روان – عصب – ایمنی شناسی – به حوزه بین رشته ای جدیدی اطلاق شود که در آن تعامل عوامل روان شناختی با وضعیت های عصب شناختی و ایمنی شناختی مورد مطالعه قرار می گیرد. مطالعات نشان می دهند که شرایط سو روان شناختی (مثلا تنیدگی های مزمن) یا هیجان های منفی با میانجی های عصب شناختی، هورمونی و ایمنی شناختی می توانند، آسیب پذیری جسمانی آزمودنیها را در مقابل آسیب زاهای محیطی افزایش دهند. در این تحقیق به منظور بررسی اثر بازی های رایانه ای و هیجان های متعاقب آنها بر مقادیر کورتیزول صبحگاهی و شامگاهی 16 دانش آموز سال دوم راهنمایی با میانگین سنی 12.6 سال از یک مدرسه راهنمایی نمونه شبانه روزی به صورت تصادفی انتخاب شدند و به روش جایگزینی تصادفی در قالب طرح سولومون، در چهار گروه قرار گرفتند. دو گروه آزمایشی، 27 روز و هر روز به مدت شصت دقیقه به بازی های رایانه ای مختلف پرداختند. نمونه های خون صبحگاهی و شامگاهی، در آغاز و پایان مطالعه، بر اساس طرح سولومون، از آزمودنی ها گرفته شد و نتایج با استفاده از روش تحلیل واریانس بررسی شدند. یافته های ما نشان داد که بازی های رایانه ای به طور معنادار، کورتیزول صبحگاهی (P=0.01) و کورتیزول شامگانی (P<0.05) را افزایش می دهد. با توجه به تغییرات روانی فیزیولوژیک ارگانیزم تحت هیجان و آثار ضعیف ساز هورمون کورتیزول بر نظام ایمنی بدن، این نتایج می توانند یافته مهمی در مقوله مطالعات تنیدگی – بیماری و حوزه های مشابه باشند
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر حمایت اجتماعی غیررسمی بر سلامت روان مادران با کودکان دارای اختلال طیف اتیسم بود. روش: 94 تن از مادران دارای کودکی با تشخیص اتیسم 5 تا 12 سال که در مراکز آموزشی و توان بخشی ویژه کودکان اتیسم در شهرهای اصفهان و شهرکرد آموزش می دیدند، پرسش نامه های سلامت روان عمومی و حمایت اجتماعی زیمت و همکاران را پر کردند. مدل معادله ساختاری برای تحلیل داده ها در نرم افزار آموس-18 استفاده شد. یافته ها: مدل پیشنهادی در شاخص های کلی مطلق، تطبیقی و مقتصد از برازش خوبی برخوردار بود. بر اساس شاخص های برازش مدل، حمایت اجتماعی غیررسمی تأثیر مستقیم معناداری بر سلامت روان مادران این کودکان داشت. مادرانی که احساس حمایت بیشتری داشتند، مشکلات کمتری در سلامت روان خود گزارش کردند و این مدل 40% تغییرات فردی در سلامت روان مادران را تبیین کرد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش برنامه های آموزشی برای آموزش مادران کودکان اتیسم جهت جلب توجه آنها به استفاده از حمایت های غیررسمی پیرامونشان و نیز آموزش عموم افراد برای ارائه حمایت های اجتماعی خود به خانواده های با کودکان اتیسم به منظور بالا بردن سطح سلامت روان مادران توصیه می شود.
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه سرسختی روان شناختی و سبک های مقابله با فشار روانی بین افراد معتاد و عادی در شهر رشت بود. روش: روش این پژوهش از نوع علی مقایسه ای بوده است. برای نمونه گیری یکصد نفر معتاد با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و یکصد نفر غیر معتاد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های دیدگاه های شخصی کوباسا و سبک های مقابله با فشار روانی موس و بلینگز در میان هر دو گروه اجرا شد. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری، t مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین سرسختی روان شناختی و سبک مقابله متمرکز بر هیجان در افراد معتاد و عادی تفاوت معنی داری وجود دارد، ولی از نظر به کارگیری سبک متمرکز بر مسأله تفاوت معنی داری بین دو گروه بدست نیامد. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که سرسختی روان شناختی می تواند پیش بینی کننده معناداری برای سبک متمرکز بر هیجان باشد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نقش مهم برخی از خصیصه های شخصیتی مانند سرسختی روان شناختی و سبک های مقابله با فشار روانی در افراد را نشان می دهد که می توانند با گرایش به اعتیاد و سوء مصرف مواد رابطه داشته باشند.
اصطلاح آتاکسی زمانی عنوان میگردد که اختلال در کنترل وضعیت و حرکت بوجود آید. این کنترل توسط مخچه و سیستمهای دریافت کننده آن از لب فرونتال و ستون خلفی نخاع صورت میگیرد. تظاهر اولیه معمولاً اختلال راه رفتن و عدم کنترل در راه رفتن که به صورت با فاصله راه رفتن و تلوتلو خوردن بروز مینماید. آتاکسی حاد به آتاکسی گفته میشود که به طور ناگهانی اتفاق افتاده باشد. با توجه به آنکه آتاکسی حاد یکی از علل شایع مراجعه به مراکز اعصاب کودکان میباشد و تا به حال بررسی در این مورد در ایران صورت نگرفته است برآن شدیم تا این تحقیق را انجام دهیم. لذا از مهر 80 تا مهر 82 تمام کودکانی که با شکایت اختلال تعادل در راه رفتن به طور ناگهانی، به بخش اعصاب کودکان بیمارستان مفید مراجعه نمودند را مورد معاینه قرار داده و از بین آنها 100 مورد آتاکسی حاد تشخیص و مورد مطالعه قرار گرفت. در مورد بیماران بستری و آزمایشات و تصویربرداری لازم به عمل آمد. سپس نتایج بدست آمده در پرسشنامه ای جمع آوری و اطلاعات استخراج گردید. در نتایج بدست آمده شایعترین علت، آتاکسی حاد مخچه ای مشاهده شد که در تمامی این کودکان با یک عفونت تب دار قبلی همراه بوده است. در اکثریت موارد عفونت قبلی آبله مرغان گزارش گردید، یک مورد مننگوانسفالیت اریونی و یک مورد آنسفالیت هرپسی نیز مشاهده شد پس از آن علت مسمومیت دارویی با بیشترین طیف سنی کودکان (4-2 سال) قرار داشت. و بدنبال آن به ترتیب علل پلی نوروپاتی عفونی، میگرن، اپسوکلونوس مایوکلونوس، تومور مغزی، A.D.E.M، M.S. قرار داشتند.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان گروهی کوتاه مدت فعال سازی رفتاری بر علائم افسردگی، اضطراب و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به افسردگی و اضطراب می باشد.
روش: در یک طرح شبه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون توأم با گروه کنترل، تعداد 27 نفر از دانشجویان مبتلا به افسردگی و اضطراب پس از ارزیابی بالینی اولیه و احراز شرایط پژوهش، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه درمان فعال سازی رفتاری (13 نفر؛ 8 نفر دختر و 5 نفر پسر) و یا کنترل (14 نفر؛ 8 نفر دختر و 6 نفر پسر) گماشته شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه درمان هفتگی فعال سازی رفتاری را دریافت داشت. تمام شرکت کنندگان پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه اضطراب بک و مقیاس پاسخ نشخوارگونه را به عنوان ابزارهای پژوهش، درسه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه تکمیل کردند. داده ها به کمک روش آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج حاصل از آزمون مانکووا نشان داد که درمان فعال سازی رفتاری اثر معنی داری بر کاهش علائم افسردگی، اضطراب و نشخوار فکری دارد. نتایج به دست آمده، در مرحله پیگیری 2 ماهه نیزحفظ شده بودند.
نتیجه گیری: درمان کوتاه مدت فعال سازی رفتاری در بهبود علایم افسردگی و اضطراب و نیز کاهش نشخوار فکری در دانشجویان تأثیر قابل توجهی دارد.
این پژوهش به بررسی رابطه کارایی خانواده و سلامت عمومی فرزندان می پردازد. متغیرهای مورد پژوهش عبارتند از: کارایی خانواده و خرده مقیاس های آن (حل مساله، ارتباط، نقش ها، آمیزش عاطفی، همراهی عاطفی و کنترل رفتاری) و نیز سلامت عمومی و خرده مقیاس های آن (علایم جسمانی، کارکرد اجتماعی، اضطراب و افسردگی). نمونه پژوهش 470 نفر از دانشجویان پسر مقطع کارشناسی 19 تا 25 ساله می باشند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده با استفاده از دو پرسشنامه ابزار سنجش خانواده «F.A.D» و پرسشنامه سلامت عمومی«G.H.Q» مورد ارزیابی قرار گرفتند. روش تحقیق همبستگی است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
محاسبه ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمرات F.A.D و G.H.Qرابطه مستقیم و معناداری درسطح001/0p< وجود دارد. همچنین یافته های دیگر این پژوهش نشان داد که رابطه کارایی خانواده و سلامت عمومی با وضعیت اقتصادی و وضعیت زندگی والدین در سطح 001/0p< معنادار بوده است.
زمینه: امروزه ضرورت پرداختن به شایستگی اجتماعی دانش آموزان کم توان ذهنی امری ضروری به نظر می رسد. آموزش برنامه تربیت بدنی در این راستا در جهت ارتقای شایستگی اجتماعی می تواند نقشی موثر و مثبت ایفا کند. پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش برنامه تربیت بدنی بر بهبود شایستگی اجتماعی دانش آموزان کم توان ذهنی اجرا شد.
هدف پژوهش حاضر تعیین شایستگی و ابعاد کانون ارزیابی از طریق تحلیل شغل و فراهم سازی سازگاری در قضاوت ارزیابان و همچنین تعیین رابطه پیچیدگی شغل و ابعاد کانون ارزیابی است. تعداد 200 نفر از مدیران سازمان ها و کارشناسان روانشناسی صنعتی و سازمانی در این پژوهش شرکت داشتند. پرسشنامه تحلیل سمت مدیریتی و حرفه ای (PMPQ) بر روی مدیران اجرا و زیرمقیاس پیچیدگی شغل به عنوان ابعادی که در شایستگی مدیران نقش برجسته دارند در پژوهش مدنظر قرار گرفت. سپس ارزیاب ها با استفاده از تمرین های شبیه سازی و آزمون های صنعتی فلانگان (FIT)، مدیران را در ابعاد یا شایستگی ها مورد ارزیابی قرار دادند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی ارزیاب ها 6 طبقه شامل 22 بعد شایستگی را نشان داد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز برای هر یک از ارزیاب ها به طور مستقل انجام شد که دلالت بر مطلوب بودن الگوی 6 عاملی داشت. همچنین رابطه بین پیچیدگی شغل در پرسشنامه تحلیل سمت مدیریتی و حرفه ای با شایستگی های به دست آمده متناظر در سطح بالا بود. این یافته ها نشان می دهد که تحلیل شغل در کانون های ارزیابی هم در جهت اعتباربخشی به یافته ها و هم در جهت تعیین ابعاد شایستگی ها اهمیت دارد. بنابراین از کانون ارزیابی و تحلیل شغل می توان در شناسایی و سنجش شایستگی های مدیریتی استفاده نمود.
" هدف: بیماریهای عروقی مغز از جمله مهمترین و شایعترین بیماریهایی می باشند که بر سیستم شنیداری مرکزی اثر می گذارند. در پژوهش حاضر سعی گردیده است تا وضعیت توجه شنیداری (انتخابی و تقسیم شده) بیماران مبتلا به سکته مغزی 75-40 ساله که هیچگونه شکایتی از شنوایی خود نداشتند، بررسی شده و با افراد هنجار مقایسه گردد.
روش بررسی: مطالعه مقطعی مقایسه ای حاضر، روی 15 بیمار مبتلا به سکته مغزی با جنسیت مذکر و رده سنی 75-40 سال که با نمونه گیری هدفمند و غیر احتمالی گزینش و 15 فرد هنجار که با بیماران جور شده بودند انجام گرفت. بیماران مذکور به دو گروه تقسیم شدند: 6 بیمار با ضایعه در نیمکره چپ و 9 بیمار با ضایعه در نیمکره راست. سپس به منظور بررسی توجه انتخابی شنیداری و توجه تقسیم شده شنیداری به ترتیب از آزمونهای جملات رقابتی و اعداد دایکوتیک در نسخه های اصلاح شده فارسی استفاده گردید.
یافته ها: میانگین امتیاز آزمون جملات رقابتی در هر دو گوش بیماران مبتلا به سکته مغزی با میانگین امتیاز این آزمون در هر دو گوش افراد هنجار در برخی از موارد، اختلاف معنا داری داشت (P<0.05). میانگین امتیاز آزمون اعداد دایکوتیک در هر دو گوش بیماران مبتلا به سکته مغزی با میانگین امتیاز این آزمون در هر دو گوش افراد هنجار در عمده موارد اختلاف معنا داری داشت (P<0.05).
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، توجه انتخابی شنیداری در مواردی اندک و در مقابل توجه تقسیم شده شنیداری در عمده موارد تحت تاثیر سکته مغزی قرار می گیرند. بیماران مبتلا به سکته مغزی که شواهدی از زبان پریشی در آنها مشاهده نمی شود، اختلالاتی در روند پردازش شنیداری مرکزی آنها آشکار می گردد. به عبارت دیگر، کم شنوایی مخفی این دسته از بیماران در قالب اختلالات توجه شنیداری نمود می یابد. "
"هدف این پژوهش تعیین سهم هر یک از عوامل وضعیت اشتغال، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات، شدت معلولیت و جنس در پیشبینی سلامت روانی معلولان جسمی شهر اصفهان بود. نمونه پژوهش 100 نفر از اعضای جامعه معلولان شهر اصفهان بود که بهطور تصادفی انتخاب شدند. برای اندازهگیری سلامت روانی آزمودنیها از فرم 28 سؤالی پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که وضعیت اشتغال میزان سلامت روانی معلولان جسمی را بهطور معناداری پیشبینی میکند (006/0 = P) و افزودن متغیر وضعیت تاهل به متغیر وضعیت اشتغال قدرت پیشبینی سلامت روانی آنها را بهطور معناداری افزایش میدهد (003/0 = P)؛ اما اضافه کردن هر یک از متغیرهای سطح تحصیلات، شدت معلولیت و جنس به متغیرهای وضعیت اشتغال و وضعیت تاهل نمیتواند قدرت پیشبینی سلامت روانی معلولان جسمی را بهطور معناداری افزایش دهد.
"
یکی از مهم ترین مشکلات کودکان اتیستیک مشکلات رفتاری این کودکان است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی موسیقی درمانی بر شدت و فراوانی رفتار های کلیشه ای، رفتارهای آسیب به خود و رفتارهای پرخاشگرانه ی کودکان اتیستیک بود. روش پژوهش آزمایشی دارای طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. آزمودنی های این پژوهش 24 کودک اتیستیک بودند که از بین 127 نفر از مراجعه کننده به مرکز اتیستیک اصفهان به صورت در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از نمره های آن ها در آزمون تشخیصی اتیستیک (گارز) همتا شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل گماشته شدند و سرانجام یکی از گروه ها به صورت تصادفی به عنوان گروه آزمایش انتخاب شد. مجموع جلسه های موسیقی درمانی که در هفته دو جلسه (یک جلسه فردی و یک جلسه ی گروهی) بر گزار می شد، 62 جلسه بود. داده های این پژوهش از طریق پرسشنامه ی مشکلات رفتاری جمع آوری شد و با استفاده از آزمون t تحلیل شد. نتایج نشان داد که موسیقی درمانی بر کاهش فراوانی رفتار خود آزاری اثر معناداری داشت (01/0P<). همچنین موسیقی درمانی اثر معناداری بر کاهش شدت رفتار خود آزاری، فراوانی و شدت رفتارهای کلیشه ای داشت (05/0P<). به نظر می رسد موسیقی درمانی می تواتد موجب کاهش مشکلات رفتاری کودکان اتیستیک شود و لازم است تمام مراکزی که به این کودکان خدمات ارائه می دهند از موسیقی درمانی برای کاهش مشکلات رفتاری کودکان اتیستیک استفاده کنند.