فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۲۱ تا ۳٬۱۴۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۱
۱۳۵-۹۸
حوزههای تخصصی:
هدف: حوزه پیشگیری از فساد اداری در کشور شاهد فقدان الگوهایی مبتنی بر پژوهش های روان شناختی است. هدف مطالعه حاضر طراحی و اعتباریابی «الگوی پیشگیری از فساد اداری مبتنی بر سبب شناسی روانی-زمینه ای و بازنمایی اثرات فسادهای اداری بر زندگی شهروندان» بود. روش: در فاز اول (شناسایی ادراک کارکنان خدمات عمومی از عوامل روانی-زمینه ای پیشگیری کننده از فساد)، داده ها با استفاده از روش پدیدارشناسی و ضمن مصاحبه نیمه ساختاریافته با 14 نفر از کارکنان ادارات بخش عمومی تهران که از طریق نمونه گیری دردسترس و بادرنظرگیری اصل اشباع انتخاب شدند، جمع آوری گردید. در فاز دوم (شناسایی ادراک شهروندان از اثرات فساد بر زندگی آن ها) ضمن مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 شهروند تهرانی که از طریق نمونه گیری دردسترس و بادرنظرگیری اشباع مفهومی انتخاب شدند، نسبت به جمع آوری داده ها اقدام گردید. در فاز سوم (تعیین ابعاد و مولفه های الگو)، با استفاده از روش دلفی و ضمن نظرسنجی از هشت متخصص که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، نسبت به ارزیابی و اصلاح الگو اقدام شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها در فاز اول منجر به شکل گیری شش مضمون اصلی شد: «ویژگی های شناختی»، «الگوهای هیجانی»، «ویژگی های شخصیتی»، «راهبردهای رفتاری»، «بافت خانوادگی» و «بافت سازمانی». در فاز دوم، دو مضمون اصلی پدید آمد: «پیامدهای منفی فردی» و «پیامدهای منفی جمعی». فاز سوم نشان داد میزان توافق پنل خبرگان با کل الگو 61/92 درصد و با تک تک مولفه ها نیز 88 درصد یا بالاتر بود و این موید اعتبار الگو می باشد. الگوی پیشگیری از فساد اداری با پنج بعد و 13 مولفه نهایی شد. ابعاد الگو عبارتند از: «انتخاب و انتصاب مناسب»، «مداخلات مشاوره ای فردی و گروهی»، «آموزش راهبردهای رفتاری»، «اصلاح و ارتقای فرهنگ سازمانی» و «نظارت و بازخورد». نتیجه گیری: مجموعه ای از مولفه های فردی و زمینه ای در خودکنترلی نسبت به ارتکاب فساد نقش بالقوه
مدل یابی علی علائم اختلال شخصیت مرزی بر اساس ناکامی در ارضای نیازهای روان شناختی: نقش میانجی کنترل بازداری
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ناکامی در ارضای نیازهای روان شناختی یکی از علت های علائم اختلال شخصیت مرزی در نظر گرفته می شود و مکانیسم های این ارتباط چندان واضح نیست. هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علی علائم اختلال شخصیت مرزی بر اساس ناکامی در ارضای نیازهای روان شناختی با نقش میانجی کنترل بازداری انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضرتوصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بودند که از این جامعه نمونه ای به حجم ۱۵۳ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس شخصیت مرزی (جکسون و کلاریچ، 1991)، پرسشنامه نیازهای بنیادین روان شناختی (گاردیا و همکاران، 2000) و آزمون برو/ نرو (هافمن، 1984) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS 28و Smartpls3 انجام شد. یافته ها: نتایج مدلیابی معادلات ساختاری نشان داد ارضای نیازهای روان شاختی (001/0>P؛14/0-=β) و کنترل بازداری(001/0>P؛38/0-=β) اثر مستقیم و منفی بر علائم اختلال شخصیت مرزی دارد. ارضای نیازهای روان شناختی (001/0>P؛27/0=β) با اثر مثبت بر کنترل بازداری اثر غیر مستقیمی بر علائم اختلال شخصیت مرزی دارد. نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که ناکامی در ارضای نیازهای روان شناختی علاوه بر اینکه یک عامل خطر مستقل برای اختلال شخصیت مرزی است می تواند با کاهش کنترل بازداری منجر به بروز این علائم شود.
بررسی اثربخشی روش تحریک Forbrainبر توجه شنیداری در کودکان دارای اختلال بیش فعالی/نقص توجه 11-6 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی روش تحریک Forbrain بر توجه شنیداری در کودکان دارای اختلال بیش فعالی/نقص توجه 11-6 سال بود. روش کار: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کودکان 6 تا 11 ساله دارای اختلال بیش فعالی/نقص توجه مراجعه کننده به مرکز درمانی توانش در سال 1401 بودند. به منظور نمونه گیری تعداد 40 نفر (در هر گروه 20 نفر) از میان افرادی که توسط متخصص روان پزشکی تشخیص بیش فعالی داشته اند به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه جای دهی شدند. گروه مداخله 10 جلسه 20 دقیقه ای Forbrain و گروه کنترل هیج مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: یافته ها نشان داد که پس از کنترل نمرات پیش آزمون، اثر گروه بر نمرات پس آزمون توجه شنیداری معنادار است. به عبارت دیگر، بین مشارکت کنندگان گروه تحریک Forbrain و کنترل در میانگین نمرات توجه شنیداری در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد و این روش اثربخش بوده است. نتیجه گیری: روش تحریک Forbrain بر توجه شنیداری در کودکان دارای اختلال بیش فعالی/نقص توجه مؤثر است و می تواند در محیط های آموزشی و درمانی به کار گرفته شود. پیشنهاد می گردد مطالعات تکمیلی جهت مقایسه این روش با دیگر روش ها صورت گیرد.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سازگاری با درد مزمن
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
47 - 59
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سازگاری با درد مزمن (ACPQ) بود. جامعه آماری پژوهش را مراجعه کنندگان به یک کلینیک درد در تهران در بازه زمانی دی تا اسفند ۱۴۰۲ تشکیل می دادند. تعداد ۱۱۰ نفر از این مراجعان با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از تحلیل عاملی و بررسی همسانی درونی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. تحلیل عاملی، ساختار عاملی پرسشنامه را با 18 گویه اصلی که در سه خرده مقیاس بار شده بود را تأیید کرد. میزان واریانس تبیین شده 65.83 درصد بود. آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه برابر با 0.90 و برای خرده مقیاس های برای خرده مقیاس های ادراک از خود، درک محدودیت ها و درک تحمل به ترتیب 0.89، 0.90 و 0.85 بود. میان مولفه های سازگاری با درد مزمن همبستگی مثبت و معناداری وجود داشت (0.01>P). در مجموع نتایج نشان داد که پرسشنامه سازگاری با درد مزمن (ACPQ)، دارای روایی و پایایی مطلوبی در جامعه ی ایرانی است.
اثربخشی رویکرد روان پویشی فشرده و کوتاه مدت بر ترس از صمیمیت و تنظیم هیجان نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آبان ۱۴۰۳ شماره ۸ (پیاپی ۱۰۱)
۱۹۰-۱۸۱
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی رویکرد روانپویشی فشرده و کوتاه مدت بر ترس از صمیمیت و تنظیم هیجان نوجوانان انجام شد. مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ ساله شهر رشت در سال 1402 بود که از این بین تعداد 34 نفر به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی ساده در دو گروه آزمایش (17 نفر) و گواه (17 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایشی به مدت 10 جلسه ی 60 دقیقه ای در برنامه روان درمانی روانپویشی فشرده و کوتاه مدت (دوانلو، 1996) شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس دشواری در تنظیم هیجانی (DERS) گراتز و رومر (2004) و پرسشنامه ترس از صمیمیت (FIS) دسکاتنر و تلن (1991) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که رویکرد روان پویشی فشرده و کوتاه مدت باعث کاهش معنادار نمرات ترس از صمیمیت و مشکل در تنظیم هیجان نوجوانان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، در مراحل پس آزمون (01/0P<) و پیگیری (05/0P<) شده است. می توان نتیجه گرفت که رویکرد روانپویشی فشرده و کوتاه مدت می تواند بر ترس از صمیمیت و تنظیم هیجان نوجوانان مؤثر باشد.
اثربخشی آموزش رویکرد چند حسی فرنالد بر نارساخوانی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آذر ۱۴۰۳ شماره ۹ (پیاپی ۱۰۲)
۱۹۰-۱۸۱
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش رویکرد چند حسی فرنالد بر بهبود درک خواندن و سازگاری تحصیلی در دانش آموزان دارای اختلال خواندن چهارم و پنجم ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهرستان رامسر در سال تحصیلی 1402- 1403 بود که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. گروه آزمایش، مداخله آموزشی رویکرد چند حسی فرنالد را در 15 جلسه 45 دقیقه ای و هفته ای یک بار دریافت کرد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه نارساخوانی (FQ) وکسلر(1945، پرسشنامه سازگاری تحصیلی (AISS) سینها و سینگ (2005) بود. داده های گردآوری شده در پژوهش حاضر به روش تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون بهبود درک خواندن و سازگاری تحصیلی در گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزش رویکرد چند حسی فرنالد به صورت موثری در جهت افزایش سازگاری تحصیلی و بهبود درک خواندن در دانش آموزان دوره چهارم و پنجم استفاده کرد.
مدل ساختاری افسردگی بر اساس فرایند و محتوای خانواده در زوجین بدون فرزند: نقش میانجی گر تمایزیافتگی خود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ دی ۱۴۰۳ شماره ۱۰ (پیاپی ۱۰۳)
۱۷۰-۱۶۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین برازش مدل ساختاری افسردگی بر اساس فرایند و محتوای خانواده در زوجین بدون فرزند با نقش میانجی گری تمایزیافتگی خود انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، شامل کلیه زوجین بدون فرزند ساکن شهرستان گنبدکاووس در سال ۱۴۰۲ بود که از بین آن ها ۱۳۰ زوج (۲۶۰ نفر) از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی بک (BDI-II، بک و همکاران، ۱۹۶۳)، فرایند و محتوای خانواده (FPC، سامانی، ۲۰۰۵) و تمایزیافتگی خود (DSI-R، اسکورن و فریدلندر، ۱۹۹۸) بود. داده ها به روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد که در بین زوجین بدون فرزند فرایند و محتوای خانواده به صورت مثبت و معنادار بر تمایزیافتگی خود اثر دارد (001/0>P). در بین زوجین بدون فرزند تمایزیافتگی خود به صورت منفی و معنادار بر افسردگی اثر دارد (001/0>P). همچنین تمایزیافتگی خود در زوجین بدون فرزند اثر فرایند و محتوای خانواده بر افسردگی را به صورت منفی و معنادار میانجیگری می کند (001/0>P)؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت، تمایزیافتگی خود با توجه به نقش فرایند و محتوای خانواده می توانند تبیین کننده افسردگی زوجین بدون فرزند باشد.
اثربخشی هنردرمانی متمرکز بر شفقت بر سرمایه روان شناختی و نشخوار خشم نوجوانان بدسرپرست و بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی هنردرمانی متمرکز بر شفقت بر سرمایه روان شناختی و نشخوار خشم نوجوانان دختر بدسرپرست و بی سرپرست بود. پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه نوجوانان دختر بدسرپرست و بی سرپرست بوشهر در سال 1402 بود که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر از آن ها انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسش نامه سرمایه های روان شناختی (PCQ، لوتانز و آولیو، 2007) و مقیاس نشخوار خشم (ARS، سوخودولسکی و همکاران، 2001) بود. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری (۰۱/0>p)، میان پس آزمون گروه آزمایش و کنترل در سرمایه های روان شناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوشبینی) و نشخوار خشم (پس فکرهای خشم، افکار انتقام، خاطره های خشم و شناختن علت ها) وجود داشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که هنردرمانی متمرکز بر شفقت از روش های اثربخش در بهبود سرمایه های روان شناختی و نشخوار خشم نوجوانان بدسرپرست و بی سرپرست است.
نقش میانجی ترس از ارزیابی منفی در رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اضطراب اجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ مهر ۱۴۰۳ شماره ۷ (پیاپی ۱۰۰)
۲۱۰-۲۰۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ترس از ارزیابی منفی در رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اضطراب اجتماعی در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهرستان جم در سال 1403-1402 بود. در این پژوهش 270 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه هراس اجتماعی (SPIN؛ کانر و همکاران، 2000)، مقیاس والدگری هلیکوپتری (HPS؛ لیمون و باچمن، 2014) و مقیاس ترس از ارزیابی منفی (BFNES؛ لری، 1983) استفاده شد. یافته ها نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است و والدگری هلیکوپتری و ترس از ارزیابی منفی به طور مستقیم بر اضطراب اجتماعی تاثیر داشتند؛ همچنین والدگری هلیکوپتری به صورت مستقیم بر ترس از ارزیابی منفی اثر داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که ترس از ارزیابی منفی بین والدگری هلیکوپتری و اضطراب اجتماعی نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که سبک والدگری هلیکوپتری یک عامل مهم در افزایش اضطراب اجتماعی دانش آموزان است، همچنین این رابطه به وسیله ترس از رزیابی منفی میانجی گری شد؛ در واقع والدگری هلیکوپتری به واسطه ترس از ارزیابی منفی می تواند به افزایش سطح اضطراب اجتماعی دانش آموزان منجر شود و بین این متغییر ها رابطه همسو وجود دارد.
The Effectiveness of Group-based Stress Immunization Training in Enhancing the Quality of Life of Mothers of Children with Autism Spectrum Disorder (ASD)
حوزههای تخصصی:
Objective: Parents often exhibit diverse reactions to the birth of their child, particularly when the child is born with a specific issue or disability, such as Autism Spectrum Disorder (ASD). The current study was designed to evaluate the effects of group-based Stress Immunization Training and its subsequent impact on the Quality of Life of mothers with children diagnosed with ASD.Methods: This quasi-experimental study utilized a pre-test-post-test control group design. The participants were mothers of children with ASD who had sought services at a temporary care center for children with Autism Spectrum in Rasht in the year 2021. Initially, forty mothers were selected through purposive sampling and were randomly divided into experimental and control groups. Both groups completed the WHOQOL-BREF Quality of Life questionnaire. The experimental group then underwent 6 sessions of Stress Immunization Training (two hours per week), while the control group received nothing. Upon completion of the sessions, the Quality of Life questionnaire was administered again to both groups. The collected data were analyzed using covariance statistical analysis with a significance level set at 0.05.Results: The findings indicated that group-based Stress Immunization Training significantly improved the Quality of Life in mothers of children with ASD.Conclusion: Therefore, this treatment can be used by counselors and psychologists to increase the quality of life of the mothers of children with ASD.
مدل یابی معادلات ساختاری نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی با بهزیستی روانشناختی بیماران مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
17 - 31
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سندرم روده تحریک پذیر از شناخته شده ترین اختلالات تعامل روده و مغز است که با علائم درد مزمن شکمی به همراه تغییر عادات روده مشخص می شود. این بیماری تاثیر قابل توجهی بر کیفیت زندگی بیماران دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی روانشناختی در بیماران مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر انجام شده است.روش: پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر مراجعه کننده به مرکز سلامت گوارش بیمارستان الزهرا اصفهان در سال 1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین و با روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب شد. با استفاده از مقیاس بهزیستی روانشناختی، سیاهه انعطاف پذیری شناختی(CFI) و مقیاس خودکارآمدی داده ها جمع آوری شد. با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 داده ها تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که پردازش حل مسئله(62/0=β و 001/0=sig)، ادراک کنترل پذیری(49/0=β و 001/0=sig) و خودکارآمدی(48/0=β و 002/0=sig)، بهزیستی روانشناختی را پیش بینی می کنند و خودکارآمدی در ارتباط میان انعطاف پذیری شناختی و بهزیستی روانشناختی نقش میانجی دارد.نتیجه گیری: یافته های این پژوهش دارای تلویحات کاربردی برای مداخله های درمانی با محوریت انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدی جهت ارتقای بهزیستی روانشناختی بیماران مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر است.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ذهنیت تفکر طراحی: رویکرد شناختی در آموزش معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۷
131 - 159
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ذهنیت تفکر طراحی در برنامه های درسی دانشجویان دارای دروس طراحی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان رشته های دارای دروس طراحی دانشگاه های همدان بودند. با توجه به استفاده از تحلیل عاملی تأییدی در این پژوهش، نمونه ای به حجم 475 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده های موردنظر نیز از پرسشنامه های ذهنیت تفکر طراحی و خلاقیت عابدی استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها نیز ابتدا جهت بررسی عامل های مقیاس و توزیع گویه ها از تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرم افزار SPSS-28 و سپس جهت اعتباریابی گویه ها و عامل ها از تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزار Smart-PLS-3 استفاده شده است. بر اساس تحلیل های صورت گرفته، 22 عامل برای تفکر طراحی شناسایی و استخراج شدند. در پژوهش حاضر دانش گروهی و تعامل اعضای گروه به-عنوان دو عامل جدا از هم مشخص شدند. همچنین عامل های آزمایش و یادگیری از اشتباهات به عنوان دو عامل جداگانه شناسایی شدند. مؤلفه های سوگیری نسبت به عمل و تجربه گرایی نیز به تفکیک مطرح شدند. پایایی پرسشنامه نیز به وسیله محاسبه شاخص های پایایی (همسانی درونی و بازآزمایی) مورد سنجش قرار گرفت. در سنجش پایایی پرسش نامه با روش همسانی، ضرایب آلفای کرونباخ برای عامل ها از 70/0 تا 91/0 به دست آمد. همچنین، پایایی پرسشنامه با روش بازآزمایی و در فاصله زمانی 14 روز، بین 66/0 تا 83/0 برای عامل ها به-دست آمد که نشان می دهد پرسشنامه تفکر طراحی از پایایی مناسبی برخوردار است.
بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس تداخل زندگی اضطرابی کودک (فرم کودک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اضطراب سازه ای مهم در دوران کودکی است که پیامدهای روانشناختی منفی زیادی دارد. بنابراین، هدف این پژوهش بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس تداخل اضطراب در زندگی کودک بود. روش و مواد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، توصیفی بود. جامعه پژوهش کودکان 15-10 سال استان مازندران بودند که تعداد 370 نفر از آنها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تداخل زندگی اضطرابی کودک (لینهام و همکاران، 2013) و مقیاس اضطراب کودکان (اسپنس، 1997) و مقیاس تجدیدنظرشده اضطراب آشکار کودکان (رینولدز و ریچموند، 1978) بودند. داده های این مطالعه با روش تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مقیاس تداخل زندگی اضطرابی کودک دارای دو عامل تداخل در عملکرد خارج از خانه و تداخل در عملکرد داخل خانه بود. بار عاملی گویه های هر دو عامل بالاتر از 50/0 بود و پایایی عامل های مذکور در دختران و پسران و کل نمونه با روش آلفای کرونباخ در دامنه 70/0 تا 78/0 به دست آمد. علاوه بر آن، روایی همگرای مقیاس تداخل زندگی اضطرابی کودک، عامل های تداخل در عملکرد خارج از خانه و تداخل در عملکرد داخل خانه با مقیاس اضطراب کودکان و مولفه های آن و مقیاس تجدیدنظرشده اضطراب آشکار کودکان معنی دار بود (001/0P<). همچنین، پایایی برای مقیاس تداخل زندگی اضطرابی کودک، تداخل در عملکرد خارج از خانه و تداخل در عملکرد داخل خانه با روش بازآزمایی دو هفته ای به ترتیب 85/0، 81/0 و 77/0 محاسبه شد. نتیجه گیری: با توجه به شاخص های روان سنجی مناسب برای مقیاس تداخل اضطراب در زندگی کودک، متخصصان و درمانگران حوزه سلامت می توانند از این ابزار برای اندازه گیری تداخل زندگی در اضطراب کودکان استفاده نمایند.
Comparison of the Effectiveness of Paradox Timetable Cure (PTC), Acceptance and Commitment Therapy Matrix (ACTM), and Emotion-Focused Therapy (EFT) on Differentiation and Emotional Self-Regulation in Women with Marital Conflict(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Family Therapy Journal, Vol. ۵ No. ۴, Serial Number ۲۳ (۲۰۲۴) Special Issue on Women Studies
30-45
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of Paradox Timetable Cure (PTC), Acceptance and Commitment Therapy Matrix (ACTM), and Emotion-Focused Therapy (EFT) on differentiation and emotional self-regulation in women experiencing marital conflicts. Methods: The research employed a quasi-experimental design with pre-test, post-test, and follow-up stages. The study sample consisted of 60 women with marital conflicts, selected through purposive sampling from an initial group of 154. The participants were randomly assigned to four groups: PTC, MACT, EFT, and a control group, each containing 15 members. The intervention included ten 90-minute sessions for each therapy group, while the control group received no treatment. Data were collected using the Differentiation of Self Inventory and the Emotion Regulation Questionnaire. Repeated measures ANOVA and Bonferroni post hoc tests were used for data analysis. Findings: The results indicated significant improvements in differentiation and emotional self-regulation across all three therapeutic approaches compared to the control group. ACTM and EFT were found to be slightly more effective than PTC in enhancing differentiation and emotional self-regulation (MACT and EFT p = .000, PTC p = .004 in differentiation; ACTM and EFT p = .000, PTC p = .001 in emotional self-regulation). Conclusion: All three therapeutic approaches—PTC, MACT, and EFT—were effective in improving differentiation and emotional self-regulation in women with marital conflicts. However, ACTM and EFT demonstrated marginally higher effectiveness compared to PTC. These findings suggest the utility of these therapies in clinical settings for addressing marital conflicts.
اثربخشی زوج درمانی رفتاری-هیجانی–عقلانی بر باورهای ارتباطی ناکارآمد زوجین متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۳
11 - 20
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: بر اساس نتایج تحقیقات مختلف یکی از مهم ترین عوامل مشکل ساز که باعث افزایش تعارضات و حتی طلاق می شود، ادراک تحریف شده، باورها و تفکرات زوجین است، بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی زوج درمانی عقلانی-هیجانی–رفتاری بر بهبود باورهای ارتباطی زوجین متقاض طلاق بود. مواد و روش کار: روش شناسی این مطالعه نیمه آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مرکز مشاوره آرامش اندیشه شهرستان تبریز در هفت ماهه اول سال1400بود. نمونه شامل30 زوج داوطلب بود که به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. در گروه آزمایش10 جلسه آموزش90 دقیقه ای اجرا شد. شرکت کنندگان در پژوهش در هرسه موقعیت به مقیاس باورهای ارتباطی پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس آمیخته (Mixed Model ANOVA) استفاده شد.یافته ها: زوج درمانی عقلانی-هیجانی–رفتاری بر بهبود باورهای ارتباطی ناکارآمد ذهن خوانی(035/0>P)، تغییرناپذیری همسر(043/0>P) و تخریب کنندگی مخالفت (001/0>(P، در مرحله پس آزمون تأثیر معناداری داشته و این تأثیر در پیگیری سه ماهه پایدار مانده است. همچنین نتایج نشان داد، در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش نمرات خرده مقیاس های ذهن خوانی، تغییرناپذیری همسر و تخریب کنندگی مخالفت زنان کمتر از مردان است(001/0>P)؛ که نشان می دهد زوج درمانی عقلانی-هیجانی–رفتاری به طور معناداری بر بهبود باورهای ارتباطی ناکارآمد و باقی ماندن تأثیر مداخله در آنان مؤثرتر عمل نموده است.بحث و نتیجه گیری: بنابراین می توان از این رویکرد به عنوان روش مداخله ای مؤثر برای کاهش و بهبود باورهای ارتباطی ناکارآمد در روابط تبادلی زوجین استفاده کرد.
دلایل نهان شیدایی یا کراش از دیدگاه دانشجویان: مطالعه پدیدارشناختی در حوزه روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۳
120 - 127
حوزههای تخصصی:
تلاش در برقراری روابط عاطفی و صمیمی با دیگران یکی از نیازهای مهم در دوره جوانی است. در سال های اخیر با رشد تکنولوژی و ظهور فناوری های ارتباطی از جمله رسانه های اجتماعی پدیده کراش در بین جوانان رایج شده است. در این راستا هدف پژوهش حاضر مطالعه کراش یا نهان شیدایی از دیدگاه دانشجویان بود. طرح پژوهش از نوع کیفی پدیدارشناختی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1401 بود که به صورت نمونه دردسترس انتخاب شدند. مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از این گروه از دانشجویان تا رسیدن به مرحله اشباع نظری انجام گرفت. تحلیل داده ها با روش کلایزی و مشخص کردن مضامین اصلی و فرعی نشان داد که علل انتخاب کراش به عنوان یک روش برقراری ارتباط عاطفی شامل دلایل روان شناختی مثل اعتماد به نفس پایین، خجالتی بودن، مورد توجه قرار گرفتن و دلایل اجتماعی مثل طرد شدن از سوی دوستان، انتخاب یک دوست، کمبود مهارت های ارتباطی، اجبار از سوی دوستان، ترس از تحقیر شدن و سوژه شدن بود. بر پایه این یافته ها ارایه برنامه های مداخلات روان شناختی و آموزشی در ارتقای مهارت های تعاملات اجتماعی و بین فردی ضروری است.
پیش بینی شایستگی هیجانی- اجتماعی بر اساس دشواری تنظیم هیجان و سرسختی روان شناختی والدین در دانش آموزان دوره دوم دبستان: نقش میانجی گر انعطاف پذیری روان شناختی والدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
50 - 37
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف این پژوهش پیش بینی شایستگی هیجانی- اجتماعی در دانش آموزان دوره دوم دبستان بر اساس دشواری تنظیم هیجان و سرسختی روان شناختی والدین با نقش میانجی گر انعطاف پذیری روان شناختی والدین بود.
روش : روش پژوهش توصیفی- همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع دوم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403- 1402 و والدین شان در شهرستان باغ بهادران بود. 328 شرکت کننده به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه شایستگی هیجانی- اجتماعی دانش آموزان ژو و ای، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گرتز و روئمر، مقیاس سرسختی روان شناختی کوباسا و و همکاران و نسخه دوم پرسش نامه پذیرش و عمل بود. داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مقدار اثر مستقیم و غیرمستقیم سرسختی روان شناختی بر شایستگی هیجانی- اجتماعی معنادار است. مقدار اثر مستقیم و غیرمستقیم دشواری تنظیم هیجان بر شایستگی هیجانی- اجتماعی نیز معنادار است. مقدار اثر مستقیم سرسختی روان شناختی بر انعطاف پذیری روان شناختی و مقدار اثر دشواری تنظیم هیجان بر انعطاف پذیری روان شناختی معنادار می باشد. مقدار اثر انعطاف پذیری روان شناختی بر شایستگی هیجانی- اجتماعی نیز معنادار است.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش، نقش دشواری تنظیم هیجان، سرسختی روان شناختی و انعطاف پذیری روان شناختی والدین را در تبیین شایستگی هیجانی- اجتماعی آشکار می سازد. هم چنین، نقش میانجی متغیر انعطاف پذیری روان شناختی والدین در رابطه بین سایر متغیرها تأیید شد.
نقش میانجی نیاز به تعلق در ارتباط بین کیفیت خانواده مبدأ و پریشانی روان شناختی زنان و مردان در آستانه طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
78 - 67
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش قابل توجه میزان طلاق، پژوهشگران را برآن داشته تا برای پیدا کردن عوامل تاثیرگذار و راه حل های مناسب جهت مقابله با این آشفتگی ها و پریشانی های ناشی از آن اقدام کنند. کاهش پریشانی روانشناختی زوجین هم به بهبود روابط آن ها و هم به استحکام بنیان خانواده و به طبع آن سلامت جامعه منجر خواهد شد. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی نیاز به تعلق در ارتباط بین کیفیت خانواده مبدأ و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر، از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن کلیه متقاضیان طلاق در نیم سال اول (بهار و تابستان) 1402 شهرستان مشهد تشکیل می دادند که برای طی کردن مراحل طلاق به مراکز مشاوره مورد تایید دادگستری مراجعه کرده بودند. از بین جامعه، 300 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مقیاس خانواده اصلی، پرسشنامه پریشانی روانشناختی کسلر و مقیاس نیاز به تعلق بود. برای تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد کیفیت خانواده مبدأ و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق با یکدیگر رابطه مثبت دارند. همچنین نیاز به تعلق در ارتباط بین کیفیت خانواده مبدأ و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق، نقش میانجی دارد.نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که جهت کاهش پریشانی روانشناختی زوجین در آستانه طلاق، می توان از مداخلات مبتنی بر دلبستگی و تغییر نگرش افراد نسبت به روابط خانواده مبدأ خویش و تخلیه هیجانی نسبت به آن ها استفاده کرد.
تجارب زیسته فرزندان از روابط فرازناشویی والدین؛ یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
33 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی تجارب زیسته فرزندان از روابط فرازناشویی والدین انجام شد. روش: روش پژوهش، کیفی با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری است. جامعه مورد مطالعه، کلیه فرزندان 22-18 سالی بودند که یکی از والدین شان سابقه رابطه فرازناشویی داشته است. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، تا زمان اشباع داده ها، 10 نفر از این فرزندان انتخاب شدند. از شرکت کنندگان مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد، سپس کلمه به کلمه پیاده سازی شده و به روش اسمیت و اسبورن (2015) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: در این مطالعه 6 مضمون اصلی: 1) مواجهه فرزند با روابط فرازناشویی والدین؛ 2) تعبیر فرزند از روابط فرازناشویی والدین ؛ 3) تغییرات ایجاد شده برای فرزند در خانواده؛ 4) آسیب های فردی وارد شده به فرزند؛ 5) آسیب های بین فردی وارد شده به فرزند و 6) رشد پس از ضربه روابط فرازناشویی والدین، استخراج شد. جوهره تجربه فرزندان "آرزوی ترمیم خانواده و بازگشت به شرایط پیش از وقوع رابطه فرازناشویی، در عین آگاهی به عدم امکان پذیری آن" بود. نتیجه گیری: مطابق یافته های پژوهش، به نظر می رسد زندگی فرزندان از چندین جنبه تحت تأثیر روابط فرازناشویی والدین قرار گرفته و لازم است به تناسب شرایط شان برای این خانواده ها، سیستم های حمایتی فراهم شود.
اثر تعارض والد-فرزند بر علائم افسردگی، درونی کردن مشکلات و پرخاشگری: نقش میانجی گر امنیت عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
87 - 101
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تعارض والد-فرزند بر علائم افسردگی، درونی کردن مشکلات و پرخاشگری با توجه به نقش میانجی گر امنیت عاطفی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع معادلات ساختاری از طریق تحلیل مسیر است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع اول و دوم متوسطه شهر اهواز بود. که از بین آن ها تعداد 240 نفر دانش آموز از طریق روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تعارض والد-فرزند، مقیاس امنیت عاطفی، پرسشنامه افسردگی کودکان، پرسشنامه درونی کردن مشکلات و پرسشنامه پرخاشگری بود. داده های پژوهش برای ارزیابی الگوی مفهومی از روش معادلات ساختاری بررسی و برازش مدل تایید شد. نتایج تحلیل مسیر حاکی از اثر مستقیم تعارض والد-فرزند بر امنیت عاطفی، علائم افسردگی، درونی کردن مشکلات و پرخاشگری و اثر مستقیم امنیت عاطفی بر علائم افسردگی، درونی کردن مشکلات و پرخاشگری بود. همچنین نتایج نشان داد که تعارض والد-فرزند از طریق امنیت عاطفی بر علائم افسردگی، درونی کردن مشکلات و پرخاشگری اثر غیرمستقیم داشت. همچنین پیشنهاد شد برای ایجاد امنیت عاطفی در خانواده، دوره های آموزش فرزند پروری توسط مراجع مرتبط ذی صلاح برگزار گردد.