ترس بیش از حد، غیر واقعی، غیر قابل کنترل و مرضی از افراد، اشیا و موقعیت های خاص است.
اسطوره شناسی: فوبی منسوب به فوبوس (phobos) است که در اسطوره های یونانی، از فرشته های مذکر و تجسم ترس محسوب می شود.
در این پژوهش به بررسی تاثیر آموزش درک متقابل ماهیت جنسیتی بر تغییر نگرش دختران (18 الی 24 ساله) پرداخته شد. جامعه مورد تحقیق دانشجویان مرکز جهاددانشگاهی شهر شیراز بودند. در این تحقیق 30 دانشجو از افراد داوطلب که شرایط تحقیق را پذیرفته بودند، در دو گروه آزمایش و کنترل به روش تصادفی جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه «نگرش به نحوه انتخاب همسر» بود، که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای دو گروه اجرا شد. آموزش طی 8 جلسه دو ساعته برای گروه آزمایش ارایه شد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. نتایج نشان دهنده تاثیر آموزش (متغیر مستقل) بر نگرش افراد به نحوه انتخاب همسر (متغیر وابسته) بود.
هدف: در این مطالعه گروهی از بستگان درجه اول و سالم مبتلایان به اسکیزوفرنیا از نظر فراوانی باورهای هذیانی و ابعاد این باورها (میزان ناراحتی، اشتغال ذهنی به این باورها و اطمینان به آنها) بررسی و با دو گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و یک گروه شاهد سالم مقایسه شدند.
روش: برای انجام این تحقیق 25 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا، 35 نفر از اعضای درجه اول و سالم خانواده های این بیماران و 35 نفر از افرادی که سابقه هیچ گونه بیماری اعصاب و روان نداشتند (به عنوان گروه شاهد سالم) همکاری کردند. در این سه گروه، شیوع باورهای هذیانی و ابعاد آنها بر اساس پرسشنامه هذیان پیترز و همکاران (PDI-40)؛ و سلامت روان بر اساس پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) بررسی شد.
یافته ها: شیوع باورهای هذیانی در گروه افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا به طور معناداری بیشتر از دو گروه دیگر بود، ولی شیوع آن در دو گروه اعضای خانواده بیماران و جمعیت عادی تفاوت معناداری نداشت. در مورد شدت ابعاد باورهای سایکوتیک، در حالی که نمرات گروه مبتلایان به اسکیزوفرنیا بسیار بیشتر از گروه شاهد سالم بود، ولی با گروه خانواده بیماران تفاوت معناداری نداشت. در ضمن میزان اطمینان به افکار سایکوتیک در گروه خانواده بیماران بیشتر از گروه شاهد سالم بود.
نتیجه گیری: وجود باورهای هذیانی در افراد سالم خانواده بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و اطمینان بیشتر این افراد به این باورها (نسبت به گروه شاهد سالم) ممکن است وجود پیوستاری سایکوز را مطرح کند، هر چند تایید این موضوع نیازمند مطالعات بیشتر است.
اهداف: فرسودگی تحصیلی از مهم ترین مباحث قابل پژوهش در دانشگاه ها است و تشخیص متغیرهای پیش بینی کننده آن بسیار حایز اهمیت است. هدف این تحقیق، تعیین رابطه مستقیم و غیرمستقیم استرس ادراک شده، کمال گرایی و حمایت اجتماعی با فرسودگی تحصیلی و عملکرد تحصیلی در دانشجویان بود.
ابزار و روش ها: در این پژوهش غیرآزمایشی با طرح همبستگی، 200 دانشجوی مقطع علوم پایه رشته پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال تحصیلی 92-1391 به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس استرس ادراک شده و پرسش نامه های کمال گرایی، حمایت اجتماعی فیلیپس و فرسودگی تحصیلی بود. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS 20 و AMOS 16 انجام شد. برای ارزیابی مدل پیشنهادی، روش ضریب همبستگی و تحلیل مسیر مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: میانگین نمرات دانشجویان در استرس ادراک شده 13/6±46/25، در کمال گرایی سازگارانه 07/5±74/22، در کمال گرایی ناسازگارانه 61/5±22/17، در حمایت اجتماعی 76/3±54/18، در فرسودگی تحصیلی 29/10±70/40 و در عملکرد تحصیلی 40/1±10/16 بود. ضرایب همبستگی بین همه شاخص ها به جز رابطه کمال گرایی ناسازگارانه با عملکرد تحصیلی، معنی دار بود. اثر استاندارد استرس ادراک شده به فرسودگی تحصیلی از طریق حمایت اجتماعی معنی دار نبود (292/0=p) و اثر استاندارد استرس ادراک شده به عملکرد تحصیلی از طریق حمایت اجتماعی معنی دار بود (046/0=p).
نتیجه گیری: استرس ادراک شده با حمایت اجتماعی رابطه مستقیم منفی و با فرسودگی تحصیلی رابطه مستقیم مثبت دارد. حمایت اجتماعی این دانشجویان نیز با عملکرد تحصیلی رابطه مستقیم مثبت دارد. رابطه کمال گرایی ناسازگارانه با فرسودگی تحصیلی و همچنین رابطه کمال گرایی سازگارانه با عملکرد تحصیلی مستقیم مثبت است. رابطه استرس ادراک شده با عملکرد تحصیلی غیزمستقیم و از طریق حمایت اجتماعی است.
هدف: آزمون دایکوتیک حافظه شنوایی- کلامی، یکی از آزمون های موجود برای ارزیابی عملکرد حافظه شنوایی- کلامی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر جنسیت بر نتایج نسخه فارسی این آزمون است.
روش: در مطالعه مقطعی حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شد، نسخه فارسی آزمون دایکوتیک حافظه شنوایی- کلامی در 110 جوان (55 زن و 55 مرد) سالم راست دست با میانگین سنی 7/1±3/21 سال (محدوده سنی 18 تا 25 سال) اجرا و امتیازات دو گروه با استفاده از آزمون آماری t در نمونههای مستقل با یکدیگر مقایسه شد. بهعلاوه، توانایی یادآوری کلمات به صورت تابعی از جایگاه آنها در فهرست، با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره در دو گروه زنان و مردان مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: میانگین امتیازات زنان در آزمون دایکوتیک حافظه شنوایی- کلامی 0/1± 73/6 و میانگین امتیازات مردان 98/0±30/6 بهدست آمد. تحلیل آماری، بین میانگین امتیازات دو گروه در آزمون دایکوتیک حافظه شنوایی- کلامی، تفاوت معناداری نشان داد (025/0=p). بررسی «اثر سریال» حاکی از آن بود که بین زنان و مردان در یادآوری کلمات ابتدایی و انتهایی تفاوت معناداری وجود ندارد (بهترتیب، 188/0= pو 551/0=p)، اما توانایی دو گروه در یادآوری کلمات میانی، از نظر آماری به طور معنادار تفاوت داشت (005/0=p).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج بهدست آمده، نسخه فارسی آزمون دایکوتیک حافظه شنوایی- کلامی، تفاوت عملکرد حافظه در دو جنس را نشان می دهد که با نتایج اکثر آزمون های این نوع حافظه مشابه است.
هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل رابطه سبک های تفکر با بهزیستی شخصی بود. بدین منظور 200 نفر از دانش آموزان با تکمیل مقیاس سبکهای تفکر- بعد کارکرد (استرنبرگ و واگنر، 1991) و نشانگر بهزیستی شخصی مقیاس بزرگسالان (کامینز، 2005) در این پژوهش شرکت کردند. برای تحلیل آماری داده های پژوهش از شاخص ها و روشهای آماری شامل میانگین، آزمون t ، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سبکهای تفکر قانونگذار و قضایی با بهزیستی شخصی همبستگی مثبت و رابطه معناداری وجود دارد، ولی نتایج رگرسیون نشان داد که سبک تفکر اجرایی پیش بینی کننده مناسبی برای بهزیستی نیست. در مجموع نتیجه گرفتیم با افزایش بهزیستی شخصی، دانش آموزان بیشتر به سبک های تفکر خلاق و تحلیل گر و کمتر به سبک تفکر اطاعت پذیر گرایش دارند.
این پژوهش به بررسی کودک آزاری ، بر ویژگی های عاطفی و شخصیتی نوجوانان دختر شهر اصفهان پرداخته است . آزمودنی های پژوهش 29 نوجوان دختر آزار دیده و 71 نوجوان دختر عادی بوده اند که به روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند . گروه آزار دیده با استفاده از پرسشنامه کودک آزاری از گروه عادی جدا شدند. آزمودنی ها همچنین پرسشنامه شخصیتی کالیفرنیا را تکمیل کرند. داده های پژوهش با نرم افزار spss و با آزمونهای آماری مانوا و همبستگی تحلیل شد . تنایج نشان داد که به طور کلی دو گروه در ویژگی های خویشتن داری ، اجتماعی شدن ، برداشت خوب ، احساس سلامتی ، کارایی ذهنی ، استعداد روانشناختی ، سطح تحمل و استعداد کسب پایگاه با هم تفاوت دارند ( 05/0 < p ) به این صورت که گروه آزار دیده نمرات پایین تری دریافت کردند. اما در ویژگی های خود پذیری ، حضور اجتماعی ، مردم پذیری ، پیشرفت از طریق همنوایی ، پیشرفت از طریق استقلال ، زنانگی / مردانگجی ، اشتراک و مسئولیت پذیری با هم تفاوت ندارند (05/0 <p ) .
" هدف: اختلال نقص توجه - بیش فعالی از زمره بحث انگیزترین اختلالات روانی دوره کودکی است. انجمن روانپزشکی آمریکا نیز میزان شیوع ADHD را بین 3 تا 5 درصد در سنین مدرسه تخمین زده است.
از طرف دیگر، نوشتن نیز یکی از نیازهای خاص در زندگی محسوب می شود و اختلالات و مشکلات نوشتاری هم می تواند مسایل متعددی در ایجاد ارتباط اجتماعی و یادگیری به وجود آورد.
در این پژوهش با استفاده از یکی از کارآمدترین آزمونهای رشد گرفتن دقیق به بررسی مهارت های پیش نوشتاری در کودکان دچار اختلال نقص توجه همراه با بیش فعالی می پردازیم. هدف از این مطالعه مقایسه مهارت های پیش نوشتاری کودکان دچار نقص توجه همراه با بیش فعالی با کودکان عادی پسر 6 – 4 ساله می باشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی و مورد شاهدی بوده و بر روی 21 پسر 6-4 ساله بدون سابقه صدمه مغزی، صدمات ارتوپدیک در دست، علایم آشکار نابسامانیهای عاطفی و بدون استفاده از فعالیتهای کار درمانی انجام شد. 21 نفر از همسالان عادی نیز به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند.
مهارت های پیش نوشتاری با استفاده از آزمون EDPA و در دو بخش الگوهای گرفتن مداد و مهارت های ترسیمی مورد بررسی قرار گرفت. امتیاز افراد برای هر یک از سوالهای آزمون از 1 تا 4 می باشد.
یافته ها: نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون T مستقل نشان داد که الگوهای گرفتن و مهارتهای ترسیمی در کودکان عادی و ADHD با یکدیگر متفاوت است. طبق این آزمون میانگین نمرات کودکان ADHD در الگوهای گرفتن در مقایسه با کودکان عادی پایین می باشد. همچنین آزمون T مستقل در مورد مهارت های ترسیمی بین دو گروه عادی و ADHD نتیجه مشابهی ارایه می دهد.
نتیجه گیری: به طور کلی نتایج به دست آمده از این پژوهش بیانگر این مساله است که کودکان ADHD در مقایسه با کودکان عادی مهارت های پیش نوشتاری ضعیف تری دارند. "
روش بررسی: در مرحله ی نخست این مطالعه، که به روش مقایسه ای صورت پذیرفت 22 کودک اوتیستیک و 30 کودک سالم شرکت داشتند و مطالعه بر روی نمونه های در دسترس انجام شد. در این مرحله، طول گفته دو گروه، مورد سنجش و مقایسه قرار گرفت. در مرحله ی دوم که مطالعه به صورت تجربی و مداخله ای صورت پذیرفت، کودکان اوتیستیک به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. سپس کودکان گروه آزمایشی، به مدت 60 روز، روزانه یک ساعت تحت تمرین تقلید غیرگفتاری قرار گرفتند. قبل و بعد از مداخله، طول گفته در دو گروه با استفاده از آزمون توصیف تصاویر سنجیده شد. در تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل، رگرسیون و تحلیل کوواریانس بهره گرفته شد.
هدف: مداخلات روانشناختی می تواند به واسطه ایجاد تغییرات جسمانی، روانی و اجتماعی سهم بسزایی در بهبود کیفیت زندگی معتادان به مواد افیونی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی با رویکرد شناختی رفتاری بر بهبود کیفیت زندگی معتادان به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون بود. روش: این پژوهش به صورت شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری همراه با گروه گواه انجام شده است. آزمودنی های پژوهش شامل 36 نفر از معتادان به مواد افیونی شهر تهران بود که به منظور ترک اعتیاد به مرکز ملی مطالعات اعتیاد مراجعه کرده و تحت درمان نگهدارنده با متادون بودند. روش نمونه گیری قضاوتی بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی استفاده شد. درمان شناختی رفتاری طی 8 جلسه بر روی آزمودنی های گروه آزمایش انجام شد و در این فاصله گروه گواه برای انجام مداخله روانشناختی در لیست انتظار قرار گرفت. یافته ها: میانگین نمرات کیفیت زندگی کلی در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون تغییر معناداری را نشان داد، اما در مرحله پیگیری تغییر ایجاد شده معنادار نبود. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان گفت که مداخله اخیر در بهبود کیفیت زندگی معتادان به مواد افیونی تحت درمان با متادون در کوتاه مدت اثر بخش بوده اما در طولانی مدت تاثیر چندانی در کیفیت زندگی نداشته است.
بهداشت روانی در دوران بارداری از جمله مسائلی است که پرداختن به آن از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. عوامل مهم در این رابطه عبارتند از:
1- مسائل مربطو به زن حامله از جمله: نگرش زن حامله نسبت به حاملگی خود و شاید مقدم بر آن، نگرش او نسبت به هویت خود به عنوان یک زن، همچنین تغییرات هورمونی، تغییرات در فیزیک بدن، نوع تغذیه و فعالیتهای زن باردار همگی نیاز به صرف انرژی روانی قابل ملاحظه ای از سوی او جهت انطباق خود با این تغییرات دارد....
دانشکده روانشناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تهران در 6 رشته کارشناسی ارشدفعال است .دانشجویان کارشناسی ارشد طی سه سال تحصیل با گذراندن تعدادی واحد‘موظف به نوشتن یک پایان نامه هستند. درپژوهش حاضر پایان نامه کارشناسی ارشد چهار رشته:آموزش کودکان استثنایی‘برنامه ریزی آموزشی‘روانشناسی تربیتی ومدیریت آموزشی بین سالهای 1364-1376 مورد بررسی قرار گرفت .یافته ها نشان داد که موضوع پایان نامه ها بیشتر در زمینه های : آموزش‘فعالیت شناختی وعوامل شناختی-اجتماعی است .اکثر پژوهشها توصیفی واز نوع پیمایشی هستند.جوامع آماری مورد مطالعه را بیشتر دانش آموزان و کادر آموزشی مناطق آموزشی تهران وشهرستانها تشکیل داده اند.حجم 64 درصد از نمونه های مورد مطالعه بین50تا200نفر است. از پرسشنامه بیشتراز سایر ابزار اندازه گیری استفاده شده است . روش های آمار توصیفی واستنباطی برای تحلیل داده ها به کار گرفته شده است.
هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی مدل های اسنادی (شناختی) افسردگی در نوجوانان دانش آموز بود.
روش: در این پژوهش 388 دانش آموز ( 222 دختر و 166 پسر) مقطع متوسطه
شهرستان ری به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه افسردگی بک،
پرسشنامه حوادث منفی زندگی و پرسشنامه سبک اسنادی را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از
و با روش های تحلیل عامل اکتشافی، تحلیل عامل تأییدی، تحلیل مسیر SPSS نرم افزار لیزرل و مدل معا دلات ساختاری بررسی شدند .
یافته ها: از میان سه مدل اسنادی آسیب پذیری، مدل نشانه و مدل شروع، دو مدل نشانه و شروع برازش خوبی در تبیین افسردگی داشت، ولی مدل آسیب پذیری برازش خوبی نداشت .
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش از مدل های اسنادی شروع و نشانه در تبیین افسردگی حمایت می کند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه «جهت گیری مذهبی» با «ویژگی های شخصیتی» دانشجویان دختر و پسر دانشگاه محقق اردبیلی می باشد. به این منظور از ابزارهای «مقیاس جهت گیری مذهبی» و «مقیاس شخصیتی NEOPI-R» استفاده شد. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری در مطالعه حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه محقق اردبیلی است که در سال تحصیلی 89‐88 در این دانشگاه به تحصیل اشتغال داشته اند. حجم نمونه،120 نفر از دانشجویان (60 دختر و 60 پسر) می باشد که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، آزمونt ، دو گروه مستقلو تحلیل واریانس استفاده شد. براساس یافته ها معلوم شد جهت گیری مذهبی با متغیرهای شخصیتی رابطه مثبت و معنادار دارد ( 01/0 ≥ P). همچنین بین دانشجویان دختر و پسر از نظر جهت گیری مذهبی و از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معنادار به دست آمد (05/0 > P).