فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۱۵۰-۱۴۱
حوزههای تخصصی:
دانشجویان دارای عزت نفس و تمایزیافتگی بالا می توانند زندگی با کیفیت تر و از سلامت روان بالاتری برخوردار باشند و خانواده به عنوان عامل تأثیرگذار در ابعاد گوناگون شخصیت افراد می باشد که احتمالاً با اصلاح الگو و عملکرد خانواده می توان بر سلامت روان افراد هم اثرگذار بود. پژوهش حاضر باهدف افزایش عزت نفس و تمایزیافتگی افراد با بهبود در عملکرد خانواده در دانشجویان انجام شد. طرح آن از نوع توصیفی پیمایشی می باشد و جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان شهر تهران و نمونه آماری 150 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه رفاه و دانشجویان دختر و پسر دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه شهید مطهری می باشد. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و ابزار گردآوری این پژوهش، پرسشنامه عملکرد خانواده مک مستر (1960)، پرسشنامه عزت نفس آیزینک (1976) و پرسشنامه تمایزیافتگی اسکورن و فریدلندر (1998) می باشد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تحلیل قرار گرفتند با توجه به نتایج به دست آمده رابطه ای بین عملکرد خانواده و عزت نفس و تمایزیافتگی دانشجویان به صورت معنادار وجود ندارد. عملکرد خانواده بر ابعاد شخصیت افراد از جمله عزت نفس و تمایزیافتگی ممکن است اثرگذار باشد و طبق پژوهش های نام برده می توان بیان کرد احتمالاً با بهبود عملکرد خانواده می توان بر سطح عزت نفس و تمایزیافتگی افراد اثرگذار بود.
مقایسه سرعت پردازش، توجه انتخابی، برنامه ریزی و ناگویی هیجانی در کودکان طلاق و کودکان عادی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: طلاق و پیامدهای رفتاری آن برکودکان اثرات نامطلوب زیادی دارد به همین دلیل بررسی عوامل روانشناختی موثر بر این پیامدها از اهمیت بسزایی برخوردار است. هدف: این پژوهش با هدف مقایسه سرعت پردازش، توجه انتخابی، برنامه ریزی و ناگویی هیجانی در کودکان طلاق و کودکان عادی انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی–مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی 8 تا ۱2 سال مناطق 14 و 15 شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که تعداد 80 نفر کودک طلاق و 80 نفر کودک عادی به روش نمونه گیری در دسترس و به صورت هدفمند انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس عصب- روان شناختی کانرز (2004) و مقیاس ناگویی هیجانی بگبی و همکاران (1994) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل به کمک نرم افزار SPSS نسخه 24 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: آزمون تی، تمام متغیرهای پژوهش شامل سرعت پردازش، توجه انتخابی، برنامه ریزی و ناگویی هیجانی در دو گروه کودکان طلاق و کودکان عادی تفاوت معناداری دارد (05/0>P). بر این اساس، در متغیرهای سرعت پردازش، توجه انتخابی و برنامه ریزی میانگین نمره گروه کودکان عادی بالاتر از گروه کودکان طلاق بود، اما در مؤلفه های ناگویی هیجانی شامل دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی میانگین کودکان طلاق از گروه کودکان عادی بیشتر بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت طلاق والدین عاملی برای بروز مشکل در سرعت پردازش، توجه انتخابی، برنامه ریزی و ناگویی هیجانی کودکان محسوب می شود، بنابراین توجه و رسیدگی به فرزندان طلاق اهمیت دارد.
طراحی مدل بازپذیری اجتماعی مردان دارای جرائم مواد مخدر در زندان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۳
۱۸۰-۱۵۵
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، طراحی بازپذیری اجتماعی مردان دارای جرائم مواد مخدر در زندان کرمان بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی مبتنی بر روش نظریه زمینه ای بود. جامعه پژوهش شامل همه اساتید دانشگاهی، قضات و کارشناسان دادگستری، پلیس، مدیران اداره زندان ها، مراکز ترک اعتیاد وابسته به علوم پزشکی وسازمان بهزیستی شهر کرمان بودند. براساس نمونه گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده ها، 21 نفر انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد 77 کد اولیه در قالب 11 مقوله شامل اعتمادسازی عمومی، حمایت اقتصادی، ایجاد سپرهای محافظتی، ایجاد اشتغال پایدار، حمایت اجتماعی و روانی، ایجاد انگیزه، بهبود روابط اجتماعی، سالم سازی محیطی، نظارت و پیگیری زندانی، دستیابی به استقلال نسبی و ایجاد حس رضایت از زندگی به دست آمد. نتیجه گیری: بازپذیری اجتماعی موفق می تواند به عنوان یک مسئله مهم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جهت عدم گرایش جوانان به مواد مخدر و انگیزه های جرم زای جامعه مورد توجه قرار گیرد.
بررسی وضعیت زندگی فرزندان جانبازان اعصاب و روان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
71 - 91
حوزههای تخصصی:
مشکلات مجروحان جنگی محدود به خود آنها نیست، بلکه این مشکلات در بطن زندگی خانواده نیز وارد شده و کیفیت زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.هدف از انجام این پژوهش بررسی وضعیت زندگی فرزندان جانبازان اعصاب و روان بود. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مشکلات ناشی از معلولیت پدر، در هفت مقوله شامل نگرش، سلامت روانشناختی، روابط بین فردی، سلامت جسمانی، شرایط مالی، پیشرفت تحصیلی و کارکرد تحصیلی تاثیراتی بر جای می گذارد.فرزندان جانبازان اعصاب و روان از اولین مراحل رشد خود، به طور مستمر در معرض آسیب های روانی هستند و نقش پدر یکی از منابع تشدید یا تضعیف اختلالات روانی و رفتاری در آنها است. از راهکارهای ارائه شده جهت پیشگیری یا تضعیف این آسیب ها میتوان به رصد و شناخت افراد مستعد آسیب های روانی از سنین کودکی و نوجوانی و پیگیری مستمر آنها برای ارائه خدمات روانشناختی و حل مشکلات در حوزه روابط بین فردی، عملکرد تحصیلی و ... اشاره کرد.این پژوهش کیفی به شیوه پدیدارشناسی با نمونه گیری هدفمند از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد.جامعه آماری پژوهش حاضر فرزندان جانبازان اعصاب و روان ساکن تهران بود. فرایند مصاحبه تا زمان به اشباع رسیدن داده ها ادامه پیدا کرد و در نهایت با 10 نمونه به اشباع رسید.تحلیل داده های به دست آمده، به روش هفت مرحله ای کلایزی انجام شد.
بررسی رابطه سلامت معنوی، تنظیم هیجانی و دلبستگی به خدا با کیفیت زندگی پرستاران
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۵۴۴-۵۳۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سلامت معنوی، تنظیم هیجانی و دلبستگی به خدا با کیفیت زندگی پرستاران انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود، جامعه آماری شامل کلیه پرستاران غرب استان مازندران در سال 1401 بود. از این میان 150 نفر با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ کیفیت زندگی (SF-36)، پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان گراس (ERQ)، پرسشنامه سلامت معنوی پولوتزین و الیسون (SWBS) جمع آوری شدند. نتایج نشان داد بین سلامت معنوی با کیفیت زندگی پرستاران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/05 = p)، بین تنظیم هیجانی و ابعاد آن مانند ارزیابی مجدد شناختی و بازداری هیجانی با کیفیت زندگی پرستاران رابطه معناداری وجود دارد (0/05 = p)، همچنین بین دلبستگی به خدا با کیفیت زندگی پرستاران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/05 = p)، همچنین سلامت معنوی، تنظیم هیجانی و دلبستگی به خدا قابلیت پیش بینی معنادار کیفیت زندگی پرستاران را دارد (0/05 = p). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت، افزایش سلامت معنوی، ارزیابی مجدد شناختی و دلبستگی به خدا و کاهش بازداری هیجانی با افزایش معنادار کیفیت زندگی پرستاران همراه است.
Predicting Sexual Function Based on Sexual Self-Awareness and Perfectionism in Employed Women(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: In the professional lives of women, factors such as stress, long working hours, multiple roles, and work-family conflict can affect their sexual function. Therefore, this study aimed to predict sexual function based on sexual self-awareness and perfectionism in employed women. Methods: The present study was applied and descriptive-correlational. The study population consisted of employed women in Isfahan County, who were sampled using a convenience sampling method with 210 participants being examined. For data collection, Rosen, Myers, and Hatty's (2000) Female Sexual Function Questionnaire, Snell, Fisher, and Miller's (1991) Sexual Awareness Questionnaire, and Hill's (2004) Perfectionism Questionnaire were used. For data analysis in the inferential statistics part, simultaneous multiple regression was conducted using SPSS version 21. Findings: The findings indicate that sexual self-awareness and perfectionism can explain 15.2% of the variance in sexual function. The t-test for significance in the regression for the coefficient of sexual self-awareness (β = 0.292) and perfectionism (β = -0.271) is significant at the level below 0.01. Sexual self-awareness has a greater unique contribution in predicting the sexual function of employed women (α = 0.05). Conclusion: Ultimately, enhancing sexual self-awareness and controlling perfectionism can help maintain and improve the sexual function of employed women. According to the results obtained, sexual self-awareness, followed by perfectionism, predicts the sexual function of these women in their relationships.
The Relationship between Alexithymia and Psychological Well-being among Pregnant Women
حوزههای تخصصی:
Objective : Over the past two decades, there has been widespread scientific attention to emotion regulation and the impact of emotional dysregulation on physical and mental health. The concept of alexia is rooted in the psychology of emotions and psychosomatic diseases. Many patients with psychosomatic complaints showed problems in emotional self-regulation. This research aimed to explore the association between alexithymia and psychological well-being in pregnant women during their 5th to 7th month of pregnancy. Methods : The study population consisted of pregnant women from the Mazandaran province, Iran, during 2022-2023. Employing purposive sampling, 200 pregnant women were selected from health centers. Participants completed the Toronto Alexithymia Scale-20 (FTAS-20) and the Psychological Well-being Scale (RSPWB). Pearson's correlation coefficient and regression test were used to analyze the data. Results : Results revealed an inverse relationship between alexithymia and psychological well-being (r = -0.388, p < 0.01). Approximately 53% of the variance in psychological well-being scores could be attributed to alexithymia. Conclusion : In conclusion, alexithymia serves as an effective predictor of maternal psychological well-being.
رواسازی و اعتباریابی مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین در نمونه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
367 - 394
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رواسازی و اعتباریابی مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین در نمونه ایرانی انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی - تحلیلی از نوع ارزشیابی بود. نمونه شامل 500 نفر، از زنان (404) و مردان (96) شهر تهران در سال 1400 بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین (Zhao et al.)، پرسشنامه رفتار ذخیره سازی (Frost, et al.) و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (Ryff) را تکمیل کردند. ویژگی های روان سنجی مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین از طریق آزمون تحلیل عامل تأییدی، روایی واگرا، روایی همزمان، همبستگی پیرسون و ضریب آلفای کرونباخ در نرم افزار R نسخه 1/4 در سطح معناداری 05/0 تحلیل شد. ساختار شش عاملی (برجستگی، رواداری، تعدیل خلق، روی گردانی، برگشت و تعارض) مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین با استفاده از تحلیل عامل تأییدی بررسی و تأیید شد (93/0=CFI، 07/0=RMSEA). در بررسی روایی ملاکی همزمان و واگرا، همبستگی مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین با مقیاس رفتار ذخیره ای مثبت و معنادار بود. همچنین رابطه اعتیاد به خرید آنلاین با بهزیستی روان شناختی نیز منفی و معنادار بود. ضریب آلفای کرونباخ برای نمره کل مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین 93/0 و برای ابعاد آن 72/0 تا 91/0 به دست آمد. یافته ها بیانگر روایی سازه ای و پایایی قابل قبول مقیاس اعتیاد به خرید آنلاین است و ساختار چندبعدی این مقیاس می تواند به منظور تشخیص اعتیاد به خرید آنلاین کمک کند.
نقش میانجی خودشفقت ورزی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه با کیفیت زندگی و پریشانی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۹۵)
25 - 36
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودشفقت ورزی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه با کیفیت زندگی و پریشانی روان شناختی در دانش آموزان دختر بود. روش تحقیق توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر 20-15 ساله شهرستان کاشان در سال تحصیلی1403-1402بود که از میان آنها تعداد 220 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از مقیاس پریشانی روان شناختی (DASS-21، لاویبوند و لاویبوند، 1995)، پرسشنامه خودشفقت ورزی (SCQ، نف، 2003)، پرسشنامه کیفیت زندگی (WHOQOL-BREF، سازمان جهانی بهداشت، 1996) و فرم کوتاه طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ-SF، یانگ، 1999) استفاده شد. داده ها به وسیله تحلیل معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تمام طرحواره ها بر کیفیت زندگی و خودشفقت ورزی به صورت منفی و معنا دار و بر پریشانی روان شناختی به صورت مثبت و معناداری اثر مستقیم دارند (05/0>p). همچنین، خودشفقت ورزی به صورت مثبت و معنادار بر کیفیت زندگی و به صورت منفی و معنادار بر پریشانی روان شناختی اثر مستقیم دارد و تمام حوزه های طرحواره های ناسازگار اولیه، به طور غیرمستقیم، می توانند بر کیفیت زندگی و پریشانی روان شناختی تأثیر بگذارند (05/0>p). مدل از برازش مطلوب برخوردار بود. می توان نتیجه گرفت که خودشفقت ورزی میان حوزه های طرحواره ای با کیفیت زندگی و پریشانی روان شناختی دانش آموزان دختر نقش میانجی گری ایفا می کند .
نقش واسطه ای بی حوصلگی در رابطه بین توانایی های شناختی با آمادگی به اعتیاد در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۱
7 - 30
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی بی حوصلگی در رابطه بین توانایی های شناختی با آمادگی به اعتیاد در دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. از میان دانش آموزان پسر متوسطه دوم شهر خرم آباد، 200 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه توانایی های شناختی، مقیاس چندبعدی حالت بی حوصلگی و مقیاس آمادگی به اعتیاد بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS24 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که توانایی های شناختی بر آمادگی به اعتیاد اثر مستقیم معناداری داشت و بی حوصلگی در این رابطه نقش واسطه ای معناداری داشت. در مجموع، نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود سیستم های آموزشی در راستای بهبود و پوشش توانایی های شناختی گام برداشته و به سازه های مرتبط و مؤثر بر آن توجه داشته باشند، که زمینه برای کاهش بی حوصلگی فراهم شود و نتیجه آن می تواند کاهش آمادگی به اعتیاد باشد.
مقایسه اثربخشی روایت درمانی و درمان بازپردازش دستور تصویر ذهنی (IRRT) به شکل گروه درمانی بر نشانگان خاطرات آسیب زا در زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۵
234 - 244
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روایت درمانی و درمان بازپردازش دستور تصویر ذهنی(IRRT) به شکل گروه درمانی بر خاطرات آسیب زا، در زنان مطلقه انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش را زنان مطلقه مراجعه کننده به مراکز مشاوره خصوصی و مراکز تحت نظر بهزیستی شهرستان مشهد در سال 1399 شامل می شد. از این جامعه 36 زن مطلقه به شیوه نمونه گیری دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه ( هر گروه 12 نفر) گمارده شدند. آزمودنی های یکی از گروه ها به مدت 8 جلسه تحت روایت درمانی گروهی قرار گرفتند،گروه دیگر نیز به مدت 8 جلسه تحت درمان بازپردازش دستور تصویر ذهنی گروهی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. از مقیاس تجدیدنظر یافته تاثیر حوادث (IES-R) هورویتز و همکاران (1979) برای جمع آوری داده های پژوهش استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که هر دو مداخله پژوهش بر هر سه خرده مقیاس نشانگان خاطرات آسیب زا (اجتناب، افکار ناخواسته، بیش انگیختگی) اثربخشی معنادار و پایداری داشته (0/05>P) و بین اثربخشی دو مداخله تفاوت معناداری وجود نداشته است (0/05<P). طبق نتایج بدست آمده می توان گفت که روان شناسان و مشاوران حوزه طلاق با توجه به رویکرد و نظریه خود از روایت درمانی و درمان بازپردازش دستور تصویر ذهنی برای بهبود نشانگان خاطرات آسیب زا زنان مطلقه استفاده نمایند.
Investigating the Effectiveness of Developing a Pre-Marriage Educational Package based on Film based on the Concepts of Sternberg's Theory on the Adjustment of Love Stories in Unmarried Girls(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: To investigate the effectiveness of developing a pre-marriage educational package based on the concepts of Sternberg's theory on love stories in single girls. Method: The current research is applied in terms of purpose, quasi-experimental in terms of research method, and pre-test-post-test with control group and follow-up stage in terms of research design. The statistical population of this research was made up of people who referred to Haft Sange Zendegi Educational Institute in 2023. Before conducting the training classes, both groups (including the intervention group and the control group) were evaluated with the research measurement tool. Then, for the intervention group, the film therapy program based on Sternberg's concepts was implemented in the amount of 25 sessions of two hours per hour. Results: According to the findings, the asymmetric story variable (P=0.861), thematic story variable (P<0.001), participatory story variable (P<0.001), narrative type story variable (P=0.863), genre story variable (P=0.976) There was no significant difference between the two experimental and control groups during the pre-test. Similarly, there was no significant difference between the two experimental and control groups during the pre-test (P=0.351), but there was a significant difference between the two post-test and follow-up periods between the control and experimental groups (P<0.001). However, there was no significant difference between post-test and follow-up in the thematic story variable (P=0.232). Likewise, there was no significant difference between the post-test and follow-up in the story variable (P=0.548). Conclusion: This study is unique in Iran as it involves premarital counseling based on movies.
مدل یابی رابطه ذهن آگاهی رابطه ای و صمیمیت زوجی با میانجی گری همدلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی همدلی در ارتباط میان ذهن آگاهی رابطه ای و صمیمیت زوجی است. با توجه به تأثیرات بنیادین روابط زوجی بر سلامت روان فردی و اجتماعی، شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت و صمیمیت در این روابط از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل تمامی دانشجویان متأهل دانشگاه تهران در سال تحصیلی 1402-1401 می باشد. نمونه گیری به روش در دسترس و به تعداد 300 نفر از دانشجویان متأهل زن و مرد انجام گرفت. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه معتبر شامل پرسشنامه صمیمیت زوجی (وندن بروک و ورتمن، 1995)، مقیاس همدلی (جولیف و فارینگنون، 2006) و مقیاس ذهن آگاهی رابطه ای (کیمز و همکاران، 2018) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 و از طریق تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین ذهن آگاهی رابطه ای و همدلی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد(β=0.27, p<0.001) همچنین، همدلی به طور معناداری با صمیمیت زوجی رابطه داشت (β=0.36, p<0.001)، و بین ذهن آگاهی رابطه ای و صمیمیت زوجی نیز رابطه مثبت معناداری یافت شد (β=0.17, p<0.002) . مقایسه مدل های مستقیم و کامل نشان داد که همدلی نقش میانجی جزئی در ارتباط بین ذهن آگاهی رابطه ای و صمیمیت زوجی ایفا می کند. این یافته ها اهمیت درک نقش همدلی و ذهن آگاهی در بهبود صمیمیت زوجی را تأکید می کند و می تواند به عنوان مبنای طراحی مداخلات روانشناختی برای تقویت روابط زوجی مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی مداخله شناختی رفتاری معنوی بر امیدواری فرزندان پرورش یافته در خانواده های با طلاق عاطفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات اسلامی ایرانی خانواده سال ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
49 - 64
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش شناختی رفتاری معنوی بر امیدواری فرزندان پرورش یافته در خانواده های با طلاق عاطفی انجام گرفته است؛ روش تحقیق نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر ۱۵_۱۸ سال بود که خانواده با طلاق عاطفی دارند؛ که با روش نمونه گیری در دسترس 30 شرکت کننده که ملاک های ورود و خروج در این پژوهش را داشته اند، انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه پرسشنامه امید اسنایدر و پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه و هر جلسه به مدت 45 دقیقه تحت آموزش شناختی رفتاری معنوی قرار گرفتند و گروه کنترل در این مدت در لیست انتظار بودند و هیچ آموزشی را دریافت نکردند. نتایج با روش تحلیل کوواریانس بررسی شد نتایج بیانگر تاثیر آموزش شناختی رفتاری معنوی بر امیدواری و مولفه های آن (تفکر عامل، تفکر گذرگاه، تفکر کل) در فرزندان پرورش یافته در خانواده های با طلاق عاطفی بود. (05/0 p≤). در مجموع بر اساس یافته های این پژوهش می توان آموزش شناختی رفتاری معنوی را برای افزایش امیدواری فرزندان طلاق عاطفی مورد تاکید قرار داد.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خشونت خانگی، پرخاشگری و اعتیاد به تلفن همراه نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ زمستان (اسفند) ۱۴۰۳ شماره ۱۴۴
۳۱۲-۲۹۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: توجه به مسائل جوانان به ویژه مشکلات روانشناختی آن ها، از اهمیت زیادی برخوردار است. در دوران همه گیری کووید- 19 دسترسی به گوشی های هوشمند زمینه ساز پرخاشگری، خشونت و اعتیاد در بسیاری از دانش آموزان شد. لذا با استفاده از روش های درمانی مناسب باید به گونه ای عمل کرد که از شدت این مشکلات کاسته شود. هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خشونت خانگی، پرخاشگری و اعتیاد به تلفن همراه در دانش آموزان متوسطه اول شهر سنندج انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناسی شبه آزمایشی از سری طرح های پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر سنندج در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه پژوهش 30 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه شهر سنندج بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت کاملاً تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند؛ درحالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های خشونت نوجوانان (السادات حاجتی و همکاران، 1387)، پرسشنامه پرخاشگری (زاهدی فر و همکاران، 1376) و پرسشنامه اعتیاد به تلفن همراه (سواری، 1393) استفاده شد. داده های جمع آوری شده به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و با استفاده از نرم افزار SPSS-27 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که نمرات گروه آزمایشی در خشونت، پرخاشگری و اعتیاد به تلفن همراه در مقایسه با گروه گواه کاهش یافته است. به عبارت دیگر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش خشونت، پرخاشگری و اعتیاد به تلفن همراه نوجوانان اثربخش است (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان از رویکرد آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد به عنوان برنامه مؤثر برای کاهش و مدیریت خشم و خشونت و اعتیاد به تلفن همراه در نوجوانان در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی، توسط مشاوران و مددکاران استفاده نمود.
رابطه بین اهداف پیشرفت و درگیری تحصیلی با نقش میانجی ادراک از محیط مدرسه و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۱
75 - 106
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین جهت گیری اهداف پیشرفت و درگیری تحصیلی با میانجی گری ادراک از محیط مدرسه و خودکارآمدی تحصیلی انجام شد. روش تحقیق، توصیفی - همبستگی از نوع تحلیل مسیر و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره ی متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که از میان آنها نمونه ای به حجم 334 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و وارد تحلیل شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های جهت گیری اهداف پیشرفت الیوت و مک گریگور (2001) ، ادراک از محیط مدرسه جیا و همکاران (2009)، خودکارآمدی تحصیلی پاتریک، هیکس و ریان (1997)، و درگیری تحصیلی ریو (2013) جمع آوری گردید. به منظور ارزیابی روابط بین متغیرها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که جهت گیری اهداف تسلطی - عملکردی هر دو اثر مستقیم، مثبت و پیش بینی کننده ای بر میزان درگیری تحصیلی دانش آموزان دارند. علاوه بر این، جهت گیری های اهداف تسلطی و عملکردی هر دو به صورت غیرمستقیم و جداگانه ای توانستند درگیری تحصیلی دانش آموزان را از طریق ادراک از محیط مدرسه و خودکارآمدی تحصیلی پیش بینی کنند. این پژوهش به طور واضحی نقش متغیرهای محیطی و فردی به عنوان عواملی که بر خودتنظیمی دانش آموزان تاثیرگذار هستند، را آشکار می سازد.
مقایسه اثربخشی آموزش مدیریت والدین و فرزندپروری مثبت نگر بر پشتکار نوجوانان دختر با نشانگان اضطرابی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۷۶)
379 - 389
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پشتکار از جمله توانمندی هایی است که تحت تأثیر اضطراب، ضعیف می شود؛ اما با اصلاح سبک فرزندپروری می توان این قابلیت را تقویت نمود؛ لذا هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش مدیریت والدین و فرزندپروری مثبت نگر بر پشتکار نوجوانان دختر با نشانگان اضطرابی بود. مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه ی پژوهش را نوجوانان دختر 13 تا 15 سال با نشانگان اضطرابی مراجعه کننده به مراکز روان شناختی شهر اصفهان در نیمه دوم سال 1402 به همراه مادرانشان تشکیل دادند. از جامعه ی مذکور به روش هدفمند 60 نفر انتخاب و تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه تقسیم شدند و پیش آزمون اجرا گردید. ابزارهای پژوهش پرسشنامه پشتکار داکوورث و کویین (2009) و پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگر (1970) بود. مادران در گروه آزمایش اول، تحت آموزش مدیریت والدین و در گروه آزمایش دوم، تحت آموزش فرزندپروری مثبت نگر در قالب 12 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی قرار گرفتند. نتایج با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار 26SPSS بررسی شد. یافته ها: در متغیر پشتکار عامل زمان (001/0>p، 675/27=F)، عامل گروه (001/0>p، 324/10=F) و تعامل زمان و گروه (001/0>p، 861/8=F) معنادار هستند. همچنین در مرحله ی پس آزمون و پیگیری در میانگین متغیر پشتکار، بین دو گروه آموزش با یکدیگر تفاوت معناداری وجود ندارد؛ اما بین گروه های آزمایش با گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>P). نتیجه گیری: آموزش مدیریت والدین و فرزندپروری مثبت نگر مداخلاتی مؤثر به منظور افزایش پشتکار نوجوانان با نشانگان اضطرابی هستند.
اثربخشی درمان خودکارآمدی هیجانی بر یادگیری خود راهبر و تمایز یافتگی خود دانشجویان دختر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف اثربخشی درمان خودکارآمدی هیجانی بر یادگیری خود راهبر و تمایز یافتگی خود دانشجویان دختر در سال تحصیلی 1402-1401 انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. به این منظور 30 نفر از بین دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اهواز، به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). شرکت کنندگان قبل و بعد از مداخله به ابزار پژوهش که شامل پرسشنامه های یادگیري خودراهبر فیشر و همکاران (2013) و پرسشنامه تمایز یافتگی خود اسکورن و فریدلندر (1989)، پاسخ دادند. مشارکت کنندههای گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت دوره درمانی خودکارآمدی هیجانی قرار گرفتند، اما گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادهها در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره) تحلیل شد. نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد درمان خودکارآمدی هیجانی باعث افزایش یادگیری خود راهبر و تمایز یافتگی خود دانشجویان دختر گردیده است.(p<0/05). با توجه به نتایج حاصل از پژوهش می توان جهت بهبود یادگیری خود راهبر و تمایز یافتگی خود دانشجویان دختر از درمان خودکارآمدی هیجانی سود جست.
پیش بینی صفت روان رنجورخویی بر اساس انواع سبک های دلبستگی و بهزیستی روانشناختی با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ تابستان (مرداد) ۱۴۰۳ شماره ۱۳۷
1205 - 1224
حوزههای تخصصی:
زمینه: روان رنجوری به عنوان یکی از خصیصه های مهم در حوزه روانشناسی برای پیش بینی رفتار افراد مطرح است که پایه و اساس آن را تجارب و هیجانات منفی و نامطلوب تشکیل می دهد. پژوهش های متعددی در زمینه مدل های پیش بینی موجود برای آن بر اساس سبک های دلبستگی و بهزیستی روانشناختی انجام گردیده است، اما نقش میانجی عدم تحمل بلاتکلیفی بر این فرآیند مورد بررسی قرار نگرفته است.
هدف: هدف از پژوهش حاضر پیش بینی صفات روان رنجورخویی بر اساس انواع سبک های دلبستگی و بهزیستی روانشناختی با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان بود.
روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال بود. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 398 نفر بود که به صورت نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای و به صورت مقطعی در فروردین و اردیبهشت ماه سال 1402 از بین تمامی دانشجویان انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل چهار پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسالان (هازان و شیور، 1987)، فرم کوتاه بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989)، فرم کوتاه شخصیت نئو NEO- FFI (کاستا و مک کری، 1994) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (فریستون و همکاران، 1994) بود. فرضیات تحقیق با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزارهای PLS ورژن 4 مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج نشان داد بین متغیر بهزیستی روانشناختی و سبک دلبستگی ایمن با متغیر روان رنجورخویی همبستگی منفی و معنی دار و بین متغیر سبک دلبستگی دوسوگرا با متغیر روان رنجورخویی همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد (0/01P<). همچنین تحلیل مسیر حاکی از معنی داری اثر غیرمستقیم سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا از طریق متغیر عدم تحمل بلاتکلیفی بر روان رنجورخویی می باشد
(0/01P<) و با توجه به شاخص شمول واریانس متغیرهای عدم تحمل بلاتکلیفی به عنوان متغیرهای میانجی در رابطه بین سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با روان رنجورخویی مورد تأیید قرار گرفتند (0/20VAF>).
نتیجه گیری: یافته های به دست آمده کاربردهای عملی متعددی در حوزه های مشاوره دانشجویی، برنامه ریزی آموزشی و توسعه شخصیتی ارائه می دهند. دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی می توانند برنامه های مداخله ای را جهت تقویت بهزیستی روانشناختی و تشویق سبک های دلبستگی ایمن برای دانشجویان طراحی کنند، که هر دو به کاهش روان رنجورخویی کمک می کنند.
Predicting Sleep Quality Based on Migraine Headaches and Rumination in Women with Panic Attacks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Family Therapy Journal, Vol. ۵ No. ۴, Serial Number ۲۳ (۲۰۲۴) Special Issue on Women Studies
167-173
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to predict sleep quality based on migraine headaches and rumination in women with panic attacks. Methods: This applied and descriptive-correlational study included a sample of women who visited psychological clinics in the city of Isfahan. Using convenience sampling, 210 participants were selected. Data were collected using the Pittsburgh Sleep Quality Index (1989), Ahvaz Migraine Headache Symptoms Questionnaire (1997), and the Rumination-Reflection Questionnaire by Trapnell and Campbell (1999). For data analysis, simultaneous multiple regression was performed using SPSS version 21. Findings: The findings indicated that migraine headaches and rumination could explain 30.5% of the variance in sleep quality among patients with panic attacks. Specifically, with each standard deviation increase in migraine headache and rumination scores, there was a corresponding increase of 0.532 and 0.371 standard deviations in sleep quality scores, respectively (P < 0.01). Conclusion: Based on the results, migraine headaches and rumination can predict sleep quality in patients with panic attacks.