فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه عوامل ایجادکننده استرس و واکنش ها نسبت به این عوامل در دانشجویان دختر و پسر با استفاده از پرسشنامه استرس زندگی دانشجویی انجام گردید.
روش: نمونه شامل 165 پسر و 250 دختر بود. پنج طبقه از عوامل ایجاد کننده استرس (ناکامی، تعارض، فشار، تغییرات و استرس خودتحمیل شده) و چهار طبقه توصیف کننده واکنش ها نسبت به استرس (فیزیولوژیک، هیجانی، رفتاری و شناختی) مطالعه گردید.
یافته ها: دانشجویان دختر نمرات بالاتری در واکنش های چهارگانه به عوامل استرس زا و عوامل چندگانه ایجاد کننده استرس (ناکامی، فشار، تغییر، استرس خودتحمیل شده) گزارش کردند؛ در حالی که دانشجویان پسر تنها در عامل تعارض نمرات بالاتری به دست آوردند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که عامل جنسیت پس از کنترل سن دارای اثر معنی داری است. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که عوامل پیش بینی کننده جنس و منابع پنج گانه استرس تحصیلی به شکل معنی داری واکنش های فیزیولوژیک، هیجانی، رفتاری و شناختی را پیش بینی می کنند. تمام عوامل ایجادکننده استرس تحصیلی این مدل، در پیش بینی واکنش ها نسبت به عوامل استرس زا، نقش معنی داری داشتند. این عوامل 32% واریانس واکنش فیزیولوژیک، 42% واریانس واکنش هیجانی، 25% واریانس واکنش رفتاری و 16% واریانس واکنش شناختی را تبیین کردند.
نتیجه گیری: این نتایج ضرورت بازشناسی تفاوت های جنسیتی در مدیریت استرس را مورد تأکید قرار می دهد. تلویحات برای متخصصان سلامت روانی مورد بحث قرار گرفته است.
تاثیر گروه درمانی با تلفیق دو تکنیک صندلی داغ و مرور زندگی نامه بر کاهش خشم نوجوانان پسر مبتلا به اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در تاریخچه زندگی مبتلایان به اختلال سلوک، سابقه رویارویی با تجارب آسیب زای متعدد و انحلال نایافته گزارش شده است که در شکل گیری مشکلات مربوط به خشم در این افراد نقش چشمگیری دارد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر تلفیق دو تکنیک صندلی داغ و مرور زندگی نامه در قالب گروه درمانی، بر کاهش خشم نوجوانان پسر مبتلا به اختلال سلوک ساکن در کانون اصلاح و تربیت تهران انجام گردید.
روش: تعداد 19 نفر از نوجوانانی که بر اساس نمره مقیاس مشکلات سلوک پرسشنامه خود گزارش دهی نوجوانان (YSR) مبتلا به اختلال سلوک تشخیص داده شده بودند به تصادف در سه گروه آزمایشی (شش نفر)، کنترل بحث آزاد (دارو نما) (هفت نفر) و کنترل بدون دریافت مداخله (شش نفر)، قرار گرفتند. پرسشنامه حالت هیجانی و صفت شخصیتی خشم اسپیلبرگر (STAXI-2) برای سنجش مؤلفه های خشم در پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفت. اعضای گروه آزمایشی در 11 جلسه گروه درمانی با استفاده از دو تکنیک مرور زندگی نامه و صندلی داغ، شرکت نمودند. داده ها با استفاده از آزمون های کراسکال- والیس و U مان ویتنی مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: مقایسه نتایج پس آزمون سه گروه، تفاوت معنادار را در مقیاس های کنترل برون ریزی خشم و شاخص بیان خشم نشان داد، در حالیکه در مقیاس های حالت و صفت خشم تفاوت معناداری بین سه گروه مشاهده نگردید. نتایج مقایسه دو به دوی گروه ها با استفاده از آزمون U مان ویتنی نشان داد در متغیرهایی که تفاوت معنادار در بین سه گروه وجود داشت، این تفاوت بین گروه های آزمایشی و بحث آزاد و نیز گروه های آزمایشی و بدون دریافت مداخله معنادار بود اما تفاوت معناداری بین گروه های بحث آزاد و بدون دریافت مداخله مشاهده نشد.
نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد این شیوه گروه درمانی در کاهش مشکلات خشم از بی درمانی و پلاسیبو نتایج بهتری به بار می آورد.
بررسی نقش معلم در هیجانات تحصیلی ریاضی و تنظیم هیجانی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش متغیرهای مرتبط با معلم در هیجانات تحصیلی ریاضی و تنظیم هیجانی دانش آموزان است. امروزه روانشناسان تربیتی معتقدند که دانش آموزان در طی آموزش رسمی (مدرسه ای) نه تنها به کسب دانش و مهارت های شناختی نایل می شوند، بلکه هیجانات خوشایند و ناخوشایند مرتبط با یادگیری و پیشرفت را رشد می دهند. اما تحقیق بر روی هیجانات در بافت های آموزشی به آرامی در حال ظهور است و به ویژه هیجانات خوشایند به وسیله ی محققان تعلیم و تربیتی نادیده گرفته شده است. بر همین اساس پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه پیش بینی کنندگی حمایت عاطفی و کیفیت تدریس معلم در هیجانات مثبت و منفی تحصیلی ریاضی و تنظیم هیجانی دانش آموزان فراهم آمده است. بدین منظور تعداد 270 نفر (127 دختر و 143 پسر) از دانش آموزان سال اول دبیرستان شهر شیراز با روش نمونه گیری خوشه ایی تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه حمایت عاطفی معلم، مقیاس کیفیت تدریس معلم، پرسشنامه هیجانات پیشرفت- ریاضیات و پرسشنامه ی تنظیم هیجانی را تکمیل نمودند. میانگین سنی گروه نمونه 25/15 و انحراف معیار 14/1 بود. یافته ها با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون چندمتغیره به شیوه ی همزمان بررسی شد. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که متغیر کیفیت تدریس معلم می تواند هیجانات مثبت ریاضی و تنظیم هیجانی را به صورت مثبت و معناداری پیش بینی نماید و متغیر حمایت عاطفی معلم، هیجانات منفی ریاضی را به صورت منفی و معنادار پیش بینی می کند. بر طبق نتایج این پژوهش معلم نقش مهمی در ایجاد هیجانات مثبت و منفی ریاضی و تنظیم هیجانی دانش آموزان داراست.
ذهنیت نسلی [دیدگاهی روانکاوانه درباره اختلاف نسلها]
حوزههای تخصصی:
مقایسه سبک های دلبستگی دانش آموزان مبتلا به اختلال رفتاری، نارساخوان و عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه سبکهای دلبستگی دانشآموزان مبتلا به اختلال رفتاری، نارساخوان و عادی صورت گرفت.
روش: پژوهش حاضر از نوع پسرویدادی است. جامعه آماری پژوهش ، کلیه دانشآموزان پایههای سوم تا پنجم ابتدایی شهر تهران بودند. بهمنظور انجام این پژوهش، ابتدا تعداد 55 دانشآموز نارساخوان و 43 دانشآموز دارای اختلال رفتاری پایه سوم تا پنجم شهر تهران پس از اجرای آزمونهای تشخیصی ( آزمون اختلال خواندن و آزمون اختلال رفتاری راتر ) به شیوه نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای بهطور تصادفی انتخاب شدند. سپس 60 دانشآموز عادی از مقطع ابتدایی به منظور مقایسه با دانشآموزان مبتلا به اختلال رفتاری و نارساخوان بهصورت هدفمند انتخاب شدند. پس از نمونهگیری، آزمون دلبستگی رندولف روی دانشآموزان اجرا شد. دادههای بهدستآمده با روش آماری تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی شفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها : تجزیه و تحلیل دادههای بهدست آمده با روش آماری تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی شفه حاکی از آن بودند که بین سبکهای دلبستگی دانشآموزان نارساخوان، عادی و اختلال رفتاری تفاوت معنیداری وجود دارد (001/0>p). در نتیجه دانشآموزان نارساخوان و اختلال رفتاری در مقایسه با دانشآموزان عادی از سبک دلبستگی ناایمن برخوردارند.
نتیجهگیری: دانشآموزان عادی از سبک دلبستگی ایمن برخوردار هستند، اما دانشآموزان نارساخوان دارای سبک دلبستگی ناایمن از نوع اجتنابی و دانشآموزان مبتلا به اختلال رفتاری دارای سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا هستند."
صفات شخصیتی و سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتاری در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، دوقطبی و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی صفات شخصیتی و سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتاری در سه گروه بیماران اسکیزوفرن، دوقطبی و افراد بهنجار بود.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- مقایسه ای است. 90 نفر شامل 30 بیمار اسکیزوفرن (14 زن و 16 مرد)، 30 بیمار دوقطبی (14 زن و 16 مرد) و 30 نفر افراد بهنجار (14 زن، 16 مرد) با روش نمونه گیری در دسترس در آن شرکت داشتند. برای جمع آوری داده های پژوهش از دو ابزار مقیاس سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتاری (کارور و وایت) و نسخه اصلاح شده پرسشنامه شخصیتی آیزنک (EPQ-R) استفاده شد.
یافته ها: پژوهش حاضر بیانگر تفاوت معنادار در روان رنجوری (N)، برون گرایی (E) و روان پریشی (P) بین نمونه های پژوهش بود (001/0=P). همچنین تفاوت معناداری در سیستم بازداری رفتاری (BIS)، سیستم فعال سازی رفتاری (BAS) و زیر مقیاس های سیستم فعال سازی رفتاری (BAS) یعنی سائق (D) جستجوی سرگرمی (F) و پاسخدهی به پاداش (R) وجود داشت.
نتیجه گیری: سطوح افراطی (چه بالا و چه پایین) صفات شخصیتی روان رنجوری (N)، برون گرایی (E) و روان پریشی (P) و حساسیت BAS، BIS تمایل به رابطه با نشانه های آسیب شناختی دارند. به ویژه ترکیب حساسیت BAS، BIS با گونه ی خاصی از آسیب شناسی رابطه دارد.
استرس ادراک شده در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج با سبک های اسنادی مختلف در سال 87(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی استرس ادراک شده در دانشجویان دارای سبک های اسنادی مختلف و همچنین بررسی روابط بین این متغیرها انجام شده است. برای این منظور تعداد 414 دانشجو به روش خوشه ای انتخاب و به وسیله پرسشنامه سبک اسنادی (ASQ) و پرسشنامه استرس ادراک شده (Pss) به کمک آزمون آماری t و آزمون ANOVA مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که استرس ادراک شده در بین دانشجویانی که سبک اسناد درونی دارند با دانشجویانی که سبک اسناد بیرونی دارند در موقعیت های کلی و مثبت، تفاوت معنی داری وجود دارد و این میزان در بین افراد با سبک اسناد بیرونی بیشتر مشاهده می شود. همچنین استرس ادراک شده در دانشجویانی که سبک اسناد کنترل ناپذیر دارند با دانشجویانی که سبک اسناد کنترل پذیر دارند، در رویدادهای کلی، منفی و شخصی تفاوت معنی داری وجود دارد و این میزان در بین افراد با سبک اسناد کنترل ناپذیر بیشتر مشاهده می شود. یافته ها گویای آن بودند که در دو گروه دختران و پسران، استرس ادراک شده در بین دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر است، همچنین نشان داده شد که تنها تفاوت معنی دار در بین سبک های اسنادی دانشجویان دختر و پسر در بعد عمومی- اختصاصی در رویدادهای منفی، بعد کنترل پذیر- کنترل ناپذیر در رویدادهای منفی، شخصی و کلی مشاهده می گردد.
شرحی کوتاه درباره روانکاوی
حوزههای تخصصی:
اثربخشی تقویت مهارت های مثبت اندیشی به شیوه گروهی بر منبع کنترل دانش آموزان دبیرستانی شهر گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی اثر بخشی آموزش و تقویت مهارت های مثبت اندیشی به شیوه گروهی بر منبع کنترل دانش آموزان دبیرستان های شهرستان گرگان انجام شده است. فرضیه اصلی این تحقیق این بود که آموزش مهارت های مثبت اندیشی درونی سازی منبع کنترل دانش آموزان دبیرستانی را افزایش می دهد.
پژوهش حاضراز جمله پژوهش های نیمه آزمایشی (مداخله ای) با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه است. در این تحقیق از بین جامعه آماری پژوهش که دانش آموزان دبیرستان های شهرستان گرگان در سال تحصیلی 85-84 بودند، نمونه ای شامل 40 نفر از دانش آموزان پایه دوم به شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. قبل از انجام مداخله آموزشی (ارائه متغیر مستقل) دو گروه با استفاده از پرسشنامه های منبع کنترل راتر و شادکامی آکسفورد (مثبت اندیشی) پیش آزمون شدند. سپس آزمودنی ها بر اساس نمرات اکتسابی در آزمون راتر به دو گروه منبع کنترل درونی و بیرونی تقسیم شدند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند (20 نفر با منبع کنترل بیرونی،20 نفر درونی) در مرحله بعد به گروه آزمایش به مدت 8 جلسه یک ساعته مهارت های مثبت اندیشی آموزش داده شد. یک هفته پس از انجام مداخله دوباره هر دو گروه پس آزمون شدند.
تحلیل نتایج با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد که تفاوت بین دو گروه آزمایش و کنترل معنادار است (007/0p<)، به این بیان که آموزش مهارت های مثبت اندیشی در تغییر منبع کنترل مؤثر بوده است. نتایج به دست آمده در این تحقیق همسو با سایر تحقیقات بوده و سودمندی و تاثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی در درونی سازی منبع کنترل دانش آموزان دبیرستانی را تایید می کند.
رابطه سبکهای فرزندپروری ادراک شده با احساس تنهایی نوجوانان دختر
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه ادراک از سبکهای فرزندپروری و تاثیر مؤلفههای آن بر احساس تنهایی نوجوانان دختر است. فرض اساسی این پژوهش آن است که ادراک فرزندان از سبکهای فرزندپروری والدینشان میتواند احساس تنهایی آنان را تعدیل کند یا تغییر دهد. نمونه پژوهش 387 دانشآموز بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای از بین دختران دبیرستانی مشهد و منطقه تبادکان انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری دادهها عبارت بودند از: پرسشنامه سبکها و ابعاد فرزندپروری (PSDQ، رابینسون و همکاران، 2001) برای بررسی وضعیت ادراک فرزندان از چگونگی تربیت والدین و مقیاس احساس تنهایی افتراقی (اشمیت و سرمات، 1983) برای بررسی میزان احساس تنهایی آزمودنیها که هر دو را دانشآموزان دختر پاسخ دادند. برای بررسی فرضیهها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. در بررسی فرضیههای پژوهش، بین سبکهای فرزندپروری مقتدر (54/0- r =)، سبک مستبد (34/ 0r =) و سبک سهلگیر (18/0r =) با احساس تنهایی رابطه معنادار (01/0P<) به دست آمد. همچنین نتایج بهدست آمده نشاندهنده رابطه معنادار بین تمامی مؤلفههای سبک تربیتی مقتدر (بعد ارتباطی52/0- r =، بعد نظم 42/0r = - ، و بعد خودمختاری 49/0r =-)، سبک فرزندپروری مستبد (اجبار فیزیکی، 28/0r = ، خصومت کلامی، 29/0 r =و غیرتوضیحیـ تنبیهی، 32/0r =) و مؤلفه بیتوجهی (18/0r =)، از سبک تربیتی سهلگیر با احساس تنهایی (01/0P<) بود.
رابطة بین مؤلفه های هوش هیجانی و اعتیاد به اینترنت در بین دانش آموزان دبیرستان های شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی رابطة بین اعتیاد به اینترنت و هوش هیجانی در بین دانش آموزان دبیرستان های تهران است. جامعة آماری این تحقیق شامل همة دانش آموزان دبیرستانی تهران در سال تحصیلی 1391 - 1392 و شامل 972 نفر است که به ترتیب زیر انتخاب شده اند.
نخست، از بین مناطق 22 گانة شهر تهران (مناطق شهرداری تهران) از هر منطقه 4 دبیرستان (2 غیر دولتی (یک دخترانه و یک پسرانه) و 2 دولتی (یک دخترانه و یک پسرانه)) به تصادف انتخاب شدند و در هر یک از مدارس انتخابی نیز از هر مقطع یک کلاس (کلاً 4 کلاس از هر دبیرستان) انتخاب شد. سپس، از دانش آموزان این کلاس ها خواسته شد که پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت یانگ، پرسش نامة اطلاعات دموگرافیک و نیز پرسش نامة هوش هیجانی بار ـ آن را تکمیل کنند (تکمیل پرسش نامه ها از طریق سایت محقق به آدرس www.beheshtiyan.ir انجام می شد). تعداد دانش آموزانی که پرسش نامة اعتیاد به اینترنت یانگ را تکمیل کردند 8342 نفر بودند که از بین آن ها 4967 نفر پرسش نامة هوش هیجانی را نیز تکمیل کردند. از کل دانش آموزان 573 نفر معتاد به اینترنت تشخیص داده شدند که از بین آن ها 486 نفرشان پرسش نامة هوش هیجانی را تکمیل کرده بودند. بر همین اساس، از بین افراد غیر معتاد نیز به تصادف 486 نفر انتخاب شدند که پرسش نامة هوش هیجانی را تکمیل کرده بودند. پس از اجرای پرسش نامه ها، نتایج با آزمون t مستقل تحلیل شد. تحلیل نتایج نشان داد که رابطة مثبت و معنی داری بین مؤلفه های هوش هیجانی و اعتیاد به اینترنت برقرار است. بر اساس نتایج این تحقیق، می توان گفت که با افزایش هوش هیجانی در دانش آموزان می توان از ابتلای آن ها به اعتیاد اینترنتی جلوگیری کرد.
مسمومیت و سوءمصرف داروی آرام بخش زایلازین در انسان
حوزههای تخصصی:
به طور کلی کاربران داروهای مختلف دامپزشکی (دامپزشکان، تکنسین های دامپزشکی یا دامداران) به طور سهوی یا عمدی در معرض خطرات داروهای دامپزشکی هستند. برخی از داروها از جمله داروهای آرام بخش و بیهوشی به دلیل مسمومیت بالا می توانند به سرعت منجر به بروز علائم مسمومیت و حتی مرگ شوند. زایلازین به عنوان یک داروی غیر مخدر در دامپزشکی برای ایجاد آرام بخشی یا به عنوان داروی پیش بیهوشی در گونه های مختلف حیوانی به کار برده شده است. موارد متعددی از مسمومیت تصادفی یا عمدی، سوء مصرف دارو با زایلازین در انسان گزارش شده است. دوزهای مصرف شده زایلازین در انسان از 40 تا 2400 میلی گرم متغیر بوده است. مسمومیت با زایلازین علائمی از قبیل افسردگی، برادی کاردی، اُفت فشار خون و دپرس تنفسی ایجاد می کند که عمدتاً به دلیل تحریک گیرنده های آلفا2 آدرنرژیک مرکزی و محیطی روی می دهد. درمان مسمومیت ناشی از زایلازین به صورت حمایتی انجام می شود که شامل مایع درمانی (برای تصحیح اُفت فشار خون)، لوله گذاری نای و استفاده از دستگاه تنفس مصنوعی (برای درمان آپنه)، تجویز آتروپین (برای مقابله با برادی کاردی) است. آموزش دامپزشکان و دامداران در خصوص مخاطرات داروهای آرام بخش دامپزشکی و هم چنین اطلاع رسانی به پزشکان در خصوص ویژگی های فارماکولوژیک زایلازین و سایر داروهای آگونیست آلفا2 (مانند دتومیدین و مدتومیدین) که به وفور در دامپزشکی استفاده می شود، امری ضروری است.
تاثیر رفتار درمانی شناختی در کاهش اضطراب دختران نوجوان با اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به منظور بررسی اثر درمان شناختی - رفتاری در کاهش اضطراب دختران نوجوان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انجام شده است. روش: آزمودنیهای پژوهش دخترساله مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بودند که از طریق پرسشنامه نگرانی پن استیت و مصاحبه تشخیصی به وسیله روان پزشک انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای داده شدند. برای بررسی اثر درمان شناختی - رفتاری در کاهش اضطراب قبل و بعد از درمان شناختی - رفتاری از آزمون اضطراب کتل استفاده شد. داده های گردآوری شده با بهره گیری از آزمون آماری t و آمار توصیفی تحلیل شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرات اضطراب آزمودنیها در گروه آزمایش و گواه قبل از درمان شناختی - رفتاری هیچ تفاوت معناداری وجود ندارد. در حالی که بعد از درمان شناختی - رفتاری نمرات اضطراب آزمودنیهای گروه آزمایش کمتر از گروه گواه بود. همچنین، بین میانگین نمرات اضطراب آزمودنیها در گروه آزمایشی در تست اضطراب کتل قبل و بعد از درمان شناختی - رفتاری تفاوت معناداری مشاهده شد. نتیجه گیری: درمان شناختی - رفتاری سبب کاهش اضطراب در دختران نوجوان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر می شود.
الگویابی زیستی روانی معنوی در افراد وابسته به مواد و تدوین برنامه مداخله برای ارتقای تاب آوری مبتنی بر روایت شناسی شناختی و روان شناسی مثبت نگر
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در طول چند دهه گذشته، پژوهش ها در خصوص سوء مصرف و وابستگی به مواد، از نگاه صِرف به عوامل خطرآفرین به سوی عوامل حفاظتی تغییر جهت داده است. از سوی دیگر، در طول دو دهه گذشته مفهوم تاب آوری در حوزه روان شناسی تحولی توجه ای روزافزون کسب کرده است. چرخش تمرکز از خطر به تاب آوری به واسطه ناکامیِ تاکید بر شناسایی عوامل خطرآفرین ناشی می شود.
روش: جامعه پژوهش شامل، کلیه معتادین مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تهران بود که از بین آنها نمونه ای با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شد. نمونه در مجموع 319 نفر (مذکر)، شامل دو گروه افراد وابسته به مواد (150 نفر) و غیر وابسته به مواد (169 نفر) بود که از این تعداد پرسشنامه های ناقص حذف و در نهایت 126پرسشنامه از معتادان و 108پرسشنامه از افراد سالم مورد تحلیل قرار گرفت. جهت تعیین برازش مدل بر اساس متغیرهای فرض شده در پژوهش، با استفاده از نرم افزار LISREL ابتدا، رابطه متغیرهای بنیادین اولیه با متغیرهای درون زاد نهایی بررسی شد. در ادامه، رابطه متغیرهای پایه با متغیرهای واسطه ای بررسی شد و در نهایت، رابطه متغیر واسطه ای با متغیر درون زاد با کنترل متغیر برون زاد تعیین شد.
یافته ها: نتایج نشان داد مدل پیش بینی شده برای تاب آوری در برابر مواد برازش لازم را داشت.
نتیجه گیری: در این تحقیق برنامه ای مبتنی بر مدل زیستی روانی معنوی جهت مداخلات آموزشی برای افزایش تاب آوری افراد معتاد، تدوین شد.
رابطه عمل به باورهای دینی با شادکامی و رضایت زناشویی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مبارکه
حوزههای تخصصی:
"این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین دینداری با شادکامی و رضایتمندی زناشویی انجام گرفت. طرح پژوهشی توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام کادر آموزشی، کارکنان و دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد مبارکه در سال تحصیلی 87 ـ86 بود. نمونه پژوهش 269 آزمودنی (62 نفر عضو هیات علمی، 28نفر از کارکنان و 179 دانشجوی متاهل) بود که به شیوه طبقهای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه شادکامی (90/0= α)، پرسشنامه رضایت زناشویی (92/0 = α) و آزمون «معبد2» (97/0= α) بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها علاوه بر روشهای آمار توصیفی از تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده گردید. تحلیل نتایج نشان داد که بین دینداری با شادکامی و رضایت زناشویی همبستگی مثبت معناداری وجود دارد (01/0 >P). دینداری و سن، پیشبینیکنندههای مناسبی برای رضایت زناشویی و شادکامی محسوب میشوند (05/0
"
"بررسی رابطه بین جو سازمانی با ویژگی های شخصیتی مدیران مدارس متوسطه شهر اصفهان "
حوزههای تخصصی:
"احتمالاً متداول ترین عامل درونی مدرسه که به نظر می رسد روی جو مدارس اثر گذار باشد ، خصوصیات و ویژگی های شخصیتی مدیران است. اگرچه اطلاع از درون انسان ها کار بس مشکلی است ، اما درون انسان ها یک روزنه بسیار گویا دارد و آن رفتارهای بارز افراد است.
در این پژوهش به منظور بررسی ارتباط جو سازمانی مدارس با ویژگی های شخصیتی مدیران از پرسشنامه شخصیت آیزنک[E.P.Q] درابعاد چهارگانه (درونگرایی برونگرایی) و نوروتیک (ثبات هیجانی و روان رنجوری) و جهت سنجش جو مدارس از پرسشنامه جو سازمانی هویو سیبو (OCDQ-ML) در ابعاد ششگانه (حمایتی، دستوری، تحدیدی، همکارانه، متعهدانه، غیر متعهدانه) استفاده شد.
نمونه آمار مشتمل بر52 نفر از مدیران مرد و زن دوره دبیرستان شهر اصفهان در سال تحصیلی (80-1379) بودند که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای از میان کلیه مدیران نواحی پنجگانه آموزش و پرورش اصفهان انتخاب و به طور متوسط سه نفر از معلمان در هر مدرسه به منظور پاسخگویی به سوالات جو سازمانی انتخاب شدند.
یافته های اصلی پژوهش نشان داد که رابطه ای بین ویژگی های شخصتی مدیران در هر یک از ابعاد چهارگانه با جو سازمانی مدارس (باز/ بسته) وجود نداشت. همچنین بین ابعاد چهارگانه شخصیت با ابعاد جو سازمانی (حمایتی، دستوری، تحدیدی، متعهدانه، همکارانه) تفاوتی مشاهده نشد. طبق نتایج به دست آمده بین بعد غیرمتعهدانه با ابعاد شخصیتی مدیران تفاوت وجود داشت. همچنین یافته ها حاکی از وجود رابطه بین ابعاد چهارگانه شخصیت با یکدیگر بود.
"
شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در مورد بیماران افسرده خودکشی گرا: یکمطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی کیفی کارایی پروتکل شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی MBCT)) در مورد بیماران افسرده خودکشی گرا با اجرای گروهی بود.
روش: 5 بیمار دارای اختلال افسردگی با افکار خودکشی اخیر، تحت 10 جلسه درمان گروهی بر اساس راهنمای درمانی حاضر قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده شامل یکفرم ساختاریافته ارزیابی کیفی محقق ساخته و فرم بدون ساختار محقق ساخته برای ارزیابی بازخوردهای کلی شرکت کنندگان به جلسات درمان بود.
یافته ها: نتایج تحلیل کیفی دال بر کارایی این رویکرد بر کاهش افسردگی و افکار خودآیند منفی ، افزایش علاقه مندی به زندگی و میل به زنده ماندن، کنار آمدن با مشکلات زندگی و نیز بهبود عملکرد خانوادگی، تحصیلی و شغلی در بیماران افسرده خودکشی گرا و همچنین سودمندی اجرای گروهی آن بود. به علاوه، به نظر می رسد، این درمان با ننگ زدایی، منجر به پذیرش افسردگی و دریافت خدمات درمانی برای این بیماری می شود. افزون بر این، از میان عناصر درمانی پروتکل حاضر، مراقبه ها، آموزش های روان شناختی و اطاعت پذیری از درمان دارویی، کاراترین جنبه های درمان توصیف شدند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، به نظر می رسد، اجرای گروهی راهنمای درمانی تهیه شده توسط محققین حاضر روی بیماران افسرده خودکشی گرا موثر بوده است. بنابراین پروتکل حاضر دارای دقت و اعتبار برای اجرا به شکل گروهی در مورد این بیماران می باشد.
مقایسه شیوههای فرزندپروری والدین نوجوانان با اختلال سلوک و نوجوانان عادی
حوزههای تخصصی:
"هدف از این پژوهش، بررسی شیوههای فرزندپروری در بین والدین دارای نوجوانان با اختلال سلوک و والدین دارای نوجوانان عادی است. در انتخاب نمونه مورد مطالعه به دو روش نمونهبرداری تصادفی و نمونهبرداری انباشته عمل شده است. نمونه مورد مطالعه 282 نفر است که 137 نفر آزمودنیهای با اختلال سلوک و 145 نفر آزمودنیهای عادی میباشد. کلیه آزمودنیها با استفاده از پرسشنامه اختلال رفتاری کودکان ) (CSI- و والدین آنها با استفاده از پرسشنامه شیوههای فرزندپروری رابینسون مورد مطالعه قرار گرفتهاند. نتایج استخراج شده از پرسشنامهها با استفاده از آزمون مجذورخی و آزمون لگاریتم خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان داد که شیوه فرزندپروری مستبدانه در والدین آزمودنیهای با اختلال سلوک بیشتر از والدین آزمودنیهای عادی به کار گرفته میشود (001/0 P<). شیوه فرزندپروری مقتدرانه در والدین آزمودنیهای با اختلال سلوک کمتر از والدین آزمودنیهای عادی به کار گرفته میشود (001/0 P<). بین والدین آزمودنیهای عادی و والدین آزمودنیهای با اختلال سلوک، در استفاده از شیوه فرزندپروری سهلگیرانه تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0P>). تضاد بین شیوههای فرزندپروری والدین، در والدین آزمودنیهای با اختلال سلوک، بیشتر از والدین آزمودنیهای عادی است (001/0 P<). آزمودنیهای پسر، تحت تاثیر شیوههای فرزندپروری هر دو والدشان هستند (01/0 P<). در حالی که آزمودنیهای دختر، تحت تاثیر شیوه فرزندپروری مادرانشان هستند (05/0P<). همچنین یافتههای جانبی تحقیق نشان داد که میزان افت تحصیلی در آزمودنیهای با اختلال سلوک بیشتر از آزمودنیهای عادی است (05/0 P<) و اعتیاد در بین پدران آزمودنیهای با اختلال سلوک بیشتر از آزمودنیهای عادی است (05/0 P<). در بین سایر متغیرها، تفاوت معنادار یافت نشد.
"