مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
عوامل تسهیل گر
حوزههای تخصصی:
اولویت بندی عوامل تسهیل گر در راه اندازی کسب وکارهای کوچک و متوسط با استفاده از روش مقدار ترکیبی قضاوت ها در محیط فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل تسهیل گر در راه اندازی کسب وکار، ضمن تقویت احتمال راه اندازی کسب وکار، بر موفقیت کارآفرین در راه اندازی کسب وکار اثرگذارده و دستیابی به نتایج مثبت را نیز برای وی سرعت میدهد. در یک دسته بندی جامع، این عوامل به دو مجموعهی شرایط چارچوب کارآفرینانه و شرایط کارآفرین تقسیم بندی میشوند. براساس الگوی مفهومی دیده بان جهانی کارآفرینی، شرایط چارچوب کارآفرینانه عواملی هستند که به ایجاد کسب وکارهای جدید کمک میکنند. از طرفی، شرایط کارآفرین مشتمل بر عواملی است که مختص کارآفرین بوده و مانند اهرم های محرک، انگیزه و توان مندی لازم را در راه اندازی موفقیت آمیز کسب وکار برای وی فراهم میکند. در این مقاله، عوامل یادشده به همراه عوامل زیرمجموعهی آن ها به تفصیل بررسی شده و آن گاه با استفاده از روش مقدار ترکیبی قضاوت ها در محیط فازی اولویت بندی میشوند. این تحقیق با توجه به هدف، از نوع پژوهش های کاربردی و بر مبنای طرح، از نوع پژوهش های توصیفی- پیمایشی است. هم چنین جامعهی تحقیق، کارآفرینان و مؤسسان کسب وکارهای کوچک و متوسط واقع در شهرک صنعتی استان سیستان و بلوچستان است. نتایج تحلیل های انجام شده بر روی نظریه های نمونه ای به حجم 20 نفر از کارآفرینان، ضمن اولویت بندی عوامل در هر مجموعه، به طور کلی، نشان دهندهی ارجحیت شرایط چارچوب کارآفرینانه بر شرایط کارآفرین است.
فرایند پذیرش نقش در میان پرستاران زن بیمارستان: مورد پژوهش بیمارستان امام خمینی(ره) خلخال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانشجویان پرستاری بعد از دانش آموختگی و در حین پذیرش نقش حرفه ای خود، به محیطی وارد می شوند که از شرایط و ارزش های به نسبت متفاوتی نسبت به محیط دانشجویی برخوردار است و احساس می کنند فاصله زیادی در این خصوص وجود دارد. این مسائل سبب می شود که پرستار تازه کار، در نتیجه تعارضات موجود بین انتظارات و واقعیت های محیط کار، نتواند به شکل مناسبی خود را با شرایط مذکور سازگار نماید. این پژوهش به منظور تبیین فرایند پذیرش نقش پرستاری و عوامل تسهیل گر و ممانعت کننده از پذیرش آن از دیدگاه پرستاران انجام شده است. این پژوهش با روش کیفی و با استفاده از روش گراندد تئوری با رویکرد تجارب زیسته و دیدگاه های 15 پرستار به وسیله مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته مورد بررسی قرار داده است. داده ها به طور همزمان از طریق مقایسه مداوم با روش اشتراوس و کوربین مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. در این پژوهش، برای کسب اعتبار، از روش های مرور و کنترل و بازبینی مشارکت کنندگان (داده های به دست آمده از مشارکت کنندگان به آنان بازگردانده و صحت کدهای استخراجی، مورد بازنگری قرار گرفت) و برای قابلیت اعتماد داده ها از حسابرسی پژوهش (از نظرات تکمیلی همکاران برای تطبیق و اطمینان از هم خوانی مراحل مختلف کدگذاری، مفهوم سازی، استخراج مقولات و طبقات با اظهارات شرکت کنندگان) استفاده شد. تحلیل یافته ها نشان داد پذیرش نقش پرستاری فرایندی پیچیده است که با 4 ویژگی و مرحله انگیزش، انسداد، بازاندیشی و اصلاح نقش و سازگاری مشخص می شود. همچنین تحلیل یافته ها، پنج درون مایه؛ عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل شغلی و سازمانی را به عنوان عوامل بازدارنده و هفت درون مایه؛ عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل شغلی، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل معنوی و سازمانی را به عنوان عوامل تسهیل گر پذیرش نقش پرستاری روشن ساخت.
بررسی عوامل تسهیلگر در پیاده سازی مدیریت دانش با توجه به نقش متغیر میانجی ساختار سازمانی (نمونه پژوهی: کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش عوامل تسهیلگر در پیاده سازی مدیریت دانش با توجه به نقش متغیر میانجی ساختار سازمانی در کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه بررسی شد و بر مبنای آن مدل ساختاری برآورد شده ارائه گردید. روش شناسی: روش پژوهش بر اساس هدف پژوهش از نوع کاربردی است. براساس نحوه گردآوری داده ها روش پژوهش پیمایشی از نوع طرح های همبستگی به شیوه تحلیل مسیر و الگوی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کتابداران کتابخانه های عمومی تشکیل داد. برای برآورد حجم نمونه از فرمول کرجسی و مورگان با سطح خطای 05/0 استفاده شد. حجم نمونه 109 نفر برآورد شد. 92 نفر (5/84) به پرسشنامه پاسخ دادند. در این پژوهش از پرسشنامه جهت گردآوری داده ها استفاده شد. برای بررسی اعتبار محتوایی از نظرات کارشناسان و خبرگان مدیریت دانش استفاده شد. برای بررسی پایایی گویه ها و سازه ها از آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و میانگین واریانس استخراج شده استفاده گردید. برای توصیف داده ها از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 26 و برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی مسیری ساختاری مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزئی (Smart PLS 3.3) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین دیدگاه های کتابداران زن و مرد در مورد عوامل تسهیل کننده پیاده سازی مدیریت دانش تفاوت معناداری وجود داشت. نتایج آزمون حداقل مربعات جزئی حکایت از تأیید فرضیه های پژوهش داشت و بر این اساس مدل های اندازه گیری و ساختاری از نظر آماری برازش مناسبی داشتند. نتایج نشان داد راهبرد مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات و منابع انسانی اثر مثبت و معناداری بر پیاده سازی مدیریت دانش داشتند. استراتژی مدیریت دانش بالاترین (310/0) و فناوری اطلاعات (261/0) کمترین ضریب تأثیر را بر پیاده سازی مدیریت دانش داشتند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد ساختار سازمانی به عنوان متغیر میانجی در تعدیل روابط بین عوامل تسهیل کننده و پیاده سازی مدیریت دانش نقشی نداشت. نتیجه گیری : نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها اثرات عوامل تسهیل کننده بر پیاده سازی مدیریت دانش را تأیید کرد. بنابراین می توان به مدل طراحی شده و عوامل تسهیلگر پیاده سازی مدیریت دانش تکیه کرد و نتایج به دست آمده را برای پیاده سازی مدیریت دانش به کتابخانه ها تعمیم داد.
بررسی عوامل تسهیل گر و بازدارنده پیاده سازی فضاهای سازنده در کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف: کتابخانه ها به عنوان یک سازمان برای این که از حالت رکود و ایستایی خارج شوند، نیازمند خلاقیت و نو آوری هستند. یکی از تازه ترین مفاهیم مطرح شده در حوزه کمک به خلق ایده های نو آورانه در کتابخانه ها که به نوعی تضمین کننده حضور و مشار کت کاربران در فرآیند های کتابخانه ای است فضاهای سازنده هستند. از این رو، هدف این پژوهش بررسی عوامل تسهیل گر و بازدارنده جهت پیاده سازی فضاهای سازنده در کتابخانه های عمومی است. روش پژوهش: این پژوهش بر اساس یک مطالعه کیفی انجام شده است؛ برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. محورها و پرسش های مصاحبه از طریق مرور متون مرتبط با پیاده سازی فضاهای سازنده در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی، عمدتاً در خارج از کشور، استخراج شد. مصاحبه شوندگان تعداد 14 نفر از مدیران و کتابداران کتابخانه های عمومی بودند که با مفاهیم اولیه فضاهای سازنده و کاربرد آن در کتابخانه ها آشنایی نسبی داشتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که شناخت و تشخیص عوامل تسهیل گر (یعنی عوامل مدیریتی، فناورانه و انسانی) و بازدارنده (عوامل درون سازمانی و عوامل برون سازمانی) توسط مدیران و کتابداران به پیاده سازی فضای سازنده در کتابخانه های عمومی کمک زیادی خواهد کرد. در بخش عوامل تسهیل گر مؤلفه هایی چون مدیریت منابع مادی و انسانی، تأمین ملزومات سخت افزاری و نرم افزاری، توانمندسازی مدیران و کتابداران و کاربران و در بخش عوامل بازدارنده مؤلفه هایی چون کمبود بودجه و فضا، عدم انعطاف قوانین، ساختارهای پیچیده اداری و مقاومت در برابر تغییر از مهمترین پارامترها به شمار می آیند. نتیجه گیری: از آنجایی که کتابخانه های عمومی برای حفظ پویایی و بقای خود نیازمند تغییرات و استفاده از رویکردهای نوین هستند، در نتیجه باید به دنبال سازوکارهایی در راستای پیاده سازی چنین تحولاتی باشند. یکی از عواملی که می تواند به حفظ پویایی کتابخانه های عمومی کمک کند فضای سازنده است. شناسایی عوامل تسهیل گر و بازدارنده در این مسیر می تواند سیاستگذاران، مدیران و کتابداران کتابخانه های عمومی را نسبت به جوانب گوناگون پیاده سازی فضاهای سازنده آگاه سازد تا بر اساس آن امکان تصمیم گیری منطقی در راستای اجرایی سازی چنین فضاهایی برای آنان فراهم آید.
پدیدارشناسی اخلاق محوری در دانشگاه: تسهیل گرها و موانع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۰
163 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه، شناسایی عوامل تسهیل گر و بازدارنده گرایش دانشجویان به اخلاق محوری بود. مطالعه با رویکردی کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند با 98 نفر از اعضای هیأت علمی، مدیران دانشگاهی، صاحب نظران، کارکنان و دانشجویان که با استفاده از نمونه گیری ملاکی انتخاب شده بودند، گردآوری شد. یافته ها درباره عوامل تسهیل گر به شناسایی هشت عامل شامل عوامل «ساختاری، کارکردی، اجتماعی، فرهنگی، فردی، دینی، مطالعاتی پژوهشی، آموزشی پرورشی» و در عوامل بازدارنده (موانع) به شناسایی 9 مورد شامل موانع «ساختاری، اجتماعی، عملکردی، سیاسی، فردی، کارکردی، مفهومی، اطلاع رسانی شناختی و فرهنگی» منجر شد. نتایج این مطالعه که برآمده از ادراک دامنه وسیعی از کُنشگران دانشگاهی بود به شناسایی ابعاد و مؤلفه های جدید و کامل تری از عوامل مرتبط در گرایش یا عدم گرایش به اخلاق محوری دانشجویان در محیط دانشگاهی منتج می شود و می توان براساس آن در توسعه اخلاق محوری در دانشگاه موفق تر عمل کرد.