مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
۸.
سبکهای تفکر
حوزههای تخصصی:
"هدف از اجرای این پژوهش بررسی رابطه سبک های تفکر با میزان یادگیری مبانی فناوری اطلاعات وارتباطات در میان دانش آموزان دختر وپسر مدارس فنی و حرفه ای شهرستان تهران است جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان سال دوم هنرستانهای فنی وحرفه ای شهرستان تهران تشکیل می دادند. و نمونه آماری آن 250 نفر است، که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش دو پرسشنامه سبک های تفکر(استرنبرگ) و پرسشنامه معلم ساخته مهارتهای فناوری اطلاعات وارتباطات بود. داده های پژوهش با استفاده از آمارتوصیفی و آمار استنباطی (رگرسیون گام به گام) تحلیل شد و نتایج نشان داد که :بین سه متغیر پیش بین سبک های تفکر اجرایی، قضایی و قانونگذرانه با میزان یادگیری مبانی فناوری اطلاعات وارتباطات رابطه معنی داری وجود دارد واین سه متغیر قدرت پیش بینی متغیرملاک را دارند.ضریب همبستگی بین سبک تفکر اجرایی با میزان یادگیری مبانی فناوری اطلاعات وارتباطات در سطح 05/ 0 منفی و معنی دار بود. بین سبک تفکر قضایی و قانون گذارانه با میزان یادگیری مبانی فناوری اطلاعات وارتباطات رابطه مثبت و معنی دار در سطح 01/0 وجود دارد.رابطه سبک های تفکر با میزان یادگیری مبانی فناوری اطلاعات وارتباطات برحسب جنسیت معنادار نیست.
"
نقش رگههای شخصیت و سبکهای تفکر بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان
حوزههای تخصصی:
"
هدف این تحقیق، بررسی نقش رگههای شخصیت و سبکهای تفکر بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان بود. در نمونهای متشکل از 419 آزمودنی (214 پسر و 205 دختر) فرم کوتاه پرسشنامه پنج عاملی و پرسشنامه سبکهای تفکر اجرا شد. همچنین برای متغیر پیشرفت تحصیلی دانشجویان، میانگین کل نمرههای آنها از طریق دانشگاه مورد مطالعه، جمعآوری شد. با استفاده از تحلیل مسیر، آثار مستقیم و غیرمستقیم رگههای شخصیت بر سبکهای تفکر و پیشرفت تحصیلی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان دادند که گشودگی بر سبک تفکر قضایی، کلی، آزاد اندیش و محافظهکار؛ روان آزردهواری بر سبک تفکر اجرایی، جزیی و محافظهکار؛ وظیفهشناسی بر سبک تفکر قانونی و سلسله مراتبی؛ برونگرایی بر سبک تفکر کلی، آزاد اندیش، سلسله مراتبی و بیرونی دارای اثری مثبت و معنادار بودند (تنها اثر عامل گشودگی بر سبک تفکر محافظهکار منفی و معنادار بدست آمد). اثر غیرمستقیم عامل گشودگی از طریق سبک تفکر قضایی؛ عامل روان آزردهواری از طریق سبک تفکر اجرایی؛ عامل وظیفهشناسی از طریق سبک تفکر قانونی؛ عامل گشودگی و برونگرایی از طریق سبک تفکر کلی و آزادمنشانه؛ عامل روان آزردهواری و گشودگی از طریق سبک تفکر محافظهکاری؛ عامل درونگرایی و وظیفهشناسی از طریق سبک تفکر سلسله مراتبی؛ عامل برونگرایی از طریق سبک تفکر بیرونی بر پیشرفت تحصیلی اثری معنادار نشان دادند. در مجموع نتایج پژوهش حاضر مؤید این است که توجه به نقش عوامل درون فردی رگههای شخصیت و سبکهای تفکر در مطالعه پیشرفت تحصیلی ضروری است. پیامدهای کاربردی یافتهها برای معلمان بحث شده است.
"
کارکرد سبکهای تفکر و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی در بین دانشجویان دانشکده های فنی مهندسی و روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش مقایسه کارکرد سبکهای تفکر و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی در بین دانشجویان دانشکده فنی ـ مهندسی و روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران بود. نمونه مورد مطالعه 288 دانشجو (146 نفر فنی ـ مهندسی و 142 نفر روان شناسی و علوم تربیتی) بود که دانشجویان رشته روان شناسی و علوم تربیتی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و دانشجویان رشته فنی ـ مهندسی از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. یافته ها از طریق پرسشنامه سبکهای تفکر استرنبرگ و واگنر و پرسشنامه خودگزارشی پیشرفت تحصیلی جمع آوری و سپس از طریق روشهای آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه وt مستقل تحلیل شد. برای روایی پرسشنامه از نظر متخصصان و برای پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد. که مقدار آن 75/0 به دست آمد. نتایج به دست آمده نشان داد که در سبک تفکر اجرایی دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی و در سبک تفکر قانونگذارانه، دانشجویان دانشکده های فنی ـ مهندسی بالاتر بودند و در سبک تفکر قضایی تفاوتی بین آنان وجود نداشت. همچنین سبک تفکر اجرایی در بین دانشجویان دانشکده های فنی ـ مهندسی و سبک تفکر قانونگذارانه در بین دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی بیشترین قدرت پیش بینی پیشرفت تحصیلی را داشته اند و اینکه در سبک تفکر اجرایی و قضایی بین دانشجویان پسر و دختر دانشکده های فنی ـ مهندسی تفاوت معناداری وجود داشت و در سبک اجرایی دختران و در سبک قضایی پسران بالاتر قرار داشتند و در سبک تفکر قانونگذارانه، دانشجویان پسر دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی بالاتر از دختران قرار داشتند.
بررسی نقش سبکهای تفکر در نگرش و رفتار محیط زیستی دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحرانهای محیط زیستی ایران یکی از شدیدترین بحرانهای محیط زیستی در جهان شناخته شده است. بخش اساسی این بحرانها به سبب نبود آگاهیهای لازم درباره حفاظت از محیط زیست و ارتباط انسان با طبیعت است که در واقع نوعی مشکل فرهنگی به شمار می آید. از این رو نیازمند عزم ملی و بین المللی برای فرهنگ سازی درباره حفاظت از محیط زیست در میان اقشار گوناگون جامعه، به ویژه دانش آموزان هستیم. پژوهش حاضر به منظور تعیین رابطه سبکهای تفکر با نگرش و رفتار محیط زیستی بر اساس تفاوت در جنسیت انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش تمام دبیرستانهای شهر تهران در سال 94-1393 است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 375 نفر بوده که از میان دانش آموزان دبیرستانی شهر تهران به روش تصادفی انتخاب شده است. شرکت کنندگان پرسشنامه سبکهای تفکر استرنبرگ– واگنر و پرسشنامه محقق ساخته نگرش و رفتار زیست محیطی را پاسخ داده اند. داده های پژوهش با روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و تحلیل واریانس مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهند که میان سبکهای تفکر و نگرش محیط زیستی رابطه معنادار وجود دارد، اما میان سبکهای تفکر و رفتار محیط زیستی رابطه معنادار وجود ندارد. همچنین براساس بررسی همبستگی میان جنسیت دانش آموزان و رابطه سبکهای تفکر با نگرش و رفتار محیط زیستی، هیچ گونه ارتباط معناداری میان آنها مشاهده نشد. با چنین مطالعاتی می توان عوامل مؤثر بر گرایشهای انسان را در حفاظت از محیط زیست شناسایی کرد و برای تغییر دادن رفتارهای مخرب و تشویق کردن به رفتارهای مناسب محیط زیستی راه حلهایی را پیشنهاد داد.
رابطه سبک های تفکر و هوش فرهنگی دبیران مدارس مقطع متوسطه شهرستان نقده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبکهای تفکر با هوش فرهنگی دبیران ، در مدارس مقطع متوسطه شهرستان نقده انجام شده است. با استفاده از روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی 145 دبیر با توجه به جنسیت به صورت طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه به طور تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش، از دو پرسشنامه استاندارد سبکهای تفکر استرنبرگ و واگنر و هوش فرهنگی آنگ و همکاران استفاده شده است. برای سنجش میزان پایایی از از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که برای پرسشنامه سبکهای تفکر 94/0α = و هوش فرهنگی861/0α = به دست آمد. داده ها پس از جمع آوری بر اساس فرضیه های پژوهش و با استفاده از تحلیل مانوا و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین مؤلفه های سبکهای تفکر با کل ابعاد هوش فرهنگی، رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. علاوه بر این، سبکهای تفکر قضایی، سلسله مراتبی، کلی نگر و آزاد اندیش نیز می تواند به طور مثبت و معنی داری، عامل فراشناختی، شناختی، انگیزشی و رفتاری را پیش بینی کند.
بررسی رابطه سبک تفکر بخشهای چهارگانه مغزی با مهارتهای مدیران در دانشگاه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سبکهای تفکر چهار بخش مغز بوده است. روش:روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و از حیث هدف، کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران دانشگاه پیام نور است که نمونه گیری بر اساس روش تمام شماری برابر با 158 نفر می باشد. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه سنجش تسلط بخشهای مغزی هرمنبا 60 گویه و پرسشنامه سنجش مهارتهای مدیران با 24 گویه است که ضریب پایایی آنها به ترتیب با روش آلفای کرونباخ 81/0 و 84/0 در حد مطلوب به دست آمد. یافته ها:تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل رگرسیون گام به گام انجام شد. اهمّ یافته ها نشان می دهد که بین تسلط سبک تفکر تحلیلی یک چهارم مغزی الف و مهارتهای مدیران، رابطه مثبت و معنادار وجود دارد؛ بین سبک تفکر بین فردی یک چهارم مغزی ج و مهارتهای مدیران، رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و بین سبک تفکر خلاق یک چهارم مغزی د با مهارتهای مدیران، رابطه مثبت و معنادار وجود دارد؛ ولی بین سبک تفکر با توالی یک چهارم مغزی ب با مهارت مدیران، رابطه وجود ندارد. نتیجه گیری:نتایج به دست آمده نشان می دهد که رابطه معناداری بین تسلط سبک تفکر تحلیلی یک چهارم مغزی الف، تسلط سبک تفکر بین فردی یک چهارم مغزی ج و بین تسلط سبک تفکر خلاق یک چهارم مغزی د و مهارتهای مدیران وجود دارد، به طوری که هر چه سبک تفکر بخشهای مغزی الف، ج و د غالب باشد، مهارتهای مدیران بهبود خواهد یافت؛ ولی بین سبک تفکر با توالی یک چهارم مغزی ب و مهارت مدیران رابطه وجود ندارد.
نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و عزت نفس در رابطه بین سبک های تفکر و اضطراب امتحان دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و عزت نفس در رابطه بین سبک های تفکر و اضطراب امتحان دانش آموزان انجام گرفت. روش پژوهش همبستگی بود. تمامی دانش آموزان دختر پایه یازدهم دوره متوسطه دوم تبریز که در سال تحصیلی 99-1398 به تحصیل مشغول بودند، جامعه آماری پژوهش حاضر را تشکیل دادند. نمونه مورد مطالعه 430 دانش آموز بود که به روش خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه های اضطراب امتحان ابولقاسمی و همکاران (1388)، خودکارآمدی تحصیلی میجلی و همکاران (2000)، سبک تفکر استرنبرگ و واگنر (1992) و مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965) بودند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد روابط مستقیم روابط مستقیم خودکارآمدی، عزت نفس و سبک تفکر آزاداندیش، اجرایی، برون نگر و جزئی نگر بر اضطراب امتحان دانش آموزان معنادار است (05 / 0>P). سبک های تفکر تفکر اجرایی، آزاداندیش، برون نگر و کلی نگر با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی، بر اضطراب امتحان دانش آموزان اثر غیر مستقیم دارند (05 / 0>P). سبک تفکر اجرایی، جزئی نگر، قانون گذار و کلی نگر با میانجی گری عزت نفس، بر اضطراب امتحان دانش آموزان اثر غیر مستقیم دارند (05 / 0>P). مدل پژوهش دارای برازش بوده و تأیید شد. نتایج پژوهش روابط مستقیم و غیر مستقیم خودکارآمدی تحصیلی، عزت نفس و سبک های تفکر را با اضطراب امتحان دانش آموزان تأیید کرد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر معلمان و مشاوران مدارس می توانند با ارتقای خودکارآمدی تحصیلی و تقویت سبک های تفکر انتزاعی، عینی اضطراب امتحان دانش آموزان را کاهش دهند.
بررسی رابطه بین کارکرد سبکهای تفکر و پیشرفت تحصیلی میان دانشجویان دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه تهران
منبع:
آموزش مهندسی ایران سال ۱۲ پاییز ۱۳۸۹ شماره ۴۷
49 - 61
هدف از اجرای این پژوهش بررسی رابطه بین کارکرد سبکهای تفکر و پیشرفت تحصیلی میان دانشجویان دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه تهران بوده و تفاوتهای جنسیتی نیز در کارکرد سبکهای تفکر مورد مطالعه قرار گرفته است. نمونه مورد مطالعه شامل 146 دانشجو(74 مرد و 72 زن) بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. یافته ها از طریق پرسشنامه سبکهای تفکر استرنبرگ و واگنر و فرم خود گزارشی پیشرفت تحصیلی جمع آوری و سپس، از طریق روش آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و T مستقل تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بین کارکرد سبکهای تفکر و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج به دست آمده حاکی از این بود که فقط در سبک تفکر اجرایی پیشرفت تحصیلی تبیین شد و در سبک تفکر اجرایی زنان و در سبک تفکر قضایی مردان به طور معناداری در سطح بالاتری قرار داشتند.