فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۱۴۱ تا ۲۱٬۱۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۷۱ مورد.
بررسی انتقادی دگردیسی «حجاب چادر» در بازنمایی تلویزیونی: مطالعه معناشناختی دو سریال «آخرین گناه» و «بی صدا فریاد کن»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات عارض شده بر «حجاب» بانوان در ایران پس از انقلاب اسلامی و مطالعه ابعاد و پیامدهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن یکی از مسائل مهم و جذاب حوزه «مطالعات فرهنگی حجاب در جمهوری اسلامی ایران» است. «چادر» نیز به عنوان یکی از گونه های برجسته و چشمگیر حجاب بانوان در ایران از روند عمومی این تغییرات مستثنی نبوده و بخش های قابل توجهی از فرهنگ عمومی و نیز فضای رسانه ای ایران به ویژه در تلویزیون و سینما، نمایشگاه این دگرگونی های متأخر است. اگرچه بخش اعظم کنش های چادرمدار بانوان امروز ایران در همان زمینه های سنتی و اصیل آن روی می دهد اما ملاحظه تغییراتی در نشانه و کارکرد چادر نزد بخش هایی از بدنه اجتماعی و نیز بازنمایی های رسانه ای کافی است تا این پدیده را در شمار مسائل مهم و حساس مطالعات فرهنگی لباس و حجاب در ایران قرار دهد. نوشتار پیش رو به دنبال مطالعه سطوحی از تغییرات نشانه شناختی، کارکردی و در نهایت معنی شناختی حجاب چادر در سریال های تلویزیونی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این مطالعه از طریق مصاحبة گروهی با چهار گروه پانزده نفره از بانوان حوزوی و دانشگاهی حامل چادر سنتی و اصیل ایرانی در مورد برساخته های متأخر تلویزیون از «زن و دختر چادری»، در نهایت توضیح می دهد که چادر در بسیاری از تولیدات نمایشی صدا و سیما دچار دگردیسی های کارکردی و معنایی همه جانبه ای شده و در نوعی نقض غرض رسانه ای و فرهنگی به یک «شنل» خیره کننده و جذاب تقلیل یافته است
تحلیلی فضایی از تعادل ساختار جمعیتی در کلانشهر مشهد، (مطالعه موردی نواحی شهری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت بهار ۱۳۹۱ شماره ۷۹
حوزههای تخصصی:
بررسی ابعاد اجتماعی مسأله کنترل ترافیک شهری (مورد مطالعه: مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه دربارة چگونگی توزیع فعالیتهای اجتماعی در بستر مکان و زمان برای تحلیل برخوردهای متقابل انسانی و نیز برای درک جنبههای اساسی زندگی اجتماعی دارای اهمیتی بنیادی است. هرکنش متقابل دارای موقعیت مشخصی است، یعنی درجای خاصی رخ میدهد ودورة زمانی ویژهای دارد.
رفتارها وفعالیتهای یک روز را میتوان براساس دو متغیر زمان و مکان دستهبندی نمود. پراکنش این فعالیتها خود بیانگر تحرک وجابجاییپذیری انسانها میباشد. مقالة حاضـر با مد نظـر قرار دادن برداشتها و تفسیرهای جامعهشناختی از مشکل ترافیک میکوشد ابعاد اجتماعی این مسألة اجتماعی را مورد بازکاوی قرار دهد. دراین راستا ابتدا به جهات و سویههای اجتماعی مسألة ترافیک توجه شده و پس از آن و از رهگذر یک مطالعة پیمایشی، دیدگاه مردم به مسألة ترافیک در یکی ازکلانشهرهای ایران یعنی مشهد مورد بررسی قرار گرفته است. حجم نمونه براساس ضریب اطمینان ۹۵% و کران خطای d=./004 و ۶۰۰ نفر در نظر و نمونه گیری به روش تصادفی صورت گرفته است.
نتایج نشان می دهد که افراد مورد مطالعه از مشکلات ترافیکی آگاهند، تبعات گستردة آن را به عنوان یک مسألة عام میدانند و معتقدند که ترافیک به یک مسألة اجتماعی در شهر تبدیل شده است و از این رو حاضرند برای کاهش این خسارات، هزینه هایی را نیز بپردازند. افراد مورد مطالعه، از میان اجزای سهگانة انسان، تکنولوژی و طبیعت در مسألة ترافیک، مهمترین مشکل را در بعد انسانی (رفتار رانندگان و عابرین) و اجزای محیط و تکنولوژی را در مراتب بعدی میدانند.
بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت امور شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال پاسخگویی به دو سؤال اساسی است: مشارکت شهروندان در امور شهری چه جایگاهی دارد؟ عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت شهروندان در مدیریت امور شهری کدامند؟ برای پاسخ به پرسش نخست، مشارکت شهروندی از جنبه ذهنی بررسی شده است. این بخش، تغییر در گرایشها، باورها و وجهه نظرهای مردم را مورد توجه قرار میدهد و برای پاسخ به پرسش دوم، رفتار مشارکت، در حوزههای فرهنگی- اجتماعی بررسی شده است.
این مطالعه به روش پیمایشی انجام شده است و جمعآوری اطلاعات در قالب پرسشنامه صورت گرفته است. جامعة آماری شامل ۱۳۳۵ نفر از شهروندان شهر تهران است که به روش نمونهگیـری تصـادفی انتخاب شدهاند.
نتایج نشان داد که مشارکت شهروندان در مدیریت امور شهری باید داوطلبانه و هدفمند صورت گیرد. برنامهریزان شهری نخست باید بر مشارکت ذهنی و تغییر در باورها و گرایشهای شهروندان تأکید نمایند. رفتار مشارکتی در برنامههای شهری نیز باید در دو بخش انجام شود. در مرحلة اول باید شناخت عوامل اثرگذار در مشارکت شهروندی، مورد توجه قرار گیرد و در مرحلة دوم حفظ مشارکت در طرحها و برنامههایی است که اجرا شده است. جلب مشارکت زنان، جوانان و بازنشستگان و… و تعیین ساز و کارهای مشارکتی آنان در حوزههای اجتماعی- فرهنگی میتواند کارایی و بهره وری مدیریت شهری را افزایش دهد.
عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر گرایش شهروندان به ورزش همگانی (مطالعه موردی: شهر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر گرایش شهروندان شهر کرمان به ورزش همگانی است. چارچوب نظری تحقیق براساس تلفیق نظریات گافمن، گیدنز، بوردیو و بلوخ است که مفهوم جدیدی را به نام سبک زندگی ورزش محور مطرح کرده و از طرف دیگر متغیرهایی از جمله سرمایه اجتماعی ورزش محور، سرمایه اقتصادی ورزش محور و سرمایه فرهنگی ورزش محور را تعریف می کند. روش تحقیق کمی- پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. نمونه تحقیق برابر با ۴۰۰ نفر و جامعه آماری تحقیق جمعیت ۱۵ ساله شهر کرمان را در سال ۱۳۹۰ شامل می شود. تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری تلفیقی خوشه ای و طبقه بندی شده در مناطق پنج گانه شهر کرمان و تحلیل متغیرها با استفاده از نرم افزارAmos 17، و در قالب مدل مسیر که پس از اصلاحات، برازش یافته صورت پذیرفته است. نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد که متغیرهای تصور شخص از بدن، مصرف رسانه ای و سرمایه فرهنگی ورزش محور تاثیر مستقیم و به ترتیب در حدود ۱۳/۰، ۲۰/۰ و۱۶/۰ را بر گرایش شهروندان به ورزش همگانی داشته اند و متغیرهای سرمایه اقتصادی ورزش محور، سرمایه اجتماعی ورزش محور، تنها و از راه سرمایه فرهنگی ورزش محور، تاثیری غیرمستقیم بر گرایش شهروندان به ورزش داشته اند.
شناسایی شاخص های قدرت در خانواده به روش تحقیق کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله حاصل تحقیقی میدانی است که به روش کیفی و به منظور شناسایی شاخص های مناسب برای مطالعه قدرت در خانواده در شهر تهران انجام گرفته است. در این مقاله، ضمن بحث درباره لزوم شناسایی شاخص ها، تبدیل آن ها به مفاهیم، و تبدیل مفاهیم به مقوله ها بر اهمیت استفاده از مشاهدات و مصاحبه های میدانی وسیع و نظام مند نیز تأکید شده است. همچنین عوامل مرتبط با شاخص های قدرت در خانواده، که از تنوع و فراوانی بسیاری برخوردارند، ازجمله رفتارهای کلامی یا غیر کلامی همسران گردآوری و طبقه بندی شده است. با طبقه بندی شاخص ها مقولات اصلی به دست آمده و هر مقوله با مفاهیم زیرمجموعة خود به قرار زیر مشخص شده است:
1. ارزش ها و نگرش ها (مفاهیم استقلال و آزادی)؛
2. پذیرش (مفاهیم اعتماد، احترام، و قدرشناسی)؛
3. رضایت مندی (مفاهیم راضی بودن و تحمل کردن)؛
4. نیازمندی (مفاهیم نیاز در حال حاضر و نیاز در آینده)؛
5. مالکیت و اختیارات (مفاهیم امکانات مالی و تصمیم گیری)؛
6. ارتباطات (مفاهیم مذاکره و مشاوره جویی)؛
7. همکاری (مفاهیم اشتراک مساعی و رابطه با بچه ها).
تلویزیون و فرهنگ همگرایی رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همگرایی رسانه ای، درهم آمیختن قالب های رسانه ای، و یک پارچه سازی آن ها در قالب های دیجیتال، تحول اصلی صنعت رسانه را به وجود آورده است. این مقاله پس از تعریف همگرایی از نگاه متخصصان رسانه، نظریة «فرهنگ همگرایی» را به عنوان نظریه ای در معرفی چیستی رسانه های جدید معرفی می کند. فرهنگ رسانه های جدید در سه مقولة تحرک، مشارکت، و هویت، مخاطبان را تغییر داده است. در این مطالعه با بررسی انواع فعالیت های جدید مخاطبان تلویزیون در عصر همگرایی، تلویزیون را، در این عصر، تلویزیون مشارکت معرفی می کند و به این سؤال پاسخ می دهد که آیا تلویزیون با این فرهنگ مصرف مخاطبان «رسانة جدید» است؟ در نتیجه بیان می شود که تلویزیون رسانه ای در حال تحول است که قالب های جدید آن را می توان رسانة جدید به حساب آورد. تلویزیون برای ادامة حیات و رشد خود در فضای همگرایی باید بتواند با رسانه های جدید مانند اینترنت و شبکه های اجتماعی به تعامل برخیزد و بدین واسطه کنترل مخاطب بر جریان رسانه ای را افزایش دهد.
تاخیر در نشر مقالات علمی بین المللی: مطالعه مقایسه ای چند رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به بررسی سهم هر یک از مراحلی که باعث تأخیر در روند نشر مقالات علمی از مرحله ارسال تا انتشار برخط می شود، پرداخته شده است. ازآنجاکه این تأخیر می تواند در بین حوزه ها و رشته های علمی متفاوت باشد، نقش تفاوت های میان رشته ای در تأخیر نیز مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه مورد مطالعه تعداد 11,598 مقاله از 102 نشریه متعلق به هفت رشته علمی در حوزه های علوم و علوم اجتماعی است که در سال 2009 منتشر شده اند. در این پژوهش، از مقالات نمونه گیری صورت نگرفته است و از سرشماری استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که بیشترین و کمترین میانگین زمانی از بین سه مرحله مورد بررسی در کل مقالات به ترتیب، متعلق به مرحله ارسال-اصلاح (8 ماه) و اصلاح-پذیرش (1 ماه) مقالات در نشریات مورد بررسی است. میزان فواصل زمانی در مراحل مختلف بررسی مقالات در هر رشته نیز متفاوت بود و درصد بسیار کمی از نشریات هر رشته کمترین تأخیر را داشتند. بدین ترتیب 56 درصد مقالات رشته شیمی، 57 درصد مقالات رشته زیست شناسی، 47 درصد مقالات رشته جراحی، 72 درصد مقالات رشته کامپیوتر، 89 درصد مقالات رشته اقتصاد، 96 درصد مقالات رشته مدیریت، و 71 درصد نشریات رشته کتابداری در فاصله زمانی بیش از 6 ماه منتشر شده اند. در نهایت و با توجه به تأثیر تأخیر به عنوان شاخصی مؤثر در کاهش و افزایش ضرایب تأثیر نشریات، می توان گفت که این ارقام می تواند هشداری برای مسئولان نشریات مورد نظر جهت تلاش برای کاهش این تأخیر ها و افزایش ضریب تأثیر نشریاتشان باشد.
رابطه سبک های دلبستگی و خشونت دیدگی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت علیه زنان به وسیله همسران آن ها، یک مسئله شناخته شده در تمام کشورها و فرهنگ-های دنیاست. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و خشونت دیدگی در زنان می باشد. بدین منظور 396 نفر از زنان ساکن در شهر کرمانشاه با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده و پرسشنامه همسرآزاری قهاری (1384) و مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک (ECR) را تکمیل کردند.
تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که دو سبک دلبستگی (اجتنابی و اضطرابی) پیش بینی کننده انواع خشونت دیدگی در زنان است. یافته ها حاکی از آن است که ترس از جدایی و طرد شدن و هم-چنین تکیه بیش از حد بر خود در اوقات استرس، می تواند عامل خطری در جهت خشونت دیدگی زنان باشد.
دلایل سفر نکردن برخی از مردم مشهد به عتبات عالیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیارت معصومین (علیهم السلام) در باور مذهبی ایرانیان جایگاه برجسته ای دارد و در پژوهش های انجام گرفته حضور میلیون ها زائر در مشهد دیده شده است. اما اغلب تحقیقات درباره اقدام به سفر زیارتی است. این نوشتار به بررسی «نرفتن به سفر زیارتی» پرداخته است، با این سؤال محوری که چرا عده ای از مردم مشهد به کربلا سفر نمی کنند. روش مورد استفاده «رویش نظریه» است. یافته بررسی این است که آنان که برای زیارت به عراق نمی روند، یا با مانعی مواجهند یا انگیزه ای برای آن ندارند. موانع در یک مقولة مرکزی «ناداری و بی تحملی» خلاصه می شود. موانعی که از جنس «ناداری» هستند، نداشتن زمان، پول و همسفرِ همدل است و موانعی که از جنس «بی تحملی» هستند، راهِ دورِ سفر، فشردگیِ برنامه، تمیزنبودنِ اماکن اقامتی، تغذیه ای و ناامنی است. فقدان انگیزه نیز در مقوله مرکزی «دل مشغولی های دیگر و بی اشتیاقی» خلاصه می شود که زیرمجموعه آن غلبه انگیزه سیاحت، عدم اولویت تخصیص بودجه، اکتفا به زیارت حضرت رضا، یکسان انگاریِ زیارت از راه دور و نزدیک و نداشتنِ شوقِ زیارت امام حسین (ع) است. پیشنهاد پژوهشی مقاله بررسی این موضوع و نیز «سفرنکردن به مشهد» در سایر مناطق ایران است.
راهبردهای توسعه اوقات فراغت زائران درمشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی گذران اوقات فراغت به عنوان پدیده ای اجتماعی در کلان شهر مشهد، با توجه به قداست و اهمیت بین المللی این شهر، از جمله مسائلی است که نگاه ویژه ای را برای تدوین راهبرد و برنامه ریزی در این زمینه می طلبد. هدف این پژوهش به طور کلی اولویت بندی راهبردهای توسعه اوقات فراغت زائران در کلان شهر مشهد است. روش پژوهش توصیفی/ تحلیلی با ماهیتی قیاسی، برگرفته از نگرش سیستمی است و روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای/ اسنادی و پیمایشی بوده که از 50 پرسش نامه محقق ساخته به روش دلفی استفاده شده است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش تکنیک سوات است. در این پژوهش مشخص شد که در کلان شهر مشهد در زمینه اوقات فراغت، وزن اصلی با قوت ها و فرصت هاست. نتایج پژوهش نشان می دهد که کلان شهر مشهد در موقعیت تهاجمی قرار گرفته و این واقعیت بیانگر آن است که کلان شهر مشهد باید از قوت ها و فرصت های خود برای رفع ضعف ها و تهدیدها استفاده کند. همچنین راهبرد ارتقای عملکرد زیرساخت های گذران اوقات فراغت موجود و خلق فضای کالبدی و معنوی متناسب با فرهنگ زیارت اولویت اول را در بین راهبردهای تهاجمی به خود اختصاص داده است.
پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس سبک های دلبستگی و خودمتمایزسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی بزرگسال و تمایزیافتگی با رضایت زناشویی بود. 209 دانشجوی متأهل تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند.
ابزار جمع آوری داده ها شامل سه پرسشنامه بود: پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990)، پرسشنامه خودمتمایزسازی (اسکورون و اسمیت، 2003) و پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ.
تحلیل داده ها از طریق آزمون t، تحلیل واریانس، همبستگی و تحلیل رگرسیون انجام شد.
نتایج نشان داد افرادی که سبک دلبستگی ایمن داشتند دارای رضایت زناشویی بالاتری نسبت به افرادی با سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی بودند. هم چنین افرادی که میزان تمایزیافتگی آن-ها بالا بود، رضایت زناشویی بیشتری احساس می-کردند بین زنان و مردان از لحاظ تمایزیافتگی تفاوتی وجود نداشت اما میزان رضایت زناشویی در مردان بیشتر از زنان بود. افرادی که سبک دلبستگی ایمن داشتند از میزان تمایزیافتگی بیشتری برخوردار بودند و در نهایت مشخص شد که پنج متغیر موقعیت من، گسلش عاطفی، امتزاج با دیگران، وابستگی و جنسیت، توانایی پیش بینی 7/52 درصد واریانس رضایت زناشویی را دارند. نتایج این پژوهش بر تجارب افراد در خانواده اصلی و اهمیتی که این تجارب در شکل دهی روابط صمیمی بعدی و رضایت زناشویی دارند، تأکید می کند.
شناسایی همبسته های اجتماعی میزان و دلایل موافقت یا مخالفت با ازدواج موقت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر توصیف میزان و دلایل موافقت یا مخالفت با ازدواج موقت، و نیز کشف همبستگی بین میزان این موافقت یا مخالفت با برخی عوامل اجتماعی ـ جمعیتی آن است. این پژوهش در قالب یک تحقیق توصیفی و اکتشافی با روش پیمایش انجام شده و جامعه آماری آن، جمعیت 49-18 ساله شهرهای بابل و بابلسر بوده است که تعداد 336 نفر از آنان، از طریق شیوه نمونه گیری در دسترس، به عنوان نمونه انتخاب گردیدند.
برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد که سهم موافقان و مخالفان ترویج ازدواج موقت به عنوان راه حل مشکل ازدواج جوانان در جامعه، به ترتیب 4/9 و 4/57 درصد بوده است.
هم چنین، 5/26 درصد از پاسخگویان در صورت فراهم بودن شرایط، تمایل به انجام ازدواج موقت داشته، در حالی که 3/58 درصد متمایل به این امر نبوده اند. مهم ترین دلایل این مسئله عبارتند از: جلوگیری از انحراف جنسی، کمک به کاهش فشارهای مالی بر جوانان و کسب شناخت بیشتر برای ازدواج دائم؛ در حالی که سوءاستفاده مردان، سست شدن پایه های خانواده، و ترویج فساد جنسی به عنوان مهم ترین دلایل مخالفت ذکر شده است. در مجموع، یافته های تحقیق حاکی از آن است که ازدواج موقت عمدتاً توسط مردان شاغل دارای درآمد بالا مورد استقبال قرار گرفته است؛ ضمن این که تفاوتی از این لحاظ بین جوانان با میانسالان و سالمندان، و مجردین با متأهلین مشاهده نمی شود. می توان چنین نتیجه گرفت که بین هدف دینی از طرح ازدواج موقت در جامعه، با کاربرد اجتماعی آن و میزان اقبال عمومی نسبت به آن شکافی وجود دارد که شاید به آسانی ترمیم پذیر نباشد.
تحلیل پایداری نظام بهره برداری خانوادگی در روستای خانمآباد، شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعة اکتشافی حاضر در فاصلة زمانی فروردین تا آذر 1389 انجام شد. شاخص¬های پایداری از طریق مشاهدة مشارکتی و انجام فعالیت کشاورزی به همراه کشاورزان در یک دورة یک¬ماهه ساخته شدند. نتایج نشان داد که در روستای خانم¬آباد، نظام بهره برداری خانوادگی از لحاظ اقتصادی و زیست محیطی ناپایدار و از لحاظ اجتماعی نیمه¬پایدار است. سود، اعتماد، مصرف کود¬ زیستی بارور 2، کودهای نیتراته، و تعداد دفعات شخم سطحی مهم ترین پیش¬بینی¬ کننده های ابعاد اقتصادی، اجتماعی، و زیست محیطی هستند. مهم ترین پیش¬بینی ¬کننده¬های پایداری کل نظام بهره برداری خانوادگی عبارت¬اند از سود، میزان مصرف کود زیستی بارور 2، و تبادلات مالی بین دوستان. بنابراین، پیشنهاد می شود که در ابعاد اقتصادی و اجتماعی، به ترتیب، بازار عمده¬فروشی سبزی و تعاونی سبزی¬کاران در این روستا احداث شود؛ و در بخش زیست محیطی نیز ممکن است ترویج کود زیستی بارور 2 مؤثر باشد.
بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت روستاییان در روند بازسازی روستاهای زلزله زده شهرستان بم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت استراتژیک مشارکت استراتژیک
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی توسعه جامعه شناسی توسعه
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی روستایی و عشایر
- حوزههای تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی مدیریت بحران روستایی
تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ درجة کنترل و نظارت، میدانی، و از نظر روش، از نوع همبستگی به شمار می¬رود. جامعة آماری کلیة سرپرستان خانوارهای روستایی مناطق زلزله¬زدة شهرستان بم را دربرمی¬گیرد که از آن میان، نمونه¬ای به حجم 156 خانوار به¬روش نمونه¬گیری چندمرحله¬ای با انتساب متناسب انتخاب می¬شود. ابزار تحقیق پرسشنامه است که برای محاسبة پایایی آن، از ضریب آلفای کرونباخ و برای تحلیل اطلاعات، از نرم¬افزار SPSS استفاده می¬شود. یافته¬های تحقیق بیانگر آن است که رابطة متغیر وابستة «میزان مشارکت» با متغیرهای سن، تحصیلات، شغل اصلی، شغل فرعی، سابقة فعالیت کشاورزی، عضویت در شورای روستا، کشاورز نمونه بودن، میزان درآمد از طریق فعالیت کشاورزی، انگیزش، و فعالیت شورای اسلامی روستا مثبت و معنی دار، و با متغیرهای میزان خسارت، تعداد اعضای جان¬باختة خانوار، و میزان اعتماد زلزله زدگان به مجریان بازسازی نیز معنی¬دار اما منفی است. همچنین، با استفاده از رگرسیون گام به گام، شماری از این متغیرهای مستقل در معادلة رگرسیون وارد می¬شوند و حدود شصت درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین می¬کنند.
بررسی و تحلیل سیر تاریخی سیمای خانواده در رمان فارسی از ابتدا تا دهه 50(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان نویسی در ادبیات فارسی گونه ادبی جدیدی است که مقارن با مشروطه رواج یافت. این نوع ادبی در ایران هم زمان با ورود به دوره نوین اجتماعی شکل گرفت و واقع گرایی و توجه به مسائل اجتماعی یکی از اصلی ترین مضامین آن گردید. رمان واقع گرا در ایران به دلیل اهمیت و کارکرد خاص خود، همواره در تعامل با نهادهای اجتماعی بوده است و نویسندگان عموماً بیان واقعیت های اجتماعی را برای خود نوعی رسالت می دانسته اند. یکی از مضامین اجتماعی که در رمان های فارسی طرح شده، مضمون خانواده و توجه به این نهاد اجتماعی است. مفهوم خانواده در اکثر رمان های ایرانی نقش کلیدی دارد و همواره نقش اصلی داستان در درون خانواده معرفی می شود. از سویی، پرداختن به نقش هایی که انسان ها در خانواده به خود می گیرند، غالباً تصویرگر واقعیت های موجود جامعه است. به مناسبت شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر هر دوره، چگونگی توجه به مسئله نهاد خانواده در آن دوره متفاوت است و دغدغه نویسندگان در بازتاب مسائل خانواده با اوضاع اجتماعی زمانه مناسبت تام دارد. در بسیاری موارد، نویسندگان در قالب ترسیم سیمای خانواده، سیمای اجتماع را تصویر می کنند و از مناسبات میان اعضای خانواده به عنوان نمونه ای از روابط اجتماعی افراد، برای طرح مسائل کلان اجتماعی استفاده می کنند؛ به گونه ای که با پرداختن به جزئیات روابط افراد نزدیک به هم، الگویی از مناسبات کلان اجتماعی را بازتاب می دهند. مسئله اصلی این پژوهش، چگونگی بازآفرینی مناسبات خانوادگی در رمان فارسی از آغاز تا دهه پنجاه است که در قالب جریان های کلی ادبیات داستانی واقع گرا، به بررسی و تحلیل تصویری که از این نهاد اجتماعی در ادبیات بازتولید شده است، می پردازیم
بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر رفتارهای زیست محیطی(مطالعه موردی: استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، سنجش رفتار زیست محیطی و شناخت تاثیر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن (شبکههای اجتماعی، هنجارهای اجتماعی و اعتماد اجتماعی) بر رفتارهای زیست محیطی میباشد. به عبارت دیگر، هدف اصلی پژوهش حاضر پاسخ به این سوال است که آیا با افزایش و یا کاهش سرمایه اجتماعی، در رفتارهای زیست محیطی تغییری به وجود میآید یا خیر؟ روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایشی است. نمونه آماری شامل 440 نفر از افراد بالای 18 سال ساکن در مناطق شهری استان کردستان بوده که با روش نمونه گیری خوشهای چند مرحله انتخاب شدهاند. ابزار این تحقیق پرسش نامه بوده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که با وجود شرایط نامناسب و امکانات محدود زیست محیطی در استان کردستان رفتارهای مسئولانه زیست محیطی افراد مورد مطالعه در حد بالایی بوده است. علاوه بر این، یافتهها حاکی از آن است که سرمایه اجتماعی افراد مورد مطالعه در حد نزدیک به متوسط است. آزمون فرضیه نشان میدهد که بین سرمایه اجتماعی و رفتارهای زیست محیطی رابطه مثبت و مستقیمی وجود دارد. به عبارت دیگر، با افزایش سرمایه اجتماعی، رفتارهای مسئولانه زیست محیطی نیز مسئولانه میشود. در خاتمه، به دلایل احتمالی پائین بودن میزان سرمایه اجتماعی پرداخته شد.
مناسبات سرمایه فرهنگی و سبک زندگی: پیمایشی در میان شهروندان طبقه متوسطِ شهر سنندج، کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث محوری این مقاله مطالعه مناسبات بین سرمایه فرهنگی و سبکِ زندگی در میان طبقه متوسط شهر سنندج است. پیشفرض نظری طرح چنین مسئلهای این است که سبک زندگی به فراخور نوع و میزان سرمایه فرهنگی سامان مییابد. سبک زندگی همچنین نقشی اساسی در برساختن هویتها، معناها، نگرشها، انتخابها، ذائقهها و رفتارها دارد. چارچوب نظری این مطالعه تلفیقی است از آراء پیر بوردیو، دیوید چینی، میشل سوبل و آنتونی گیدنز. جامعه آماری مورد مطالعه طبقه متوسط شهر سنندج است که نمونه ای بر اساس قشرهای درونی آن مانند فرهنگیان، کارمندان، پزشکان، مغازهداران و گروههایی جز آن ها انتخاب شدهاند. فن گردآوری دادهها پرسش نامه بود که با استفاده از نمونه گیری خوشهای تصادفی در میان 320 نفر از پاسخ گویان سنندجی توزیع گردید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بین سرمایه فرهنگی و اَشکال آن با سبک زندگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین در بین اَشکال مختلف سرمایه فرهنگی نوع «سرمایه فرهنگی تجسمیافته» دارای بیشترین رابطه با سبک زندگی است. یعنی، با افزایش سرمایه فرهنگی، سبک زندگی افراد پیچیدهتر میگردد. از دیگر نتایج تحقیق نقش سرمایه فرهنگیِ نهادی است که در پیوندی دیالکتیکی با سرمایه اقتصادی سایر سرمایههای فرهنگی و در نتیجه سبک زندگی را تعیین میکند. در رابطه با متغیرهای زمینهای نتایج تحقیق نشان میدهد در خصوص سبک زندگی و سرمایه فرهنگیِ طبقه متوسطِ نوظهور سنندج، در میان متغیرهای زمینهای، متغیر تحصیلات نقشی اساسی در فراهم ساختن زمینه برخورداری از سرمایهها و نوع و میزان مصرف فرهنگی دارد. طبقه متوسطِ نوظهور شهر سنندج ماهیّتی دولتی خدماتی دارد که متغیر سن نوظهور بودن آن را تبیین میکند.