اعتماد اجتماعی به این معناست که بیشتر مردم در زندگی اجتماعی خود به یکدیگر اعتماد داشته باشند. گستره و شعاع این اعتماد صورت ثابتی ندارد و به دو شکل اعتماد خاص گرایانه و عام گرایانه است. در این مقاله پس از طرح مسئله، ابعاد مفهومی و نظری اعتماد، و شعاع و گستره اعتماد اجتماعی بررسی شده است. در ادامه، با توجه به متغیرهای مشارکت عینی، اعتماد تعمیم یافته، بده بستان اجتماعی، احساس امنیت و خوش بینی - که مدل مفهومی و تجربی این مقاله را تشکیل می دهند- به تبیین تجربی موضوع پرداخته شده است. جامعه آماری این مقاله را ساکنان هجده سال به بالای شهر کاشان تشکیل می دهند که پس از انتخاب نمونه ای از این جامعه، به روش پیمایشی و استفاده از پرسش نامه داده های موردنیاز جمع آوری و مورد تحلیل آماری قرار گرفته اند. نتایج این بررسی نشان می دهد گستره و شعاع اعتماد در شهر کاشان در سطح متوسط قرار دارد و بین متغیرهای مستقل مدل مفهومی با متغیر وابسته رابطه معناداری وجود دارد و متغیرهای واردشده در معادله از توان پیش بینی پذیری خوبی برخوردارند که نشان می دهد با تقویت آن ها می توان به بسط گستره و شعاع اعتماد کمک کرد.
هدف از این تحقیق بررسی روابط خانواده و دولت در حوزه تعلیم و تربیت و ارائه مدلی متناسب با دیدگاه اسلامی برای سازمان دهی نظام آموزش رسمی است. برای رسیدن به این هدف ابتدا از میان اسناد کتابخانه ای برحسب ملاک «ارتباط با موضوع» چهار دسته اسناد انتخاب شد که عبارتند از: اسناد حقوق بین المللی و حقوق اسلامی، نظریه های اندیشمندان حوزه جامعه شناسی، دانش سیاسی و فلسفه تعلیم و تربیت، گزارش های مربوط به حوزه آموزش و پرورش تطبیقی، متون مقدس و آثار مربوط به اندیشه اسلامی.
سپس از میان اسناد مذکور بـراسـاس ملاک هـای اصالـت، اعتـبـار، شهـرت، امکان دسترسی، تحقیق انتخاب شدند و مورد مطالعه مروری، بررسی انتقادی و هم چنین مطالعه تفسیری قرار گرفتند. اطلاعات بدست آمده به کمک روش های تحلیل مفهومی، تحلیل گزاره ای و پرسش از متن، بررسی و در سه دسته نقد وضع موجود، علت شناسی و پیش بینی وضع مطلوب (ممکن) دسته بندی شدند. در مجموع نتایج تحقیق نشان می دهند، وضع موجود نظام های آموزشی از جهت تعامل دولت و خانواده بر رویکرد دولت محور استوار است. ولی درباره مناسبات تربیتی خانواده و دولت سه نظریه مطرح است که عبارتند از: نظریه دولت محور، نظریه خانواده محور و نظریه وظیفه مشترک. هر یک از این سه نظریه محدودیت هایی دارند و از مبانی خاصی متاثرند. نگاه اسلام به رسالت تربیتی خانواده و دولت نوعی تعامل ویژه میان آن ها را اقتضا می کند که با سه نظریه مذکور متفاوت است و در مدل یک سه ضلعی قابل تحقق می باشد. این مدل دارای چهار ویژگی مهم است که عبارتند از: در تمام سطوح مدیریتی نظام آموزشی جریان دارد و به مدرسه محدود نمی شود؛ شامل دو نقش مشارکتی و نظارتی است؛ سه جانبه است و علاوه بر دولت و خانواده، جامعه مدنی را نیز درگیر می کند؛ گستره وسیعی از تعامـل را در برمی گیرد که علاوه بر اجرا، شامل هدف گذاری، برنامه ریزی، مدیریت و راهبری، ارزشیابی و اصلاحات می شود.
در این پژوهش واژگان خویشاوندی در دو زبان فارسی و انگلیسی به منظور یافتن رابطه میان الگوهای فکری، فرهنگی و نمودهای زبانی آن ها مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. پژوهشگران با پیش گرفتن روشی مقایسه ای/ مقابله ای و از طریق بررسی نمودهای زبانی مختلف اعم از فهرست واژگان، هم آیی ها، اصطلاحات و ضرب المثل ها سعی دارند تا زوایای مطالعه نشده رابطه میان زبان، تفکر، فرهنگ و به ویژه تجلی آن ها در حوزه واژگان خویشاوندی را روشن نمایند که بازتاب نوع نگاه به خانواده در فرهنگ هر جامعه است. پس از اشاره به مبانی جامعه شناختی زبانی و زبان شناختی پژوهش، نمونه هایی از داده ها که از طریق توزیع پرسشنامه و مصاحبه تهیه شده اند مورد بحث قرار گرفته و تفاسیر زبانی و فرهنگی مرتبط با هر یک ارائه می گردد. در پایان نیز برآیند تفسیر ارائه شده در قالب نتایجی منسجم در مورد الگوهای فرهنگی مشابه و متفاوت در زبان های فارسی و انگلیسی بیان می شوند. نتایج این پژوهش فرضیه زاهدی (1388) در مورد رابطه میان زبان، تفکر و فرهنگ و کارکرد اصلی زبان را تایید می نماید.
پژوهش حاضر به بررسی پدیده مهاجرت و آثار آن بر خانوارهای مهاجر به شهر تهران پرداخته است. هدف تعیین میزان تغییرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مهاجران و میزان تاثیر پذیری مهاجران از جنبه های مختلف محیطی در قالب تفاوت های اجتماعی، اخلاقی، رفاهی و نگرشی در مقایسه با افراد بومی است. تحلیل نهایی این پژوهش بر روی 400 خانوار، شامل 200 نفر ازمهاجران و 200 نفر افراد بومی (متولد تهران) به عنوان گروه گواه، در بین خانوارهای معمولی ساکن در مناطق 3، 6 و12 شهر تهران که لزوماً دارای فرزند بالای 10 سال بوده اند، انجام گرفته است.
نتایج پژوهش بر اساس تحلیل های دو متغیری آزمون های تاو-کندال c و کای اسکوار پیرسون نشان می دهد که رابطه معنی داری بین تحرک اجتماعی و پایگاه اجتماعی مهاجران وجود دارد. همچنین بین تغییر وضعیت اخلاقی مهاجران و افراد بومی تفاوت معنی داری وجود دارد که در جریان تحلیل مسیر میزان اثرات متغیرها بر تغییر وضعیت مهاجر و سپس ارزیابی مجدد فرد مهاجر و در نهایت، تآثیر آن بر تمایل به مهاجرت معکوس و ماندگاری بررسی شده است. تبیین فرضیات با تکیه بر دیدگاه های کارکردی و کلاسیک مهاجرت صورت گرفته است.
این تحقیق به صورت پیمایشی با حجم نمونه 245 نفر با کمک فرمول کوکران از جامعه آماری 630 نفری معلمان شهر فریمان انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه بوده است. در این تحقیق تجزیه و تحلیل داده ها به شکل آماری توصیفی، تحلیل یک متغیره، دو متغیره، چند متغیره و در نهایت با کمک از تحلیل مسیر صورت گرفته است. در تحلیل دو متغیره تعداد زیادی از متغیرها بر میزان تفکر انتقادی معنی دار بودند. ولی در ارتباط با تحلیل چند متغیره از اهمیت آن ها کاسته شده است. در این تحقیق دو متغیر حضور معلمان در حوزه علمی و حضور معلمان در حوزه سیاسی بر متغیر وابسته یعنی تفکر انتقادی با احتمال 95% معنی دار بودند، هر چقدر معلمان بیشتر اهل مطالعه و درگیر مسایل علمی باشند و هم چنین بیشتر به مسایل و حوزه سیاسی به صورت آزادانه بپردازند، از میزان تفکر انتقادی بیشتر برخوردارند