مقدمه: عدم دسترسی به سطح معین و حداقل رفاه که از آن به عنوان فقر یاد می شود، پدیده ای جهانی است و در کشور ایران نیز به عنوان یک چالش اساسی مطرح می باشد. در ایران، هم در مجامع علمی و دانشگاهی و هم در حوزه اجرایی و سیاستگذاری شناخت اندازه فقر و مؤلفه های آن مورد توجه بوده و مبارزه با فقر در برنامه های پنج ساله مورد تأکید قرار گرفته است اما هنوز فقر به عنوان یک معضل اساسی مطرح می باشد. دانشمندان حوزه علوم اجتماعی و اقتصاد جهت کاهش فقر راه حل های مختلفی را پیشنهاد داده اند و سران کشورها در مجامع بین المللی متعهد به مبارزه با فقر شده اند. مبارزه با فقر مستلزم شناخت عوامل مؤثر بر فقر می باشد و در این ارتباط دانشمندانی همچون سن، شولتز و بکر از آموزش و سرمایه گذاری در نیروی انسانی به عنوان راه حل مؤثر برای خروج از فقر یاد می کنند. در این مقاله در صدد ارزیابی تأثیر آموزش بر فقر در مناطق شهری و روستایی ایران می باشیم. روش: از آن جا که در صدد تشخیص تأثیر آموزش بر اندازه فقر در ایران می باشیم لذا روش تحقیق، به صورت توصیف تبیینی راهنمای ما در این پژوهش می باشد. در این مقاله با استفاده از داده های خام طرح آماری هزینه و درآمد خانوار مرکز آمار ایران، اثر سطح آموزش بر ابعاد مختلف فقر خانوارهای شهری و روستایی ایران مورد ارزیابی قرار می گیرد. برای پیشبرد برنامه پیش بینی شده در این تحقیق ابتدا خط فقر محاسبه می شود و سپس خانوارهای فقیر و غیر فقیر تفکیک می شوند. پس از شناسایی خانوارهای فقیر و غیر فقیر از مدل پروبیت برای ارزیابی کمّی اثر متغیر آموزش و سایر متغیرها بر اندازه فقر استفاده می شود. یافته ها: نتایج حاصل از تخمین مدل پروبیت دلالت بر آن دارد که اثر آموزش بر جنبه های مختلف فقر (درآمد، مسکن و بهداشت) در مناطق شهری و روستایی معنادار بوده و با افزایش سطح آموزش و نسبت افراد دارای درآمد در خانوار، احتمال فقر درآمدی، فقر مسکن و فقر بهداشتی خانوارها کاهش می یابد. همچنین نتایج نشان می دهد احتمال فقیر بودن خانوارهای با سرپرست زن بیش تر از خانوارهای با سرپرست مرد می باشد. نتایج: با توجه به یافته های این مقاله ملاحظه می شود که دیدگاه های نظری در مورد آموزش و سرمایه انسانی با شرایط ایران سازگار می باشد و آموزش اثر کاهنده بر فقر دارد و در واقع با افزایش سطح آموزش، قابلیت های فرد و خانوار ایرانی ارتقاء می یابد و قدرت انطباق با شرایط و حل مشکلات افزایش می یابد. بر این اساس توسعه انواع آموزش و سرمایه گذاری در امر نیروی انسانی به ویژه از محل منابع دولتی قابل توصیه است و دولت می باید با ایجاد انگیزه، آحاد جامعه را به تراکم سرمایه انسانی تشویق کند.
مقدمه: توزیع درآمد، به توضیح چگونگی سهم افراد یک کشور از درآمد ملی می پردازد. یکی از مهم ترین وظایف دولت کاهش نابرابری درآمد در جامعه است که بدین منظور ابتدا لازم است که چگونگی تغییرات درآمدهای افراد جامعه با استفاده از مناسب ترین ابزارهای علمی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در پاسخ به این نیاز، در این مقاله تلاش شده است تا با استفاده از ابزارهای علمی اثرات متغیر های اقتصادی کلان بر نابرابری توزیع درآمد آزمون و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. روش: در این مطالعه مهم ترین متغیرهای اقتصادی کلان مؤثر بر نابرابری توزیع درآمد در ایران با استفاده از آمارهای موجود در سری زمانی 86 1350 و با بهره گیری از روش خود توضیحی با وقفه های توزیعی [1] ( ARDL ) اندازه گیری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته 130است. یافته ها: یافته های این تحقیق نشان می دهد که افزایش نرخ رشد جمعیت و پدیده انقلاب و جنگ تحمیلی در ایران، موجب افزایش توزیع نابرابر درآمد در جامعه شده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که سرمایه گذاری در بخش کشاورزی، ضمن این که موجب افزایش تولید ناخالص ملی می گردد، به کاهش نابرابری و توزیع برابرتر درآمد کمک خواهد نمود. به علاوه، کنترل رشد جمعیت، سیاست مناسبی در جهت کاهش نابرابری درآمد در ایران خواهد بود. براساس یافته های این تحقیق، همچنین می توان نتیجه گرفت که با اتخاذ تدابیر مناسب و از بین بردن زمینه های ایجاد تنش های سیاسی داخلی و خارجی، زمینه های بی ثباتی و درنتیجه بهبود رشد تولید ملی و توزیع برابرتر درآمدها فراهم خواهد شد. نتایج: این تحقیق نشان می دهد که الگوی پویای این تحقیق به سمت الگوی بلندمدت حرکت می کند. همچنین، براساس تخمین بلندمدت مشخص شد که با افزایش نرخ رشد محصول ناخالص ملی سرانه حقیقی و افزایش سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی در تولید ناخالص ملی، نابرابری توزیع درآمد کاهش پیدا می کند. 1- Auto Regressive Distributed Lag
مقدمه: سلامت یکی از اَشکال سرمایه انسانی به حساب می آید که می تواند از طرق مختلف، عواید نیروی کار را تحت تأثیر قرار دهد. در مناطق روستایی، افراد در قالب نیروی کارِ یدی و عمدتاً در مشاغلی از قبیل کشاورزی، دامداری، دامپروری، صنایع دستی و... فعالیت می کنند و دسترسی کمتری به امکانات بهداشتی دارند؛ بنابراین مسئله بهداشت و سلامت روستاییان در مقایسه با شهرنشینان اهمیت بیشتری دارد. روش: در این مقاله، با استفاده از روش شناسی قیاسی و تحلیل اثباتی نظری سعی شده است که رابطه میان بهداشت و سلامت روستاییان و سطح درآمد آن ها شناسایی شود. ازآنجاکه این قشر از جامعه از لحاظ میزان دسترسی به فرصت ها و امکانات اقتصادی، محروم تر از قشر شهری اند، می توان براساس معیار بهبود رفاه جان رالز، به طور ضمنی درباره تأثیر بهداشت و سلامت روستاییان بر رفاه اجتماعی نیز سخن گفت. یافته ها: با استفاده از روش استفاده شده در تبیین مسأله، این فرضیه به دست آمد: بهبود بهداشت و سلامت خانوارهای روستایی در ایران، رفاه اجتماعی را بهبود می بخشد. بحث: نتایج این مطالعه با استفاده از تحلیل رگرسیونی و به روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) حاصل شده است. این نتایج نشان می دهد در دو دهه اخیر، بهداشت و سلامت روستاییان که براساس شاخص های هزینه و تعداد مراکز بهداشت و درمان در دسترس اندازه گیری می شود، تأثیر مستقیم و معنی داری بر درآمد آن ها گذاشته است. این عامل به خودی خود، مجرایی برای بهبود رفاه اجتماعی در ایران بوده است
طرح مسئله: شواهد موجود گویای آن است که دین و فرهنگ دینی منبع مهم و منحصربه فردی در تولید سرمایه اجتماعی است. با وجود تحقیقات انجام شده، همچنان سئوالات پژوهشی مختلفی در زمینه مکانیزم ارتباط و نقش دین در تکوین سرمایه اجتماعی مطرح است. هدف مقاله حاضر، تحلیل و بررسی رابطه دینداری با سرمایه اجتماعی است. روش: داده های تحقیق از طریق اجرای یک پیمایش مقطعی در بین افراد 15 ساله و بیش تر شهر نجف آباد گرد آوری شد. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 244 نفر به عنوان نمونه انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها: بین ابعاد مختلف دینداری و مؤلفه های سرمایه اجتماعی رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد. همچنین ابعاد فکری و مناسکی سازه دینداری قوی ترین همبستگی مستقیم را با ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی دارند. نتایج: نتایج این پژوهش هم سو با نظریات اندیشمندانی همچون کلمن، دورکیم، پاتنام و فوکویاما نشان گر رابطه مستقیم سطح دینداری و سطح سرمایه اجتماعی است
مقدمه: تعاریف متعددی از مفهوم فقر وجود دارد که از نظر روش شناختی ماهیت متفاوتی دارند. برای اندازه گیری حداقل معاش نیز روش های متفاوتی وجود دارد. یکی از این تعاریف، خط فقر نسبی است و آن عبارت است از ناتوانی خانوارها در تأمین سطحی معین از استانداردهای زندگی که لازم و مطلوب تشخیص داده می شود. روش: در این تحقیق، به منظور برآورد حداقل معیشت و محاسبه درصد خانوارهای فقیر ایرانی از روش سیستم مخارج خطی استفاده شده است. برای این منظور از داده های سال های ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۸ استفاده شده و آمار آن به صورت داده های کشوری از مرکز آمار ایران جمع آوری شده است. یافته ها: ضرایب به دست آمده برای میل نهایی به مخارج روی گروه های کالایی بیانگر این است که این ضریب برای گروه های کالایی مسکن و خوراکی در مقایسه با گروه های کالایی دیگر بیش تر است. این موضوع بیانگر فقر در جامعه است؛ به طوری که محاسبه خط فقر برای سال ۱۳۸۸، مبلغی برابر با 3506960.3 تومان به دست آمده است. نتایج: نتایج نشان می دهد که گروه کالایی تفریحات جزو کالاهای نرمال لوکس و بقیه گروه هایی کالایی، نرمال ضروری است. نتایج حاصل از برآورد و محاسبه خط فقر بیانگر افزایش میزان حداقل معاش سالیانه خانوارهاست. اعداد محاسبه شده براساس این رویکرد، با توجه به میزان تورم دورقمی برای اقتصاد ایران و سیاست های غافل گیر کننده بانک مرکزی و دولت ممکن است مقادیری بیش تر از اعداد محاسبه شده باشد. درنتیجه پیشنهاد می شود به منظور کاهش خط فقر و بهبود سطح رفاه خانوارها، از سیاست های توزیعی و حمایت از خانوارهای آسیب پذیر استفاده شود. طبقه بندی: JEL42: C ، R58 .
مقدمه: اندازه گیری نابرابری درآمدی در اَشکال مختلف آن در یک دوره زمانی، ارزیابی مناسبی از وضعیت توزیع درآمد ارائه می کند. هدف اصلی در این پژوهش، اندازه گیری نابرابری درآمدی و تجزیه آن در کشور، طی سال های 1363 تا 1389 است. روش: شاخص های نابرابری شامل ضریب جینی، آتکینسون و تایل و با استفاده روش مقیاس معادل محاسبه شده است. سپس نابرابری در مناطق نه گانه کشور و تجزیه آن به نابرابری درون گروهی و بین گروهی به دست آمده است. یافته ها: شاخص های نابرابری در سال 1388 افزایش پیدا کرده است .در سال 1389 در مقایسه با سال 1388 کاهش یافته است. مناطق شمال شرق و جنوب شرق نابرابری بالاتری را تجربه می کنند. تجزیه ضریب نابرابری نشان می دهد که نابرابری درون گروهی بالاترین سهم را در این شاخص به خود اختصاص داده است. نتایج: طبق یافته های پژوهش، نابرابری طی دوره مورد بررسی روند نامنظمی داشته و تغییرات کاهشی یا افزایشی در طی چند سال دنبال می شود. با توجه به تجزیه نابرابری سیاستهای بازتوزیعی می توانند به صورت ملی اتخاذ شوند تا نابرابری را در کل کشور کاهش دهد.
مقدمه: ایران سومین کشور دارای منابع نفت در دنیا است و با وجود این ثروت طبیعی شرایط اقتصادی آن در مقایسه با بسیاری از کشورهای فاقد منابع طبیعی، نامطلوب تر است، به طوری که به نظر می رسد اصطلاح نفرین منابع [1] در مورد ایران مصداق یافته است. روش: این مقاله با استفاده از روش [2] ARDL به بررسی وجود رابطه بین وفور منابع طبیعی و فقر در دوره زمانی1360 تا 1387 می پردازد. یافته ها: وفور منابع معدنی از طریق چندین سازوکار مختلف سبب لطمه زدن به فقرا می شود. این سازوکارها عبارتند از بی ثباتی در قیمت منابع اولیه صادراتی، افزایش در نابرابری، کاهش نرخ رشد، حاکمیت و ساختار سیاسی، بیماری هلندی و جنگ داخلی. یافته های این مقاله نشان می دهد که نمی توان وجود فقر را به وفور منابع طبیعی نسبت داد. نتایج: پژوهش هایی که متغیر وفور (ذخایر اثبات شده سرانه نفتی) را به کار برده اند؛ با وجود مشاهده فقر و نابرابری در کشورهای غنی از منابع طبیعی (به ویژه کشور های برخوردار از منابع معدنی کانونی) رابطه بین فقر و نابرابری و وجود منابع طبیعی را تایید نمی کنند. این پژوهش ها اشاره دارند که این نهاد ها هستند که ثروت را به جای آن که به موهبت تبدیل کنند؛ به نفرین تبدیل کرده اند. 1- resource curse 2- Auto Regressive Distributed Lag Model
مقدمه: بحث درباره ارتباط تبعیض جنسیتی و سلامت، موضوع تازه ای نیست. نابرابری و تبعیض جنسیتی تأثیر چشمگیری بر سلامت دارد؛ لذا توجه کافی به تعیین کننده های جنسیتی اساسی است. این تحقیق با هدف بررسی ارتباط نابرابری جنسیتی در چهار حوزه اقتصاد، آموزش، سیاست و سلامت با درصد شیوع HIV انجام گرفته است. روش: در این تحقیق از تحلیل ثانویه استفاده شده است. داده های این پژوهش از دو منبع «گزارش سالانه مجمع اقتصاد جهانی از شاخص شکاف جنسیتی» و آمار بخش ایدز سازمان ملل متحد برداشته شده است. نمونه تحقیق شامل ۱۱۵ کشور از مناطق مختلف جهان است که اطلاعات آن ها وجود داشت. یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از این است که از میان چهار زیرمقیاس شاخص شکاف جنسیتی، فقط زیرمقیاس دسترسی به آموزش و نشانگرهای آن، به جز نشانگر نسبت خالص ثبت نام زنان در سطوح ابتدایی به مردان، ارتباط منفی معناداری با درصد شیوع HIV دارد و در این میان، نشانگر نسبت ناخالص ثبت نام زنان در تحصیلات عالیه به مردان، بیشترین هم بستگی را با متغیر ملاک دارد (351/0- r= ). بحث: می توان نتیجه گرفت که دسترسی بیشتر زنان به آموزش، به ویژه تحصیلات بالاتر از ابتدایی، عامل مهمی در کاهش میزان شیوع HIV است
مقدمه: در این پژوهش مهم ترین عوامل مرتبط با سلامت اجتماعی معلمان شهر مراغه، شناسایی و تجزیه و تحلیل شده است. سپس بر آن مبنا، راهکارها و پیشنهادهای کاربردی، برای برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های کلان، به منظور ارتقاء سلامت اجتماعی آنان ارائه شده است. روش: روش پژوهش حاضر، پیمایش و جامعه آماری آن، تمام معلمان مقاطع مختلف تحصیلی شهر مراغه است. روش نمونه گیری از نوع تصادفی طبقه ای است. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه استاندارد اندازه گیری سلامت اجتماعی کیز و خودساخته استفاده شده است. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون های تحلیل پراکنش یک طرفه ( ANOVA ) و T و ضریب هم بستگی پیرسن تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها: ارتباط متغیرهای مستقل جنسیت، سن، طبقه اجتماعی و رضایت از شغل با متغیر وابسته سلامت اجتماعی در میان معلمان شهر مراغه بررسی شد. براساس یافته ها، بین متغیرهای رضایت از شغل و سن و طبقه اجتماعی با سلامت اجتماعی افراد مطالعه شده رابطه معناداری با ضریب اطمینان ۹۹ درصد اطمینان به دست آمد، درحالی که بین دو جنس زن و مرد از نظر سطح سلامت اجتماعی تفاوت معناداری مشاهده نشد. بحث : این بررسی نشان می دهد بین سلامت اجتماعی معلمان و میزان رضایت از شغل و نوع طبقه اجتماعی و سن رابطه وجود دارد. افرادی که از شغل خود راضی بودند، وضع سلامت اجتماعی آن ها در حد بالایی بود. همچنین بین میزان سلامت اجتماعی و طبقه اجتماعی معلمان رابطه مستقیم وجود داشت. جنسیت افراد در میزان سلامت اجتماعی آن ها تأثیر گذار نبود. با توجه به نمرات کسب شده، بیش از ۸۵ درصد از معلمان شهر مراغه از سلامت اجتماعی در حد متوسط و بالایی برخوردار بودند
مقدمه: تعارضات والدین و نحوه حل آن ها نقش عمده ای در شکل گیری رفتارهای نامناسب اجتماعی در فرزندان دارد. سازگاری اجتماعی و حل مسأله اجتماعی از جمله این رفتارها هستند که در این مقاله موضوع بررسی و بحث قرار گرفته اند. روش: به منظور بررسی تأثیرسبک های حل تعارض والدین بر دو رفتار یاد شده ۳۰۰ نفر از دانشجویان سال های اول و دوم کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی و تهران انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود از پرسش نامه های سبک های حل تعارض والدین، حل مسأله اجتماعی و سازگاری اجتماعی. تحلیل داده ها با استفاده از روش هم بستگی پیرسون و رگرسیون انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های حل تعارض والدین، سبک های حل مسأله و سازگاری فرزندان (۱۱۸/0=2R) را پیش بینی می کند. بحث: یافته ها تأیید می کنند که سبک های مثبت حل تعارض در والدین با برخورد مؤثر فرزندان با مسائل اجتماعی رابطه دارند. در مقابل سبک های منفی حل تعارض با برخورد نامؤثر با مسائل اجتماعی در فرزندان و ناسازگاری آنان ارتباط دارند. این نتایج همسو با پژوهش های پیشین و مفروضات نظریه شناختی اجتماعی یادگیری نقش رفتارهای والدین در رفتارهای اجتماعی فرزندان را تأیید می کند
مقدمه: در این تحقیق اثرات کاهش مخارج دولت از طریق مدل تعادل عمومی قابل محاسبه بر متغیرهای کلان مورد بررسی قرار گرفت. روش: پایه آماری الگوی تعادل عمومی ماتریس حسابداری اجتماعی سال 1378 می باشد. یافته ها: بررسی حاصل از الگوی تعادل عمومی نشان داد با کاهش مخارج دولت تحت نظام ارزی شناور (غیرشناور) تولید ناخالص داخلی به میزان اندکی کاهش (افزایش) می یابد. درحالی که قیمت ها نیز تنها تحت نرخ ارز شناور مقدار ناچیزی افزایش می یابد. افزون بر این مشخص گردید با کاهش مخارج دولت تحت نظام ارزی غیرشناور، صادرات کل و به ویژه صادرات کشاورزی افزایش می یابد. بحث : نتایج نشان داد با کاهش مخارج دولت، تولید بخش کشاورزی افزایش و تولید بخش غیر کشاورزی کاهش می یابد
مقدمه: اکثریت مردم از اوایل دوران کودکی هویت جنسی می یابند، اما در این بین افرادی هستند که از دوران کودکی رفتار جنس مقابل را از خود نشان می دهند و مسایل و مشکلات زیادی را در طول زندگی تجربه می کنند. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین میزان اختلال هویت جنسی و کیفیت زندگی تراجنسی ها است. روش: چارچوب نظری پژوهش نظریه سلسله مراتب مزلو می باشد. جامعه آماری شامل کلیه تراجنسی های ایران بوده که با توجه به مشکلات دسترسی، تعداد 168 نفر از آنان حجم نمونه را تشکیل می دهند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه پژوهشگر ساخته است. یافته ها: یافته های پژوهش تفاوت معنادار میانگین اختلال هویت جنسی و کیفیت زندگی را در بین افراد عمل کرده و عمل نکرده نشان می دهد. در بین افراد عمل نکرده، اختلال هویت جنسی تنها با آسایش روانی و شاخص کل کیفیت زندگی رابطه معنادار دارد. اما در بین پاسخ گویان تغییر جنسیت داده، اختلال هویت جنسی با ابعاد کیفیت زندگی به غیر از «کیفیت محیطی» و شاخص کل کیفیت زندگی رابطه معناداری دارد. بحث: بررسی یافته ها نشان می دهد تراجنسی هایی که نیازهای اولیه خود را تأمین کرده و به دنبال رفع نیازهای بالاتر هستند، از اختلال هویت جنسی شان به شدت کاسته شده و کیفیت زندگی شان به مراتب افزایش می یابد. این مسئله بیان گر متفاوت بودن سطوح کیفیت زندگی مبتلایان به اختلال هویت جنسی با توجه به تفاوت سطح نیازهای آنان متفاوت می باشد.
اهمیت مطالعه اجتماعی ورزش مدرن را می توان از دو منظر به هم پیوسته مورد بررسی قرار داد: نخست نیاز ورزش به علوم اجتماعی و دیگری نیاز علوم اجتماعی به ورزش. علوم اجتماعی ایران غالبا با نگاه آسیب شناسانه و تأکید بر اوباشی گری و خشونت (مخصوصا در مسابقه های فوتبال) به ورزش پرداخته و به ندرت با آن به عنوان یک موضوع مطالعه مهم برخورد کرده است. انسان شناسی ورزش ایران از یک طرف تحت تأثیر این رویکرد به ورزش قرار دارد و از طرف دیگر متأثر از تأخیر جهانی رشته انسان شناسی نسبت به پژوهش بر روی ورزش مدرن است. این مقاله به بازخوانی منابع ایرانی مطالعه اجتماعی ورزش می پردازد، داده های تحقیق به روش کتابخانه ای تهیه شده اند. بررسی نشان می دهد انسان شناسی در ایران تا کنون توجهی به مطالعه ورزش مدرن نداشته است، البته متونی درباره بازی های محلی و ورزش های سنتی ایران تدوین شده است. مسئله هایی همچون تغییرات فرهنگی، جهان محلی شدن و مسئله هویت بیش از هر چیز میدان ورزش را مستعد مطالعه اجتماعی و انسان شناختی می کند؛ تمرکز بر این موضوعات، ورزش را به میدان مناسبی برای شناخت انسان، فرهنگ و جامعه تبدیل خواهد کرد و منجر به خروج از انحصار نگاه آسیب شناسانه می شود، تحقیق اجتماعی در میدان ورزش به بهبود و حل مسائل فرهنگی و اجتماعی ورزش (منظر نخست) و پویایی و غنای علوم اجتماعی (منظر دوم) کمک خواهد کرد.
تحقیق حاضر با هدف بررسی موانع زمینه ای مؤثر بر پژوهش دانشگاه در 4 حیطه موانع فرهنگی اجتماعی، سیاسی، نظام آموزشی و راهبردها و سیاست های کلان انجام پذیرفت. این پژوهش از نوع کاربردی و به روش پیمایشی انجام گرفته و جامعه آماری آن را اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز تشکیل می دهد. نمونه گیری به روش طبقه ای و به نسبت دانشکده ها و مراکز تحقیقاتی انجام شد. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته بود و روایی صوری و محتوایی آن از دیدگاه متخصصین و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 8/92 درصد بدست آمد. نتایج نشان داد اعضای هیات علمی وجود موانع آموزشی، فرهنگی اجتماعی، سیاسی و راهبردی را در دانشگاه تآیید نموده اند. در بررسی دیدگاه اعضای هیات علمی به تفکیک جنسیت، مرتبه علمی، دانشکده و داشتن مسئولیت اجرایی تفاوت معنا دار دیده شد اما در مورد سابقه خدمت و رشته تحصیلی این تفاوت در حد معنادار نبود. در مجموع به نظر می رسد اصلاح نظام آموزشی کشور، فرهنگ سازی علمی در جامعه، پرهیز از حاکمیت رویکردهای جناحی و گروهی در راهبری فعالیت های علمی و توجه به اهداف و اولویت های اصلی بخش تحقیقات در سیاست گذاری های کلان آموزش عالی از ضرورت های اصلی حوزه تحقیقات دانشگاهی و رفع مشکلات دانشگاه هاست.
در جهان پیشامجازی، به مدت دو هزاره، «خداوند» مضمون و گوهر الهیات سنتی در ادیان ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) بوده است. اکنون در جهان مجازی، و در پرتو مجازی شدن و شکل گیری فضای مجازی، رسانه اینترنت ما را با نوع جدید و غیرقابل باوری از «رسانه ای شدن دین و الهیات» و نیز «مردم پسند شدن دین» و «دین مردم پسند» روبرو ساخته است. ماحصل این فرایند «الهیات مجازی» است. در این مقاله ضمن بررسی نظری «الهیات مجازی و خدای مجازی»، تحلیل محتوایی کیفی از «بازنمایی خدای مجازی» در «وبلاگ های فارسی» ارائه شده است. مقالة نشان می دهد، که «وبلاگ ها» بنا به ماهیت رسانه ای و مجازی منحصر به فرد خود توانسته اند؛ برداشت سنتی و قرائت پیشامجازی از «خداوند و الهیات» آن را به چالش کشند؛ و در عوض به «هژمونی متنی» و مجازی «خدای دین مردم پسند» اجازه بروز و ظهور دهند. این چالش، فارغ و مجزا از نوع و ماهیت داوری درباره درستی یا نادرستی آن و نیز قضاوت درباره تهدیدسازی یا فرصت سازی برای «دین داری های سنتی و اجتماعی» در هزاره سوم، دست مایه ای جدید و جذاب برای جامعه شناسی دین؛ به ویژه با تمرکز بر سه گانه: «جامعه شناسی وبلاگ های دینی»، «مطالعات فرهنگی دین مردم پسند مجازی» و «مطالعات رسانة دینی» در ایران است.
این پژوهش با هدف شناسایی رویکرد نشریات دانشجویی به هویت های قومی و ملی، به تحلیل محتوای تصاویر و مطالب نشریات کُرد زبان دانشگاه کردستان می پردازد. نمونه آماری این پژوهش، شامل 145 نشریه می باشد که در فواصل زمانی 1377-1389 انتشار یافته اند. روش بکار رفته در این پژوهش «تحلیل محتوا» است. برای بررسی نحوه بازنمایی مقوله های هویت ملی و قومی در محتوای نشریات از نرم افزار spss استفاده شد. در این پژوهش، به بررسی 10 مقوله سبک، هدف و لحن مطلب، محل رویداد مطلب، هویت بارز در متن، نوع جهت گیری نسبت به هویت های قومی و ملی، ابعاد، مؤلفه ها و نشانگان هویت های ملی و قومی، و اقدام به تحریکات قومی پرداخته شد. یافته های تحقیق نشان داد که در نشریات مورد بررسی در سه دوره زمانی، تمام مقوله ها جز مقوله اقدام به تحریکات قومی از تفاوت معناداری برخوردار بودند. یافته های برخی مقوله ها عبارتند از: بیش ترین سبک مطلب مورد استفاده با4/43 درصد مربوط به سبک مقاله، لحن مسلط بر نشریات دانشجویی با 9/39 درصد انتقادی و بیش ترین هدف مطلب با 5/45 درصد مربوط به اطلاع رسانی بوده است. از مجموع 2507 مطلب مورد بررسی فقط در 1046 مطلب، هویت جمعی در ابعاد ملی و قومی بازنمایی شده است که از این تعداد، نشانگان هویت قومی دو برابر و نیم نشانگان هویت ملی بازنمایی شده است. یافته ها نشان از آن دارد که نشریات دانشجویی کُردزبان در ایفای نقش اصلی خود در تقویت مشارکت اجتماعی عام، تلطیف محلی گرایی و محلی نگری و بسط و تعمیم دلبستگی های جمعی به ماورای مرزهای قومی ضعیف هستند.
این مقاله به بررسی رابطه میان احساس مسؤولیت فردی و اجتماعی، اعتماد اجتماعی و رفتارهای دیگرخواهانه در میان نوجوانان 19-15 ساله ساکن شیراز پرداخته است. نمونه تحقیق شامل 391 نفر از نوجوانان بوده که به پرسشنامه پاسخ داده اند. سنجه های تحقیق پس از بررسی اعتبار صوری بر اساس آلفای کرونباخ ارزیابی پایایی شدند. مسؤولیت پذیری فردی و اجتماعی به ترتیب با آلفای 71/0 و 72/0 و اعتماد اجتماعی با سه بعد صراحت و صداقت، قابل اعتماد بودن و رفتارهای مبتنی بر اعتماد، به ترتیب با آلفای 72/0، 6/0 و 6/0 اندازه گیری شده اند. نتایچ تحقیق نشان می دهد که بیش از نیمی از نوجوانان حداقل در سطح متوسط احساس مسؤولیت پذیری فردی و اجتماعی داشته و در حد متوسطی نیز واجد اعتماد اجتماعی بوده اند. اکثر آنها در حد متوسطی رفتارهای دیگرخواهانه انجام می دهند، اما 7/12 درصد رفتارهای نوع دوستانه کمی انجام می دهند.
نتایج استنباطی نشان می دهد که مسؤولیت پذیری فردی با اعتماد اجتماعی (332/0= r )، اعتماد به گروه ها (266/0= r ) و دیگرخواهی(204/0= r ) رابطه مثبت و معناداری دارد اما مسؤولیت پذیری اجتماعی با اعتماد رابطه منفی معنادار (304/0-= (r داشته، با دیگرخواهی رابطه معناداری ندارد. متغیر اعتماد اجتماعی نیز با دیگرخواهی رابطه معناداری دارد (244/0= r ). نتایج تحقیق در کل نشان می دهد که اولا این سه متغیر با هم رابطه داشته و یکدیگر را تقویت می کنند. بنابراین، باید به ارتقای اعتماد عمومی در جامعه اهمیت داده شود تا رفتارهای دیگرخواهانه که ضامن ایجاد جامعه ای عادلانه است، افزایش یابد و ثانیاً رواج صداقت و صراحت در روابط اجتماعی می تواند علاوه بر افزایش سرمایه اجتماعی بر میزان مسؤولیت پذیری و رفتارهای مبتنی بر اعتماد کمک کند. بنابراین، باید در جهت تقویت این گونه ارزش ها کوشید.