فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۰۸۱ تا ۳۰٬۱۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
" بررسی عوامل تاثیرگذار بر میزان شادکامی "(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی اثربخشی خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلال اضطراب جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف پژوهش حاضر، مطالعه اثر بخشی رویکرد خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلال اضطراب جدایی کودکان از طریق ایجاد تغییر در ساختار خانواده،کاهش تعارضات در روابط والدین و ارتقاء عملکرد خانواده های دارای کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی می باشد.
روش پژوهش، شبه تجربی بوده و با اجرای پیش آزمون و پس آزمون و ارائه مداخله و اندازه گیری مکرر انجام گرفت.40 خانواده حداقل دارای یک فرزند ،دارای اختلال اضطراب جدایی که به طور تصادفی در چهار گروه مساوی شامل دوگروه آزمایشی (خانواده های کم سواد و خانواده های باسواد) و دو گروه کنترل (خانواده های کم سواد و خانواده های باسواد) جایگزین شده و در این مطالعه شرکت کردند. اعضای خانواده های دو گروه آزمایشی، به مدت 9 جلسه در معرض مداخله درمانی با طرح درمانی یکسان (که بر اساس رویکرد خانواده درمانی ساختاری از پیش طراحی شده بود) قرار گرفتند. همچنین خانواده ها شش هفته پس از آخرین جلسه درمان در یک جلسه پیگیری نیز شرکت کردند. ابزار پژوهش مصاحبه تشخیصی بر اساس معیارهای DSMIV-TR (2000) و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (موسوی و دیگران، 2006) بود. در طول مدت مطالعه، گروه کنترل ،هیچ گونه درمانی دریافت نکرد.
نتایج حاصل از تحلیل عاملی و تکرار سنجش با استفاده از روش تعقیبی توکی نشان داد که اثر بخشی خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلال اضطراب جدایی و اضطراب کلی کودکان در سطح )001/0< p) معنا دار است و این در حالی است که علی رغم پیش بینی در میزان اثربخشی برنامه مداخله ای در میان خانواده های با سواد و کم سواد تفاوتی مشاهده نشد.
"
رابطه بین سطح سلامت خانواده اصلی و رضایت زناشویی زنان دبیر آموزش و پرورش شهرستان کرج
حوزههای تخصصی:
رابطه میان تمایزیافتگی خود و هوش هیجانی از متقاضیان طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه میان تمایزیافتگی خود و هوش هیجانی در افراد مراجعه کننده به مراکز قضایی و افراد مایل به ادامه زندگی مشترک در شهر تهران انجام گرفته است. نمونه مورد پژوهش شامل 61 نفر از مراجعه کنندگان به مراکز قضایی و 61 نفر از افراد مایل به ادامه زندگی مشترک که با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، می باشد. هر دو گروه به پرسشنامه تمایزیافتگی خود و هوش هیجانی پاسخ دادند. نتایج بدست آمده نشان می دهد که تفاوت معناداری میان گروه آزمایش و گواه در مورد هوش هیجانی و تمایزیافتگی خود (001/0P<) وجود دارد. افراد گروه گواه دارای هوش هیجانی و تمایزیافتگی بالاتری نسبت به افراد گروه آزمایش بودند. براساس تحلیل نتایج رگرسیون به شیوه گام به گام می توان مؤلفه جدایی عاطفی در متقاضیان طلاق (%13=R2) و متغیرهای واکنش هیجانی، جایگاه من و جدایی عاطفی در افراد عادی (%28=R2) را به عنوان متغیرهای پیش بین برای هوش هیجانی تلقی کرد.
نقش برون گرایی، روان آزردگی گرایی و خلق مثبت و منفی در پردازش اطلاعات هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر بر اساس فرضیه همگرایی با هیجان، نقش ابعاد شخصیتی برون گرایی و روان آزردگی گرایی در پردازش اطلاعات هیجانی و نقش تعدیل کننده خلق مثبت و منفی در ایجاد رابطه، بررسی شد. ابتدا 654 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه تربیت مدرس، نسخه تجدیدنظر شده پرسشنامه شخصیتی آیزنک (EPQ-R) را تکمیل نمودند؛ سپس بر اساس نمره های التهابی توزیع در دو بعد شخصیتی برون گرایی و روان آزردگی گرایی، 4 گروه برون گرا، درون گرا، روان آزرده و پایدار هیجانی (هر گروه 30 نفر)، انتخاب شدند. برای هر یک از آزمودنی ها در دو جلسه با فاصله دو تا چهار هفته، کاربندی آزمایشی اعمال گردید؛ یعنی در یک جلسه خلق مثبت و در جلسه دیگر، خلق منفی به آنها القا شد. پس از هر مرتبه القا خلق، آزمودنی ها سه تکلیف شناختی یادآوری آزاد، درجه بندی احتمال و تکمیل داستان را انجام دادند. با توجه به نتایج به دست آمده، افراد برون گرا، در موقعیت خلقی مثبت نسبت به موقعیت خلقی منفی، قضاوت و تفسیر مثبت تر، و افراد روان آزرده در در موقعیت خلقی منفی نسبت به موقعیت خلقی مثبت، قضاوت و تفسیر منفی تری داشتند؛ اما در تعداد واژه های مثبت و منفی یادآوری شده به وسیله افراد برون گرا و افراد روان آزرده، بین دو موقعیت خلقی مثبت و منفی تفاوت معناداری وجود نداشت. در مجموع نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که صفات شخصیتی برون گرایی و روان آزردگی به گونه همگرا با هیجان بر قضاوت و تفسیر اطلاعات هیجانی تاثیر می گذارند و نیز بر نقش تعدیل کننده حالت های خلقی در قضاوت و تفسیر افراد برون گرا و روان آزرده تاکید می ورزد.
ویژگی های خانواده ی متعادل
حوزههای تخصصی:
جهت نمای شخصیت
حوزههای تخصصی:
آغاز به کارگیری آزمون ساختار یافته عینی - بالینی روانپزشکی در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
تحول شناختی کودکان ناشنوا بر اساس نظریه ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه رشد نظریه ذهن در کودکان ناشنوا و بررسی تاثیر روش ارتباطی بر این رشد انجام شد. علاوه بر آن، تاثیر استفاده از ابزار کمتر کلامی بر عملکرد کودکان ناشنوا در تکالیف باور کاذب مورد بررسی قرار گرفت. روش: با ترتیب دادن یک طرح پژوهشی تحولی از نوع مقطعی و همچنین یک طرح پژوهشی علّی مقایسه ای و با انتخاب 200 کودک در سه گروه ناشنوای دارای والدین شنوا، ناشنوای دارای والدین ناشنوا و شنوا که 18-3 سال سن داشتند، به بررسی رشد نظریه ذهن پرداخته شد. از تکالیف باور کاذب رایج (کلامی) و تکلیف تغییر مکان (کمتر کلامی) برای ارزیابی توانایی آزمودنیها در نظریه ذهن استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان دادند که کودکان ناشنوای نسل اول؛ یعنی آنهایی که دارای والدین شنوا هستند، در مقایسه با کودکان شنوا تاخیر شدیدی در رسیدن به نظریه ذهن دارند، اما تاخیرکودکان ناشنوای نسل دوم؛ یعنی ناشنوایانی که دارای والدین ناشنوا هستند و زبان اشاره را به صورت طبیعی از والدین خود فرا گرفته اند، در رسیدن به نظریه ذهن از تاخیر کودکان ناشنوای دارای والدین شنوا به مراتب کمتر است. کودکان ناشنوای دارای والدین ناشنوا، بر خلاف کودکان ناشنوای دارای والدین شنوا، با افزایش سن تاخیر در نظریه ذهن را به صورت کامل جبران می کردند. سن میانگین رسیدن به نظریه ذهن در کودکان ناشنوای دارای والدین شنوا، کودکان ناشنوای دارای والدین ناشنوا و کودکان شنوا، به ترتیب 7;6, 11;0 و 4;6 (سال؛ ماه) بود. همچنین کمتر کلامی بودن تکلیف باور کاذب نیز تاثیر معنی داری بر پاسخهای کودکان، اعم از شنوا و ناشنوا نداشت. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد ناشنوایی، تاخیری جدی در رشد نظریه ذهن ایجاد می کند، عدم فراگیری زبان اشاره در سن طبیعی زبان آموزی، می تواند به وجود آورنده این نقص باشد. زبان اشاره با فراهم کردن امکان تعامل کودک با والدینش، شناخت وی را از حالات ذهنی و بازنمایی ذهنی که از پیش نیازهای نظریه سازی ذهنی هستند، امکان پذیر می سازد.
مدل ساختاری مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر: ارزیابی اثر مستقیم و غیرمستقیم عوامل فردی و اجتماعی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور ارزیابی مدل مفهومی مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر و ارایه یک مدل جامع برای پیش بینی و تبیین رفتار مصرف مواد طراحی شده بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 480 نوجوانان سال اول متوسطه بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای- تصادفی انتخاب شده بودند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه عوامل خطرساز و حفاظت کننده مصرف مواد و پرسشنامه بررسی وضعیت مصرف مواد گردآوری شدند. از روش تحلیل عاملی تاییدی (CFA) و مدل معادلات ساختاری (SEM) بر پایه نرم افزار لیزرل برای ارزیابی مدل ساختاری استفاده شد. بر اساس نتایج مدل معادلات ساختاری عوامل اجتماعی/ بوم شناختی نظیر پیوند با مدرسه و خانواده و بی نظمی اجتماعی قوی ترین پیش بینی کننده مصرف الکل، سیگار و سایر مواد در نوجوانان هستند که به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق توانمندی های فردی و اجتماعی مصرف مواد را پیش بینی می کنند. همچنین نتیجه پژوهش حاضر نشان داد که خود پنداره که تحت تاثیر پیوند عاطفی نوجوانان با خانواده و مدرسه است، به طور مستقیم با مصرف مواد رابطه ندارد، بلکه به طور غیر مستقیم از طریق مهارتهای خود- کنترلی و توانمندی های اجتماعی بر مصرف مواد تاثیر می گذارد. مدل ارزیابی شده از شاخص های برازندگی خوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت درک عوامل روانی- اجتماعی مرتبط با مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر و روش های پیشگیری از این پدیده است.
بررسی تحلیل سبک تربیت جنسی خانواده های شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی سبک تربیت جنسی خانواده های شهر تهران بر اساس الگوی کرکلر پرداخته است. روش پژوهش توصیفی و جامعه آماری نیز، شامل کلیه خانواده های شهر تهران در سال 1384 بوده اند. به منظور نمونه گیری، پس از برآورد آماری نمونه، تعداد 850 خانواده از شهر تهران با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای و طبقه ای تصادفی انتخاب شده اند. ابزار اندازه گیری، پرسش نامه 48 سوالی محقق ساخته بر اساس الگوی کرکلر (2000) بوده است. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آزمون های آماری استنباطی چون؛ «t تک متغیره»، «F تحلیل واریانس چند متغیره» و آزمون تطبیقی توکی استفاده شده است.
نتایج بیانگر آن است که؛ 1- میانگین میزان توجه خانواده های شهر تهران به حیطه آگاهی های جنسی در تربیت جنسی فرزندان، پایین تر از سطح متوسط بوده به علاوه «t تک متغیره» در خصوص میزان مذکور در سطح =0.05 و در حد بالاتر از متوسط معنادار نبوده است. 2- میانگین میزان توجه خانواده های شهر تهران به حیطه اخلاق جنسی در تربیت جنسی فرزندان، پایین تر از سطح متوسط بوده به علاوه «t تک متغیره» در خصوص میزان مذکور در سطح =0.05 و در حد بالاتر از متوسط معنادار نبوده است. 3- میانگین میزان توجه خانواده های شهر تهران به حیطه آینده جنسی در تربیت جنسی فرزندان پایین تراز سطح متوسط بوده به علاوه «t تک متغیره» در خصوص میزان مذکور در سطح =0.05 و در حد بالاتر از متوسط معنادار نبوده است. 4- «F» محاسبه شده در سطح P0.05 مبین وجود تفاوت معنادار در توجه خانواده ها به حیطه های تربیت جنسی بوده به طوری که بالاترین میانگین میزان توجه در حیطه آینده جنسی و کمترین میزان در حیطه آگاهی های جنسی بوده است. 5- «F» محاسبه شده در سطح P0.05 مبین وجود تفاوت معنادار بین میزان توجه خانواده های شهر تهران به سه حیطه تربیت جنسی بر اساس برخی متغیرهای تعدیل کننده چون؛ سطح تحصیلات، سن، شغل و سطح درآمد خانواده بوده و آزمون توکی تفاوت بین گروه های مذکور را دقیق تر نشان داده است.
عوامل تسهیل گر و بازدارنده مراقبت خانوادگی از سالمندان آسیب پذیر در منزل: تجربه زنان مراقب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
بررسی شیوع نشانه های افسردگی کودکان دبستانی 9 تا 11 ساله در تهران و رابطه آن با عملکرد خانواده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
چگونگی ایجاد امید و نشاط و جلوگیری از یاس و انزوای بازنشستگان
حوزههای تخصصی: