترتیب، به طور معناداری در پیش بینی انسجام خانوادگی نقش داشتند. هم چنین، مشکلات در صمیمیت (ریزمولفه صمیمیت زناشویی)، و فعالیت های اجتماعی مذهبی (ریزمولفه معنویت)، به ترتیب، در پیش بینی سازگاری خانوادگی نقش داشتند. به نظر می رسد که افراد با تجربه معنوی بالا که روابط صمیمانه ای را در زندگی زناشویی تجربه کرده اند، انسجام و سازگاری خانوادگی بالایی را گزارش می کنند.
بررسی رابطه بین سلامت روانی -اجتماعی با هویت ملی و دینی در بین دانش آموزان دبیرستانهای شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر1 با هدف بررسی رابطه میان سلامت روانی- اجتماعی با هویت ملی و دینی در بین دانش آموزان دبیرستانهای شهر یزد و با روش پیمایشی و به صورت مقطعی انجام شده است. برای انتخاب نمونه از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بهره گیری شده و حجم نمونه 354 نفر بوده است. برای گردآوری داده ها از مقیا س سلامت روان 90- SCL و مقیاس سلامت اجتماعی کیز استفاده شده است. روایی پرسشنامه با روش اعتبار محتوا و پایایی آن با روش انسجام درونی ابزار، با ضریب آلفای کرونباخ 75/0=a تأیید شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تفاوت میانگین، تحلیل واریانس و رگرسیون سلسله مراتبی بهره گیری شده است. یافته ها نشان دادند که میان متغیرهای سلامت روانی و سلامت اجتماعی با هویت دینی و هویت ملی رابطه معنادار وجود دارد و میان پایگاه اقتصادی- اجتماعی با هویت ملی و هویت دینی رابطه معنادار وجود ندارد. با توجه به نتیجه آزمون t دو نمونه مستقل، تفاوت معناداری میان هویت دینی در دو گروه زنان و مردان مشاهده شده است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که دو متغیر سلامت روانی و سلامت اجتماعی در مجموع 19 درصد از تغییرات متغیر ملاک (هویت دینی و ملی) را تبیین می کنند. باتوجه به مقدار واریانس تبیین شده می توان نتیجه گرفت که در پژوهش های آتی باید به سایر متغیرهای اثرگذار توجه شود.
نقش سرمایه روان شناختی در فرسودگی تحصیلی دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: فرسودگی تحصیلی در دانشجویان با کاهش عملکرد تحصیلی آنان همراه است. عوامل مختلف می توانند در فرسودگی تحصیلی تاثیرگذار باشند. سرمایه روانشناختی یکی از مفاهیم جدیدی است که در روانشناسی مثبت نگر مطرح شده است و می تواند در افزایش توانمندی افراد در جنبه های مختلف زندگی به خصوص در زمینه تحصیلی نقش مهمی داشته باشد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش سرمایه روانشناختی در فرسودگی تحصیلی دانشجویان بود.\nابراز و روش ها: این پژوهش از نوع همبستگی است که برای اجرای آن تعداد 396 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرکرد در سال تحصیلی 1394- 1393 به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه سرمایه روانشناختی و مقیاس فرسودگی تحصیلی پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحلیل شدند.\nیافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، تاب آوری، مثبت اندیشی، امید) و فرسودگی تحصیلی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (01/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سرمایه روانشناختی می توانند به طور منفی و معنادار 25 درصد از واریانس فرسودگی تحصیلی در دانشجویان را پیش بینی نماید.\nنتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشانگر اهمیت سرمایه روانشناختی به عنوان یکی از مولفه های مهم روانشناسی مثبت نگر در کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان است. بنابراین ارائه آموزش هایی مبتنی بر سرمایه روانشناختی در محیط های آموزشی، منجر به کاهش کاهش فرسودگی تحصیلی و عملکرد بهتر تحصیلی در دانشجویان خواهد شد.
بررسی تحلیلی اختلال طیف اتیسم در نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: واژه اختلال طیف اتیسم از کلمه یونانی اوتوس به معنی «خود» گرفته شده است و برای اشاره به افرادی به کار می رود که دامنه اندکی از روابط شخصی و تعامل محدودشده با محیط دارند. یعنی نوعی گوشه گیری از کالبد زندگی اجتماعی به درون خود. اختلال طیف اتیسم مجموعه گسترده ای از رفتارهای نابهنجار ادراکی، شناختی، زبانی و اجتماعی را دربرمی گیرد. برخی از الگوهای رفتاری پایدار با اختلال طیف اتیسم همراه هستند، ولی پراکندگی زیادی در نشانه های رفتاری این افراد مشاهده شده است. نه تنها نشانه ها متفاوت هستند، بلکه شدت نشانه ها هم دامنه گسترده ای دارند. اگرچه نشانه های اختلال طیف اتیسم، دامنه گسترده ای دارد، ولی در نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی به 2دسته کلی نقص در ارتباط اجتماعی و الگوهای رفتار تکراری و محدود تقسیم شده است. بسیاری از کودکان با اختلال طیف اتیسم فاقد قصد ارتباطی هستند و تمایل به ارتباطی که هدف اجتماعی داشته باشد، نشان نمی دهند. نقص در ارتباط اجتماعی رابطه نزدیکی با نقص در توجه مشترک دارد. برخی از این کودکان دارای آسیب های زبانی شدید بوده و برخی دیگر خموش یا بی صدا هستند. آن ها در کاربرد اجتماعی زبان یا سرنخ های اجتماعی زبان هم مشکل دارند.
نتیجه گیری: در این مقاله تعریف، ملاک های تشخیصی، میزان شیوع، علت شناسی و ویژگی های اختلال طیف اتیسم براساس نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی ارایه شده و در پایان نتیجه گیری صورت گرفته است.
مقایسه اثربخشی آموزشهای همدلی و مدیریت خشم بر شناخت اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابلهای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی و مقایسه آموزش های همدلی و مدیریت خشم بر شناخت اجتماعیّ کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای انجام شد. طرح پژوهش آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون چندگروهی است. جامعة آماری شامل دانش آموزان پسر پایه های هفتم و هشتم مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای شهر ساری در سال تحصیلی 94-1393 بود. نمونه پژوهش 54 کودک مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای شهر ساری بود که از میان دانش آموزان شناسایی و به صورت تصادفی به 3 گروه گمارده شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس درجه بندی اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان (هومرسن و همکاران، 2006)، مصاحبه بالینی ساختاریافته (فرست و همکاران، 1995)، و داستان های اجتماعی (تورکاسپا و برایان، 1994) استفاده شد. برای گروه های آموزشی، آموزش همدلی و آموزش مدیریت خشم در 8 جلسه 60 دقیقه ای برگزار شد در حالی که گروه کنترل ّّهیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد آموزش های همدلی و مدیریت خشم می تواند موجب بهبود شناخت اجتماعی (و مؤلفه های آن) در کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابلها ی شود. و اثر گروه های آموزشی با توجه به مجذور اتا برابر با 84 درصد است. تفاضل مقادیر میانگین تعدیل شده گروه های آموزش همدلی و مدیریت خشم نشان داد آموزش همدلی در مقایسه با آموزش مدیریت خشم با اطمینان 95 درصد سهم بیشتری در افزایش شناخت اجتماعی مرحله دوم و پنجم دارد. آموزش مدیریت خشم و آموزش همدلی با فراهم آوردن توانایی درک دیگران و دیدگاه گیری به بهبود شناخت اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای منجر می شود.
تأثیر مداخله های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر احساس تنهایی و کمرویی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف تأثیر مداخله های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) بر احساس تنهایی و کمرویی دانشجویان انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بوده است. با استفاده از پرسشنامه احساس تنهایی راسل و همکاران و پرسشنامه کمرویی استنفورد، 30 نفر از دانشجویان دختر که از احساس تنهایی و کمرویی بالایی برخوردار بودند، به طور تصادفی ساده انتخاب و به طور داوطلبانه در دو گروه آزمایشی و کنترل (15 نفر در هر گروه) جایگزین شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه MBCT را به طور گروهی بر اساس بسته آموزشی سگال و همکاران (2002) دریافت نمودند و گروه کنترل مداخله ای در این زمینه دریافت نکرد. پس از اجرای MBCT، مجدداً احساس تنهایی و کمرویی دانشجویان هر دو گروه مورد اندازه گیری قرار گرفت. یافته ها: از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) برای تجزیه و تحلیل داد ه ها استفاده شد. F محاسبه شده برای فرضیه اصلی (11/18) و برای هر یک از متغیرهابه طور جداگانه، تفاوت معناداری را در رابطه با متغیرهای مورد مطالعه در هر دو گروه نشان داد (001/0>P). نتیجه گیری: این پژوهش در همگرایی با نتایج تحقیقات مشابه بیان می دارد، MBCT در کاهش احساس تنهایی و کمرویی دانشجویان دختر نقش مؤثری داشته است.
مدل دلزدگی زناشویی در ارتباط با الگوی ابعادی ارتباط با خدا، کنترل فکر و زبان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی مدل دلزدگی زناشویی در ارتباط با الگوی ابعادی ارتباط با خدا، کنترل فکر و زبان انجام شد. 350 نفر از دانشجویان متأهل مشغول به تحصیل در دانشگاه های آزاد و دولتی (93-1392) به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب و همبستگیِ بین آنها بررسی شد. ابزار پژوهش شامل دلزدگی زناشویی پاینز (1996)، الگوی سه بعدی رابطه انسان با خدا، مظاهری و پسندیده (1390)، توانایی کنترل فکر آلگرابل و مارتینز (2005) و کنترل زبان محقق ساخته بود که روایی و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل عاملی و ضریب آلفای کرونباخ بررسی و از آزمون های مدل یابی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. یکی از یافته ها این بود که الگوی ابعادی ارتباط با خدا، تنها به طور غیرمستقیم، از راه کاهش هر یک از «کنترل زبان» و «کنترل فکر»، پیش بینی کننده افزایش «دلزدگی زناشویی» است و نیز نشان داد که مسیرِ مثلثِ «ایمانِ خدامحورانه» تنها از راه «افزایش کنترل زبان» و «کنترل فکر» می تواند در جهت پیش بینی کاهش دلزدگی زناشویی مؤثر واقع شود.
اثربخشی آموزش گروهی الگوی مراقبه اسلامی بر سبک زندگی و اضطراب فراگیر زنان متأهل مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی الگوی مراقبه اسلامی بر سبک زندگی و اضطراب فراگیر زنان متأهل، به صورت نیمه تجربی در سال 1393 در منطقه بن رود اصفهان انجام شد. نمونه گیری در سه مرحله، در دسترس، هدفمند و تصادفی از بین جامعه آماری زنان متأهل مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر ساکن در منطقه بن رود انجام شد. درنهایت 24 نفر به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار مورد استفاده معیارهای تشخیصی اختلال اضطراب فراگیر براساس DSM-IV ، مقیاس کوتاه شده GAD-7 و پرسشنامه سبک زندگی (LSQ) بود که این دو پرسشنامه در سه مرحله ارزیابی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 45 روزه توسط گروه آزمایش و کنترل تکمیل شد. داده های آماری به روش تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد مداخلات آموزش گروهی الگوی مراقبه اسلامی منجر به ارتقای سبک زندگی و کاهش اضطراب فراگیر زنان متأهل مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر شد (p=0/001).
هنجاریابی مجدد پرسش نامه سنجش کارآمدی خانواده با استفاده از نظریه سؤال-پاسخ(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف هنجاریابی مجدد پرسشنامه کارآمدی خانواده (S.FEQI) انجام شد. جامعه آماری پژوهش دانشجویان متأهل کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه ها و طلاب متأهل سطح دو و سه حوزه های علمیه شهر قم بود که تعداد 391نفر از آنان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. داده ها با استفاده از نظریه کلاسیک اندازه گیری و نظریه پرسش پاسخ و توسط نرم افزارهای SPSS، MULTILOG و R تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر نشان داد که قدرت تمییز و میزان آگاهی 19 پرسش به اندازه کافی نیست، گزینه هایی که نشان دهنده کارآیی «بسیار کم» و «کم» هستند، نمی توانند پاسخ گویان را از هم تفکیک کنند، از این رو می توان این دو گزینه را با هم ترکیب و پرسشنامه را اصلاح کرد. درنهایت پرسشنامه کارآیی خانواده با شصت پرسش می تواند سه مؤلفه بینشی، حقوقی و اخلاقی را به ترتیب با 20، 14 و 26 پرسش اندازه گیری کند.
اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشانه ها و ذهن آگاهی نوجوانان مبتلا به اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی از شایع ترین اختلال های دوران کودکی است که اغلب تا دوران نوجوانی و بزرگسالی تداوم می یابد. تا کنون روش های درمانی مختلفی جهت بهبود نشانه های این اختلال به کار گرفته شده است. در سال های اخیر، درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی از جمله روش هایی بوده که توجه بیشتر پژوهشگران را به خود جلب کرده است. این پژوهش نیز با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشانه ها و ذهن آگاهی نوجوانان مبتلا به اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی به انجام رسید. روش کار: پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه شاهد می باشد. نمونه ی این پژوهش را 30 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستان های دوره ی اول و دوم شهرستان گناباد که مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی بودند، تشکیل دادند. ابزار مورد استفاده شامل مصاحبه ی بالینی، مقیاس درجه بندی اسنپ فرم والدین (SNAP-IV) و پرسش نامه ی ذهن آگاهی بودند. گروه آزمون هشت جلسه ی 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر ذهن آگاهی را دریافت کردند و گروه شاهد در لیست انتظار قرار داشتند. داده ها با کمک آمار توصیفی و نیز با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری در نرم افزار SPSS نسخه ی 20 تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس نتایج مشخص گردید گروه آزمون در مقایسه با شاهد نشانه های اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی را در پس آزمون بهبود یافت (001/0P<). هم چنین نمره ی ذهن آگاهی گروه آزمون در مقایسه با شاهد در پس آزمون، تغییر معنی داری نشان داد (001/0P<). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد درمان مبتنی بر ذهن آگاهی موجب بهبود نشانه های اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی و ذهن آگاهی در نوجوانان مبتلا به اختلال نارسایی توجه-فزون کنشی گردیده است.