نگاهی به عملکرد و نقش سازمان ها و نهادهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، چند ویژگی مشترک و کلان را درباره مجموعه آنها نشان می دهد: تعداد زیاد این سازمان ها؛ نبود تمایزهای مأموریتی میان آنها؛ تداخل و موازی کاری در فعالیت ها؛ کمبود هماهنگی کلّی (دو و چندسویه) در سیاست گذاری و اجرا؛ و نبود یک ستاد فرماندهی مرکزی قدرتمند و مؤثر. این عوامل موجب شده تا در چرخه سیاست گذاری فرهنگی کشور، سازمان های مختلفی از تدوین سیاست تا اجرا و نظارت بر آن را عهده دار شوند و چنین وضعیتی با بروز تداخل های مأموریتی، نتایج ناخواسته ای را در پی آورده که ازجمله مهم ترین آنها بروز ناهماهنگی در عملکرد سازمان های فرهنگی، توسعه افقی و غیرهدفمند این سازمان ها، و مصرف رو به رشد بودجه است که نهایتاً اثربخشی نه چندان مطلوب بدنه فرهنگی نظام یعنی سازمان ها و نهادهای فرهنگی کشور را به دنبال داشته است.
استعاره ها دیرزمانی است که در حوزه های مختلف علوم انسانی ازجمله در دانش سازمان و مدیریت برای تبیین وضعیت و درک و شناخت پدیده ها به کار می روند. این مقاله بر آن است که با استفاده از استعاره «منظومه» برپایه کارکرد منظومه شمسی، وضعیت مطلوب و آرمانی مجموعه سازمان ها و نهادهای فرهنگی کشور را درقالب یک «منظومه فرهنگی» تبیین نماید. پرسش اصلی مقاله آن است که «آیا مشکل اصلی کشور در حوزه فرهنگ، نبود یک نظام جامع مدیریت فرهنگی برای هدایت مجموعه سازمان های فرهنگی کشور است؟»، در پاسخ، نخست با استناد به پژوهش های کاربردی متعددی که ازسوی شورایعالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام انجام یافته به تبیین این مشکل و راه حل های مرتبط با آن می پردازد و سپس با معرفی چند ویژگی برگزیده از منظومه شمسی، استعاره منظومه را درقالب منظومه فرهنگی برای تبیین ویژگی های نظام فرهنگی مطلوب در ساماندهی سازمان های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به کار می گیرد.[i]
[i]. اصطلاح منظومة فرهنگی را در مفهومی که توضیح آن در این مقاله می آید، نویسنده برای نخستین بار در بهار سال 1387 و در کلاس درس «سازمان ها و سیاست های فرهنگی» برای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد رشتة فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام به کار گرفته و در سه سال متوالی مورد نقد و بررسی همین گروه از دانشجویان و برخی همکاران دانشگاهی قرار داده است. اگرچه این اصطلاح قبلاً به عنوان معادلی برای واژه های مجموعه یا گروهی از سازمانها استفاده شده بود، ولی کاربرد آن به منظور تبیین وضعیت و الگوی مطلوب ساماندهی سازمان های فرهنگی کشور، نخستین بار است، که در یک مقاله ارائه می گردد.
هدف از پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش کلیدی است که پایگاه اجتماعی-اقتصادی چگونه به اقتدارگرایی کشانده می شود؟ برای پاسخ به این سؤال کلی از تئوری های لیپست، آدورنو و کوهن بهره گرفته شد و سه فرضیه اصلی به همراه هفت فرضیه فرعی طراحی نموده و مدلی پیشنهاد شده است. روش این پژوهش میدانی بوده و از طریق survey انجام گرفته است و داده ها از 407 دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز با تکنیک پرسشنامه خودسنجی جمع آوری شده اند. محتوای پرسشنامه از مواد زیر تشکیل شده است: اطلاعات زمینه ای، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، کنترل استبدادی والدین، عزت نفس، احساس آنومی و اقتدارگرایی. نتایج نشان داد که پایگاه اجتماعی-اقتصادی به سبب کنترل استبدادی والدین، احساس آنومی بر اقتدارگرایی اثرگذار است. همچنین عزت نفس واسطه اثر کنترل استبدادی بر اقتدارگرایی است. دیگر یافته ها حاکی از همبستگی معنادار بین کلیه متغیرهای تحقیق بود. بجز همبستگی پایگاه اجتماعی-اقتصادی و عزت نفس در این پژوهش جهد شده است اقتدارگرایی به صورت تجربی مورد مطالعه قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد که تحلیل های آماری اولاً مدل تلفیقی پیشنهادی را تأیید می کنند، ثانیاً تئوری های بکار گرفته شده در مدل بصورت جداگانه تأیید می شوند.
پدیده کودکان خیابانی و کار، یکی از معضلات گریبانگیر اکثر شهرهای بزرگ در جهان معاصر است. مقاله حاضر با هدف بررسی وضعیت کلی کودکان کار و خیابانی به مطالعه سبک زندگی، فعالیت ها، تجربیات، زمینه های خانوادگی، ویژگی های تحصیلی و خصوصیات رفتاری آنان از نظر ارتکاب جرم و نظایر آن میپردازد. بدین منظور، با روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه همراه با مصاحبه، نمونه 122 نفری از کودکان 6 تا 14 ساله مشغول به کار در خیابان های شهر اصفهان مورد مطالعه قرار گرفته اند و اطلاعات لازم از این کودکان جمع آوری شده است تا وضعیت و شرایط مرتبط با شکل گیری این پدیده اجتماعی در شهر اصفهان بررسی و تجزیه و تحلیل گردد. یافته های تحقیق بیانگر این است که اکثر کودکان کار و خیابانی مورد مطالعه؛ پسر، مهاجر، دارای میزان درآمد پایین و والدین معتاد، و کسانی هستند که توسط والدین مورد آزار جسمی قرار گرفته اند و بیشتر به کار دست فروشی مشغول هستند. همچنین، یافته های تحقیق نشان دهنده این است که اکثر کودکان خیابانی به کارهای انحرافی دست زده اند، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته، توسط پلیس دستگیر شده و حتی عده ای نیز به زندان رفته اند. در نهایت، نتایج تحقیق نشان داده است که رابطه معناداری بین اعتیاد والدین، آزار کودکان توسط والدین و زندان رفتن والدین با نوع کار کودکان وجود دارد.
از آنجا که نیروی انسانی از حساسترین و مهمترین منابع یک سازمان محسوب میشود، رضایت شغلی و نشاط و شادابی کارکنان از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا رضایت شغلی و نشاط اجتماعی علاوه بر سلامت جسمی و روحی آنها موجب افزایش بازدهی و بهرهوری نیروی کار میگردد. هدف این مقاله سنجش میزان رضایت شغلی و نشاط اجتماعی در بین معلمان شهر جیرفت و بررسی رابطه متقابل رضایت شغلی و نشاط اجتماعی است. روش این پژوهش پیمایشی است و جامعه آماری تحقیق را دبیران مقطع متوسطه شهرستان جیرفت تشکیل میدهند که در سال تحصیلی 89-88 تعداد آنها 845 نفر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 105 نفر از آنها به عنوان نمونه به روش تصادفی ساده بررسی قرار شده اند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد رضایت شغلی و پرسشنامه محقق ساخته نشاط اجتماعی همراه با روایی و پایایی قابل قبول بوده است. اطلاعات حاصل وارد برنامه spss گردیده و داده ها به وسیله آزمونهای مقایسه میانگین، تحلیل واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که رضایت شغلی معلمان با میانگین 2/44 از حد متوسط کمتر و نشاط اجتماعی با میانگین57 از حد متوسط بالاتر بوده است. میزان رضایت شغلی و نشاط اجتماعی با متغیر جنسیت تفاوت معنی داری را نشان می دهد و با متغیرهای تأهل، رشته تدریس و سطح تحصیلی تفاوت معناداری ندارند. همچنین، رضایت شغلی و ابعاد آن با نشاط اجتماعی همبستگی مثبت و معنیداری دارند. علاوه بر آن، تحلیل رگرسیونی نشان میدهد که سه متغیر رضایت از موقعیت شغلی، رضایت از روابط مناسب بین همکاران و رضایت از سرپرست یا مدیر 7/46 درصد از تغییرات نشاط اجتماعی و دو متغیر جنسیت و نشاط اجتماعی نیز 3/47 درصد از تغییرات رضایت شغلی را تبیین می نمایند.
در دهه اخیر، توجه خاصی به موضوع های پزشکی در قالب جامعه شناسی پزشکی شده است، یکی از این موارد مهم، زیبایی با عمل جراحی پلاستیک است. از آنجا که در جامعه امروز به علل متعدد و تأکید بر بعضی استانداردهای زیبایی(خواه درست و خواه نادرست)، وضع ظاهر از اهمیت فوق العاده ای برخوردار شده است، بسیاری از افراد هر رنج و سختی را به خاطر آن، به جان می خرند. لذا، مقاله حاضر در صدد است با بررسی جامعه شناختی گرایش به زیبایی ب ا عمل جراحی پلاستیک، عوامل مرتبط با آن را شناسایی نماید. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه بسته پاسخ است. جامعه آماری مورد مطالعه، دربرگیرنده زنان و دختران (64-16) ساله شهر تبریز به تعداد 457845 نفر (بر اساس سرشماری سال 1385) بوده که از این تعداد، 385 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی طبقه ای به عنوان حجم نمونه مورد مطالعه، انتخاب شده اند. داده های حاصله نیز، با استفاده از نرم افزار spss (آماده سازی داده ها، آزمون آماری r پیرسون) و lisrel (انجام تحلیل مسیر)، تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج یافته ها نشان می دهد که بین متغیرهای سن ، وضعیت تأهل، سرمایه فرهنگی ، باورهای دینی و گرایش به جراحی پلاستیک رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین، در مجموع، متغیرهای مورد استفاده؛ یعنی سرمایه فرهنگی ، سرمایه اجتماعی و باور دینی توانسته اند 22 درصد تغییرات متغیر وابسته(جراحی پلاستیک) را تبیین نمایند.
دنیای کنونی، دنیای روابط کوتاه و مقطعی است و لذا افراد بیش از آنکه خود را به سبب تفاوت ها یا شباهت هایی در ویژگی های انتسابی و اکتسابی بشناسند، خود را با ویژگی های ظاهری و آشکار می شناسند و ظاهر هر فرد نشان دهنده هویت فردی اوست. به عبارتی، منبع اصلی و اولیه شکل گیری ارتباط و تفسیر معنای هر چیزی ظواهر خواهد بود. زنان به عنوان نیمی از جامعه، دارای ادراک، احساس و تصوراتی اند که به شناخت نیاز دارد. با توجه به اینکه آموخته های انسانی می تواند در پیدایش تصویر ذهنی بدن زنان عامل تعیین کننده باشد، بر این اساس هدف کلی انجام این تحقیق، شناخت عوامل اجتماعی و منابع جامعه پذیری مؤثر بر شکل گیری تصور ذهنی زنان از بدن خودشان است. این پژوهش از نوع پیمایشی است که به شکل توصیفی – تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری در این تحقیق زنان 18 تا 40 ساله شهر اصفهان بودند که از بین آنها 385 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود. آزمون مقدماتی بین 30 نفر از افراد جامعه مورد مطالعه انجام شد. از ضریب آلفای کرونباخ برای سنجش پایایی پرسشنامه بهره گرفته شد. بر این اساس، پایایی گویه های مربوط به تصویر بدن، دیدگاه اطرافیان، مدیریت بدن و رسانه بالای 7/0 مقبول بوده و در حد خوب ارزیابی گردید. برای تحلیل های آماری مورد نیاز از بسته نرم افزاری spss استفاده شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد زنان تحصیل کرده و مجرد و کم سن تر، نمره تصویر بدنی بالاتر و نگاه مثبت تری به بدن خود دارند. رسانه، خانواده، مدرسه و اطرافیان از عناصر تأثیرگذار بر تصویر بدن بودند و از میان این عناصر، رسانه قدرت تبیین بیشتری داشته است. به نظر می رسد جامعه پذیری فرد در طول زندگی می تواند در شکل گیری تصویر ذهنی بدن مؤثر واقع شود. مطالعات دیگر داخلی و خارجی یافته های این پژوهش را تأیید می کنند.
تعهد اجتماعی حاکی ازهم ذات پنداری و وابستگی عاطفی فرد با جامعه است. این تعهد متضمن ترجیح نفع جمعی بر نفع فردی (تعهدپذیری) و قبول انتظارجامعه برای گذشتن از نفع فردی (فشارهنجاری) است. تحلیل ثانویه داده های پیمایش انسجام اجتماعی در ایران نشان می دهد که 64.6 درصد از ایرانیان تعهدپذیر اجتماعی اند و در دوراهی نفع جامعه- نفع خود، نفع جامعه را ترجیح می دهند و انتظار جامعه را نیز چنین می دانند. در مقابل 17.3 درصد از آنها نیز تعهدناپذیر اجتماعی اند و در دو راهی مذکور، نفع خود را ترجیح می دهند و انتظار جامعه را از خود نیز چنین می پندارند. 18.1 درصد از ایرانیان نیز از عمل مسؤولانه ، تعریف شخصی داشته، در موقعیت های مذکور، بر مبنای هنجارهای شخصی عمل می کنند. بعلاوه، میانگین فشار هنجاری تعهد اجتماعی (فشار وجدانی برای عمل مسؤولانه) در ایران بر روی یک مقیاس 0 تا100 برابر 62.7 است و فشار وجدانی برای انجام عمل متعهدانه در ایران بیشتر از فشار وجدانی برای ترک آن است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه احساس امنیت در چهار بعد (احساس امنیت اقتصادی، احساس امنیت سیاسی، احساس امنیت قضایی و احساس امنیت عمومی) و اعتماد اجتماعی در سه بعد (اعتماد بنیادین، اعتماد بین فردی و اعتماد تعمیم یافته) در میان ساکنان شهر کرمانشاه به انجام رسید. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از انواع تحقیقات توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شهروندان بالای 18 سال شهر کرمانشاه بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 390 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از روش پیمایشی و پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته استفاده شده است که پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید گردید. نتایج به دست آمده گویای آن است که بین ابعاد مختلف احساس امنیت و ابعاد اعتماد اجتماعی همبستگی مستقیم وجود دارد که در این میان احساس امنیت اقتصادی با مقدار 542/0 بیشترین همبستگی را با اعتماد بین فردی نشان داد. دیاگرام تحلیل مسیر نیز تأثیر مستقیم همه متغیرهای وارد شده را بر اعتماد اجتماعی نشان داد که در این میان احساس امنیت اقتصادی با مقدار 211/0 بیشترین تأثیر مستقیم را بر اعتماد اجتماعی داشت.
به استناد گزارش های ارائه شده سازمان جهانی گردشگری، درآمد حاصل از توریسم با سرعت در حال گسترش است و این موضوع می تواند گامی بزرگ برای مناطقی با جاذبه های طبیعی و توریستی باشد. استان کوهستانی چهارمحال و بختیاری نیز به علت برخورداری از موقعیت ممتاز گردشگری و استراحتگاهی و همچنین، شرایط متناسب جغرافیایی، در مقوله گردشگری مورد توجه شایانی قرار گرفته است. اکنون یکی از عوامل تأثیرگذار در توسعه گردشگری، توجه به مقوله امنیت گردشگر، امنیت سرمایه گذار، امنیت قانونی، امنیت جانی و امنیت اداری در این حوزه است. هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه گردشگری روستایی در حوزه امنیت است. پژوهش حاضر با استفاده از تکنیک دلفی (تکنیکی در روش های تحقیق کیفی) انجام شده و جامعه آماری تحقیق شامل کلیه متخصصان حوزه گردشگری بوده که 25 نفر از متخصصان در حوزه گردشگری به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نمونه گیری به صورت کاملا هدفمند بوده، برای شناسایی متخصصان از شیوه نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. بر اساس یافته های این پژوهش، اعضای پانل دلفی در مجموع 9 گویه را به عنوان مهمترین موانع امنیتی موجود توسعه گردشگری روستایی در استان چهارمحال وبختیاری معرفی کردند ، گویه ""امنیت سرمایه گذار، به منظور سرمایه گذاری در توسعه گردشگری به حد کافی فراهم نگردیده است"" به عنوان نخستین اولویت، با بالاترین میانگین و با موافقت 88 درصد از متخصصان، دارای بیشترین اهمیت بوده است و گویه "" بروز درگیری بین گردشگران و افراد بومی به علت وجود فضاهای فکری و فرهنگی حاکم در بین افراد بومی"" با کمترین میانگین و با موافقت 40 درصد از متخصصان، دارای کمترین اهمیت از دیدگاه متخصصین در حوزه امنیت گردشگری روستایی در استان چهارمحال و بختیاری بوده است. همچنین، به طور کلی 10 گویه شناسایی و استخراج گردید که در نهایت پس از چهار مرحله اجرای تکنیک دلفی، یک گویه به علت کم بودن میانگین (کمتر از 50/2) و همچنین، کمتر بودن میزان موافقت متخصصان پس از مرحله چهارم تکنیک دلفی (40 درصد موافق گویه بوده اند)، در نهایت 9 گویه با بیشترین درصد موافقت (بیش از 50%) از دیدگاه متخصصان به عنوان موانع امنیت در گردشگری روستایی استان چهارمحال و بختیاری معرفی گردید.
احساس امنیت اجتماعی در مقاله حاضر به چهار بعد امنیت فردی، امنیت اقتصادی، امنیت سیاسی و امنیت جامعه ای تقسیم شده و تأثیر سرمایه اجتماعی افراد با مؤلفه های شبکه مشارکت اجتماعی، هنجار اعتماد، هنجارعمل متقابل و آگاهی اجتماعی بر آن، بررسی شده است. تحقیق به روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه، در بین ساکنان 18 سال و بالاتر شهرستان کاشان، در سال 1391 به انجام رسیده است. در این تحقیق از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شده و حجم نمونه مورد مطالعه 362 نفر است. مهمترین نتایج حاصل از آزمون رابطه بین متغیرهای تحقیق نشان داد که سرمایه اجتماعی شهروندان بر احساس امنیت اجتماعی آنها تأثیرگذار است. همچنین، بین سه بعد از چهار بعد اندازه گیری شده از سرمایه اجتماعی در این تحقیق؛ یعنی اعتماد اجتماعی، شبکه مشارکت اجتماعی و آگاهی اجتماعی با احساس امنیت اجتماعی تفاوت معناداری مشاهده شده و این تفاوت در بعد هنجار عمل متقابل مشاهده نشده است؛ ضمن اینکه بین متغیرهای زمینه ای جنس، سن، وضعیت تأهل، شغل، مقطع تحصیلی و میزان هزینه خانواده با احساس امنیت اجتماعی هیچ گونه رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر در این تحقیق نیز نشان داد که متغیرهای مستقل آگاهی، اعتماد و مشارکت اجتماعی دارای اثرگذاری مثبت و همچنین، متغیرهای مستقل سن و هنجار عمل متقابل دارای اثرگذاری منفی بر روی متغیر وابسته احساس امنیت اجتماعی هستند.
مقاله حاضر با هدف بررسی تأثیر الگوی خانواده (زن سرپرست، چندزن و تک همسر) بر میزان «رضایتمندی از زندگی» و «کیفیت زندگی» انجام شده است. این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی ـ تحلیلی است که با روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه اجرا شده است. گروه نمونه این پژوهش شامل 187 زن متأهل مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهرستان کهنوج می باشند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند.
داده های به دست آمده پس از آزمون های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آزمون F و ضریب رگرسیون در فضای SPSS تحلیل شد.
نتایج به دست آمده نشان داد که الگوی خانواده، تبیین گر 54% تغییرات رضایتمندی زنان از زندگی خانوادگی می باشد. در مقام مقایسه، بالاترین رضایتمندی و کیفیت زندگی در خانواده های تک همسر ملاحظه شد؛ میزان رضایت از زندگی در خانواده های زن سرپرست، برحسب علت سرپرست شدن زن قابل تبیین است. هم چنین بالاترین کیفیت زندگی مربوط به زنانی است که همسرانشان فوت کرده اند.
رضایتمندی در خانواده های چندهمسر، با توجه به تعداد زنان قابل تبیین است. نتایج بدست آمده در راستای تأیید فرضیه تحقیق نشان می دهد، رضایتمندی از زندگی خانوادگی مؤلفه ای فرهنگی است که در جریان کنش های اجتماعی با دیگران شکل می گیرد.
زیارت دیدار خودخواستة اماکن مقدس است که ابعاد عینی و ذهنی دارد؛ بعد عینی زیارت متضمن نهادمندی و توجیه مندی است. در حالی که نهادمندی زیارت حاصل انجام مکرر عمل زیارت در چارچوب آداب و احکام معین مذهبی است، توجیه مندی زیارت عمدتاً شامل مجموعه احادیث و روایاتی است که در فضیلت و ثواب زیارت نقل شده و از طریق فرآیندهای پرورش و یادگیری اجتماعی زیارت را توجیه پذیر می کند. بعد ذهنی زیارت متضمن درونی سازی معنای زیارت است که به آگاهی زائر از خارق العاده بودن زیارت شونده و خضوع در برابر او می انجامد.
تحلیل پدیدارشناختی تجارب زیارتی شش زائر در مشهد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند نشان داد که اولاً مناسک زیارت، عقیده به تقدس، عقیده به شفاعت، دلدادگی، خضوع، توسل جویی، مناجات و آرامش از موضوعات مرکزی معنای زیارت است که برحسب اشتراک معنا به سه مقوله کلی تر شامل آداب مندی زیارت، عقیده به خارق العادگی زیارت شونده و جذبه قابل تقسیم است. ثانیاً هرسه مقوله معنایی مذکور در همه تجارب زیارتی مشارکت کنندگان وجود دارد و این اشتراک نشان دهنده پدیدار اجتماعی زیارت است. در مقابل، وجه تفریدی زیارت عمدتاً مربوط به میزان رعایت آداب زیارت، ادراک خارق العادگی زیارت شونده و میزان جذبه و پیوستگی به اوست.
مقاله حاضر به منظور توصیف و تحلیل نیازهای فرهنگی زائران خارجی حرم رضوی در شهر مشهد انجام شده است. برای این هدف، نیازهای فرهنگی حیطه زیارت در پنج بعد عاطفی، اعتقادی، مناسکی، دانشی و پیامدی شناسایی شده و به روش پیمایشی در نمونه 1427 نفری از زائران آذری زبان، اردوزبان، انگلیسی زبان و عرب زبان اجرا شده است. نتایج نشان داد که نیازهای دانشی در صدر سلسله مراتب نیازهای زائران خارجی قرار داشته و پس از آن نیازهای پیامدی در مرتبه دوم قرار دارد. سه نیاز عاطفی، اعتقادی و مناسکی در حد بسیار پایینی قرار دارند. مقایسه نیازهای پنج گانه نشان داد که تفاوت بین سطوح آن ها به لحاظ آماری معنادار است و علاوه بر آن بین چهار گروه مورد بررسی از زائران خارجی نیز تفاوت معناداری از لحاظ شدت نیازهای فرهنگی مشاهده می شود.
تدوین سیاست و خط مشی گذاری از اقدامات مهم در نظام سازی اجتماعی است. سیاست گذاران با تدوین افق و چشم انداز آینده، مسیر پیش رو را مشخص می نمایند و تمرکز اصلی خط مشی گذار، بررسی تعامل دولت با جامعه است که در مراحل شناخت و فهم مسئله، طراحی و شکل گیری، اجرا، ارزیابی، اصلاح و تغییر خط مشی صورت می گیرد. می توان اذعان داشت که سیاست گذاری و تدوین خط مشی از مجموعه حرکات اراده جمعی ملت ها و دولت ها برای نظام سازی و نظام پردازی جامعه است. بعد از انقلاب اسلامی ایران، فرایند نظام سازی با قوت و ضعف هایی در مقاطع مختلف سیاسی اجتماعی همراه بوده است و نظام سازی در حوزه عفاف و اخلاق جنسی، گذشته از آنکه ضرورت مبنایی نظام سازی اسلامی ایرانی است، از هماهنگی و همسویی لازم دستگاه های ذی ربط برخوردار نبوده است. بررسی ها نشان می دهد که غالب برنامه های راهبردی سازمان ها، در عمل با شکست مواجه می شوند و علت اصلی این امر نیز عدم ارتباط میان ساحت نظر و عمل است. بدین معنا که در ساحت نظری، ایده ها و اهداف بیان می شوند و در عرصه عمل، برنامه هایی اجرا می شوند که ارتباط منطقی و قابل سنجشی با آرمان ها و سیاست های تدوین شده ندارند. به بیان دیگر، ریشه این مشکل، در عدم تنظیم و تنسیق مدلی جامع برای ترجمه چشم انداز و سیاست ها به برنامه های عملیاتی نهفته است. این مقاله، ضمن مفروض انگاشتن تمایز عرصه سخت افزاری و نرم افزاری خط مشی گذاری فرهنگ به دلیل افزایش قدرت تحلیل موضوع، سعی بر آن دارد که شکاف موجود را به نمایش گذارد و ناهمسویی موجود را به این عامل منتسب سازد و در نهایت، پیشنهاداتی برای ارتقای سطح همسویی و هماهنگی ارائه دهد. شایسته است نظام خط مشی گذاری، میزان انطباق عملکردهای جاری با سیاست های کلان را ارزیابی کرده و متناسب با آن، اقداماتی برای بهبود در فرآیندها، ایجاد انگیزش و تعلیم افراد و گروه ها و توسعه نظام های اطلاعاتی را پایش کند
آنچه در این مقاله مدنظر است، بررسی وضعیت ارتباطات در جهان امروز و به طور اخص رسانه ها و ارتباط آن با دین است. اندیشمندان مختلفی در حوزه ارتباطات و اطلاعات، رابطه ارتباطات و اطلاعات با مقوله دین را بررسی کرده اند. در این تحقیق سعی شده است که مهم ترین نظریات بعضی از آنها موردتأمل قرار گیرد. چگونگی ارتباط رسانه ها با عامل فرهنگ و همچنین، نقش آنها در شکل دهی به شخصیت انسان ها و نحوه ارتباط انسان ها با یکدیگر از خلال رسانه ها از جمله عواملی بودند که این مقاله دغدغه بررسی آنها را داشت. از آنجایی که جهانی شدن یا به تعبیر بعضی از اندیشمندان، جهانی سازی، خصوصاً در حوزه اقتصاد، مهم ترین ویژگی و مشخصه جهان امروز است، عامل رسانه ارتباط تنگاتنگی در گسترش این مقوله بازی می کند و ازآنجاکه دین به طور قابل توجهی چه به صورت ایجابی و چه به صورت سلبی از جهانی شدن که رسانه نقش کاتالیزور را در آن دارند، تأثیر می گیرد، این مقاله ارتباط بین دین، رسانه و وضعیت معناداری در جهان ارتباطات را بررسی می کند
دنیا شاهد تغییرات و تحولاتی عمیق است. این تغییرات در حوزه های عملکردی هویت[1]، مرز[2]، مفهوم جغرافیا (مکان) و زمان[3] قابل درک اند. هویت ها چند پاره شده، مرزها درنوردیده و مکان[4] و زمان به هم فشرده شده اند. در این رهگذر، تلویزیون یکی از عوامل مؤثر در بروز تغییرات است. باوجوداین، به نظر می رسد تلویزیون که خود از مصادیق جهانی شدن به شمار می آید، دارای ویژگی های جدیدی است. چنانکه با اندکی مداقه در متون مربوط به جهانی شدن و رسانه ها در می یابیم، چهار واژه واقعیت، هویت، قدرت و فراواقعیت در چنین متونی همواره تکرار می شوند و کمتر کسی در ارتباط تنگاتنگ تلویزیون با این مقولات تردید روا می دارد. در مواجهه با چنین وضعیتی و برای درک مختصات تلویزیون جهانی، این مقاله نقطه عزیمت خود را بر پایه یک برساخته تئوریک با عنوان مدل ریف[5] (RIPH) قرار داده و بر پایه این پیشفرض که درباره نقش و جایگاه تلویزیون در شکلدهی به وضعیت های فرهنگی نباید رویکرد افراط یا تفریط در پیش گرفت، سعی کرده است چشماندازی از نحوه فعالیت تلویزیون های محلی و جهانی در عصر جهانی شدن ارائه کند و نتایج را از طریق روش مصاحبه با 20 نفر از پژوهشگران حوزه ارتباطات در میان بگذارد. ریف مخفف هم نشینی چهار کلمه واقعیت، هویت، قدرت و فراواقعیت است. اینها مفاهیمی هستند که تعریف های جدید از آنها، فهم ما را از زندگی بر روی کره زمین متحول کرده است. این مقاله با واکاوی نسبت میان تلویزیون و مفاهیم مذکور، مؤلفه های تلویزیون های جهانی و محلی را در قالب مدل ابداعی و پیشنهادی پژوهشگر به نام لوزی کارکرد تلویزیون های جهانی و محلی بررسی کرده است.