فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی پرسشنامه فرسودگی شغلی مزلاچ در کارکنان دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی پرسشنامه فرسودگی شغلی در کارکنان دانشگاه تهران می باشد. به این منظور 187 نفر از کارکنان با استفاده روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای جهت تکمیل پرسشنامه فرسودگی شغلی مزلاچ MBI) ( در این پژوهش شرکت کردند. ساختار عاملی پرسشنامه فرسودگی شغلی (MBI ) با استفاده از هر دو شیوه تحلیل عامل اکتشافی و تحلیل عامل تاییدی، بررسی شد. تحلیل عامل اکتشافی نشان داد 4 ماده آزمون در بیش از یک عامل، بار عاملی بالا نشان دادند. بنابراین در ارزیابی مدل ها با شیوه تحلیل عامل تاییدی ، در تعدادی از مدل ها این ماده ها حذف و در دیگر موارد این ماده ها بر روی دو عامل قرار گرفتند. درنهایت نتایج تحقیق نشان دهنده تناسب بیشتر یک مدل سه عاملی با 18 ماده برای داده های مشاهده شده می باشد.
"
پیش بینی کیفیت زندگی معلمان زن براساس متغیرهای هوش هیجانی و هوش معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش هوش هیجانی و هوش معنوی به عنوان عوامل پیش بینی کننده کیفیت زندگی در معلمان زن بود. بدین منظور 280 معلم زن با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هوش هیجانی بار-ان (1997)، هوش معنوی ناصری (1386) و مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1998) استفاده شد. تحلیل همبستگی داده ها نشان داد که اکثریت مولفه های هوش هیجانی رابطه مثبت معناداری با زیر مقیاس های کیفیت زندگی دارند. از طرف دیگر روابط مثبت معنی داری میان بعضی مولفه های هوش معنوی و زیر مقیاس های کیفیت زندگی مشاهده شد. هم چنین تحلیل داده ها با استفاده از روش رگرسیون چندگانه نشان داد که بعضی مولفه های هوش هیجانی و هوش معنوی به صورت معنی داری کیفیت زندگی را پیش بینی می کنند.
معرفی یک ابزار؛ نسخه ی سوم آزمون های پیشرفت تحصیلی وودکاک- جانسون (WJ III)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسخه ی سوم آزمون های وودکاک- جانسون (WJ III) ابزاری روا و پایا برای ارزیابی توانایی های شناختی و پیشرفت تحصیلی در کودکان و بزرگسالان می باشد. این آزمون ها بر اساس نظریه کتل- هورن- کارول (CHC)، رایج ترین مدل نظری هوش، طراحی و ساخته شده اند. آزمون های WJ III شامل دو مجموعه ی متمایز می باشد که به طور همزمان هنجار شده اند: آزمون های توانایی های شناختی وودکاک- جانسون (WJ III COG) و آزمون های پیشرفت تحصیلی وودکاک- جانسون (WJ III ACH). آزمون های WJ III ACH به ارزیابی مهارت های تحصیلی از قبیل ریاضیات، زبان شفاهی، زبان نوشتاری، خواندن و دانش تحصیلی می پردازد. استفاده ی گسترده از آزمون های WJ III توسط روانشناسان به دلیل فرآیندهای استانداردسازی و هنجاریابی دقیق آن، جامعیت محتوی و ارایه راهکارهای درمانی مرتبط می باشد. این گزارش به معرفی آزمون های WJ III ACH به عنوان مبنایی برای شناسایی حوزه های تحصیلی، آگاهی از فرآیندهای شناختی درگیر در مهارت های تحصیلی، یادگیری کاربردهای آن و راهنمایی برای گسترش آزمون های پیشرفت تحصیلی می باشد. نتایج این گزارش می تواند کاربرد آموزشی و پژوهشی داشته باشد.
بررسی میزان و ارتباط مهارت فردی با رفتار سازمانی مدیریت زمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه : مدیریت زمان از جمله اصول مدیریت اثربخش می باشد که نیازمند برخی مهارت ها است. این مهارت ها به دو گروه مهارت فردی و رفتارسازمانی مدیریت زمان تقسیم می شوند.
هدف از این مطالعه توصیفیف بررسی و ارتباط سنجی مهارت های فردی و رفتارسازمانی مدیریت زمان و همچنین ارتباط سنجی آن دو با برخی متغیر ها نظیر تخصص حرفه ای، تجربه و خصوصیات دموگرافیک مدیران آموزشی یک دانشگاه منتخب بوده است.
روش : از جامعة آماری این پژوهش - کلیة مدیران آموزش مراکز دانشگاه پیامنور - با استفاده ا ز روش نمونهگیری تصادفی ساده ، تعداد 100 نفر مدیر آموزش مر ا کز به طور تصادفی انتخاب گردیدند. بر اساس مطالعات انجام شده ، ابزار سنجش در این پژوهش شامل یک پرسشنامة محقق ساخته دو قسمتی بود که قسمت اول آن ابزار سنجش میزان مهارت فردی مدیریت زمان و قسمت دوم ابزار سنجش میزان مهارت سازمانی مدیریت زمان و ابعاد ششگانة آن بود .
یافته ها : یافته ها حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد هر چند که رابطه بین مهارت فردی با رفتار سازمانی "" مدیریت زمان "" رابطه مثبت و د ا ر ای ضریب همبستگی 43/0 میباشد ( 001/0 P< ) اما ، میانگین نمرات مهارت فردی و رفتار سازمانی مدیریت زمان در بین مدیران زن و مرد و مدیران متخصص و غیر متخصص از نظر آماری تفاوت معنی داری نداشت .
نتیجه گیری : با توجه به اهمیت برخورداری از مهارت مدیریت زمان در ارتقاء رهبری و بهره وری سازمانی، لازم است که مراکز آموزشی کشور عنایت و توجه بیشتری را به این مبحث معطوف دارند و ارتقاء توانمندی مدیران در کسب مهارتهای فردی مدیریت زمان اثر مثبت بر رفتار های سازمانی مدیریت زمان و در نتیجه افزایش بهره وری سازمان گردد.
نتیجه گیری : میزان رفتار سازمانی مدیریت زمان را تا حدودی می توان براساس میزان مهارت فردی مدیریت زمان آنان تبیین نمود.
"
بررسی رابطه نماز با جهت گیری مذهبی و سلامت روان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" چکیده
مقدمه: این تحقیق با هدف تعیین رابطه بین اهمیت دادن به نماز با جهت گیری مذهبی و سلامت روان در کارکنان دانشگاه و افراد غیر شاغل در دانشگاه انجام شده است.
روش: جامعه آماری این تحقیق کارکنان دانشگاه و افراد عادی غیر شاغل در دانشگاه بود. 300 نفر (150 نفر از کارکنان دانشگاه و 150 نفر از افرادی که در دانشگاه شاغل نبودند) به صورت فردی و دردسترس انتخاب و پرسشنامههای جهت گیری مذهبی آلپورت و سلامت عمومی گلدبرگ را تکمیل کردند. داده های بدست آمده با استفاده از روشهای آماری خی دو و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: مقایسه نتایج بدست آمده بین نمونه مورد بررسی در کارکنان دانشگاه و افراد خارج از دانشگاه در رابطه با اهمیت دادن به خواندن نماز، بیانگر وجود تفاوت معنادار (01/0 p< ) بین آنها است. بعلاوه جهت گیری مذهبی در کارکنان دانشگاه بیشتر درونی ولی در افراد خارج از دانشگاه، بیشتر بیرونی است. همچنین در کارکنان دانشگاه، نشانه های جسمانی، اضطراب و بیخوابی، نارسایی در عملکرد اجتماعی و افسردگی کمتر و سلامت روانی بطور کلی بهتر از افراد خارج از دانشگاه است.
نتیجه گیری: با توجه به نقش نماز و جهت گیری مذهبی در سلامت روان، بنظر می رسد مسئولین فرهنگی جامعه، به ویژه مسئولین فرهنگی دانشگاه، باید به آن توجه ویژه نمایند و برنامه های خاصی در این راستا پیش بینی کنند. "
اثربخشی آموزش راهبردهای برنامه ریزی عصبی - کلامی بر انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی تاثیر آموزش راهبرد های «برنامه ریزی عصبی - کلامی» بر انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، تعداد 56 دانش آموز با روش نمونه گیری خوشه ای از بین دانش آموزان دختر هنرستانهای شهر تبریز انتخاب و پس از کنترل متغیر های جمعیت شناختی (سن، جنس، رشته تحصیلی و وضعیت اقتصادی- اجتماعی) در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. پس از اعمال کنترل های لازم، اندازه های مربوط به متغیر وابسته (انگیزش پیشرفت) به وسیله آزمون «پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس» (HAMQ) مورد اندازه گیری قرار گرفتند. بدنبال آن گروه آزمایش به مدت 18 جلسه 80 دقیقه ای تحت مداخلات «برنامه ریزی عصبی - کلامی» با استفاده از الگو های هدف گزینی، مدیریت زمان، مهارتهای ابراز وجود، نظامهای بازنمایی و سطوح عصب شناختی طراحی گردیده بودند. پس از اتمام کاربندی متغیر آزمایشی (مستقل) در گروه آزمایشی، هر دو گروه به وسیله آزمون «پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس» مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند. ارزیابی آزمودنیها در پیشرفت تحصیلی نیز از طریق مقایسه معدل آزمودنیها در دو نیمسال تحصیلی صورت گرفت. داده های بدست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش برنامه ریزی عصبی - کلامی تاثیر مثبت بر انگیزش پیشرفت فراگیران داشته است. همچنین نتایج مبین آن است که آموزش برنامه ریزی عصبی - کلامی بر پیشرفت تحصیلی فراگیران تاثیر معنی دار نداشته است.
" اثربخشی معنادرمانگری و گشتالت درمانگری در درمان اضطراب ، افسردگی و پرخاشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این پژوهش با هدف مقایسه معنادرمانگری و گشتالت درمانگری در کاهش نشانه های پرخاشگری، افسردگی و اضطراب دانشجویان صورت گرفت. بدین منظور 90 دانشجوی مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد اسـلامی واحد مهاباد به طور تصادفی و بـرابر در دو گروه آزمایشی و یک گـروه کنترل قرار گرفتند. گروههای آزمایشی فنون معنادرمانگـری و گشتالت درمـانگری را در 12 جلسه 1 ساعتی، هفته ای یک بار دریافت کردند. پرخاشگری، افسردگی و اضطراب دانشجویان با استفاده از فهرست تجدیدنظر شده نشانه های مرضی (فرم کوتاه؛ نجاریان و داودی، 1380) و مصاحبه تشخیصی براساس DSMIV-TR (2000)، پیش از درمان، پس از درمان و 6 ماه بعد از اتمام درمان ارزیابی شدند. هیچ تفاوت معناداری بین میانگین پیش آزمون سه گروه وجود نداشت. معنادرمانگری و گشتالت ـ درمانگری هر دو نشانه های پرخاشگری و اضطراب را کاهش دادند. کاهش نشانه ها در مرحله پیگیری نیز مشهود بود. معنادرمانگری و گشتالت ـ درمانگری در درمان اضطراب و پرخاشگری تفاوت معناداری نداشتند؛ اما معنادرمانگری در درمان افسردگی مؤثرتر از گشتالت درمانگری بود.
"
مقایسه میزان اثر بخشی مشاوره زناشویی به شیوه شناختی الیس، واقعیت درمانی گلاسرا و اختلاطی از آن دو در کاهش تعارض های زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میزان اثر بخشی مشاوره زناشویی به شیوه شناختی الیس، واقعیت درمانی گلاسرا و اختلاطی از آن دو در کاهش تعارض های زناشویی فرح بخش کیومرث,شفیع آبادی عبداله,احمدی سیداحمد,دلاور علی
یکی از مشکلات شایع در دنیای امروز تعارض ها و درگیری های زناشویی است که به دلیل اثرات مخرب آن مورد توجه مشاوران و روان درمانگران واقع شده به طوری که در این راستا نظریه های متعددی ارایه داده اند و پژوهشهای مختلفی صورت گرفته است. دو نظریه مشهور در زمینه مشاوره زناشویی نظریه درمان منطقی، عاطفی، رفتاری آلبرت الیس و نظریه واقعیت درمانی گلاسر است. هدف این پژوهش بررسی اثر بخشی زوج درمانی به شیوه درمان منطقی، رفتاری، واقعیت درمانی و اختلاطی از آن بر کاهش تعارض های زناشویی بوده است. آزمودنی ها از بین کسانی انتخاب شدند که به مراکز مشاوره خصوصی در شهر اصفهان، سازمان بهزیستی و دادگاه خانواده ارجاع داده شده بودند. چهل نفر از میان ارجاع شدگان به طور تصادفی انتخاب و به شیوه تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند، که یکی به عنوان گروه کنترل و سه تای دیگر به عنوان گروه آزمایش تعیین گردیدند. ابتدا پیش آزمون روی آنها اجرا شد، سپس سه روش مشاوره ای روی گروه های آزمایش اجرا گردید و در پایان پس آزمون اجرا شد. نتایج نشان داد به طور کلی هر سه روش زوج درمانی در کاهش تعارض های زناشویی موثر واقع شده اند و روش ترکیبی در مقایسه با روش زوج درمانی الیس تفاوت معنادار نشان می دهد به آن معنا که روش ترکیبی موثرتر از روش الیس می باشد، در حالی که موثرتر از روش گلاسر نمی باشد و تفاوت معناداری بین زوج درمانی به شیوه ترکیبی و گلاسر وجود ندارد به طور کلی نتایج نشان می دهد هر سه روش در کاهش تعارض موثر بوده است اما روش ترکیبی و گلاسر موثرتر از روش الیس می باشند.
رابطه هوش هیجانی و سبک های مقابله ای با سلامت عمومی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش هیجانی و سبک های مقابله ای با سلامت عمومی دانشجویان بود. به همین منظور 96 نفر از دانشجویان سال اول دانشگاه تربیت معلم (50 پسر و 46 دختر) به شیوه تصادفی انتخاب و پرسشنامه های هوش هیجانی شات، مقابله با موقعیت های استرس زا و سلامت عمومی را تکمیل نمودند. داده های پژوهش با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بررسی نشان داد که هوش هیجانی و سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه معنا داری با سلامت عمومی دارند. همچنین نتایج تحللی رگرسیون نشان داد که از میان مولفه های هوش هیجانی، مولفه بهره برداری از هیجان به طور مثبت و از میان سبک های مقابله ای سبک مقابله هیجان مدار به طور معکوس سلامت عمومی را در دانشجویان پیش بینی می کنند. این دو متغیر در مجموع %22 واریانس سلامت عمومی را پیش بینی می کنند ولی ضریب اثر سبک مقابله هیجان مدار بیشتر از هوش هیجانی بود. این یافته ها می توانند در تکوین و رشد رویکردهای آموزشی و بالینی سودمند واقع شود. با توجه به نقش مهم مهارتهای مقابله ای و هوش هیجانی در سلامت عمومی می توان با طراحی و اجرای برنامه های آموزشی موثر به تقویت این عناصر کمک نمود.
بررسی ارتباط هوش هیجانی، سبک اسناد و خودکارآمدی با رضایت از زندگی در زنان شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین ارتباط هوش هیجانی، سبک های اسنادات و خودکارآمدی با رضایت از زندگی در زنان شاغل شهرستان بجنورد بود. جامعه این پژوهش کلیه زنان شاغل 30 تا 40 ساله ای بود که به طور تمام وقت در بخش دولتی شهرستان بجنورد در سال 1384 مشغول به کار بودند که از میان آنان، نمونه ای به حجم 120 نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های هوش هیجانی، خودکارآمدی، سبک های اسنادات و رضایت از زندگی استفاده شد. یافته ها نشان داد: بین هوش هیجانی و خودکارآمدی با رضایت از زندگی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. بین سبک های اسنادات و رضایت از زندگی رابطه معنی داری دیده نشد. نتایج رگرسیون نشان داد که خودکارآمدی توان پیش بینی رضایت از زندگی را دارد.
شیوع رفتار خود آسیبی عمدی و رابطه آن با احساس تنهایی و سبک دلبستگی در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتار خود آسیبی یکی از رفتارهای شایع به خصوص در دختران نوجوان است. پژوهش حاضر شیوع رفتارهای خود آسیبی و رابطه آن را با احساس تنهایی و سبک دلبستگی دانش آموزان دختر پایه دوم و سوم متوسطه شهر تهران بررسی کرده است. آزمودنی ها 350 دختردانش آموز بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل سبک دلبستگی (کولینز و رید ،1990)،پرسشنامه خود آسیبی عمدی (گراتز، 2001) و پرسشنامه احساس تنهایی (راسل، 1998) بودند. پژوهش حاضر از نوع زمینه یابی و همبستگی بوده ودر تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی، ضریب همبستگی آنالیز رگرسیونی لجستیک و کای دو استفاده شد. نتایج نشان داد که9/17درصد دختران دانش آموز مورد بررسی در سال گذشته حداقل یک بار و 1/11درصد آن ها بیش از یک بار اقدام به رفتارهای خود آسیبی کرده اند. همچنین، سبک دلبستگی و احساس تنهایی با رفتارهای خودآسیبی در دختران دانش آموز همبستگی مثبت معناداری داشت. همچنین آنالیز رگرسیون لجستیک به شیوه گام به گام نشان داد که سبک دلبستگی ایمن و احساس تنهایی بیش ترین نقش را در پیش بینی رفتارهای خود آسیبی دانش آموزان دارد. نتایج این پژوهش در طرح ریزی برنامه های پیشگیری از رفتارهای عمدی خود آسیبی نوجوانان اهمیت ویژه ای داشته و در ارتقاء مداخلات درمانی به روان شناسان و مشاوران یاری می رساند.
اثربخشی درمان یکپارچه توحیدی بر مولفه های شخصیتی و بالینی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
درمان یکپارچه توحیدی، یکی از رویکردهای درمانی است که ضمن اصل قرار دادن معنویت، به دنبال آن است که با یکپارچه سازی شخصیت و وحدت بخشیدن به آن در سایه توحید، زمینه انجام جرم و ارتکاب مجدد آن را از بین ببرد و راهی برای بازگشت سعادتمندانه مجرمان به جامعه فراهم آورد.
در این تحقیق، اثربخشی درمان یکپارچه توحیدی بر مؤلفه های شخصیت و بالینی مددجویان زندان مرکزی قم بررسی شده است. جامعه آماری، از میان 112 نفری که مراحل درمان را پشت سرگذاشته اند، 42 نفر به صورت تصادفی برگزیده شدند و نتایج پیش آزمون و پس آزمون حاصل از اجرای پرسش نامه تحلیل بالینی کتل، در این افراد مقایسه شد.
در پنج مورد از مؤلفه های شخصیت، یعنی ثبات عاطفی، سازگاری، جسارت، ناایمنی روانی و اضطراب، و همچنین ده مورد از مؤلفه های بالینی یعنی خود بیمارانگاری، افسردگی با افکار خودتخریبی، افسردگی همراه با اضطراب، افسردگی با کمبود انرژی، احساس گناه و رنجش، بی حوصلگی و گوشه گیری، پارانویا، اسکیزوفرنیا، ضعف روانی، و بی کفایتی روانی، این روش درمانی اثربخشی معناداری داشته است.
مقایسه رابطه بین انواع سبک های تفکر با میزان یادگیری مبانی فناوری اطلاعات و ارتباطات در میان دانش آموزان دختر و پسر مدارس فنی و حرفه ای شهرستان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف از اجرای این پژوهش بررسی رابطه سبک های تفکر با میزان یادگیری مبانی فناوری اطلاعات وارتباطات در میان دانش آموزان دختر وپسر مدارس فنی و حرفه ای شهرستان تهران است جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان سال دوم هنرستانهای فنی وحرفه ای شهرستان تهران تشکیل می دادند. و نمونه آماری آن 250 نفر است، که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش دو پرسشنامه سبک های تفکر(استرنبرگ) و پرسشنامه معلم ساخته مهارتهای فناوری اطلاعات وارتباطات بود. داده های پژوهش با استفاده از آمارتوصیفی و آمار استنباطی (رگرسیون گام به گام) تحلیل شد و نتایج نشان داد که :بین سه متغیر پیش بین سبک های تفکر اجرایی، قضایی و قانونگذرانه با میزان یادگیری مبانی فناوری اطلاعات وارتباطات رابطه معنی داری وجود دارد واین سه متغیر قدرت پیش بینی متغیرملاک را دارند.ضریب همبستگی بین سبک تفکر اجرایی با میزان یادگیری مبانی فناوری اطلاعات وارتباطات در سطح 05/ 0 منفی و معنی دار بود. بین سبک تفکر قضایی و قانون گذارانه با میزان یادگیری مبانی فناوری اطلاعات وارتباطات رابطه مثبت و معنی دار در سطح 01/0 وجود دارد.رابطه سبک های تفکر با میزان یادگیری مبانی فناوری اطلاعات وارتباطات برحسب جنسیت معنادار نیست.
"
رابطه پردازش پس رویدادی و اجتناب شناختی با اضطراب اجتماعی در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی رابطه پردازش پس رویدادی و اجتناب شناختی با اضطراب اجتماعی در دانشجویان است.
روش: جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویانی می باشند که در نیمسال اول سال تحصیلی 88-87 مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای 400 دانشجو (221 دختر و 179 پسر) انتخاب شدند و به پرسشنامه پردازش پس رویدادی، پرسشنامه اجتناب شناختی و مقیاس انواع واکنش هراس پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون گام به گام و برنامه SPSS نسخه 16 تحلیل شدند.
یافته ها: بین پردازش پس رویدادی و اضطراب اجتماعی در کل دانشجویان همبستگی معنادار وجود دارد. هم چنین بین فرونشانی فکر، جانشینی فکر و تبدیل تصورات به افکار و اضطراب اجتماعی در کل دانشجویان همبستگی بالایی وجود دارد اما بین حواس پرتی و اجتناب از محرکتهدیدکننده و اضطراب اجتماعی همبستگی معنادار نبود. متغیر های پردازش پس رویدادی و جانشینی فکر بهترین پیش بینی کننده های اضطراب اجتماعی محسوب می شوند به طوری که 19 درصد واریانس اضطراب اجتماعی توسط این متغیر ها قابل تبیین می باشند.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که مبتلایان به اضطراب اجتماعی در قبال رویدادهای محیطی به پردازش شناختی می پردازند و این پردازش پس رویدادی آن ها را به سوی اجتناب بیشتر از محیط اجتماعی سوق می دهدو تداوم اضطراب اجتماعی را پیش بینی می کند. افزایش آگاهی و استفاده از درمان های شناختی به در مان اضطراب اجتماعی و بهبود عملکرد اجتماعی آن ها کمکمی کند.