تحولات حوزه ایران فرهنگی به شدت تحت تاثیر نظام بین الملل و سیاست های رقابت آمیز قدرت های بزرگ قرار داشته است. در دو قرن اخیر این عامل بر هم گرایی ملت های این منطقه تاثیر منفی بر جای گذاشته و به صورت عامل واگرایی در ایران فرهنگی عمل کرده است؛ از این رو، نظام بین الملل ضمن آنکه باعث از بین رفتن زمینه های هم گرایی ملت های این حوزه شده، با تشدید تفاوت ها و اختلافات، موجب واگرایی در ایران فرهنگی نیز شده است. اما مشترکات ریشه دار فرهنگی و تمدنی در ایران فرهنگی، ملت های این حوزه را به یکدیگر پیوند زده و باعث هم بستگی انها شده است.با دگرگونی های ایجادشده در سطوح مختلف ملی، منطقه ای و بین المللی، نقش این عوامل فرهنگی و تمدنی تقویت شده و زمینه هم گرایی ملت های این حوزه بیشتر مهیا شده است. با توجه به این زمینه ها، ملت های حوزه ایران فرهنگی می توانند بر واگرایی ناشی از تاثیر نظام بین المللی و مداخله رقابت آمیز قدرت های بزرگ غلبه کنند و هم گرایی را در بین خود و در سطح منطقه تقویت نمایند.در این مقاله با نگاهی به نقش نظام بین الملل در جلوگیری از هم گرایی در ایران فرهنگی، تاثیرات آن را در ایجاد واگرایی بین ملت های این حوزه بررسی می کنیم. سپس با مرور وضعیت کنونی و مشترکات ملت های حوزه ایران فرهنگی، زمینه های هم گرایی ملت های این حوزه را ترسیم می کنیم.
"بازی های رایانه ای همچون دیگر رسانه ها محمل انتقال پیام هستند پیام هایی که همچون دیگر رسانه ها به دو صورت صریح و ضمنی منتقل می شوند. این مقاله برای پی بردن به پیام های بازی های رایانه ای، ضمن بررسی نشانه شناختی و مقایسه آنها با ساختارهای روایی، بازی «عملیات ویژه 85» را همچون متنی در نظام نشانه شناسی مورد تجزیه و تحلیل و رمزگشایی قرار داده است. مطالعه دقیق این بازی مشخص کرد که به اهداف تولیدکنندگان آن بسیار نزدیک است ویژگی هایی نظیر وجه تسمیه نام ها، علایق و انگیزه های شخصیت ها و افراد درگیر در کشمکش و رخدادهای روایت، همگی در راستای مطرح کردن و شناساندن ارزش های فرهنگی اسلامی ـ ایرانی است. این ویژگی های محتوایی «عملیات ویژه 85» را در نوع خود منحصربه فرد کرده اما در ایجاد اسطوره یا اسطوره هایی ماندگار در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی موفق نیست.
"
"مطالعه رفتار آدمی و شناخت عواملی که موجب تقویت یا تغییر آن می شود از موضوعات مورد مطالعه اندیشمندان علوم اجتماعی و رفتاری است. یکی از این مسایل بحث تعهد اجتماعی جوانان و میزان پایبندی آنها به اصول و قوانین اساسی حاکم در جامعه می باشد. بدون شک تعهد اجتماعی به معنی هماهنگی اجزای نظام اجتماعی جهت دستیابی به اهداف نظام یکی از خصوصیات مهم جامعه ایده آل می باشد و این امر هنگامی حاصل می گردد که اعضای آن جامعه به عنوان عناصر تشکیل دهنده اجزای نظام اجتماعی وظایف خود را شناخته و به آن عمل نمایند و همچنین خود را در برابر همنوعان خود مسوول بدانند. با توجه به اهمیت تعهد اجتماعی در ثبات، سلامت و کاهش آسیب های اجتماعی در جامعه مطالعه این مقوله و شناخت آن در برنامه ریزی های اجتماعی ضرورت دارد. بر این اساس هدف این مقاله بررسی رابطه بین رضایت اجتماعی و هویت ملی با تعهد اجتماعی در میان جوانان در شهر شیراز می باشد. جهت تنظیم چارچوب نظری تحقیق از رهیافت مبادله با تمرکز بر نظریات لاولر و یون استفاده شده است.
روش تحقیق در این مقاله پیمایش و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساختار یافته است. حجم نمونه 382 نفر بود که برای افزایش دقت 400 نفر در نظر گرفته شد. پرسشنامه در 6 منطقه از شهر شیراز تکمیل گردید. برای پایایی ابزار تحقیق از آلفاکرونباخ و برای روایی از اعتبار معیار و سازه استفاده شد. داده ها با استفاده از آمارهای توصیفی و تحلیلی بررسی شدند. در این راستا برای آزمون فرضیات تحقیق از ضریب همبستگی و آزمونهای مقایسه میانگین ها استفاده شد. برای سنجش مدل تحقیق از رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام و تحلیل مسیر استفاده شد.
یافته ها و نتیجه گیری: تحلیل داده های این بررسی نشان می دهد که رابطه بین دو سازه رضایت اجتماعی و هویت ملی با تعهد اجتماعی در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است. بین تعهد اجتماعی جوانان و متغیرهای رضایت اجتماعی (r=0.46)، هویت ملی (r=0.27)، تحصیلات (r=0.27) و تحصیلات مادر (r=0.31) وجود دارد. آمارها نشان می دهد که بین رضایت از زندگی و تعهد اجتماعی رابطه متوسط و معنی داری وجود دارد. ضریب بدست آمده برای این متغیر برابر (0.46) با سطح معنی داری (P=0.000)، بیانگر رابطه مثبت و مستقیم اما ضعیف بین دو متغیر مذکور می باشد. نتایج ضریب رگرسیونی نشان می دهد که 6 متغیر رضایت اجتماعی (Beta=0.21)، هویت ملی (Beta=0.42)، وضعیت شغلی (Beta=0.33)، وضعیت تاهل (Beta=0.26)، تحصیلات (Beta=0.21)، جنسیت (Beta=0.17) و سن (Beta=0.13) به ترتیب میزان اهمیتی که در تبیین متغیر وابسته داشته اند وارد معادله شده و در مجموع 0.59 از واریانس متغیر وابسته را تبیین و توضیح کرده اند (R2=0.59)."
تاکنون توسط اندیشمندان عالم به دو نوع واقعیت اشاره شده است: واقعیت غیب و واقعیت مشهود. اندیشمندان ادیان ابراهیمی در مورد واقعیت غیب و رابطه آن با واقعیت مشهود با استناد به وحی الهی سخن می گویند. این سخنان در دوران قبل از رنسانس در اروپا آنچنان با خرافات مخلوط شده بود که اندیشمندان آن دیار را بر آن داشت تا صرفا به تجربیات خود اتکا کنند و فقط به واقعیت مشهود بپردازند. از این رو مکتب دنیاگرایی به عنوان یک ارزش به وجود آمد و علوم صرفا تجربی ملاک عقلانیت و مرجعی برای زندگی آنان گردید. علوم جدید با عمدتا نگرش اثباتی از ابزارها و وسایل عمده در صنعتی شدن و تجدد گردید. در این میان از نظر کارکرد رشته جامعه شناسی نقش برجسته تری در جایگزینی ادیان الهی به خود گرفت. بدنبال رونق تجدد این علوم همراه با دست آوردهای خود در تمام جهان گسترش یافتند. در جامعه ما نیز نظام آموزشی، خصوصا در مقاطع عالی به همان شکل رواج یافت. پژوهش حاضر بر آن است تا تاثیر تحصیل در دانشگاه را بر میزان دینداری دانشجویان بسنجد، و به مقایسه تاثیر تحصیل در رشته جامعه شناسی و دیگر رشته ها بر میزان دینداری بپردازد. این تحقیق همچنین به دنبال سنجش و کنترل متغیرهای زمینه ای بر میزان دین داری دانشجویان نیز می باشد. تحقیق به صورت بررسی از نوع روند پژوهی و با استفاده از روش مقایسه ای پیش رفته با وسیله پرسشنامه اطلاعات خود را از نمونه ای از دانشجویان دانشگاه شیراز و دانشگاه علوم پزشکی شیراز در رشته های مختلف به دست آورده است. نتایج که با استفاده از نرم افزارSPSS مورد تحلیل قرار گرفته است نشان می دهد که رشته های پزشکی، کشاورزی و جامعه شناسی بیشترین تاثیر را بر دین داری دانشجویان به صورت منفی داشته اند و دانشجویان علوم انسانی کمترین اثر را پذیرا شده اند. هر چند به طور کلی علوم سکولار تاثیر خود را بر دانشجویان می گذارند. یافته های ما حکایت از این دارند که تنها رشته ای که دانشجویانش با دینداری کمتر از دیگر رشته ها وارد دانشگاه می شوند اما دیندارتر از آنچه بوده اند از دانشگاه خارج می شوند رشته هنر و معماری است
مطابق با تغییرات اجتماعی پدید آمده در سطح جهانی، اندیشمندان علوم اجتماعی، نظریه های جدیدی را برای تبیین پدیده های اجتماعی مطرح کرده اند. با عنایت به اینکه در تحقیقات اجتماعی، نظریه ها با روشهای تحقیق رابطه تنگاتنگی دارند، فلذا مطابق با نظریه های مطرح شده، روشهای تحقیق نیز دچار تغییرات عدیده ای شده اند. منظور نظر اینکه، همگام با ظهور نظریه های فراثباتی، در حوزه روش تحقیق هم، رویکردهایی چون رویکرد نظریه زمینه ای پدیدار گشته اند. رهیافت نظریه زمینه ای بر پایه روشهای کیفی بوده و از مجموعه منظمی از رویه ها و فرایندهای متعدد در گردآوری داده ها و تحلیل ها به منظور توسعه نظریه مبتنی بر استقرا، استفاده می نماید. این روش با داشتن ویژگیهای مهمی چون انعطاف پذیری و بازاندیشی، سبب گردیده، محققین بیشتری جهت فهم پیچیدگیهای روابط موجود در پدیده ها از این رهیافت استفاده نمایند. در مقاله حاضر به معرفی تئوری زمینه ای و نقد آن پرداخته شده است
این نوشتار با مطالعه ی انواعی از گزاره های اسلامی که از «نگاه کارکردی به دین» گفته اند، امکان همسازی این رویکرد را با «دینداری» اسلامی، بررسی کرده است. این بحث، جایگاه خاصی در مطالعات دینداری و عرفی شدن و سنجش آنها دارد و بررسی منابع اسلامی، در حد شایسته ای آن را به مقصودش نزدیک می کند. یافته ها از مفهومی از «دینداری» در «افراد متعارف» خبر می دهند که عناصر مهمی از این رویکرد را در خود دارند و همچنین نشان می دهند که آموزه های اسلامی، جایگاه مهمی را برای کاربرد این نگاه در سنجه های عملی دینداری قائل هستند.
باستان شناسی که یکی از وظایف اصلی آن بازسازی رفتارهای گذشته جوامع انسانی است، می تواند به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای ایجاد همبستگی ملی، در جوامع مختلف ایفای نقش نماید. این تخصص که امروزه به مدد سایر علوم بسیار پیشرفت نموده، در جوامع متفاوت بسیار مفید و موثر است. البته ناگفته نماند همان طور که این دانش ممکن است در خدمت همبستگی ملی جوامع مختلف باشد، به همان اندازه هم می تواند باعث ایجاد اختلافات و درگیری های محلی شود. درواقع، چگونگی بهره گیری از این علم آن را به یکی از مهم ترین رشته ها مبدل ساخته است؛ هرچند، اهمیت این موضوع در کشور ما هنوز درک نشده است. استفاده صحیح و منطقی از این دانش آن را در خدمت جامعه قرار می دهد و در مقابل، سوء استفاده از آن موجبات اختلافات و تفرقه افکنی ها را فراهم می آورد.سوال اصلی مقاله حاضر این است که «آیا یکپارچگی فرهنگی و همبستگی ملی در استان سیستان و بلوچستان وجود دارد؟» در اینجا سعی خواهد شد تا با استفاده از روش شناسی راهبرد تاریخی، از طریق واکاوی عناصر مشترک سیستانی و بلوچ در چارچوب رابطه دوسویه انسان / محیط به این سوال پاسخ داده شود. همچنین، تلاش می کنیم که نحوه ایجاد این همبستگی نیز ارایه شود. در واقع این مقاله با ارایه مثالی از استان سیستان و بلوچستان که سیستانی و بلوچستانی را در خود جای داده است، باستان شناسی را به مثابه پلی برای ایجاد همبستگی ملی در این منطقه از ایران قرار خواهد داد. در نهایت مقاله از لحاظ علمی سعی می کند با واکاوی مشکلات موجود بر سر راه همبستگی ملی، راهکارهایی منطقی برای ایجاد و گسترش ارایه کند.
صنایع کوچک کارگاهی از یک سو به واسطه نقش و جایگاه انکار ناپذیرشان در ایجاد اشتغال مؤثر در شهرها و از سوی دیگر به دلیل داشتن پیوند تنگاتنگ با بخش های دیگر اقتصادی نقش بسزایی در توسعه شهری دارد و می تواند در فرایند توسعه ملی نیز مؤثر و سودمند واقع شوند.در این مقاله، با استفاده از روش اسنادی و اطلاعات پرسشنامه ای و برداشت های میدانی، شاخص های بهره وری کل عوامل تولید در صنایع کوچک کارگاهی خرمدشت شهر بومهن، واقع در شرق کلانشهر تهران طی سالهای 1388-1386 محاسبه شده و سپس با استفاده از روش های آماری پارامتری، ناپارامتری و نرم افزار SPSS و به کمک مطالعات پیمایشی، تاثیر آن بر شاخص های توسعه شهری مورد آزمون قرار گرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده های بهره وری صنایع، از مدل تابع تولید کاب داگلاس استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که: صنایع کوچک کارگاهی شهر بومهن از صرفه های مقیاس برخوردار بوده است. نتایج این تحقیق، حاکی از ان است که بین بهره وری صنایع کوچک کارگاهی و شاخص های توسعه - درآمد، رضایت از درآمد، برخورداری از امکانات- رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در پایان مقاله نیز راهکارهایی در زمینه بهبود کارایی هرچه بیشتر صنایع کارگاهی کوچک ارائه شده است.