ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۹۲۱ تا ۳٬۹۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۳۹۲۱.

The Effectiveness of the Integrated Approach of Meaning Therapy and Hope Therapy on Tolerance of Ambiguity, Alexithymia, and Psychological Hardiness of Women with Breast Cancer(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۲۶۷
 Objective: This study aimed to investigate the effectiveness of the integrated approach of meaning therapy and hope therapy on tolerance of ambiguity, alexithymia, and psychological hardiness of women with breast cancer in Dezful City. Method: The statistical population of this study consisted of all women with breast cancer in Dezful in 2021, from whom 30 people were randomly selected and assigned to experimental and control groups. Toronto Alexithymia Scale (Taylor, 1986), Ambiguity Tolerance Scale, and Hardiness Questionnaire (Kobasa et al.,1982) were administered to both groups. Then the experimental group was subjected to group therapy of the integrated approach of meaning therapy and hope therapy. The number of therapy sessions was eight 90-minute sessions, and after the end of the training course, both experimental and control groups completed the research questionnaires again. After collecting data, multivariate and univariate analyses of variance were used to analyze data via SPSS software. Results: The results of the data analysis confirmed the effectiveness of this integrated approach on tolerance of ambiguity, alexithymia, and psychological hardiness (p≤ 0/001). Also, the results showed the effect of this integrated approach on the dimensions of alexithymia (difficulty in recognizing emotions, difficulty in describing feelings, and extrovert thinking) and the dimensions of psychological hardiness (commitment, control, and struggle). Conclusion: The findings of this study could lead to positive consequences of the integrated approach of meaning therapy and hope therapy in women with breast cancer 
۳۹۲۲.

A Jamesonian Reading of Joyce Carol Oates’ Selected Short Stories(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۶ تعداد دانلود : ۲۶۶
The purpose of this essay is to analyze the concept of culture in the collection of short stories entitled as Lovely,Deep, Dark and I Am No One You Know by Joyce Carol Oates through Fredric Jameson’s theory of postmodern culture.The portraits of women,men,and children show Oates's compassion for the human life in the modern society.According to Jameson,postmodern culture is the internal and superstructural expression of a whole new wave of American military and economic domination throughout the world: in this sense,as throughout class history, the underside of culture is blood, torture,death, and terror.Lovely,Deep,Dark and I Am No One You Know represent the spot of postmodern man’s struggle with his background and real culture.The stories are associated with an avant-garde movement in which nature is gone and this feature can be seen in all collections of the stories.They create a deconstructed condition in which there is no direct relation between social beings.The setting of the stories reminds the postmodern society which is the metaphor for the current American society with a revolutionized culture.The place that the authors have created in the stories is devoid of natural life and happiness.It is a fabricated place in which the people are programmed like robots.Throughout the stories,the authors represent technological pessimism which refers to the sense of disappointment,anxiety,and menace in subjects due to technological issues.The researcher contributes to identify the main cause of Oates’s attack to her characters in these collections.The main purpose of research paper finds the cause of Oates’s message in postmodern world
۳۹۲۳.

ساخت ابزار سنجش شخصیت مبتنی بر پرسشنامه های شخصیتی موجود: بر اساس داده های بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۶۶
زمینه: سنجش سازه های روانی از ابتدا تحت دو عنوان یکی سنجش شخصیت و دیگری سنجش استعداد، تقسیم بندی می شدند. سنجش شخصیت نه تنها در شناخت انسان مؤثر است بلکه یک موضوع بنیادین روان سنجی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف ساخت ابزار سنجش شخصیت مبتنی بر پرسشنامه های شخصیتی موجود: براساس داده های بزرگ انجام شده است. روش: پژوهشگران تکنیک تحلیل تناظر را در داده های بدست آمده از ۳۲ پرسشنامه شخصیتی روی گروه های مختلف تحت وب اجرا کردند. ۸۲۹۸۸0 نفر به صورت داوطلبانه به ۱۷۶۶ سؤال پاسخ دادند. افراد نمونه زنان و مردانی بودند که توانایی پاسخ به یک پرسشنامه تحت وب را داشتند. متغیر سن و جنسیت به عنوان متغیر های لنگر در نظر گرفته شد. برای تعیین عضویت هر سؤال به بعد، شاخص cos2 ملاک انتخاب بود. تمام تحلیل ها با نرم افزار R انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که پرسشنامه های شخصیتی دارای دو بعد غالب می باشند، بعد اول 60/5 درصد واریانس اینرسی کل و بعد دوم 13/7 درصد واریانس اینرسی کل را تبیین می کنند (0/001 >p). بعد اول "ارتباط با انسان ها و اشیاء" و بعد دوم"نادیده گرفتن و اجتنابی عمل کردن" نام گذاری شد. نتیجه گیری: همسو با پژوهش های گذشته برای سؤالات شخصیتی دو بعد غالب ارزیابی شد و الگوریتمی از سؤالات شخصیتی بدست آمد که می تواند برای مشاوره های پیش ازدواج، بالینی شغلی، متولیان آموزش و پرورش و پژوهشگاه های علوم انسانی کاربرد داشته باشد. بسیاری از مکاتب روانشناسی شخصیت را دارای دو بعد می دانند.
۳۹۲۴.

الگوی ساختاری ابعاد سرشت و منش و سه گانه تاریک شخصیت با گرایش به رفتارهای مجرمانه در نوجوانان: نقش میانجی خودکنترلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۲۲
زمینه و هدف: تلاشهای زیادی بر اساس متغیرهای روانشناختی، جامعهشناسی و فرهنگی برای تعیین ماهیت جرم و جنایت صورت گرفته است. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که آیا صفات تاریک شخصیت و ابعاد سرشت و منش از طریق خودکنترلی بر رفتارهای مجرمانه تأثیر دارند. مواد روشها: روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان 13 تا 17 سال شهرستان خرمآباد در سال 1402 بودند. نمونه پژوهش 350 نفر از نوجوانان بودند که به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و به پرسشنامههای سهگانه تاریک شخصیت (پائلوس و جونز، 2011)، فرم کوتاه پرسشنامه سرشت و منش آدان و همکاران (2009)، خودکنترلی تانجی و همکاران (2004) و رفتارهای مجرمانه نوجوانان پیچرو (2019) پاسخ دادند. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از الگویابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار AMOS 24 و SPSS 26 استفاده شد. یافتهها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که بین سهگانه تاریک شخصیت با رفتارهای مجرمان نوجوانان رابطه مثبت و معنیداری وجود داشت (001/0≥P). همچنین نتایج نشان داد که بین نوجویی و آسیب پرهیزی با رفتارهای مجرمانه رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد(001/0≥P)؛ بین پاداش وابستگی، پشتکار، خود راهبری، همکاری و خود فراروی با رفتارهای مجرمانه رابطه منفی و معنیداری وجود دارد(001/0≥P). نتایج مدل یابی معادله ساختاری نشان داد که 30 درصد از واریانس خودکنترلی توسط صفات تاریک شخصیت و ابعاد سرشت و منش تبیین میشود. در نهایت 43 درصد از واریانس رفتارهای مجرمانه توسط صفات تاریک شخصیت، ابعاد سرشت و منش و خودکنترلی تبیین میشود. نتیجهگیری: با توجه به نتایج میتوان نتیجه گرفت که صفات تاریک شخصیت و ابعاد سرشت و منش بهطور غیرمستقیم از طریق مهارتهای خودکنترلی ضعیف بر رفتارهای مجرمان نوجوانان تأثیر دارند. لذا پیشنهاد میشود برنامههای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بر روی مهارتهای خویشتنداری و خودکنترلی متمرکز باشند.
۳۹۲۵.

پیش بینی آسیب پذیری روانشناختی دانشجویان بر اساس صفات تاریک شخصیت و اعتیاد به فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۸۱
هدف از اجرای پژوهش حاضر پیش بینی آسیب پذیری روانشناختی بر اساس صفات تاریک شخصیت و اعتیاد به فضای مجازی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شبستر در سال تحصیلی 02-1401 بود. به همین منظور، از بین جامعه مورد نظر 322 دانشجو با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند و پرسشنامه های آسیب پذیری روانشناختی (نجاریان و داودی، 1380)، مدل صفات چهارگانه تاریک شخصیت (یوسفی و ایمانزاد، 1397) و اعتیاد به فضای مجازی (یانگ، 1998) در مورد آنان اجرا شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون (همزمان) مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین صفات تاریک شخصیت و اعتیاد به فضای مجازی با آسیب پذیری روانشناختی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0˂P). در ضمن مشخص شد که صفات جامعه ستیزی و دیگر آزاری و اعتیاد به فضای مجازی می توانند آسیب پذیری روانشناختی دانشجویان را پیش بینی کنند (01/0˂P). بنابراین نتیجه گرفته می شود که اعتیاد به فضای مجازی، صفات جامعه ستیزی و دیگر آزاری توان پیش بینی آسیب پذیری روانشناختی دانشجویان را دارند. یافته ها نشان داد که بین صفات تاریک شخصیت و اعتیاد به فضای مجازی با آسیب پذیری روانشناختی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0˂P). در ضمن مشخص شد که صفات جامعه ستیزی و دیگر آزاری و اعتیاد به فضای مجازی می توانند آسیب پذیری روانشناختی دانشجویان را پیش بینی کنند (01/0˂P).
۳۹۲۶.

مؤلفه های انگیزش جهادی در منابع اسلامی با تأکید بر اندیشه های مقام معظم رهبری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۶۱
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به مؤلفه های انگیزش جهادی در منابع اسلامی صورت گرفته است. روش به کار رفته در این پژوهش، "تحلیل کیفی محتوای متون دینی" بود که برای فهم و استنباط آموزه های روان شناختی از منابع اسلامی کاربرد دارد (شجاعی، ۱۳۹۹). بدین منظور ابتدا آیات و روایات مرتبط با بحث انگیزش جهادی با استفاده از کلیدواژه های "جهاد و مجاهدت" استخراج شد و سپس با استفاده از بیانات مقام معظم رهبری مرتبط با انگیزش جهادی(شامل کلیدواژه های "کار جهادی"، "روحیه جهادی"، "مدیریت جهادی"، "مجاهدت" و جهاد) ۱۵ مؤلفه انگیزشی برای انگیزش جهادی شناسایی شد که شامل "ایمان پایدار"، "اخلاص"، "ولایت مداری"، "غیرت دینی"، "آمادگی برای فداکاری"، "توکل"، "خودباوری"، "نظم و انضباط"، "پایداری"، "خطرپذیری"، "خلاقیت"، "امیدواری" "درک چالش خصمانه" و "عقلانیت و تدبیر" است. در مرحله بعد با استفاده از نظرات کارشناسان، این مؤلفه ها در قالب سه عامل شناختی(بصیرت)، گرایشی(تولی-تبری) و شخصیتی(بلندهمتی) جمع بندی شدند. بر اساس این پژوهش می توان انگیزش جهادی را نوع خاصی از انگیزش درونی دانست که معطوف به اهداف خاص و همراه با پشتوانه گرایشی الهی است.
۳۹۲۷.

A Qualitative Study of Sexual Separation in Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۴۰
Objective: Proper sexual functioning is among the factors affecting marital satisfaction. A satisfactory sexual relationship plays a crucial role in individuals' sexual satisfaction, increased life satisfaction, and, consequently, family stability. The aim of this study was to explore the lived experiences of women dealing with sexual separation. Methods: To this end, a qualitative research approach was employed using a descriptive phenomenological method. Data were collected through semi-structured interviews with thirteen married women who reported having experienced sexual separation for more than a year and were living with their husbands at the time of the interview. Data analysis was conducted using Colaizzi's method. Findings: Ultimately, two main themes emerged: the nature of sexual separation and the reasons for sexual separation. The nature of sexual separation was divided into two sub-themes: lackluster relationship and wrong path. The reasons for sexual separation were coded into six sub-themes: personal injuries, emotional divorce, emotional wounds, beyond tolerance, unilateral pleasures, and backgrounds. Conclusion: According to the research findings, it can be inferred that sexual separation has different culturally dependent meanings. However, what stands out more prominently in the categories derived from this study is the reduction in frequency and duration of sexual relations and the lack of sexual desire and enthusiasm towards the spouse. Additionally, the factors causing sexual separation are an intertwined set of various reasons, with the most influential being emotional wounds and emotional divorce. The findings of this study indicate that some cases of sexual separation lead to sexual divorce.
۳۹۲۸.

مقایسه اثربخشی آموزش آرام سازی و آموزش آگاهی و ابراز هیجانی بر پذیرش بیماری و خودنظمجویی هیجانی در بیماران مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۶۰
زمینه: مرور مطالعات پیشین نشان داده است که عوامل روانشناختی از جمله پذیرش بیماری و خودنظم جویی هیجانی در تشدید نشانگان روده تحریک پذیر و پیامدهای درمانی آن تأثیر بسزایی دارند. از جمله روش های مؤثر بر افزایش پذیرش بیماری و بهبود خودنظمجویی هیجانی می توان به روش آموزش آرام سازی و آموزش آگاهی و ابراز هیجانی اشاره کرد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش آرام سازی و آموزش آگاهی و ابراز هیجانی بر پذیرش بیماری و خودنظم جویی هیجانی در بیماران مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر مراجعه کننده به مطب های پزشکان فوق تخصص گوارش در شمال غرب تهران از سال 1400 تا تیرماه سال 1401 بود که تشخیص نشانگان روده تحریک پذیر را دریافت کرده بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 60 بیمار مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر انتخاب شد و سپس به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه های پذیرش بیماری مزمن (بیجام و همکاران، 2015) و خود نظم جویی هیجانی (سبک های عاطفی) (هافمن و کاشدان، 2010) بود. هم چنین برای گروه آزمایش اول، آموزش آرام سازی و برای گروه آزمایش دوم، آموزش آگاهی و ابراز هیجانی در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت مجازی برگزار شد. جهت تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد در مقایسه با آموزش آرام سازی، آموزش آگاهی و ابراز هیجانی به میزان بیشتری پذیرش بیماری را در مبتلایان به نشانگان روده تحریک پذیر افزایش می دهد. تفاوت اثر آرام سازی و آگاهی و ابراز هیجانی بر مؤلفه های تعهد به انجام کار (004/0 =P) و تمایل و رغبت به تحمل بیماری (034/0 =P) و به تبع آن بر نمره کل پذیرش بیماری (001/0 =P) معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد آموزش آرام سازی روش مؤثری برای بهبود خودنظم جویی هیجانی در مبتلایان به نشانگان روده تحریک پذیر نیست ولی تفاوت اثر آرامسازی و آموزش آگاهی و ابراز هیجانی بر عوامل سازگاری (011/0 =P)، پنهان کاری (001/0 =P) و تحمل (008/0 =P) معنادار است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر به نظر می رسد، آموزش آگاهی و ابراز هیجانی در مقایسه با آموزش آرام سازی روش مؤثرتری برای افزایش پذیرش بیماری و بهبود خودنظم جویی هیجانی در مبتلایان به نشانگان روده تحریک پذیر است.
۳۹۲۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودنهان سازی نوجوانان دارای سابقه خودجرحی بستری در بخش روانپزشکی بیمارستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۹۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودنهان سازی نوجوانان دارای سابقه خودجرحی بستری در بخش روانپزشکی بیمارستان انجام شد. روش پژوهشی مورد منفرد (A-B-A) همراه با خط پایه چندگانه و دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش نوجوانان 14 تا 19 سال بستری در بخش روان پزشکی بیمارستان بقیه الله اعظم شهر تهران در سال 1401-1400 بودند. از جامعه آماری 4 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه خودنهان سازی (SCS, 1990) و سیاهه رفتارهای خودآسیب رسان (ISAS, 2009) استفاده شد. پس از طی خط پایه چندگانه برای هر نوجوان، برنامه مداخله ای به صورت انفرادی در 8 جلسه 90 دقیقه ای ارائه شد. داده ها به روش تحلیل پایا و به کمک رسم نمودار تحلیل شدند. نتایج نشان داد پس از دریافت آموزش نمرات شرکت کنندگان در خودنهان سازی و خودجرحی برای هر شرکت کننده کاهش یافته است. بر اساس نتایج، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش خودنهان سازی و خودجرحی نوجوانان بستری در بیمارستان اثربخش است.
۳۹۳۰.

تأثیر روش ویم هاف بر اضطراب حالتی، صفتی و رقابتی ورزشکاران رشته تیراندازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۰۳
استفاده از تکنیک های مختلف و عوامل روان شناختی نقش مهمی در دست یابی به سطح اضطراب بهتر در ورزشکاران دارد. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی روش ویم هاف بر روی اضطراب ورزشکاران رشته تیراندازی است. این پژوهش با ماهیتی نیمه تجربی و کاربردی دارای دو مرحله پیش آزمون- پس آزمون و دو گروه کنترل و آزمایش بود. جامعه آماری این پژوهش، ورزشکاران حاضر در اردوهای تیم ملی تیراندازی تپانچه در سال 1401 در بازه سنی 18 تا 35 سال است. از پرسشنامه اضطراب صفتی، حالتی رقابتی اسپیلبرگر برای سنجش سطح اضطراب استفاده شد. و بر روی گروه آزمایش 16 جلسه پروتکل ویم هاف اجرا شد. سطح اضطراب بالاتر از میانگین قرار دارد (05/0<0). میزان تأثیر یا تفاوت روش ویم هاف بر سطح اضطراب در گروه آزمایش برابر با 890/0 است. به عبارتی 89 درصد تفاوت های فردی در نمرات اضطراب گروه آزمایش مربوط به تأثیر روش ویم هاف است. همچنین در اضطراب صفت و اضطراب رقابتی زنان میزان اضطراب بیشتری را تجربه می کنند (05/0<0). نتایج نشان داد ورزشکاران تیراندازی میزان اضطراب بالاتر از میانگین را تجربه می کنند. روش ویم هاف توانسته که میزان اضطراب رقابتی ورزشکاران تیراندازی را کاهش دهد. با توجه با نتایج این پژوهش روش ویم هاف به عنوان یک تمرین منظم جهت کاهش اضطراب توصیه می شود.
۳۹۳۱.

Meta-analysis of the effective factors of bullying in the workplace

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۲۲۲
One of the important challenges of organizational behavior is bullying in the workplace. The aim of the present study is to describe, analyze, and combine the analyses presented in the field of variables related to bullying in the workplace, and the meta-analysis method was used. The statistical population of this study included all scientific research articles and thesis available on the IranDoc website in Iran from 2011 to 2014. Among the studies conducted, 16 studies were selected for review based on the inclusion criteria. The data from these 16 studies were statistically analyzed based on the Pearson r correlation coefficient and the t-statistic for the Hedges' g fixed and random effects model. All statistical analyses were performed using CMA2 software. The findings showed that the average overall and combined effect size for the fixed effects model was 0.07 g=0.05, which was significant (P<0.05) and for the random effects model was 0.10 g=0.05, which was not significant (P<0.05). Therefore, the average effect size of the factors cannot be interpreted. Among the 48 factors identified, the discriminant effect size of 45 factors was significant. The factors that have the greatest impact on workplace bullying (P<0.05) include authoritative leadership (g=-1.28), demand balance (g=-1.01), fairness (g=1.01), excessive self-interest (g=1.44), contextual factors (g=1.56), jealousy (g=1.35), moral climate (g=-1.96), and moral leadership (g=-1.13).
۳۹۳۲.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر رفتارهای قلدری و عدم درگیری اخلاقی در نوجوانان: یک مطالعه تصادفی کنترل شده با پیگیری دو ماهه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۶۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر رفتارهای قلدری و عدم درگیری اخلاقی در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر 13 تا 17 ساله مدارس متوسطه دوم شهر تبریز طی بهمن ماه 1401 تا اردیبهشت 1402 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 40 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و بصورت تصادفی در یک گروه آزمایش (20 نفر) که به مدت 8 جلسه مداخله ذهن آگاهی را دریافت کردند و یک گروه کنترل (20 نفر) که مداخله ای دریافت نکردند، جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری شامل مقیاس قلدری ایلی نویز (IBS، اسپلاگ و هولت، 2001) و مقیاس مکانیسم های عدم درگیری اخلاقی (MMDS، بندورا و همکاران، 1996) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که پس از مداخله سطح رفتارهای قلدری (01/0p<) و عدم درگیری اخلاقی (01/0p<) در گروه آزمایش به طور معنی داری کاهش یافت، و این کاهش میانگین نمرات در پیگیری دو ماهه نیز تداوم داشته است. با توجه به این یافته ها می توان مطرح کرد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بطور معناداری رفتارهای قلدری و عدم درگیری اخلاقی را کاهش می دهد و یک گزینه نویدبخش برای بهبود عملکرد روانشناختی نوجوانان است.
۳۹۳۳.

اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدا بیزاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۷۱
صدابیزاری نوعی اختلال عصبی-رفتاری است که باعث واکنش های فیزیکی و احساسی شدید نسبت به صداهای خاص می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدابیزاری انجام شد. طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه کنترل نابرابر بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر سنین 12 تا 18 ساله مبتلا به صدا بیزاری شهر اردبیل در سال 1403 بودند که از میان آنان، 30 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند گزینش و به شیوه تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری را دریافت کرد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه، در سه مرحله قبل از اجرای مداخله، پس از پایان مداخله و در مرحله پیگیری به پرسشنامه صدابیزاری (وو و همکاران، 2014)، پرسشنامه انزوای اجتماعی (چلپی و امیرکافی ، 1383) و پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ریس و پترسون، 1985) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که درمان شناختی-رفتاری موجب کاهش انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی در مراحل پس آزمون و پیگیری گروه آزمایش تاثیر معنی دار داشته است (01/0>p). نتیجه این مطالعه نشان داد که درمان شناختی-رفتای موجب بهبود انزوای اجتماعی و کاهش حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدا-بیزاری شده است. روانشناسان و روانپزشکان می توانند برای بهبود انزوای اجتماعی و حساسیت اضطرابی نوجوانان دختر مبتلا به صدابیزاری از این مداخله استفاده نمایند.
۳۹۳۴.

اثربخشی آموزش گروهی رفتار درمانی دیالکتیک بر استرس ادراک شده و تنظیم هیجان معلمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۵۸
هدف از این تحقیق بررسی اثربخشی آموزش گروهی رفتار درمانی دیالکتیک بر استرس ادراک شده و تنظیم هیجان معلمان شهر ارومیه بود. روش این تحقیق، نیمه آزمایشی، با پیش-آزمون، پس-آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر را کلیه معلمان شهر ارومیه تشکیل می داد که از این میان 30 نفر به روش هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایشی و کنترل به طور تصادفی جایگزین شد. گروه آزمایشی تحت 8 جلسه آموزش گروهی رفتاردرمانی دیالکتیک قرار گرفت. ابزارهای تحقیق عبارت بودند از پرسشنامه هیجانات (واتسن و همکاران، 1988) و مقیاس استرس ادراک شده (کوهن، 1983). داده ها به کمک نرم افزار SPSS و به روش تحلیل کووواریانس چندمتغیره (مانکووا) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن بود که رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با گروه کنترل بر کاهش استرس ادراک شده و نیز افزایش تنظیم هیجان تاثیر دارد. لذا، این روش مداخله می تواند به منظور کاهش سطح استرس معلمان و بهبود تنظیم هیجان معلمان مورد استفاده قرار گیرد.
۳۹۳۵.

Development and Effectiveness of a Family Mediation Intervention Model on Self-Esteem, Negative Mood, and Social Anxiety in Children of Divorce(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۶۵
Objective: The present study aimed to develop and evaluate the effectiveness of a family mediation intervention model on self-esteem, negative mood, and social anxiety in children of divorce. Methods: The method of this study was quasi-experimental, employing a pre-test and post-test design. The statistical population consisted of all children of divorced parents in Alborz Province, who had legal cases filed in the judiciary of this province. The research sample included 30 children, randomly assigned to two experimental groups (15 in each group), selected through convenience sampling. The children completed the Spence Children’s Anxiety Scale (SCAS) and the Maria Kovacs Children’s Depression Inventory (CDI). Findings: The results of multivariate covariance analysis (Wilks' Lambda = 0.45, F = 9.46, P < 0.001) indicated that the family mediation intervention model, based on co-parenting, was effective in reducing negative mood (F = 7.03, P < 0.01), negative self-esteem (F = 15.87, P < 0.01), and social anxiety (F = 7.07, P < 0.01). Conclusion: Based on the results of the present study, the family mediation training program, grounded in co-parenting, can be considered a useful educational method alongside other support programs for children of divorce.
۳۹۳۶.

نقش خودپنداره و بهزیستی مدرسه در میزان خشم دانش آموزان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۳۰
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی خشم پسران نوجوان بر اساس خودپنداره و بهزیستی مدرسه انجام شد. روش: حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران حدود 170 نفر بود که در نیم سال نخست تحصیلی 1402-1401 انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، بهزیستی مدرسه کاپلان و ماهر (1999)، مقیاس خودپنداره کودکان پیرز-هریس (1969) و سیاهه 2 خشم صفت-حالت اسپیلبرگر (1999) بود. بعد از کنار گذاشتن پرسشنامه های ناقص، برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون با کمک نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد.  یافته ها: نتایج نشان داد که بین متغیرهای پیش بین (خودپنداره و بهزیستی مدرسه) با متغیر ملاک (میزان خشم) این پژوهش در پسران نوجوان همبستگی معناداری وجود دارد (05/0>P). در مدل پیش بینی حالت خشم، علاقمندی به مدرسه (001/0>P، 42/0-=β)، خودکارآمدی ادراک شده تحصیلی (022/0>P، 20/0-=β) و خودپنداره (007/0>P، 22/0-=β) قادر به تبیین 29 درصد واریانس میزان خشم هستند (29/0=R2). در مدل پیش بینی صفت خشم، علاقمندی به مدرسه (029/0>P، 20/0-=β)، خودکارآمدی ادراک شده تحصیلی (048/0>P، 18/0-=β) و خودپنداره (001/0>P، 33/0-=β) 17 درصد واریانس میزان خشم را پیش بینی می کنند (29/0=R2). در نهایت در مدل پیش بینی شاخص بیان خشم، علاقمندی به مدرسه (002/0>P، 26/0-=β) و خودپنداره (001/0>P، 25/0-=β) قادر به تبیین 31درصد از واریانس متغیر ملاک (میزان خشم) هستند (31/0=R2). نتیجه گیری: ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎی اﯾﻦ پژوﻫﺶ در ﻫمگرایی ﺑ ﺎ ﯾﺎﻓﺘ ﻪﻫ ﺎی پیشین ﻧﺸﺎن داد، خودپنداره و بهزیستی مدرسه در پیش بینی خشم حالت-صفت پسران نوجوان، ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ.
۳۹۳۷.

Investigating the association between burnout components and self-concept components among educational supervisors

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۷ تعداد دانلود : ۲۳۰
The aim of the present study was to investigate the relationship between burnout and self-concept among educational supervisors. The sample of the present study consisted of 92 educational supervisors in Zahedan city who were selected using simple random sampling and participated in the study. Burnout and self-concept scales were used to collect data. Pearson correlation coefficient test was used to analyze the data. The results showed that emotional exhaustion had a negative and significant relationship with health and gender appropriateness, self-confidence, self-acceptance, beliefs and guilt, but emotional exhaustion had a positive and significant relationship with feelings of shame and guilt. However, emotional exhaustion had no significant relationship with abilities, self-worth, present, future and past, beliefs and guilt, sociability and emotionality. The results showed that depersonalization had a negative and significant relationship with physical health and gender appropriateness, self-acceptance, beliefs and guilt, but a positive and significant relationship was observed between depersonalization and feelings of shame and guilt. Depersonalization was not related to abilities, self-confidence, self-worth, present, future and past, self-esteem, and emotionality. The results showed that there was a positive and significant relationship between personal functioning and self-esteem. However, personal functioning had no significant relationship with the other subscales of self-concept.
۳۹۳۸.

رابطه سبک های فرزندپروری با خلاقیت: نقش واسطه ای کارکردهای اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۲۶۱
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های فرزندپروری و خلاقیت با تاکید بر نقش میانجی کارکردهای اجرایی در بین دانشجویان بود. این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی دانشجویان دانشگاه الزهرا (س) در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از این جامعه تعداد 245 دانشجو به روش در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند، آزمون سنجش خلاقیت عابدی و پرسشنامه توانایی های شناختی نجاتی استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که بین سبک های فرزندپروری با خلاقیت و کارکردهای اجرایی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین مدل نقش واسطه ای کارکردهای اجرایی، در رابطه بین سبک های فرزندپروری با خلاقیت از برازش خوبی برخوردار بود. در نتیجه میتوان گفت که متغیر کارکردهای اجرایی نقش واسطه ای معناداری در رابطه بین سبک های فرزندپروری و خلاقیت دارد. بنابراین لازم است که با آگاهی بخشی به والدین در مورد انواع سبک های فرزندپروری به تقویت خلاقیت کودکان از طریق کارکردهای اجرایی آن ها کمک کرد.
۳۹۳۹.

شناسایی مؤلفه های برنامه آموزش ذهن شفقت گرای نوجوان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۴۸
به منظور ارائه مداخله های مبتنی بر فرهنگ، شناسایی عوامل زیربنایی در آنها ضرورت دارد. هدف از این پژوهش، شناسایی مؤلفه های زیربنایی نیاز به شفقت ورزی در نوجوانان ایرانی بود. پژوهش از نوع کیفی و به روش تحلیل مضمون در مصاحبه ها و متون انجام شد. در بخش بررسی متون نمونه شامل حدوداً ۱۵۰ مقاله و ۲۵ پایان نامه داخلی و خارجی و ۵ کتاب مرتبط با حوزه شفقت ورزی و روانشناسی مثبت از بین تمامی منابع مرتبط و سایت های معتبر بود. در بخش مصاحبه این سؤال مطرح شد که عوامل اثرگذار بر شفقت ورزی در نوجوانان ایرانی چیست. نمونه از بین متخصصان روانشناسی مثبت با روش هدفمند، انتخاب و پس از مصاحبه با ۱۳ نفر اشباع حاصل شد. از بین ۶۱ مضمون پایه، ۹ مضمون با تکرار بالا شامل آموزش ویژگی های ذهن شفقت گرا، چالش های نوجوانی، خودآگاهی از استعدادها، ابراز احساسات در نوجوان، خودمراقبتی، کمال گرایی والدین، اصرار بر تعدد دستاوردهای تحصیلی، تأکید بر انتخاب رشته ای خاص، رسانه های اجتماعی به عنوان مؤلفه های اثرگذار بر نیاز به شفقت ورزی در نوجوان ایرانی انتخاب شدند. همه مؤلفه ها در فرایند اعتبارسنجی و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوایی، تأیید شدند. ۷ مورد از ۹ مضمون که شامل خودآگاهی از استعدادها، ابراز احساسات در نوجوانی، خودمراقبتی، کمال گرایی والدین، اصرار بر دستاوردهای تحصیلی، تأکید بر انتخاب رشته ای خاص و رسانه های اجتماعی، مؤلفه هایی جدید برآمده از جامعه ایرانی بودند و دو مؤلفه آموزش ویژگی های ذهن مشفق و چالش های نوجوانی، در برنامه های قبلی نیز وجود داشتند و در این پژوهش نیز، متخصصان به آنها تأکید بیشتر داشتند؛ بنابراین، مؤلفه های مبتنی بر فرهنگ به دست آمده می توانند در تدوین مداخله ای آموزشی - روانی متناسب با نوجوان ایرانی کمک کننده باشند. 
۳۹۴۰.

Prediction of Bulimia Nervosa Based on Personality Traits with the Mediation of Emotional Intelligence in Nurses(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۸۱
Objective: The purpose of this study was to provide a structural equation modeling for the effect of personality traits on bulimia nervosa with the mediating role of emotional intelligence in nurses. Methods: This research was a descriptive-correlational study that employed structural equation modeling with partial least squares. The research population consisted of all nurses of medical sciences hospitals in Tabriz in 2022. The research sample was 335 people who were selected using stratified sampling. The research tools employed for this purpose were the shorter form of NEO-FFI (NEO Five-Factor Inventory; 1985), the Binge Eating Scale (BES; Gormally et al., 1982), and Schering's Emotional Intelligence Questionnaire (1996). Partial least squares structural equation modeling (PLS-SEM) and Smart PLS 3 plus SPSS 26 were used for data analysis.  Results: The results showed that in the proposed model, the five main personality traits, except the extroversion variable, have a significant direct and indirect effect on bulimia nervosa,  and another implication of this research is the significant direct effect of emotional intelligence on bulimia nervosa. Another finding was the significant direct effect of the main personality traits on emotional intelligence. Conclusion: The results suggest that interventions for bulimia nervosa should embed education on personality traits and emotional intelligence because, according to the findings, the lower the personality traits, such as neuroticism and higher emotional intelligence, the lower the probability of bulimia nervosa.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان