فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش برنامة مـهارتهای اجـتماعی ـ هیـجانی بر هوش هیـجانـی دانش آموزان بود. بدین منظور، 40 نفر دانش آموز از بین پسران سال اول دبیرستانهای شهرستان مهاباد به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. قبل از شروع آموزش مهارتها به گروه آزمایشی، آزمون هوش هیجانی (بهرة هیجانی بارـ آن: 90 سؤالی) برای هر دو گروه به عنوان پیش آزمون اجرا شد. سپس برنامة آموزش مهارت های اجتماعی ـ هیجانی، که در این تحقیق با مراجعه به برنامه های موجود تهیه شده بود، طی 12 جلسه به گروه آزمایشی آموزش داده شد. پس از پایان آموزش ها، آزمون هوش هیجانی مجدداً برای هر دو گروه به عنوان پس آزمون اجرا گردید. داده ها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان دادنـد که آموزش مهارت های اجتماعی ـ هیجانی در افزایش مؤلفه های اصلی هوش هیجانی دانش آموزان گروه آزمایش مؤثر بوده است.
ارتباط شاخص های روانی استعدادیابی در رشته شنا با عملکرد سرعتی و استقامتی شناگران زبده کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط شاخصهای روانی استعدادیابی در رشته شنا با عملکرد سرعتی و استقامتی شناگران زبده کشور و تحلیل دیدگاه مربیان شنا انجام شده است. بدین منظور، نمونههای آماری متشکل از دو گروه (گروه اول، 47 نفر از شنـاگران پـسر منتخب سـراسـر کشـور بـا میانـگین سنـی 75/12سـال، میـانـگین قد 95/159 سانتـیمتـر و میـانگین وزن 91/52 کیلوگرم و گروه دوم 48 نفر از متخصصان ورزش شنا و مربیان ملی و زبده کشور) گزینش شدند (47= 1N، 48= 2N). به منظور تعیین ارتباط بین شاخصهای آمادگی روانی (انگیزش، کنترل احساسات، تمرکز، و اعتماد به نفس) با رکورد شنـای سرعتـی و استقامتـی، شناگران زبده به وسیله پرسشنامه آمادگـی روانی حاوی 60 سؤال آزمون شدند. برای آگاهی از نظر مربیان بـرجسته و مربیان تیمهای ملـی شـنا پـیرامون تـأثیر سـازههای آمادگی روانی بر رکورد شنای سرعتی (50 متر) و استقامتی (200 متر) از پرسشنامهای حاوی 43 سؤال استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داند بین سازههای آمادگی روانی با رکورد شنای 50 متر و 200 متر شناگران، ارتباط معناداری وجود ندارد، اما از دیدگاه مربیان و متخصصین رشتة ورزشی شنا، بین سـازههای مذکور با موفقیت در شنای سرعتـی و استقامتـی، ارتباط نیرومندی وجود دارد و این سازهها، تأثیر بسزایی در موفقیت شناگران دارند.
پرسشنامه مصاحبه ای دانش فراشناختی حل مساله : آماده سازی ، اجرای مقدماتی و بررسی شاخص های روان سنجی
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به منظور آماده سازی، اجرای مقدماتی و اعتباریابی پرسشنامه مصاحبه ای دانش فراشناختی حل مساله، ابتدا سوال های مقیاس از متن انگلیسی ترجمه و پس از انجام اصلاحات لازم، برای بررسی قابل اجرا بودن، در مورد دو گروه از دانش آموزان دبیرستانی اجرا و با توجه به پاسخ های آنها، نسخه اولیه نمره گذاری آماده شد. آن گاه به منظور توجه به تغییرات رشدی در تدوین معیار نمره گذاری، در مطالعه ای مقطعی، 90 نفر از دانش آموزان پسر پایه های چهارم ابتدایی، دوم راهنمایی و سوم دبیرستان منطقه 16 آموزش و پرورش شهر تهران، به روش تصادفی خوشه ای، انتخاب شدند و با آنها مصاحبه شد. پس از ضبط پاسخ ها روی نوار کاست و رونویسی مجموعه پاسخ ها در دو فرم، معیار نمره گذاری 6 مقوله ای تدوین گردید. سپس پاسخ های آزمودنی های سه گروه مجددا نمره گذاری و تحلیل شد. نتایج نشان داد که مقیاس دانش فراشناختی حل مساله از روایی صوری، روایی محتوا و روایی سازه (همگرا، تفکیکی) برخوردار است. پایایی مقیاس با توجه به پایایی بین درجه بندی کنندگان بالا (r=0.99) و همسانی درونی مقیاس نیز رضایتبخش است (α = 0.87).
سهم هوش هیجانی و هوش شناختی با پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: در این پژوهش رابطه میان هوش هیجانی و هوش شناختی با پیشرفت تحصیلی و نقش هر یک از آن¬ها مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق کلیه دانش¬آموزان سال اول دبیرستان شهر تهران در سال تحصیلی 89 – 88 هستند که از میان آن¬ها (16486 نفر) طبق جدول مورگان حجم نمونه برآورد شد و 420 نفر از دانش¬آموزان به عنوان نمونه تحقیق به¬روش تصادفی خوشه¬ای انتخاب شده¬اند. برای جمع¬آوری اطلاعات از دو نوع ابزار استاندارد شامل آزمون سنجش هوش ریون بزرگسال و آزمون سنجش هوش هیجانی بار – ان استفاده گردید و داده¬ها با استفاده از آزمون¬های آماری آزمون t همبستگی پریسون، آزمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت نتیجه کلی زیر به-دست آمد. هم¬چنین هوش هیجانی در مقایسه با هوش شناختی سهم بیشتری در پیشرفت تحصیلی دانش¬آموزان داشته است. در ضمن بین دانش¬آموزان دختر و پسر در هوش هیجانی و مولفه آن تفاوت معناداری مشاهده شد.
سرنوشت شغلی فارغ التحصیلان دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به موضوع سرنوشت شغلی فارغ التحصیلان دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد و عوامل مرتبط با آن پرداخته است. در پژوهش مربوط، از دو پرسشنامه تلفنی و پستی استفاده شد.157 نفر به پرسشنامه تلفنی و 129 نفر به پرسشنامه پستی پاسخ دادند. نتایج حاکی از شاغل بودن حدود64 % و شاغل نبودن حدود 36% از افراد است. نکته مهم آن است که بیش از 50% افراد از طریق آزمون های استخدامی دولتی، مشغول به کار شده اند.این مسأله نشان می دهد که سیاست های اقتصادی و تصمیم سازی های مجلس و دولت تا چه حدی می تواند سرنوشت شغلی فارغ التحصیلان دانشکده علوم تربیتی را تحت تأثیر قرار دهد.
برحسب جنسیت، رشته تحصیلی، داشتن کار دانشجویی و عضویت در تشکل های دانشجویی، تفاوت هایی در فارغ التحصیلان از نظر میزان اشتغال، احساس ثبات شغلی و دارا بودن شغل ثابت به نفع پسران رشته روان شناسی ، افراد دارای کار دانشجویی و افراد فعال در تشکل های دانشجویی وجود دارد (و برخی متغیرها مانند نوع دیپلم، انگیزه ورود به دوره کارشناسی و ... تفاوتی را ایجاد نکرده اند). فارغ التحصیلان دانشکده علوم تربیتی از شرایط اجتماعی مرتبط با کار، ارزیابی خوبی نداشته اند. به طوری که از نظر اکثریت مطلق این افراد، شانس و داشتن ارتباطات اجتماعی، مهمتر از ""مهارت داشتن"" ارزیابی شده است. فارغ التحصیلان مذکور زمینه سازی دانشگاه، در جهت اشتغال را کاملاً منفی ترسیم می نمایند. به گونه ای که اکثریت مطلق افراد ابراز می دارند که در دانشگاه مقدمات آشنایی با نیازهای بازار کار و سایر موارد لازم، ابداً فراهم نبوده است.
تحلیل پاسخ های فارغ التحصیلان در مقوله های ""تناسب برنامه های درسی و آموزش اساتید با اشتغال"" و ""نقش فضای دانشگاه در پرورش مهارت های کارآفرینی"" نشان می دهد که از نظر پاسخ دهندگان، شرایط در این دو مقوله تا حدی مثبت تر از دو مقوله پیشین است و در مورد ""تصویر مثبت فارغ التحصیلان از توانایی های خود"" نشانه های امید آفرینی وجود دارد. به نظر می رسد فعال سازی هسته کارآفرینی و ایجاد تعامل بسیار فعال با بخش-های غیرمتشکل اقتصادی، آشناسازی دانشجویان با بازار کار، برگزاری کارگاه های مهارت های کارآفرینی و فعالیت هایی از این دست، یکی از عمده ترین راه های خروج از بحران است.
رابطه اضافه وزن با اعتماد به نفس، افسردگی، سبک زندگی و خودپنداره بدنی در زنان خود معرف به مراکز کاهش وزن
حوزههای تخصصی:
"این پژوهش با هدف بررسی رابطه اضافه وزن در زنان خود معرف به مراکز کاهش وزن با اعتماد به نفس، افسردگی، سبک زندگی و خود بدنی (خود پنداره بدنی) در شهر اصفهان به مرحله اجرا در آمده است. در راستای دستیابی به هدف پژوهش از سه مرکز (مطبهای خصوصی پزشکان تغذیه و کنترل اضافه وزن ) در بهار 1385 تعداد100 نفر از زنان خود معرف برای کاهش و یا کنترل وزن به صورت تصادفی ساده برای پاسخگویی به مقیاسهای پژوهش انتخاب شدند. پرسشنامههای مورد استفاده در پژوهش پرسشنامه اعتماد به نفس کوپراسمیت، پرسشنامه خود بدنی تامکش، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه سبک زندگی بوده است. میزان اضافه وزن بر حسب تفاوت وزن فعلی از وزن ایدهآل اندازهگیری شده است. پایایی پرسشنامههای پژوهش بر حسب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه اعتماد به نفس 69/0، برای پرسشنامه افسردگی 83/0، برای پرسشنامه سبک زندگی 78/0و برای پرسشنامه خود بدنی 75/0 بهدست آمد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان و گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بهدست آمده نشان داد که اضافه وزن صرفاً با افسردگی (01/0P< و 294/0=r)، وزن ذهنی (01/0P< و 645/0=r) و ارزشیابی قیافه (01/0P< و 335/0=r) دارای رابطه معناداری است. در تحلیل رگرسیون همزمان، وزن ذهنی و جهتگیری تناسب اندام (دو زیر مقیاس خود بدنی) دارای توان پیشبینی معنادار (05/0P<) برای اضافه وزن بودند. اما در تحلیل رگرسیون گام به گام به ترتیب وزن ذهنی، جهتگیری تناسب اندام و ارزشیابی قیافه دارای توان پیشبینی معنادار (05/0P<) برای اضافه وزن بودند.
"
نقش الگوهای ارتباطی خانواده در همدلی و خویشتنداری فرزندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش پیش بینی کنندگی ابعاد گفت وشنود و همنوایی الگوهای ارتباطی خانواده بر همدلی و خویشتنداری فرزندان به عنوان شاخص های هوش هیجانی می باشد.
گروه نمونه پژوهش را 348 دانش آموز دختر و پسر پایه های سوم تا پنجم ابتدایی تشکیل می دهند. مقیاس همدلی (ایزنبرگ و همکاران، 1991)، نسخه ب ابزار الگوهای ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریچی، 1994) و مقیاس خویشتنداری (کندال و ویلکاکس، 1979) مورد استفاده قرار گرفتند.
این مقیاس ها به ترتیب توسط کودک، مادر و آموزگار تکمیل شدند. نتایج تحلیل عاملی، همبستگی گویه با نمره کل و آلفای کرونباخ، روایی و پایایی مطلوبی برای مقیاس های مذکور گزارش کرده اند. یافته های پژوهش نشان می دهند که گفت وشنود خانواده پیش بینی کننده مثبت و همنوایی، پیش بینی کننده منفی هر دو بعد همدلی و خویشتنداری می باشند. در مقیاس همدلی، دختران نسبت به پسران و پایه های چهارم و پنجم نسبت به پایه سوم نمرات بالاتری داشتند. در حالی که در مقیاس خویشتنداری جنسیت و پایه کلاسی نقش معناداری نداشتند.
رابطه علی استرس چالش، استرس مانع پیشرفت، فرسودگی و انگیزش یادگیری با عملکرد تحصیلی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز
حوزههای تخصصی:
"هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین استرس چالش، استرس مانع پیشرفت، فرسودگی و انگیزش یادگیری با عملکرد تحصیلی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز در سال تحصیلی 86 ـ 85 بود. نمونه پژوهش 300 دانشجو بود که به طور تصادفی ساده انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از پرسشنامه استرس لیپین، لیپین و جکسون، فرسودگی مزلچ، پرسشنامه جهتگیری انگیزشی و معدل کل نمرات دانشجویان استفاده شد. پس از جمعآوری دادهها، از روشهای آماری میانگین، انحراف معیار و تحلیل مسیر بهمنظور تحلیل دادهها استفاده شد. تحقیق حاضر شامل یک فرضیه اصلی و 8 فرضیه فرعی است. فرضیه اصلی رابطه علی میان استرس چالش، استرس مانع پیشرفت، فرسودگی و انگیزش یادگیری با عملکرد تحصیلی است که تایید شد. همچنین مسیرهای مستقیم از استرس چالش به فرسودگی و انگیزش یادگیری، از استرس مانع پیشرفت به فرسودگی و انگیزش یادگیری، معنادار بودند. همچنین مسیرهای غیرمستقیم از استرس چالش به عملکرد تحصیلی از طریق فرسودگی و انگیزش یادگیری و از استرس مانع پیشرفت به عملکرد تحصیلی از طریق فرسودگی و انگیزش یادگیری معنادار بود.
"
بررسی کارایی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر بر نگرانی و سازگاری زناشویی ز ن های دارای آشفتگی زناشویی و اختلال اضطراب فراگیر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی کارایی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر بر نگرانی و سازگاری زناشویی ز ن های دارای آشفتگی زناشویی و اختلال اضطراب فراگیر بود.
مواد و روش ها: بدین منظور شش نفر از زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همسرانشان که آشفتگی زناشویی داشتند، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهم زمان استفاده شد. پروتکل درمانی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر و رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد در سه مرحله خط پایه، مداخله ی 16 جلسه ای و پی گیری 3 ماهه اجرا گردید و آزمودنی ها به پرسش نامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ یا Pennsylvania State Worry Questionnaire)، مقیاس سازگاری زوجی (DAS یا Dyadic Adjustment Scale) پاسخ دادند. داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا (RCI یا reliable change index) و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو درمان بر هدف های درمان تأثیر دارند. رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش، نسبت به زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر، در متغیر نگرانی کارایی بیشتری داشت و در متغییر سازگاری زناشویی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر کارایی بیشتری نسبت به رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش نشان داد.
نتیجه گیری: تبیین یافته ها بر اساس مبانی نظری اثربخشی درمانی، حاکی از این بود که رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش از نظر اندازه تغییر، کلیت ، ثبات بر زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر ارجحیت دارد، اما از نظر میزان پذیرش هر دو یکسان هستند.
"بررسی تأثیر آموزش خودآگاهی هیجانی و کنترل تکانه در کاهش کناره گیری اجتماعی و کاربری اجباری اینترنت "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مؤلفههای هوش هیجانی(خودآگاهی هیجانی و کنترل تکانه) بر آثار منفی اعتیاد به اینترنت(کاربری اجباری و کنارهگیری اجتماعی) میباشد.
جامعه آماری پژوهش،دانشآموزان پسر دوره متوسطه منطقه 3 شهر تهران بود، که 30 نفر از دانشآموزان «مرکز توسعه صادرات ایران» بر اساس آزمون های تشخیصی اعتیاد به اینترنت به عنوان نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه آزمایش در زمینه خودآگاهی هیجانی و کنترل تکانه در 8 جلسه مورد آموزش قرار گرفتند. با توجه به این که طرح تحقیق پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بوده است ابزارهای اندازهگیری اعتیاد به اینترنت، هوش هیجانی بار- آن، کاربری مشکلزای اینترنت کاپلان(2002) در دو نوبت قبل از آموزش و بعد از آموزش مورد اجرا قرار گرفت. دادههای جمعآوری شده از این پرسش نامهها با روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که خودآگاهی هیجانی و کنترل تکانه و به تبع آنها هوش هیجانی کلی پس از آموزش در گروه آزمایش ، به طور معناداری افزایش پیدا کرده است، میزان کاربری اجباری اینترنت و کنارهگیری اجتماعی در کاربرانی که مورد آموزش قرار گرفته بودند به طور معناداری کاهش پیدا کرده و میزان این متغیرها در گروه کنترل از نظر آماری تفاوت معناداری نداشته است.
"
بررسی و نقد کتاب اصول برنامه ریزی درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از نقد کتاب ها بالابردن کیفیت آن ها و آگاهی بیش تر و بهتر دانشجویان و خوانندگان آن هاست. برنامه ریزی درسی یکی از درس های تخصصی گروه علوم تربیتی است، ولی متأسفانه در این زمینه منابع زیادی نداریم؛ اکثر کتاب هایی که در این زمینه چاپ شده اند به علت حجم زیاد، ثقیل بودن، یا ناهم خوانی با سرفصل های شورای عالی برنامه ریزی برای معرفی کردن به دانشجویان، به منزلة منبعی که مناسب برای واحد درسی دانشگاهی باشد، درخور استفاده نیستند.
در این مقاله کتاب اصول برنامه ریزی درسی، تألیف محمدحسین یارمحمدیان، به طور اجمال معرفی و در ادامه از دو دیدگاه، ظاهری و محتوایی، نقد و بررسی شده است.
اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر کاهش اضطراب امتحان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر اضطراب امتحان انجام شد. جامعه آماری این پژوهش 386 نفر دانش آموز دختر رشتة تجربی دورة پیش دانشگاهی ناحیه یک آموزش و پرورش شهر همدان در نیمسال اول سال تحصیلی 87-1386 را شامل می شد که بر روی آنها آزمون اضطراب امتحان اجرا شد. سپس پرسشنامه راهبردهای شناختی و فراشناختی بر روی افراد دارای اضطراب امتحان بالا (126نفر) اجرا شد و افراد دارای اضطراب امتحان بالا و ناآشنا با راهبردهای شناختی و فراشناختی (56 نفر) به عنوان نمونه اصلی پژوهش انتخاب شده و به روش تصادفی ساده در دو گروه 28 نفری آزمایش و کنترل جایگزین گردیدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامة استاندارد شدة راهبردهای شناختی و فراشناختی و آزمون اضطراب امتحان (TAI) استفاده شد که در قالب پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا گردید. روند اجرا بدین صورت بود که آزمودنیهای گروه آزمایش پس از اجرای پیش آزمون تحت آموزش هشت جلسه ای راهبردهای شناختی و فراشناختی قرار گرفتند و پس از اتمام دوره آموزش، پس آزمون راهبردهای شناختی و فراشناختی و آزمون اضطراب امتحان برای هر دو گروه اجرا شد. به منظور تحلیل آماری فرضیه ها از آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین های دو گروه و از آزمون t همبسته برای مقایسه میانگین های پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش استفاده گردید. یافته ها نشان دادند که آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی به دانش آموزان موجب آشنایی و استفاده بیشتر آنها از این راهبردها در هنگام مطالعه و یادگیری شده و کاهش اضطراب امتحان در آنها را نیز سبب می شود.
بررسی رابطه توکل به خدا و سلامت روان دانشجویان دانشگاه پیام نور
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه توکل به خدا و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه پیام نور است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. بدین منظور، 177 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور (98 دختر و 79 پسر) به طور تصادفی به پرسشنامه های راهیابی در حوادث و رخدادهای زندگی (توکل به خدا) و سلامت عمومی (GHQ) پاسخ دادند. یافته ها: داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، Z فیشر و تحلیل واریانس چند متغیری(MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد بین خرده مقیاس توکل پرسشنامه راهیابی در حوادث با خرده مقیاس های اضطراب، علائم جسمانی و افسردگیِ سلامت روان، همبستگی منفی معنی دار وجود دارد؛ ولی همبستگی سایر ابعاد پرسشنامه راهیابی در حوادث با سلامت روان، معنی دار نشده است. بین دختران و پسران در تمام زیرمقیاس های سلامت عمومی تفاوت معنی دار وجود دارد؛ در حالی که بین این دوگروه در ابعاد پرسشنامه راهیابی در حوادث، تفاوت معنی داری وجود ندارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد توکل به خدا می تواند به عنوان یک راهبرد مقابله ای، نقش موثری در افزایش سلامت روان داشته باشد.
بررسی اثربخشی روش حساسیت زدایی منظم بر اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی با کنترل ترتیب تولد در دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع راهنمایی شهر بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این پژوهش، اثر بخشی روش حساسیت زدایی منظم بر اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی با کنترل ترتیب تولد در دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع راهنمایی شهر بهبهان بررسی شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر سال سوم مقطع راهنمایی بهبهان در سال تحصیلی 87- 1386 و نمونه آن 42 نفر از این دانش آموزان را شامل می شود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ایی انتخاب و در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شده اند. ابزار استفاده شده در این پژوهش عبارت است از پرسشنامه اضطراب امتحان اسپیل برگر و معدل نیمسال اول و دوم دانش آموزان، به عنوان عملکرد تحصیلی آنها در نظر گرفته شد. طرح پژوهش، از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. پس از انتخاب تصادفی گروه های آزمایشی و گواه ابتدا در هر دو گروه پیش آزمون اجرا شد. سپس، مداخله آزمایشی (روش حساسیت زدایی منظم) در گروه آزمایشی اجرا شد و پس از اتمام برنامه آموزشی، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر روش های آمار توصیفی نظیر میانگین و انحراف معیار از روش های آمار استنباطی همانند تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که روش حساسیت زدایی منظم، کاهش اضطراب امتحان و افزایش عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر گروه آزمایشی را در مقایسه با گروه گواه باعث شد.
"
بررسی اثربخشی آموزش مهارت حل مساله به شیوه دزوریلاو و گلدفرید بر تعارضات والد- فرزند در بین دانش آموزان دختر سال اول دوره دبیرستان شهرستان بهبهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به بررسی «اثر بخشی آموزش مهارت حل مساله به شیوه دزوریلا و گلد فرید بر تعارضات والد- فرزند دانش آموزان دختر سال اول دوره دبیرستان شهرستان بهبهان» پرداخته است. طرح تحقیق از روش نیمه تجربی طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه می باشد. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه سنجش تعارض والدین- فرزند (CP) است. شرکت کنندگان در این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر سال اول دوره دبیرستان شهر بهبهان در سال تحصیلی 88-87 ، و نمونه آن 40 نفر از این دانش آموزان که بیشترین تعارض را با والدینشان داشتند، و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شده اند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه که هر جلسه آن 75 دقیقه بود در جلسات مشاوره گروهی شرکت کردند. برای تحلیل داده ها علاوه بر روش آمار توصیفی، از آزمون t گروه های مستقل، تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا)، تحلیل کوواریانس چند متغیری (مانکوا)، استفاده شده است. معنی داری در این تحقیق در سطح است. و یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد، که آموزش مهارت حل مساله به شیوه دزوریلا و گلدفرید موجب کاهش تعارضات والد – فرزند، کاهش پرخاشگری کلامی، کاهش پرخاشگری فیزیکی و افزایش استدلال دانش آموزان دختر گروه آزمایشی می شود.
ساخت، اعتباریابی و روایی سنجی آزمون آسیب شناسی شغلی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی ساخت، اعتباریابی و روایی سنجی پرسشنامه سنجش آسیب ها و مشکلات شغلی کارمندان شهرداری شهر اصفهان بوده است. بر این اساس، آزمونی ساخته شد که دارای سه طبقه اصلی آسیب های درون فردی، آسیب های بین فردی و آسیب های فرافردی است و این سه طبقه اصلی، خود دارای 18 زیر طبقه می باشد. این مقیاس محقق ساخته بر روی 166 نفر از کارمندان شهرداری شهر اصفهان (95 زن و 71 مرد) اجراء گردید. یافته ها نشان دهنده پایایی بالای (90/0-95/0) سه طبقه اصلی و طبقات هجده گانه است. همبستگی درونی بین طبقات سه گانه ( 78/0-80/0) و معنادار گزارش شده است. محاسبه پایایی آزمون به روش آلفای کرونباخ 96/0 گزارش شد. علاوه بر این جهت تعیین روایی همزمان پرسشنامه آسیب شناسی شغلی، از دو پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش جهت روایی همگرا و رضایت شغلی JDI جهت سنجش روایی واگرا استفاده شد و نتایج نشان داد بین سه طبقه اصلی آسیب های شغلی با قسمت خستگی هیجانی پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش همبستگی مثبت معنادار وجود دارد. نتایج نشان دهنده این مسئله است که بین طبقات آسیب های درون فردی و بین فردی و فرافردی با نمره کل پرسشنامه رضایت شغلی همبستگی منفی معنادار 39/0—49/0- وجود دارد که نشان دهنده روایی واگرای آزمون آسیب شناسی شغلی اصفهان است.
نگرش دانشجویان خوابگاهی دانشگاه علوم پزشکی ایران در مورد رفتارهای انحرافی در خوابگاهها - تهران 1384(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"هدف: محیطهای بسته خوابگاهها و مراکز جمعی، محیطهای مناسبی برای بروز رفتارهای انحرافی است. در این تحقیق نگرش دانشجویان در مورد رفتارهای انحرافی در خوابگاههای دانشجویی مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: از جمع تعداد 2014 نفر دانشجویان پسر و دختر مقیم در 10 خوابگاه ، تعداد 325 نفر بصورت نمونه گیری تصادفی (138 نفر پسر و 187 نفر دختر) انتخاب و ابتدا با دانشجویان خوابگاهها در محل هر خوابگاه، مصاحبه متمرکز گروهی (F.G.D) با شرکت تعداد حداکثر 15 نفر دانشجو در هر جلسه و بوسیله محققین همکار، انجام و سپس با تهیه پرسشنامه مستند به داوری اهل نظر و نتایج حاصل از مصاحبه ها، اطلاعات از دانشجویان از طریق تکمیل پرسشنامه اخذ گردید. این پژوهش توصیفی است و بدلیل توصیفی بودن فاقد فرضیه است و یافته های پژوهش پاسخ به هفت سوال مطرح شده برای محقق است.
یافته ها: یافته های پژوهش، حاکی بر این است که عواملی از قبیل نحوه توزیع در اتاقها، کاهش شرم حضور ناشی از کمبود فضای تعویض لباس وسوسه های جنسی در رفتار انحرافی درخوابگاه موثر بوده و عامل غیر مذهبی بودن و آشفتگی خانواده را، زمینه ساز رفتار انحرافی در خوابگاه ها دانسته و از نظر جنسیت، دانشجویان پسر، بیش از دانشجویان دختر، خود ارضایی و در مقابل دختران، بیش از پسران، نیازهای جنسی خود را سرکوب نموده اند.
نتیجه گیری: بین شرایط خوابگاهی و شرایط خانوادگی و شرایط جامعه و رفتار انحرافی در خوابگاههای دانشجویی رابطه وجود دارد."
بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر خشونت علیه زنان (مطالعة موردی: شهرستان روانسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت خانوادگی شایع ترین شکل خشونت علیه زنان با بیشترین عوارض اجتماعی، روانی و اقتصادی است؛ لذا مطالعة حاضر بنا دارد به بررسی رابطة بین همسرآزاری (خشونت علیه زنان در خانواده) و برخی عوامل مؤثر بر آن بپردازد. هدف این تحقیق شناخت میزان همسرآزاری و انواع خشونت اعمال شده علیه زنان در شهر روانسر (استان کرمانشاه) است. برای بررسی برخی از عوامل مؤثر بر خشونت، نظریه ها ی مربوط به هویت فرهنگی، پدرسالاری، انتقال بین نسلی و شیوه های جامعه پذیری نقش های جنسیتی مورد استفاده قرار گرفته است. این تحقیق به صورت پیمایشی و به کمک ابزار پرسش نامه در مورد200نفراز زنان متأهل شهر روانسر که دست کم یک سال از ازدواج آن ها گذشته باشد و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و سیستماتیک اجرا شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد خشونت در جامعة مورد نظر در ابعاد مختلف وجود دارد. بیشترین میزان خشونت رایج، خشونت روانی و خشونت جنسی و کمترین میزان خشونت، خشونت اقتصادی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین تصور اقتدارگرایانة مرد از نقش خود و خشونت علیه زنان رابطة مستقیم و معنی داری وجود دارد و بین کمک و همکاری شوهر در کارهای منزل با خشونت علیه زنان رابطة معکوس و معنی داری مشاهده شد. همچنین یافته ها حاکی از آن است که بین تجربة خشونت زن و مرد در خانوادة مبدأ و خشونت علیه زنان رابطة مستقیم و معنی داری وجود دارد.
مقایسه هوش هیجانی و سلامت روانی دانشجویان با روابط عاطفی آنان در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی مقایسه هوش هیجانی و سلامت روانی دانشجویان با روابط عاطفی والدین در دانشجویان دانشگاه تهران می پردازد. بدین منظور از میان کلیه دانشجویان مقطع تحصیلی کارشناسی دانشگاه تهران که مشغول به تحصیل بودند، تعداد 260 نفر به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند. جهت جمع آوری داده ها نیز از پرسشنامه 33 ماده ای هوش هیجانی شرینگ، پرسشنامه 28 ماده ای سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر و پرسشنامه محقق ساخته (روابط عاطفی با والدین) استفاده شد. نتایج به دست آمده با استفاده از شاخص آماری تحلیل واریانس یک راهه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج بیانگر تفاوت معنادار بین هوش هیجانی و روابط عاطفی با والدین، سلامت روان و روابط عاطفی با والدین، هوش هیجانی و گرایش تحصیلی و سلامت روان با گرایش های تحصیلی می باشد.