فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
83 - 101
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف اثربخشی آموزش گروهی به شیوه ایماگوتراپی بر تنظیم شناختی هیجان و تعارضات زناشویی در نظامیان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) انجام شد. این پژوهش از نوع طرح های نیمه تجربی همراه با پیش آزمون – پس آزمون با گروه آزمایشی و گروه کنترل بود. جامعه آماری هدف نظامیان با تشخیصPTSD در بیمارستان 550 ارتش مشهد در سال 1403 بودند. نمونه آماری30 نفر از نظامیانی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) جایگزین شدند. سپس آموزش گروهی به شیوه ایماگوتراپی برای گروه آزمایش به مدت10جلسه گروهی هفته ای یک جلسه هر جلسه به مدت 90 دقیقه اجرا شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه تعارضات زناشویی توسط ثنایی (1379) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گرانسفکی و کرایج، 2006) بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس با کمک نرم افزار spss استفاده شد. نتایج نشان می دهد که در سطح اطمینان 95 درصد آموزش گروهی به شیوه ایماگوتراپی بر تنظیم شناختی هیجان با اندازه اثر(63/0-) و تعارضات زناشویی (68/0-) بر نظامیان مبتلا تاثیر معکوس معنی داری دارد. نتایج نشان داد آموزش گروهی به شیوه ایماگوتراپی بر کاهش همکاری با اندازه اثر (32/0-) ، کاهش رابطه جنسی (22/0- )، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود (41/0- )، کاهش ارتباط موثر (41/0- ) و واکنش های هیجانی (33/0-) بصورت معکوس تاثیر دارد.
پیش بینی اهمال کاری زمان خواب بر اساس روان رنجورخویی در دانشجویان: نقش تعدیل کنندگی خود کنترلی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خواب نقش اساسی در ترمیم ارگانیسم و همچنین حفظ هموستاز و عملکرد کلی فرد دارد. بنابراین توجه به نوعی اختلال خواب مرتبط با ناهنجاری در زمان خواب که به اهمال کاری زمان خواب معروف است، بسیار مهم است. هدف: مطالعه با هدف بررسی نقش تعدیل کنندگی خودکنترلی در رابطه بین روان رنجورخویی و اهمال کاری زمان خواب انجام شد. روش : پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی در سال تحصیلی 1401- 1402 در شهر تهران بود که 343 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل مقیاس اهمال کاری زمان خواب(BPS)، مقیاس خودکنترلی(SCS) و پرسشنامه شخصیت نئو(FFI-NEO) بود. در نهایت داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون در نرم افزار SPSS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که اهمال کاری زمان خواب با روان رنجورخویی همبستگی مثبت دارد (12/0=r، 05/0>P) و با خودکنترلی همبستگی منفی دارد (37/0-=r، 01/0>P). همچنین خودکنترلی رابطه بین روان رنجورخویی و اهمال کاری زمان خواب را به طور معنی داری تعدیل می کند و 13 درصد از واریانس را توضیح می دهد. نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون تأیید می کند که خودکنترلی (029/0-=β، 0001/0=P) به طور قابل توجهی واریانس اهمال کاری زمان خواب را توضیح می دهد. نتیجه گیری: به موقع به رختخواب رفتن، نیاز به خودکنترلی دارد چرا که یکی از پیامدهای خودکنترلی کسب عادات خوب است و بدین ترتیب می تواند از رفتارهای نامطلوب جلوگیری کند پس می توان از طریق بهبود خودکنترلی و انطباق رفتاری به بهبود سبک زندگی افراد کمک شایانی ارائه کرد.
طراحی و اعتباریابی برنامه بازی درمانی حسی حرکتی مبتنی بر فلسفه دلوز-گتاری برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم: یک پژوهش کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف در فضای آموزشی درمانی کودکان استثنایی، وجود مجموعه متنوعی از مداخلات برای پاسخگویی به نیازهای همه کودکان حیاتی است.هدف از انجام این پژوهش طراحی یک برنامه بازی درمانی حسی حرکتی مبتنی بر فلسفه دلوز و گتاری برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم بود. مواد و روش ها این مطالعه پژوهشی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای استقرایی بود. جامعه پژوهشی را تمامی متون چاپ شده بین سال های 1953 تا 2023 به قلم دلوز و گتاری یا مفسران فلسفه آنان تشکیل داد و نمونه گیری از آن به روش هدفمند انجام شد. حجم نمونه، مبتنی بر داده ها بوده و در فرایند مطالعه تا اشباع داده ها نمونه گیری ادامه یافت. در مرحله بعد داده های گردآوری شده تفسیر و تحلیل و جهت تدوین چارچوب محتوایی برنامه بازی درمانی استفاده شد و برنامه تدوین شده جهت بررسی روایی صوری و محتوایی (بررسی ضریب نسبی روایی محتوا (CVI)و شاخص روایی محتوا (CVR)) به متخصصان سپرده و نتایج تحلیل شد. یافته ها براساس نتایج، تحلیل محتوای فلسفه دلوز -گتاری و با عطف نظر به ویژگی های اختلال طیف اوتیسم، مؤلفه های درون ماندگاری، زندگی، مجموعه، دید افقی، بدن بدون اندام، صیرورت/ شدن، ریزوم، استراتا(لایه ها)، عمل در برابر بیان، ادراک دیگری، هموار کردن، قلمروزدایی باز قلمروسازی، فضای مواجهه و تکرار تشخیص داده و استخراج شد. این مؤلفه ها به منظور استفاده در طراحی برنامه بازی درمانی در سه گروه قالب، محتوا و روند دسته بندی و براساس این مؤلفه ها برنامه بازی درمانی حسی حرکتی در 12 جلسه طراحی شد. مقادیر دو شاخص CVR و CVI نشان دهنده اعتبار مناسب برنامه بود. نتیجه گیری تحلیل محتوای فلسفه دلوز-گتاری نشان دهنده ظرفیت های این چارچوب فلسفی جهت استفاده در کار بالینی با اختلال طیف اوتیسم می باشد. در این پژوهش یک برنامه بازی درمانی حسی حرکتی براساس فلسفه دلوز – گتاری با قابلیت اجرا برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم طراحی شد و از نظر متخصصان با اعتبار مناسب ارزیابی شد.
Examining the psychometric properties and factor structure of the intellectual humility scale in Iranian adults(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (بهمن) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۵
1 - 12
حوزههای تخصصی:
Background: Intellectual humility, as one of the important components of personality, plays a decisive role in decision-making, learning, and social interactions. Despite its importance, there are still limited valid tools for measuring this construct across the cultural context of Iran.
Aims: The present study aimed to explore the psychometric properties and factor structure of the Intellectual Humility Scale of Alfano et al. (2017) among Iranian adults.
Methods: The study was descriptive-correlational. The statistical population included all adults in West Azerbaijan province in 2024. A sample of 573 people (19 to 72 years old) was selected using the Cochrane formula and a cluster-random sampling method. The instruments used included the Intellectual modesty Scale (Alfano et al., 2017), the Honesty-Humility subscale of the Hexagon-60 questionnaire (Ashton and Lee, 2009), Openness to Experience from the Big Five (Costa and McCrae, 1992), and the Need for Cognition Questionnaire (Cacioppo and Petty, 1982). Data analysis was undertaken using SPSS-22 and LISREL 8.80. For factor structure analysis, the sample was split into two parts; Exploratory Factor Analysis (EFA) was performed on the first part, while Confirmatory Factor Analysis (CFA) was performed on the second part.
Results: In the exploratory factor analysis, four factors of “open-mindedness”, “intellectual humility”, “corrigibility”, and “engagement” were identified, which were consistent with the theoretical structure of the scale. The CFA results confirmed the favorable fit of the model (fit indices are reported). Cronbach's alpha and composite reliability coefficients were higher than 0.70 and the average variance extracted (AVE) was higher than 0.50. Also, the McDonald's omega coefficient for the dimensions was obtained between 0.71 and 0.84. The scale indicated a significant positive correlation with honesty-humility, need for cognition and openness to experience at the 0.01 level, reflecting its convergent and concurrent validity.
Conclusion: The findings demonstrated that the Intellectual Humility Scale has good validity and reliability across the Iranian adult community and can be used as a valid tool in psychological research. However, the limitations of the study include focusing on one province and the self-report nature of the tools. It is suggested that future studies be conducted across more diverse communities and via multimodal methods.
بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (بهمن) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۵
113 - 127
حوزههای تخصصی:
زمینه: سلامت عمومی، که ابعادی چون سلامت جسمی، روانی و اجتماعی را در بر می گیرد، برای رفاه فردی و اجتماعی حیاتی است و بهبود آن در زنان جوان، با توجه به نقش کلیدی شان در جامعه، اهمیت مضاعفی دارد. در این راستا، پایبندی دینی به عنوان یک متغیر پیش بین، می تواند بر مؤلفه های سلامت عمومی تأثیرگذار باشد، اما مطالعات جامعی که به بررسی دقیق این رابطه و سازوکارهای آن در میان زنان جوان شهر تهران بپردازند، محدود است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان جوان (18-35 سال) مناطق 2 و 16 تهران در سال 1403 بودند که از میان آن ها نمونه ای 384 نفری با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و سپس تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ابعاد پنجگانه دینداری (گلاک و استارک، 1974) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972) گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) در SPSS نسخه 26 و در سطح معناداری 05/0 تحلیل انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دینداری همبستگی منفی با مؤلفه های سلامت عمومی شامل شکایت های جسمانی، اضطراب، افسردگی و ناسازگاری اجتماعی دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره حاکی از آن بود که ابعاد چهارگانه دینداری (اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی) در مجموع تأثیر معنی داری بر سلامت عمومی زنان جوان داشته اند (002/0 >p). این ابعاد قادر به تبیین 7/11 درصد از واریانس سلامت عمومی زنان جوان تهرانی بودند. نتیجه گیری: دینداری ارتباط مثبتی با ارتقای سلامت عمومی زنان دارد. بر این اساس، با تقویت دینداری می توان از آن به عنوان عاملی آرامش زا و کاهش دهنده اضطراب و افسردگی بهره گرفت. لذا، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و متخصصان سلامت روان، برنامه های مداخله ای و دوره های آموزشی مبتنی بر ارزش های دینی را برای ارتقای جامع سلامت روان زنان جوان طراحی و اجرا نمایند.
مفهوم سازی اعتیاد به بازی های برخط در نوجوانان ایرانی: یک مطالعه کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر اعتیاد به بازی های آنلاین نوجوانان در قالب مطالعه کیفی و به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته نظریه داده بنیاد انجام شد. مشارکت کنندگان 20 نوجوان پسر 13 تا 18 ساله شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری نظری انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که اعتیاد به بازی های آنلاین پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل فردی، اجتماعی و خانوادگی قرار دارد. از جمله عوامل علی مؤثر بر اعتیاد به بازی های آنلاین در بعد فردی می توان به پرکردن اوقات فراغت و شخصی، در بعد اجتماعی می توان به ارتباطی، شهرت و کسب ثروت اشاره کرد. همچنین عوامل زمینه ای شخصی، کار و بازاریابی و حمایت اجتماعی ادراک شده در ابعاد فردی، اجتماعی و خانوادگی نقش مهمی در بروز این پدیده ایفا می کنند. از سوی دیگر بهبود دقت و تمرکز، کنترل خشم، شادابی و رفع افسردگی در بعد فردی و دوست یابی، حرفه ای و معروف شدن در بعد اجتماعی، پیامدهای مثبت اعتیاد به بازی آنلاین بدست آمدند. در نهایت پژوهش حاضر نشان داد که کمبود وقت برای فعالیت های روزمره و افت درسی، شخصی، آسیب به سلامت جسمانی در بعد فردی و درک نشدن توسط خانواده در بعد خانوادگی از جمله پیامدهای منفی اعتیاد به بازی های آنلاین بود. پیشنهاد می شود برنامه ریزان تعلیم و تربیت برنامه های آموزشی مشاوره ای خود را بر چگونگی پرکردن مفید اوقات فراغت، ایجاد تفریحات سالم و لذت بخشِ شخصی سازی شده، مقابله با تنش ارضای نیازهای فردیِ ناراحتی، تنهایی و افسردگی، خستگی، تخلیه مناسب هیجانات با ورزش و ایجاد شبکه های اجتماعی و دوستی، متمرکز کنند.
شناسایی فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه مشترک مؤثر در تناسب و تعارض زناشویی: یک مطالعه موردی پدیدار شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: بر اساس نظریه های روانکاوی فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه مشترک منبع اصلی جذابیت، تناسب زناشویی و همین طور منشأ تعارضات زوجی هستند. بااین وجود مطالعات انجام شده بر روی این مفاهیم محدود است درحالی که با شناسایی و تحلیل این مکانیسم های ناخودآگاه، زوج درمانگران می توانند به زوجین کمک کنند تا ریشه های تعارضات خود را درک کرده و به سمت روابط سالم تری حرکت کنند. هدف: این پژوهش با هدف شناسایی فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه مشترک مؤثر در تناسب و تعارض زناشویی در قالب یک مطالعه پدیدار شناختی انجام شد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. جامعه ی مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل تمام زوج های دارای تعارض زناشویی بود که در طول سال 1403 به مراکز مشاوره و روانشناسی تبریز مراجعه کرده اند. نمونه پژوهش یک زوج بود که به روش هدفمند انتخاب شد. اطلاعات از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته بر اساس اصل اشباع جمع آوری شد. داده ها از طریق تحلیل تفسیری پدیدار شناختی (IPA) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: فانتزی های ناخودآگاه مشترک زوج در پنج نوع اختصاصی: ترس و اجتناب، قدرت و کنترل، تأیید و پذیرش، محرومیت و ناکامی و سرزنش و ناارزنده سازی خود در مقابل سرزنش و ناارزنده سازی همسر و دفاع های ناخودآگاه مشترک زوج در سه نوع همانندسازی فرافکنانه مکمل، متقابل و همخوان شناسایی شد. همچنین اجتناب از صمیمیت مهم ترین دفاع زوج مورد مطالعه، تشخیص داده شد که به تداوم تعارشان دامن می زد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه زوج منجر به تناسب ناخودآگاه و همین طور ایجاد چرخه معیوب تعارضات در ارتباط آن ها شده بود. این یافته می تواند دریچه ای برای فهم بهتر پیچیدگی های روابط زوجی و غنای زوج درمانی باشد.
مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی برآگاهی واج شناختی و نیمانیکس بر کارکردهای اجرایی و حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (مهر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۱
۱۵۰-۱۳۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: کارکردهای اجرایی و مهارت های حل مسئله در دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص نقش کلیدی در عملکرد تحصیلی آنها ایفا می کنند. پژوهش های گذشته نشان داده است که مداخلات مبتنی بر آگاهی واج شناختی و روش های شناختی-رفتاری مانند نیمانیکس می توانند به بهبود این توانایی ها کمک کنند. با این حال، تاکنون مقایسه سیستماتیک اثربخشی این دو نوع مداخله در بین این گروه خاص از دانش آموزان انجام نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی برآگاهی واج شناختی و نیمانیکس بر کارکردهای اجرایی و حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص شهر تهران در سال 1402 بود که با روش نمونه گیری هدفمند 60 نفر انتخاب و به صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش اول (مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی) 20 نفر در گروه آزمایش دوم (مداخله مبتنی بر آموزش نیمانیکس) و 20 نفر در گروه گواه قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه نقائص کارکردهای اجرایی کودکان و نوجوانان (بارکلی، 2012) و پرسشنامه حل مسئله (کسیدی و لانگ، 1996) بود. به گروه آزمایش تحت مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی 13 جلسه 60 دقیقه ای و برای گروه آزمایش تحت مداخله مبتنی بر آموزش نیمانیکس نیز 12 جلسه 60 دقیقه ای ارائه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری تحلیل واریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، بین میزان تأثیرگذاری دو روش مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی و مداخله نیمانیکس بر کارکردهای اجرایی و راهبرد حل مسئله سازنده، راهبرد حل مسئله غیرانطباقی یا ناسازگارانه تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P) و میزان تأثیرگذاری روش مداخله نیمانیکس بر متغیرهای مذکور بیشتر از روش مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی بود (05/0>P). نتیجه گیری: استفاده از این روش به عنوان یک استراتژی درمانی می تواند به بهبود عملکرد تحصیلی این دانش آموزان کمک کند. پژوهش های آینده پیشنهاد می شود تا به بررسی طولانی مدت اثرات این مداخلات پرداخته و امکان ترکیب آن ها را بررسی کنند.
شناسایی رفتارهای پر خطر رانندگی در ایران مبتنی بر دیدگاه های رانندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آذر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
۱۹۳-۱۷۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: تصادفات جاده ای یکی از چالش های جدی و مداوم در سطح جهان است که به خسارات جانی و مالی گسترده ای منجر می شود. اگرچه عوامل متعددی در وقوع تصادفات جاده ای دخیل هستند، اما نقش عوامل انسانی، به ویژه رفتارهای پرخطر رانندگی و جنبه های روانشناختی آن، به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی در تعیین سطح ایمنی جاده ها شناخته شده است. در ایران، کمبود پژوهش های جامع و هدفمند که به طور خاص به رفتارهای پرخطر رانندگی و عوامل مؤثر بر آن بپردازد، به عنوان یک شکاف پژوهشی جدی احساس می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و دسته بندی رفتارهای پرخطر رانندگی رانندگان ایرانی بر اساس دیدگاه های خودگزارشی آنان انجام شد. روش: جامعه آماری این مطالعه کلیه رانندگان سطح کشور می باشند که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. بدین منظور ابتدا رفتارهای پرخطر رانندگی بر اساس مطالعات پیشین و رفتارهای رایج در میان رانندگان ایرانی شناسایی شد. سپس پرسشنامه ای شامل اطلاعات فردی، رفتارهای پرخطر و سوابق تصادفات رانندگان طراحی و به صورت آنلاین در سراسر ایران توزیع شد. پس از ارزیابی های اولیه، پرسشنامه های ۲۳۸۷ نفر از رانندگان با روش کمی مورد تجزیه و تحلیل نهایی قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی انجام یافته بر روی داده ها نشان داد که رفتارهای پرخطر رانندگی در پنج دسته اصلی قابل تقسیم اند: رانندگی سهل انگارانه و ناهماهنگ با قوانین، رانندگی همراه با حواس پرتی، رانندگی پرخاش گرانه، رانندگی با سرعت زیاد و رانندگی در شرایط سخت. همچنین، همبستگی مثبت و معنی داری بین ابعاد رفتارهای پرخطر رانندگی مشاهده شد (05/0 >P) که نشان دهنده روایی همزمان مناسب ابزار است. اعتبار ابزار از طریق آلفای کرونباخ برای هر پنج عامل بالاتر از 7/0 محاسبه شد که حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب ابزار است. نتیجه گیری: این مطالعه با شناسایی و تحلیل رفتارهای پرخطر رانندگی در میان رانندگان ایرانی تلاش دارد تا مبنایی علمی برای طراحی مداخلات روانشناختی و تدوین سیاست های پیش گیرانه فراهم کند. نتایج این تحقیق می تواند به بهبود ایمنی جاده ها و کاهش آمار تصادفات در کشور کمک شایانی نماید.
مقایسه اثربخشی آموزش های بار شناختی و خودتعیین گری بر شیفتگی و رفتار کمک طلبی تحصیلی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
224 - 239
حوزههای تخصصی:
شیفتگی تحصیلی و رفتار کمک طلبی از متغیرهای مهم برای دانش آموزان است و زمینه پیشرفت تحصیلی را در آن ها ایجاد می نماید. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی آموزش بار شناختی و خودتعیین گری بر شیفتگی تحصیلی و رفتار کمک طلبی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه است. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه نواحی شش گانه اصفهان در سال تحصیلی 1403- 1402بودند. روش نمونهگیری به صورت نمونه گیری دردسترس بود و بدین منظور 63 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه دارای ملاک ورود به مطالعه به طور تصادفی در سه گروه گمارش شدند. در ابتدا از بین نواحی شش گانه اصفهان ناحیه 3 به تصادف انتخاب شد و از بین مدارس متوسطه دوره دوم دخترانه ناحیه 3، دبیرستان غیر دولتی هدف سازان به تصادف انتخاب گردید. در این دبیرستان با برگزاری فراخوان، از دانش آموزانی که تمایل به شرکت در این پژوهش داشتند دعوت به عمل آمد. از بین افراد دارای ملاک های ورود، به تصادف 63 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 23 نفری گمارده شدند. گروه آزمایش اول دوره بسته آموزشی بار شناختی شریف منش و همکاران ( 1400) در 6 جلسه 90 دقیقه ای و گروه آزمایش دوم بسته آموزشی خودتعیین گری جلیلی و همکاران ( 1397) را در 12 جلسه 90 دقیقه ای طی نموند گروه کنترل تحت هیچ مداخله ای قرار نگرفت. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های شیفتگی تحصیلی مارتین و جکسون (2008) و رفتار کمک طلبی ریان و پینتریچ (1997) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 و با روش تحلیل واریانس با اندازه های مکرر انجام شد. آموزش های بار شناختی و خود تعیین گری، شیفتگی تحصیلی دانش آموزان و پذیرش کمک طلبی را افزایش داده و اجتناب از کمک طلبی را کاهش داده اند و اثرات آموزش ها در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است. اما بین دو مداخله آموزشی تفاوت معنی داری مشاهده نگردید. آموزش بار شناختی و خودتعیین گری می تواند یادگیری و شیفتگی و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان را بهبود بخشد. معلمان باید از این روش ها برای کاهش بار شناختی و تقویت انگیزه درونی دانش آموزان استفاده کنند.
تفاوت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و نارسایی های شناختی در افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
125 - 136
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و نارسایی های شناختی در افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک و افراد عادی صورت گرفت. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای می باشد. جامعه آماری افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک مراجعه کننده به کلینک های دولتی و خصوصی شهر زاهدان و همچنین افراد عادی ساکن این شهر در سال 1402 بود. نمونه پژوهش 15 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی و 15 فرد عادی بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی (CER) گارنفسکی و کراج (2006) و پرسشنامه نارسایی شناختی (CFQ) برودبنت (1982) استفاده شد. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره با نرم افزار SPSS 25 تحلیل شدند. یافته ها : نتایح نشان داد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی نسبت به افراد عادی بیشتر از سبک های تنطیم هیجان ناسازگارانه استفاده می کنند (0.05>P) و در استفاده از سبک های تنظیم هیجانی سازگارانه ببن دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد (0.05<P). همچنین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی نارسایی شناختی بیشتری نسبت به افراد عادی نشان دادند (0.05>P). نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در استفاده از راهبردهای سازگارانه تفاوت معناداری با افراد عادی ندارند، اما نقص های شناختی و تمایل بیشتر به راهبردهای ناسازگارانه در آن ها اهمیت مداخلات تقویتی در بهبود تنظیم هیجان و ارتقاء کیفیت زندگی این بیماران را برجسته می کند.
نقش میانجی خطاهای شناختی در رابطه بین فشار فرهنگی- اجتماعی و ترس از تصویر بدنی در زنان چاق بدون سابقه کاهش وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
31 - 44
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خطاهای شناختی در رابطه بین فشار اجتماعی- فرهنگی و ترس از تصویر بدنی در زنان چاق بدون سابقه کاهش وزن انجام شد.
روش: طرح پژوهش توصیفی- مقطعی از نوع همبستگی بود که با 200 زن 30 تا 55 ساله چاق بدون سابقه کاهش وزن، به روش نمونه گیری در دسترس از شهرهای تهران، رشت و کاشان، در نیمه دوم 1402، اجرا شد. جهت سنجش، از شاخص توده بدنی (BMI) استفاده شد و آزمودنی ها به پرسش نامه های جمعیت شناختی، ترس از تصویربدن لیتلتون (BICI)، فشار فرهنگی- اجتماعی ادراک شده (PSPS) و خطاهای شناختی الیس (CDQ) داوطلبانه پاسخ دادند. تحلیل داده ها با نسخه 22 نرم افزار SPSS و Amos انجام شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد بین فشار فرهنگی- اجتماعی و ترس از تصویر بدنی (P<0.05, r=0.38)، خطاهای شناختی و ترس از تصویربدنی (p<0.05, r=0.50) و فشار فرهنگی- اجتماعی و خطاهای شناختی (p<0.05, r=0. 65 ) رابطه معنادار وجود دارد؛ یک واحد تغییر فشار فرهنگی- اجتماعی منجر به 36/0 تغییرات در ترس از تصویربدنی، یک واحد تغییر خطاهای شناختی منجر به 55/0 تغییرات در تصویربدنی و یک واحد تغییر فشار فرهنگی- اجتماعی منجر به 66/0 تغییرات در خطاهای شناختی می شود. الگوی میانجی پیشنهادی از برازش نسبتاً خوبی برخوردار بود و مدل ترسیم شده 63 درصد از نمرات متغیر مکنون ترس از تصویر بدنی را تبیین می نماید (χ2/df=2.503, RMSEA= 0.088, CFI= 0.609, PCFI= 0.695, IFI=0.730, GFI=0.609). تحلیل بوت استراپ نشان داد خطاهای شناختی به طور معنی داری در رابطه بین نمرات فشارفرهنگی- اجتماعی و ترس از تصویر بدنی میانجیگری می کند (95% CI: 0.172 to 0.154).
نتیجه گیری: خطاهای شناختی تفکر دوقطبی و سوگیری توجه اثر مخرب فشار فرهنگی- اجتماعی را برای ایجاد ترس بیشتر از تصویربدنی در زنان چاق شدت می بخشد. در این رابطه پیشنهاد می شود درمانگران جهت تدوین برنامه چاقی برای اقناع سازی برای کاهش وزن بر روی تاثیر خطاهای شناختی توجه ویژه ای داشته باشند.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری جنسی بر خودپنداره جنسی، خودابرازی جنسی، اختلال نعوظ و کمبود میل جنسی در بیماران مبتلا به کژکاری جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
93 - 112
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی درمان شناختی- رفتاری- جنسی بر خودپنداره جنسی، خودابرازی جنسی، اختلال نعوظ و اختلال کمبود میل جنسی در بیماران مرد مبتلا به کژکاری جنسی بود.
روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مرد مبتلا به اختلال نعوظ و کمبود میل جنسی مراجعه کننده به متخصصان اورولوژی منطقه یک شهر تهران بود. از این جامعه نمونه ای به حجم 26 نفر به روش هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (13 نفر) و کنترل (13 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای را به مدت دو و نیم ماه دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. ابزارهای به کار برده شده در این مطالعه شامل پرسشنامه عملکرد جنسی مردان روزن و همکاران (1997)، پرسشنامه استاندارد خودپنداره جنسی اسنل (1995)، پرسشنامه خودابرازی جنسی اسنل، بلک، کلارک (1987) هستند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره به علاوه آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون، درمان شناختی رفتاری جنسی موجب افزایش معنی دار خودپنداره جنسی مثبت (P≤ 0.001) و خود ابرازی جنسی (P≤ 0.001) و کاهش معنی دار اختلال نعوظ (P≤ 0.001) و افزایش معنی دار میل جنسی (P≤ 0.001) در بیماران مرد مبتلا به اختلال کژکاری جنسی شد.
نتیجه گیری: درمان شناختی- رفتاری- جنسی با بهره گیری از تکنیک های شناختی- رفتاری و آموزش رفتارهای جنسی می تواند به عنوان یک مداخله موثر جهت بهبود خودپنداره جنسی، خودابرازی جنسی، اختلال نعوظ و کمبود میل جنسی در بیماران مرد مبتلا به کژکاری جنسی مورد استفاده قرار گیرد.
ارائه مدل علی ادراک از سبک مدیریت کلاس و خودناتوان سازی تحصیلی با نقش واسطه ای سرمایه های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
219-246
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه مدل علی ادراک از سبک مدیریت کلاس و خود ناتوان سازی تحصیلی با نقش واسطه ای سرمایه های روان شناختی درمیان دانش آموزان انجام گرفت. روش انجام پژوهش توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان آباده به تعداد 4100 نفر در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 351 نفر از دانش آموزان به صورت طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه های سبک مدیریت کلاس (ولفگانک و گلیکمن، 1986)، خود ناتوان سازی تحصیلی(میجلی و همکاران، 2000) و سرمایه های روان شناختی(لوتانز و همکاران، 2007) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر با نرم افزار لیزرل ورژن52/8 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که سبک مدیریت کلاس تعاملی و غیر مداخله گر اثر مستقیم و مثبت بر سرمایه های روان شناختی دارد و سبک مدیریت کلاس مداخله گر اثر مستقیم و منفی بر سرمایه های روان شناختی دارد. همچنین، افزایش سرمایه های روان شناختی مستقیما بر خود ناتوان سازی تحصیلی تاثیر منفی بر جای می گذارد. سبک مدیریت تعاملی و غیرمداخله گر بصورت غیرمستقیم و با واسطه گری سرمایه های روان شناختی موجب کاهش خودناتوان سازی می شود و سبک مدیریت مداخله گر بصورت غیرمستقیم سبب افزایش خود ناتوان سازی می شود.
نتایج پژوهش نشان داد از میان متغیرهای برونزا به ترتیب سبک مدیریت تعاملی (31/0-)، سبک مدیریت غیر مداخله گر(28/0-) و سبک مدیریت مداخله گر(23/0) بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با خود ناتوان سازی تحصیلی دارا می باشند که همه ضرایب در سطح 01/0 معنی دار می باشند از میان متغیر های درونزا نیز به ترتیب خودکارآمدی(49/0-)، خوش بینی(42/0-)، تاب آوری(40/0-)و امیدواری(38/0-)، بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با خود ناتوان سازی تحصیلی دارا هستند که تمامی این ضرایب منفی و از نظر آماری در سطح 01/0 معنی دار هستند. بالاترین ضریب همبستگی مربوط به رابطه بین خودکارآمدی و خودناتوان سازی تحصیلی(49/0-) و پایین ترین ضریب همبستگی در این ماتریس مربوط به رابطه بین سبک مداخله گر و سبک تعاملی(18/0-) است که هر دو از نظر آماری در سطح 01/0 معنی دار هستند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بهبود ادراک دانش آموزان از سبک مدیریت کلاس از طریق به کارگیری رویکردهای تعاملی و غیرمداخله گرانه، همراه با تقویت سرمایه های روان شناختی، می تواند به عنوان یک راهبرد مؤثر در کاهش خودناتوان سازی تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد.
تاثیر تمرین هوازی و مکمل افرودیت بر سطح برخی فاکتورهای آنتی اکسیدانی در زنان یائسه مبتلا به افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
313 - 321
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یائسگی با کاهش هورمون های جنسی و تغییرات نوروهورمون-های تعیین کننده اتیوپاتوژنتیک رخ می دهد و خطر اختلالات روانی را افزایش می دهد. در این مطالعه تاثیر دوازده هفته تمرین هوازی با شدت متوسط و مکمل افرودیت (یک مکمل گیاهی است که از ترکیب چند گیاه مانند زنجبیل، زعفران، دارچین و خارخاسک تشکیل شده است که هر یک از ترکیبات بالا تأثیر درمانی ویژ ه ای دارد) را بر سطح برخی عوامل نورونی و نوروترانسمیترهای مرتبط با اختلالات روحی و روانی در زنان یائسه با افسردگی خفیف بررسی شد. مواد و روش ها: در یک کارآزمایی کنترل شده تصادفی 1۰2 زن یائسه ساکن شهرستان اصفهان که طبق پرسشنامه بک افسردگی خفیف داشتند مورد بررسی قرار گرفت که با توجه به معیار های ورود به مطالعه، در چهار گروه شامل گروه کنترل- گروه تمرین هوازی – گروه مکمل افرودیت و گروه تمرین هوازی+مکمل افرودیت تقسیم شدند . برنامه تمرینات هوازی پیاده روی و دوی سبک با شدت متوسط ۶۵ الی ۷۰ درصد ضربان قلب روی تردمیل انجام شد و دوز استفاده از مکمل افرودیت دو دوز در روز بود. پس از جمع آوری داده های مربوط به اطلاعات آزمودنی ها ، ابتدا نرمال بودن داده ها به کمک آزمون کولوموگروف اسمیرنوف سنجش شد. سپس داده های بدست امده در هر گروه توسط ازمون تحلیل واریانس بین گروهی در نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد سطح پلاسمایی آنزیم سوپراکسید دیسموتاز (SOD) (05/0>p) و سطح گلوتاتیون پلاسما (GSH) (05/0>p) افزایش یافته و این آنتی اکسیدان ها می توانند یا از تولید گونه های اکسید کننده جلوگیری کنند یا اثرات اکسیداتیو ROS را کاهش دهند. به طور معنی داری در گروه تمرین هوازی به همراه مکمل افرودیت نسبت به سایر گروه ها افزایش نشان داده شد (05/0>p). در حالیکه سطح مالون دی آلدهید (MDA) کاهش یافت (05/0>p). نتیجه گیری: تمرینات هوازی و مکمل آفرودیت به صورت هم افزایی استرس اکسیداتیو و علائم افسردگی را بهبود می بخشد.
اعتباریابی نسخه فارسی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
231 - 240
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع اعتباریابی بود. جامعه آماری شامل افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی شهر یزد در سال 1403 بود. 226 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس انگیزش اجتماعی (SMS، فلیپس و همکاران، 2021)، پرسشنامه کفایت اجتماعی (SCQ، پرندین و همکاران، 1385)، و مقیاس احساس تنهایی (LS، دهشیری و همکاران، 1387) بود. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی از ساختار 5 عاملی مقیاس حمایت کردند. نتایج روایی همگرا نشان داد که بین مقیاس انگیزش اجتماعی با کفایت اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0>P). همچنین نتایج روایی واگرا نشان داد بین مقیاس انگیزش اجتماعی با احساس تنهایی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ برای نمره کل و مؤلفه های آن شامل خودکارآمدی اجتماعی و انتظار پیامد، تشخیص بیان هیجانی، پیوند اجتماعی، برانگیختگی، و قدرت/رهبری به ترتیب برابر با 86/0، 94/0، 87/0، 88/0، 89/0، 82/0 بدست آمد. با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است و می تواند به عنوان ابزار پژوهشی در مطالعات روانشناسی و بالینی مورد استفاده قرار گیرد.
شخصیت پویا عامل بروز رفتار کاری پویا با تاکید بر رضایت شغلی و خودکارآمدی وسعت نقش در کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
199 - 226
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر شخصیت پویا بر رفتار کاری پویا با تاکید بر نقش واسطه گری رضایت شغلی و خودکارآمدی وسعت نقش کارکنان انجام گرفت. روش: تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی- همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش کلیه کارکنان یکی از شرکت های قطعه ساز گروه صنعتی ایرانخودرو به تعداد 360 نفر بوده اند که از این تعداد 186نفر بعنوان نمونه ی آماری به روش غیراحتمالی در دسترس بدست آمده است. ابزار مورد استفاده پرسشنامه بود که به منظور تعیین روایی از روایی صوری استفاده شد و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تایید گردید. برای تحلیل داده های این پژوهش از نرم افزار spss و نرم افزار پی ال اس استفاده شده است. یافته ها: نتایج تحقیق شخصیت پویا را عامل بروز رفتار کاری پویا با تاکید بر رضایت شغلی و خودکارآمدی وسعت نقش در کارکنان تایید نمود. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر نقش مهم شخصیت پویا در بروز رفتار کاری پویا با تاکید بر رضایت شغلی و خودکارآمدی وسعت نقش است. بعبارتی شخصیت پویا هم به طور مستقیم و هم از طریق رضایت شغلی و خودکارآمدی وسعت نقش منجر به بروز رفتار کاری پویا می شود.
رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با علائم روان تنی در زنان نابارور: نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
27 - 44
حوزههای تخصصی:
مقدمه: علائم روان تنی یکی از مشکلات شایع در زنان نابارور می باشد که منجر به اختلال در کیفیت زندگی و عملکرد روزانه این افراد می شود. با توجه به اهمیت بهبود و درمان این علائم، پژوهش در خصوص عوامل روانشناختی موثر بر علائم روان تنی ضروری می باشد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین طرحواره های ناسازگار اولیه با علائم روان تنی با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در زنان نابارور می باشد.
روش: مطالعه حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری این پژوهش زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک ناباروری در مشهد بودند که 360 نفر به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های فرم کوتاه طرحواره های ناسازگار اولیه، علائم روان تنی و فرم کوتاه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، معادلات ساختاری و آزمون تحلیل مسیر به کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 و AMOS نسخه 24 صورت گرفت.
یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان با علائم روان تنی رابطه مثبت و راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان با علائم روان تنی رابطه منفی معنی داری دارند (001/0>P.). نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نقش میانجی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و علائم روان تنی ایفا می کند و شاخص های برازش نیز همگی حاکی از برازش مطلوب مدل بودند.
نتیجه گیری: آنچه از یافته های حاضر می توان نتیجه گرفت، اهمیت آموزش مهارت های تنظیم شناختی هیجان در زنان نابارور است. با توجه به بروز علائم روان تنی در این افراد، استفاده از راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان منجر به کاهش شدت و بروز این علائم می شود
اثربخشی طرحواره درمانی بر حساسیت بین فردی، ترس از ارزیابی های منفی و شرم درونی شده در نوجوان با تجربه طلاق والدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
243 - 252
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر حساسیت بین فردی، ترس از ارزیابی های منفی و شرم درونی شده در نوجوان با تجربه طلاق والدین بود. پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه نوجوان با تجربه طلاق والدین و مراجعه کننده به مراکز درمانی و مشاوره شهر تهران در سال 1403 بودند که از بین آنها 30 نفر به طور در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگذاری شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه حساسیت بین فردی بایس و پارکر (1989، IPSM)، پرسشنامه ترس از ارزیابی های منفی لری (1983،BFNES)، پرسشنامه شرم درونی شده کوک (1993، ISS) بود. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای هر هفته یک جلسه طرحواره درمانی را دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین پس آزمون گروه آزمایش و گواه در حساسیت بین فردی، ترس از ارزیابی های منفی و شرم درونی شده در نوجوان با تجربه طلاق والدین وجود داشت (05/0p<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که طرحواره درمانی بر حساسیت بین فردی، ترس از ارزیابی های منفی و شرم درونی شده در نوجوان با تجربه طلاق والدین تأثیر داشته است.
مدل یابی اعتیاد به بازی های رایانه ای بر مبنای ویژگی های روانشناختی و سبک های والدگری با میانجی گری نگرش به تحصیل
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اعتیاد به بازهای رایانه ای به عنوان استفاده بیش از حد از آن ها تعریف شده است که به مشکلات اجتماعی و عاطفی منجر می شود و کاربر با وجود این مشکلات، قادر به کنترل این استفاده نیست. هدف: هدف این پژوهش ارائه مدل ساختاری اعتیاد به بازی های رایانه ای بر مبنای ویژگی های روانشناختی و سبک های والدگری با میانجی گری نگرش به تحصیل بود. روش: روش این پژوهش توصیفی-همبستگی برمبنای معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1404 - 1403 بود که 250 نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های اعتیاد به بازی های رایانه ای زندی پیام و همکاران (1394)، فقدان لذت جویی اسنیت و همکاران (۱۹۹۹)، تحمل پریشانی سیمون و گاهر (۲۰۰۵)، سبک والدگری دیانا بامریند(1972) و پرسشنامه نگرش تحصیلی اکبری (۱۳۸۳) را تکمیل نمودند. تحلیل داده ها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS نسخه26و Amos نسخه 24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ضرایب مسیرهای مستقیم ویژگی روانشناختی (55/0β= ، 004/0= P) و سبک های والدگری به نگرش به تحصیل (43/0β= ، 008/0= P)، ویژگی روانشناختی (31/0β= ، P < 0.001)، سبک های والدگری(46/0β= ، P < 0.001) و نگرش به تحصیل به اعتیاد به بازی های رایانه ای (27/0β= ، P < 0.001)، معنی دار بود. نتایج اثرات غیرمستقیم نیز نشان داد که نگرش به تحصیل در این مدل نقش میانجی گری دارد(P < 0.005). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ویژگی روانشناختی و سبک های والدگری از طریق میانجی گری نگرش به تحصیل بر اعتیاد به بازی های رایانه ای اثر می گذارند؛ بنابراین برگزاری کارگاه هایی با هدف کاهش و پیشگیری از اعتیاد به بازی های رایانه ای توصیه می شود.