فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش خودمهارگری و تاب آوری در پیش بینی رضایت از زندگی انجام شد. این مطالعه به روش توصیفی و از نوع همبستگی طراحی گردید و جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه تهران تشکیل دادند. نمونه ای شامل ۳۸۱ دانشجو (۱۰۹ مرد و ۲۷۲ زن) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش های ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و رگرسیون خطی انجام پذیرفت. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد رضایت از زندگی، مقیاس تاب آوری و مقیاس خودمهارگری جمع آوری شد. نتایج یافته های تحقیق، همبستگی مثبت و معناداری بین هر دو متغیر پیش بین (خودمهارگری و تاب آوری) با رضایت از زندگی نشان داد. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که این دو متغیر در مجموع ۳۱ درصد از واریانس رضایت از زندگی را تبیین می کنند. این یافته ها بیانگر آن است که تقویت خودمهارگری و تاب آوری می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در افزایش رضایت از زندگی مورد توجه قرار گیرد.
مدل مفهومی خطاهای شناختی در آموزه های قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
خطای شناختی اساس همه نابهنجاری های روانی انسان تلقی می گردد. پژوهش حاضر با هدف استکشاف مدل مفهومی خطاهای شناختی در قرآن کریم به روش ترکیبی تحلیل محتوا و کمی روایی سنجی از متخصصان صورت گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد خطای شناختی از دو مؤلفه شناختِ خطا و منطق فکری خطاساز تشکیل یافته است.الف) خرافه گرایی و سطحی نگری و ترس از غیرخدا ، زمینه پیروی از ظن-گمان و خیال پردازی را فراهم می آورد. ب) هرزباوری، جو پذیری و شتابزدگی، منجر به برخورد گزینشی می شود.ج)سنت گرایی، خودبرتر بینی و عناد-حق ناباوری در ساحت شناخت های خطا(مؤلفه اول)، زمینه تحریف حقایق را فراهم می آورد. د)تمام مؤلفه های منطق فکری خطاساز(پیروی ازظن، خیال پردازی، برخورد گزینشی، تحریف حقایق) با رقم زدن «قیاس غیرمنطقی» عامل محوری خطای شناختی درقرآن کریم است».یافته های مطالعه کمّی نشان داد که میزان شاخص CVI در زیر مؤلفه ها در دامنه 88/0 تا 1 و میزان شاخص CVR در زیر مؤلفه ها در دامنه 78/0 تا1 است. بنابراین، خطای شناختی در قرآن کریم، دارای مدل مفهومی و برخوردار از روایی محتوایی است که قابلیت سنجش در قالب ساخت ابزار را دارد.
رابطه خوش بینی تحصیلی با سازگاری تحصیلی دانش آموزان: نقش واسطه ای نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سازگاری تحصیلی مورد توجه پژوهشگران تعلیم و تربیت بوده است و تلاش های زیادی در راستای تعیین عوامل مؤثر بر آن از سوی پژوهشگران به عمل آمده است، ازاین رو مطالعه حاضر با هدف نقش واسطه ای نشخوار فکری در رابطه خوش بینی تحصیلی با سازگاری تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهر بیرجند در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که 120 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های خوش بینی تحصیلی Tschannen-Moran و همکاران (2013)، نشخوار فکری Nolen-Hoeksema و Morrow (1991) و سازگاری تحصیلی Clark و Clark (1982) بودند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 24 (آزمون همبستگی پیرسون) و نرم افزار SmartPLS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر خوش بینی تحصیلی بر نشخوار فکری منفی (0/645-β=)، اثر خوش بینی تحصیلی بر سازگاری تحصیلی مثبت (0/263β=) و اثر نشخوار فکری بر سازگاری تحصیلی منفی (0/378-β=) و معنا دار بود (0/01>P). همچنین ضریب مسیر رابطه غیرمستقیم بین خوش بینی تحصیلی با سازگاری تحصیلی از طریق متغیر میانجی نشخوار فکری معنادار بود (0/01>P). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان بیان کرد که با افزایش خوش بینی تحصیلی و کاهش نشخوار فکری، سازگاری تحصیلی دانش آموزان بهبود می یابد، لذا برای افزایش سازگاری تحصیلی در دانش آموزان، باید به نقش خوش بینی تحصیلی و نشخوار فکری در دانش آموزان توجه شود.
اثربخشی نوروفیدبک بر میزان توانایی های شناختی و اضطراب کودکان با اختلال طیف اوتیسم
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۳۸۳-۳۷۵
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر اثربخشی نوروفیدبک بر میزان توانایی های شناختی و اضطراب کودکان با اختلال طیف اوتیسم در سال تحصیلی 1402 است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان 7 تا 11 ساله دارای اختلال طیف اوتیسم مدارس کودکان استثنایی هستند. شیوه نمونه گیری در این پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی ساده بود. در این روش از بین کودکان طیف اوتیسم که توسط روانشناس با مصاحبه بالینی نیز تائید این اختلال مشخص شده، به صورت نمونه گیری در دسترس 30 کودک پس از تشخیص اختلال انتخاب و وارد پژوهش شدند و به صورت تصادفی 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. نتایج با استفاده از spss-26 با استفاده از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد آموزش نوروفیدبک (با کنترل اثر پیش آزمون به عنوان عامل همپراش روی پس آزمون) بر توانایی های شناختی و کاهش اضطراب تأثیر معناداری داشته است؛ بنابراین نتایج پژوهش حاضر می تواند موردتوجه سازمان آموزش وپرورش، دانش آموزان، معلمان و والدین دانش آموزان دارای کودکان با طیف اوتیسم واقع شود.
تأثیر آموزش سبک تعامل برای والدین بر کاهش عوامل آسیب زا در روابط والد و نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ پاییز (آذر) ۱۴۰۳ شماره ۱۴۱
۲۳۱-۲۱۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: در مطالعات متعددی روش های تعاملی والدین با عملکردهای روانشناختی نوجوانان مورد بررسی قرار گرفته و نتایج مثبتی از این روابط گزارش شده است. بااین حال، مطالعه ای به مستقیما به بررسی تأثیر برنامه های آموزش سبک تعاملی والدین برکاهش عوامل آسیب زا بپردازد یافت نشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزشی سبک تعامل برای والدین بر کاهش عوامل آسیب زا در روابط والد و نوجوان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر متوسطه دوم، ناحیه یک و دو شهر شیراز در سال تحصیلی 1401-1400 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 60 نفر (30 والد و 30 نفر دانش آموز) به عنوان نمونه انتخاب شد. در پژوهش حاضر برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه عوامل آسیب زای روابط والد و نوجوان (ملاحی و همکاران، 1402) استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که بین گروه ها از نظر متغیرهای عوامل آسیب زا روابط والدین و نوجوانان تفاوت معناداری وجود دارد. این به این معناست که پروتکل تدوین شده توانسته است در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه، موجب کاهش عوامل آسیب زا مانند شکاف نسلی (117/0)؛ کمال گرا بودن والدین (136/0)؛ عدم استقلال به نوجوانان (198/0)؛ مقایسه فرزندان (237/0)؛ عدم ارتباط صحیح با نوجوانان (117/0)؛ عدم اعتماد به نوجوانان (396/0)؛ سرزنش نوجوانان (203/0)؛ عدم آگاهی والدین (167/0)؛ شرایط نا ایمن (071/0)؛ والدین مستبد (076/0)؛ نظام ارزشی متفاوت (131/0)؛ شرایط مالی والدین (118/0)؛ درگیری بیش از حد والدین (125/0)؛ عدم پذیرش متقابل (211/0)؛ بحران هویت (202/0)؛ فاصله ادراکی والدین و نوجوانان (139/0) گردد. نتیجه گیری: درک اثربخشی آموزش سبک تعامل می تواند سیاست گذاران را در تخصیص منابع و توسعه برنامه های هدفمند برای حمایت از والدین و بهبود پویایی خانواده راهنمایی کند. یافته های پژوهشی می تواند به اصلاح و بهبود برنامه های آموزشی سبک تعاملی کمک کند و اطمینان حاصل کند که آن ها متناسب با نیازهای خاص والدین و نوجوانان هستند.
عوامل کلیدی رضایتمندی دانشجویان از آموزش به شیوه الکترونیکی: با رویکرد فراترکیب
حوزههای تخصصی:
زمینه: آموزش به شیوه الکترونیکی در چند دهه اخیر سیستم آموزشی را با انقلابی عظیم مواجه کرده است. یکی از مهم ترین شاخصه های کیفیت آموزش به شیوه الکترونیکی، رضایتمندی است که در موفقیت دوره ها نقش حائز اهمیتی ایفا می نماید. تدریس به عنوان مهم ترین فعالیت آموزشی، نقش کلیدی در عملکرد مؤثر نظام های آموزشی و بهبود کیفیت یادگیری و در نهایت رضایتمندی دانشجویان دارد. تدریس اثربخش اساتید و رویکرد عمیق دانشجویان به یادگیری، می تواند از زمینه های تعیین کننده کیفیت یادگیری و رضایتمندی باشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی رضایت مندی دانشجویان از آموزش به شیوه الکترونیکی و متعاقباً ارائه یک الگو انجام شده است. روش: تجزیه و تحلیل داده های پژوهش حاضر به روش آمیخته اکتشافی انجام گرفته است. در بخش تحلیل کیفی از رویکرد فراترکیب کیفی به منظور اعمال بازنگری های عمیق و دقیق در حیطه مورد بررسی استفاده شده است. بدین صورت که بر مبنای جستجوهای نظام مند صورت گرفته ۳۲۶۶ مقاله شناسایی شد که پس از ارزیابی های نهایی این تعداد به ۳۲ مقاله تقلیل یافت. در نهایت پژوهش های منتخب با استفاده از کدگذاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و به کمک روش کمی آنتروپی شانون میزان اهمیت و اولویت هر یک از کدهای شناسایی شده مشخص گردید. یافته ها: براساس یافته های پژوهش، کد های تعامل دانشجو- دانشجو، تعامل دانشجو- استاد، امکانات ارتباطی پیشرفته در بسترهای آموزشی، مدیریت زمان و توجه به تنوع روش ها و فعالیت های یادگیری بیشترین ضریب اهمیت را در رضایتمندی دانشجویان از آموزش به شیوه الکترونیکی داشتند. نتیجه گیری: در این پژوهش، الگوی عوامل کلیدی رضایت مندی دانشجویان از آموزش به شیوه الکترونیکی در قالب هشت دسته شامل عوامل مرتبط با ارتباطات، عوامل مرتبط با محتوا، عوامل فنی، عوامل انسانی، عوامل سازمانی، عوامل حمایتی، عوامل مرتبط با فنون تعلیم و پیامد ها ارائه گردید که می تواند راهگشای طراحان و سیاست گذاران آموزش عالی در راستای بهبود اجرای دوره های آموزش به شیوه الکترونیکی باشد.
نقش میانجی سبک های هویت در ارتباط میان شیوه های والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
99 - 112
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با تغییر وضعیت جهان، بسیاری از دانشجویان با شرایط جدیدی در فرآیند هویت یابی و درک تفاوت های بین فردی درگیرند که بر جنبه های مختلف زندگی آن ها تأثیر گذار است. هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی سبک های هویت در ارتباط میان شیوه های والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی بود.
روش : طرح مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز در سال 1402 بود که 206 نفر از آن ها با روش نمونه گیری دردسترس و با مدل کلاین تعیین حجم گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه های اقتدار والدینی بوری (1991)، پرسشنامه استفاده از تصورات قالبی جنسیتی رسول زاده اقدم و همکاران (1395) و پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی (1992) جمع آوری شدند و با استفاده از آزمون تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین شیوه های والدگری ادراک شده و تصورات قالبی جنسیتی به صورت مستقیم به واسطه سبک های هویت رابطه وجود دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش قابل قبولی برخوردار بود. سبک های والدگری ادراک شده با میانجی گری سبک هویت اطلاعاتی با تصورات قالبی جنسیتی رابطه داشت (01/0 >p). همچنین سبک های والدگری ادراک شده به واسطه میانجی گری سبک هویت سردرگم-اجتنابی با تصورات قالبی جنسیتی رابطه داشت (05/0 >p)؛ اما رابطه ای به شکل میانجی برای سبک هویت هنجاری دیده نشد (05/0 <p).
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نگاه نوینی برای درک پدیدآیی تصورات قالبی جنسیتی دانشجویان ارائه می دهد. مشاهده شد که سبک والدگری به صورت مستقیم و غیرمستقیم به واسطه سبک های هویت در میزان استفاده از تصورات قالبی جنسیتی دانشجویان نقش مهمی دارد.
اعتباریابی نسخه فارسی مقیاس نشخوار خودانتقادی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۹۹)
۲۴۰-۲۳۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی مقیاس نشخوار خودانتقادی (SCRS) در نمونه ای از دانشجویان ایرانی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع اعتباریابی بود. در این مطالعه 307 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز در سال 1402 به روش نمونه گیری در دسترس مشارکت داشتند. جهت محاسبه پایایی بازآزمایی، 50 نفر نیز انتخاب و SCRS را در فاصله دو هفته تکمیل کردند. در این مطالعه، مقیاس نشخوار خود انتقادی (SCRS، اسمارت و همکاران، 2016)، افسردگی، اضطراب، و استرس-21 (DASS-21، لاویبوند و لاویبوند، 1995) و فرم کوتاه مقیاس خودشفقتی (SCS-SF، ریس و همکاران، 2011) اجرا شدند. با توجه به نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، یک عامل شناسایی شد که در مجموع 55 درصد کل واریانس را تبیین می کند. نتایج روایی ملاکی نشان داد که مقیاس نشخوار خودانتقادی با افسردگی، اضطراب و استرس رابطه مثبت و با شفقت به خود رابطه منفی داشت (05/0>P)؛ که به ترتیب نشان دهنده روایی همگرا و واگرای این ابزار می باشد. یافته ها بیانگر این بود که مقیاس نشخوار خودانتقادی از پایایی بازآزمایی 73/0 و از همسانی درونی مطلوب به روش آلفای کرونباخ 90/0 برخوردار است. با توجه به روایی و پایایی مطلوب آن در دانشجویان ایرانی، پیشنهاد می شود که جهت سنجش نشخوار خودانتقادی در دانشجویان ایرانی از این مقیاس استفاده گردد.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری هافمن بر اضطراب بیماری، تنظیم هیجان و تاب آوری در زنان مبتلا به اضطراب کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۹۹)
۱۲۸-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری هافمن بر اضطراب بیماری، تنظیم هیجان و تاب آوری در زنان مبتلا به اضطراب کرونا انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه زنان مبتلا به اضطراب کرونا مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1401 بودند که به روش هدفمند 30 نفر انتخاب و به روش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه اضطراب بیماری سالکووسکیس و همکاران (2002، HAI)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003، ERQ) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003، CD-RIS) بود. گروه آزمایش مداخله شناختی رفتاری هافمن و اوتو (2018) در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای 2 بار و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با نرم افزار spss-26 استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد بین نمره پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری اضطراب بیماری، تنظیم هیجان و تاب آوری در گروه کنترل و آزمایش تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>P). بنابراین درمان شناختی رفتاری هافمن بر اضطراب بیماری، تنظیم هیجان و تاب آوری در زنان مبتلا به اضطراب کرونا مؤثر بوده است و این اثربخشی نیز ماندگار بود و در نهایت موجب بهبود اضطراب کرونا می شود.
بررسی اثربخشی طرح واره درمانی هیجانی بر خشم پنهان و ابراز وجود زنان قربانی خشونت خانگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
90 - 103
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در دهه گذشته از خشونت در برابر زنان به عنوان یکی از جدی ترین چالش های اجتماعی یاد شده است. پدیده دردناک خشونت علیه زنان در ابعاد مختلف آن سلامت جسم و روان زنان را به خطر می اندازد و حقوق انسانی آنان را مورد تجاوز قرار می دهد؛ لذا پژوه ش حاض ر ب ا ه دف بررسی اثربخش ی طرح واره درمانی هیجانی بر خشم پنهان و ابراز وجود زنان قربانی خشونت خانگی انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگی ری ب ا گ روه کنت رل ب ود. جامع ه آم اری پژوه ش زنان قربانی خشونت خانگی مراجعه کنن ده ب ه مراکز بهداشت شهرستان فلاورجان در تابستان 1402 بودن د. تع داد 30 نف ر ب ه روش نمونه گیری هدفمن د انتخ اب و از طری ق گم ارش تصادف ی در گ روه آزمای ش و گ روه کنت رل گمارده شدند (ه ر گ روه 15 نف ر). گروه آزمای ش طرح واره درمانی هیجانی را طی 11 جلسه دریافت کردند. درحالیکه گ روه کنت رل هیچ مداخله ای دریاف ت نک رد. داده ه ا ب ا اس تفاده از پرسش نامه خشم ارتباطی پنهان (نلسون و کارول، 2006) و ابراز وجود (گمبریل و ریچی، 1970) جم ع آوری و ب ا اس تفاده از تحلی ل واریان س با اندازه گیری مک رر در نرم اف زار SPSS نس خه 23 تحلی ل ش دند. یافته ها: نتایج نشان داد طرح واره درمانی هیجانی موج ب کاهش خشم پنهان و بهبود ابراز وجود در زنان قربانی خشونت خانگی گردی د و اث رات درم ان در مرحل ه پیگی ری نی ز باق ی مان د (01/0>p). نتیجه گیری: بنابر یافته های پژوهش حاضر می توان از طرح واره درمانی هیجانی جه ت بهب ود خشم پنهان و ابراز وجود زنان قربانی خشونت خانگی به ره گرف ت.
اثربخشی روان درمانی پویشی بر سازمان شخصیت و شفقت به خود در بیماران مبتلا به اختلالات روان تنی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
104 - 113
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال روانی-تنی یکی از شایع ترین شکایات پزشکی و نوعی بیماری ناتوان کننده است که ابعاد مختلف شخصیت بیماران را تحت تأثیر قرار می دهد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان هیجان مدار و پویشی فشرده و کوتاه مدت بر سازمان شخضیت در زنان مبتلا به روانی تنی انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه به روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه مورد نظر تمامی بیماران مبتلا به روانی تنی مراجعه کننده به کلینیک تخصصی اعصاب و روان شهر تهران در سال 1401 بود. حجم نمونه مورد بررسی با مراجعه به جدول کوهن تعیین شد. به این طریق که در سطح اطمینان 95 درصد، اندازه اثر 30/0 و توان آماری 83/0، برای هر گروه 12 نفر تعیین شد. اما از آن جایی که احتمال ریزش برخی نمونه ها وجود داشت و هم چنین در جهت تعمیم پذیری بیشتر نتایج، حجم نمونه در هر گروه 15 نفر تعیین شد. در مرحله اول به شیوه نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و این 30 نفر در گام دوم به صورت تصادفی ساده (به شیوه قرعه کشی) در 2 گروه آزمایش (15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه کرنبرگ استیپو (2003) و پرسشنامه شفقت به خود نف (2003) اخذ گردید و طبق طبق پروتکل درمان دوانلو 15جلسه درمان اجرا شد. یافته ها: نتایج مطالعه حاکی از تأثیررواندرمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت بر ابعاد شفقت به خود و سازمان شخصیت در مبتلایان به روانی تنی بود (001/0>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج، متخصصین فعال در حوزه روانی – تنی به خصوص روانی تنی می توانند در درمان این افراد استفاده از روش های هیجان مدار و رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت را در کنار سایر درمان ها مدنظر قرار دهند.
مقایسه سیستم های مغزی رفتاری، سرمایه اجتماعی خانواده و کنترل هیجانی نوجوانان پسر بزهکار و غیر بزهکار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۴
227-256
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کودکان و نوجوانان دختر بی سرپرست و بدسرپرست به عنوان یکی از آسیب پذیرترین و حساس ترین اقشار جامعه که در مراکز شبه خانواده ساکن هستند، علاوه بر مشکلات خاص دوره نوجوانی، به علت محرومیت از خانواده و شرایط زندگی در این محیط با مسائل و مشکلاتی مضاعف مواجه اند. ازاین رو، این پژوهش با هدف واکاوی و شناسایی موانع و چالشهای نوجوانان دختر ساکن در مراکز شبه خانواده، برای شروع زندگی مستقل انجام شده است. روش: این مطالعه یک پژوهش کیفی است. مشارکت کنندگان در این پژوهش نوجوانان دختری است که بخشی از زندگی خود را در مراکز شبه خانواده بوده و نهایتاً به زندگی مستقل ترخیص شده اند و کارشناسان و متخصصان این حوزه هستند. روش نمونه گیری نیز به صورت هدفمند انجام شده است. بر اساس معیار اشباع اطلاعات با 15 نفر از نوجوانان دختر 19 تا 22 ساله و 10 نفر از کارشناسان این حوزه مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است. تحلیل داده ها بر اساس تحلیل تماتیک انجام گرفت. یافته ها: هفت مضمون اصلی از تحلیل اطلاعات به دست آمد که شامل انعطاف پایین قوانین و دستورالعملهای مرتبط، نبود برنامه ریزی جامع نگر در تأمین نیازها، متزلزل بودن شرایط زندگی، جامع نبودن حمایتها، بازدارنده های مادی، گسست از جامعه و شاخصهای فردی بود. بحث: نتایج این پژوهش نشان می دهد که در شرایطی نوجوانان دختر مراکز شبه خانواده برای شروع و ادامه موفق یک زندگی مستقل با موانع و چالشهای کمتری مواجه می شوند که سبک زندگی در مراکز به شرایط طبیعی خانواده هر چه بیشتر شبیه شود و از طرف دیگر حمایتهای منظم و جامعی برای هر نوجوان پس از ترخیص در نظر گرفته شود.
اثربخشی روان درمانی مبتنی بر توانمندی ها بر کاهش میزان حساسیّت اضطرابی و حملات پانیک نوجوانان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۲
۱۳۷-۱۱۰
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی روان درمانی مبتنی بر توانمندی ها بر کاهش میزان حساسیّت اضطرابی و حملات پانیک نوجوانان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش: روش مطالعه حاضر آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بودند که از فروردین ماه تا خردادماه سال 1403 به مرکز مشاوره تحصیلی شهر اردبیل مراجعه کرده بودند. در این پژوهش 30 بیمار واجد شرایط به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. اطلاعات به وسیله پرسشنامه افسردگی بک (1996)، حساسیّت اضطرابی تیلور و کوکس (۱۹98) نشانه های پانیک لیبوتیز و همکاران (1984) گردآوری شدند.گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای هر هفته یک جلسه تحت روان درمانی مبتنی بر توانمندی ها قرار گرفتند برای ارزیابی تأثیر آموزش از هر دو گروه آزمایش و کنترل پس آزمون اخذ گردید. داده ها با استفاده از تجزیه و تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرم افزار آماری SPSS-24 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد، میانگین نمرات گروه آزمایش برای متغیرهای حساسّیت اضطرابی (54/90=F، 001/0≥P) و حملات پانیک (90/11=F، 05/0 ≥P) به طور معنی داری پایین تر از گروه کنترل بود. نتیجه گیری: مطابق با یافته های حاضر روان درمانی مبتنی بر توانمندی ها می تواند به عنوان یک روش جدید و مؤثر در جهت کاهش میزان حساسیّت اضطرابی و حملات پانیک در نوجوانان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی استفاده گردد.
تبیین الگوی ساختاری رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه با رفتارهای خود آسیب رسان در دانش آموزان: نقش میانجی تحمل پریشانی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف تبیین الگوی ساختاری رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه با رفتارهای خود آسیب رسان در دانش آموزان: نقش میانجی تحمل پریشانی انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی موردمطالعه در این پژوهش تمام دانش آموزان مدارس دوره ی دوم متوسطه شهر بوکان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای نمونه ای به حجم 370 نفر انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (2003)، آسیب به خود سانسون و همکاران (1998) و مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار آماری SPSS (نسخه 25) و Amos (نسخه 25) استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که طرح واره بریدگی، خودگردانی، جهت مندی، محدودیت و گوش به زنگی بر رفتارهای خود آسیبی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم با نقش میانجی تحمل پریشانی قابلیت پیش بینی رفتارهای خود آسیبی را دارند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که این مدل می تواند به عنوان یک الگوی کارآمد در مراکز مشاوره و روان درمانی جهت کاهش رفتارهای خود آسیبی مورداستفاده قرار گیرد.
نقش میانجی تنهایی اجتماعی-عاطفی در رابطه بین کیفیت روابط زوجین با صفات تیره شخصیت و ارتباط بین کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف خیانت آنلاین پدیده جدیدی است که با پیشرفت تکنولوژی ایجاد شده است. اثرات و مکانیسم تأثیر عوامل مؤثر بر خیانت آنلاین بر استحکام روابط زوجین هنوز در حال بررسی است. این مطالعه با هدف بررسی نقش میانجی تنهایی اجتماعی-عاطفی در رابطه بین صفات تیره شخصیت و کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین انجام شد. مواد و روش ها این مطالعه توصیفی پیمایشی بر روی افراد متأهل شهر مشهد که در گروه های فضای مجازی و نرم افزارهای اجتماعی داخلی و خارجی مانند تلگرام، واتساپ، بله، ایتا و غیره فعال بودند، با استفاده از نمونه گیری در دسترس انجام شد. در این مطالعه، علاوه بر اطلاعات جمعیت شناختی (سن، جنسیت، تحصیلات، تعداد فرزندان، اختلاف سنی زوجین و مدت رابطه زناشویی)، پرسش نامه های صفات تیره شخصیت دوجین کثیف جنیسون و ویستر (۲۰۱۰)، کیفیت روابط زوجین کوندی و همکاران (۲۰۱۶)، خیانت آنلاین آلج (۲۰۰۹) و احساس تنهایی اجتماعی-عاطفی دی توماسو و همکاران (۲۰۰۴) تکمیل شد. به منظور بررسی ارتباط بین متغیرهای موردمطالعه از آزمون های آماری معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها در این مطالعه 574 شرکت کننده (89/4 درصد خانم) با میانگین سنی 5/74±32/41 سال بررسی شدند. مسیر کامل و مستقیم صفات تیره شخصیت به خیانت آنلاین معنی دار بود (0/05>P). مسیر غیرمستقیم کیفیت روابط زوجین به خیانت آنلاین از طریق تنهایی اجتماعی- عاطفی معنی دار بود (0/023=P). تأثیر میانجیگری برای تنهایی اجتماعی-عاطفی در ارتباط بین صفات تیره شخصیت و کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین مشاهده نشد (0/05 نتیجه گیری نتایج مطالعه حاضر نشان داد اهمیت تنهایی اجتماعی-عاطفی در ارتباط بین کیفیت روابط زوجین و خیانت بوده و تأثیر آن بر ارتباط بین صفات تیره شخصیت و کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین ناچیز بود.
بررسی روابط میان هوش موفق با تعالی خود و نشاط ذهنی: نقش میانجی خردمندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: از جمله شاخص های سلامت روان، تعالی خود و نشاط ذهنی هستند که شناخت عوامل پیش-بینی کننده آنها از اهمیت بالای برخوردار است. بر این اساس، پژوهش پیش رو با هدف بررسی نقش واسطه ای خردمندی در رابطه بین هوش موفق با تعالی خود و نشاط ذهنی در قالب یک الگوی علی انجام شد.روش : روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی ساختاری و نمونه پژوهش شامل262 (159زن و103مرد) دانشجوی مقطع کارشناسی در سال 1402-1401 بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای از بین دانشکده های مختلف دانشگاه شیراز انتخاب شدند و به مقیاس هوش موفق گریگورنگو و استرنبرگ، مقیاس خودسنجی خردمندی وبستر، سیاهه تعالی خود بزرگسالان لونسون و همکاران و سیاهه نشاط ذهنی رایان و فردریک پاسخ دادند. به منظور پردازش داده ها، روش معادلات ساختاری به کار رفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که هوش موفق بر خردمندی، خردمندی بر تعالی خود و نشاط ذهنی اثر معنادار و مثبت داشت. علاوه بر این آزمون بوت استراپ اثر واسطه ای خردمندی را بین هوش موفق و تعالی خود و همچنین بین هوش موفق و نشاط ذهنی معنادار و مثبت نشان داد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که هوش موفق باعث افزایش خردمندی دانشجویان می گردد و از این طریق تعالی خود و نشاط ذهنی آنها را ارتقا می بخشد.
اثربخشی مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت های تعاملی والدین در خانواده های فرزندپذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
111 - 126
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حضانت و سرپرستی کودک از جمله امور حساس و پراهمیت در حوزه نهاد خانواده به شمار می آید و پیداست که سرپرستی و تربیت کودک، سعی و زحمت فراوانی را مطالبه می کند. از این رو پژوهش حاضر با هدف اثربخشی فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت های تعاملی والدین در خانواده های فرزندپذیر انجام گرفت.
روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح دو گروه آزمایش و کنترل ناهمسان با پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری 45 روزه بود. جامعه آماری شامل کلیه خانواده های فرزندپذیر از مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست در شهر اصفهان در بازه زمانی تابستان 1402 بود که به شیوه نمونه گیری هدفمند تعداد 40 نفر از بین مراجعه کنندگان به مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 20 نفر (20نفر آزمایش) و (20 نفر کنترل) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003)؛ مهارت های تعاملی والد- کودک پیانتا (1394) و آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب بوگلز و راستیفو (2013)، طی 10 جلسه 90 دقیقه ای بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت های تعاملی والدین در خانواده های فرزندپذیر موثر است (01/0p<).
نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت مداخله فرزندپروری آگاه بر آسیب درمانی مناسب جهت کاهش ترومای دوران کودکی و افزایش مهارت های تعاملی والدین است. بر این اساس پیشنهاد می گردد برنامه اختصاصی همچون آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب در راستای اثرات ناشی از آسیب های فرزندپروری در خانواده های فرزندپذیر توسط متخصصین آموزش داده شود.
پیش بینی بهزیستی تحصیلی براساس جو روانی_اجتماعی کلاس با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ شماره ۱۲ (پیاپی ۱۰۵)
۲۲۴-۲۱۵
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی بهزیستی تحصیلی براساس جو روانی_ اجتماعی کلاس با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر دامغان در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از بین این افراد، تعداد 270 نفر با روش خوشه ای چند مرحله ای و با توجه به ملاک های ورود و خروج براساس نظر کلاین (2023) انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه جو روانی_ اجتماعی کلاس (PCIF) فریزر و همکاران(1995)، پرسشنامه بهزیستی تحصیلی (AWQ) تومینن – سوینی و همکاران (2012)، پرسشنامه پایستگی تحصیلی (ABQ) مارتین و مارش (2008) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی (AEQ) فریدریکز و همکاران (2004) بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تائید قرار گرفت. همچنین مطابق با مدل ساختاری پژوهش اثرات مستقیم جو روانی_ اجتماعی کلاس، اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی بر بهزیستی تحصیلی معنادار بود (01/0P<). همچنین اثرات غیرمستقیم جو روانی_ اجتماعی کلاس بر بهزیستی تحصیلی از طریق اشتیاق تحصیلی و پایستگی تحصیلی معنادار بود (01/0P<). به نظر می رسد نتایج این پژوهش می تواند اطلاعات مفیدی را برای مسئولین آموزشی، پژوهشگران، مشاوران تحصیلی در جهت کاهش مشکلات تحصیلی یادگیرندگان فراهم کند.
تجربه زیسته معلمان مدارس ابتدایی از چالش ها و فرصت های آموزش به شیوه الکترونیکی در بستر شبکه شاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
134 - 107
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل پدیدارشناسانه ادراک معلمان مدارس ابتدایی از چالش ها و فرصت های آموزش به شیوه الکترونیکی در بستر نرم افزار شاد انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی و با استفاده از روش پدیدار شناسی بود و با بهره گیری از نمونه گیری هدفمند و تحلیل مصاحبه های نیمه ساختاریافته با آموزگاران مدارس دخترانه ابتدایی در منطقه 15 شهر تهران انجام شد. معیار ورود به پژوهش بازه سنی 20-55 سال و داشتن سلامت روانی آموزگاران بود.مصاحبه ها با روش پدیدارشناسی اسمیت مورد بررسی قرار گرفتند. ضریب لاوشه به دست آمده 0.97 بود و این به معنای روایی محتوایی سوالات مصاحبه است.در نهایت پس از انجام 16 عمیق ، پژوهشگر به اشباع داده ها رسید. در این پژوهش 2 مضمون اصلی و 6 مضمون فرعی و 34 واحد معنایی به دست آمد که مضامین اصلی عبارت بودند از: «مولفه های مرتبط با فرصت های آموزش الکترونیکی در بستر نرم افزار شاد» و « چالش های آموزش الکترونیکی در بستر نرم افزار شاد». در پژوهش حاضر معلمان دوره ابتدایی ضمن برشمردن فرصت های ایجاد شده در بستر شاد، چالش های زیادی را برای آن برشمردند و راهکارهایی در راستای افزایش بهره وری آموزش الکترونیکی ارائه دادند که با همت مسئولان آموزشی و سیاست گذاران قابل اجرا خواهند بود.
مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و امید درمانی بر اضطراب درد و پذیرش خود بیماران مبتلا به میگرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آذر ۱۴۰۳ شماره ۹ (پیاپی ۱۰۲)
۱۶۲-۱۵۱
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و امید درمانی بر اضطراب درد و پذیرش خود در بیماران مبتلا به میگرن بود. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به میگرن ساکن شهر اصفهان در س ال 1402-1403 بود. تعداد 45 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (15) و یک گروه کنترل (15) قرار گرفتند. گروه مداخله اول درمان هیجان مدار گرینبرگ و همکاران را طی 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار و گروه بعدی امید درمانی به شیوه اشنایدر و همکاران را طی 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار دریافت کردند. داده ها با استفاده از مقیاس اضطراب درد مک کراکن و همکاران (2002) (PAS) و پذیرش خود چمبرلین و همکاران (2001) (USAQ) جمع آوری و به روش تحلیل واریانس آمیخته مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد در متغیرهای اضطراب درد و پذیرش خود بیماران مبتلا به میگرن بین دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p) و امید درمانی در کاهش اضطراب درد و افزایش پذیرش خود در بیماران مبتلا به میگرن موثر بوده است (05/0>P). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت امید درمانی در کاهش اضطراب درد و پذیرش خود در بیماران مبتلا به میگرن موثرتر بود؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این درمان در این بیماران بهره گرفته شود.