اینترنت به عنوان مهم ترین ابزار ارتباطی عصر حاضر، تنها در انحصار دولت ها و نهادهای بین المللی نیست؛ چرا که دسترسی آسان به این فناوری سبب شده است تا در اختیار افراد و گروه های مختلف؛ حتی گروه های تروریستی قرار گیرد. داعش را می توان ازجمله گروه های تروریستی سازمان یافته ای دانست که نه تنها از نسل اول اینترنت برای پیشبرد اهداف خود عبور کرده؛ بلکه به دنبال به کارگیری ابعاد اجتماعی و معناگرایی نسل دوم و سوم اینترنت در فضای مجازی بوده است. از این رو، پژوهش حاضر به این پرسش مهم پاسخ می دهد که داعش چگونه از سه نسل وب (وب 1، وب 2، وب 3) برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرده است؟ در مقام پاسخ، قابل ذکر است که پیشرفت فناوری های ارتباطات سبب شده است تا تروریسم از شیوه های سنتی برقراری ارتباط با جهان خارج، دست شوید و به حوزه های گفتمانی منعطف سه نسل وب وارد شود. داعش با به کارگیری این سه نسل توانسته است علاوه بر فعالیت های عقیدتی، تبلیغی و کسب حمایت های مالی، در برقراری ارتباط بین هواداران و جلب توجه جوانان برای عضوگیری در سراسر جهان به نحوی موفقیت آمیز عمل کند. البته داعش به لحاظ سلطه سرزمینی، (اکتبر 2017) نابود شده است، اما بی تردید، استفاده از انواع وب را در دنیای دیجیتال ادامه می دهد. هدف از این پژوهش تبیین شناخت فناوری های ارتباطات از سوی داعش برای اهداف سیاسی بوده است.
پژوهش حاضر، با هدف شناسایی عوامل فردی و اجتماعی مؤثر بر استفاده جوانان از شبکه اجتماعی مجازی در بین جوانان شهر گرگان انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، تأثیر عوامل فردی نظیر سن و جنسیت و عوامل جمعی همچون هویت اجتماعی، هویت دینی، هویت ملی، اعتماداجتماعی و ... بر کمیت و کیفیت استفاده از شبکه اجتماعی بررسی می شود. روش تحقیق توصیفی پیمایشی است که داده ها ی آن، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، 18 تا 30 ساله جمع آوری شد. اعتبار ابزار، از نوع اعتبار صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفته است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین شد، که این تعداداز میان جوانان 18 تا 30 ساله، شهر گرگان انتخاب شدند. یافته استنباطی، رابطه ای معکوس را بین کمیت استفاده از شبکه اجتماعی با هویت اجتماعی، دینی و ملی کاربران نشان می دهد. بدین معنا که افزایش میزان استفاده از شبکه اجتماعی، موجب کاهش هویت اجتماعی، دینی و ملی کابران می شود؛ همچنین بین کیفیت استفاده از شبکه اجتماعی با هویت اجتماعی، دینی و ملی، رابطه ای مثبت به دست آمده است. بدین ترتیب، مادامی که کاربران نسبت به محتوای مورداستفاده خود در شبکه اجتماعی توجه کرده و اقدام به انتخاب و گزینش آگاهانه می کنند، سطح هویت اجتماعی، دینی و ملی آنان نیز افزایش می یابد. علاوه بر این، با افزایش سن، کاربران آگاهانه و هدفمنداقدام به انتخاب، استفاده و عضویت در شبکه اجتماعی می کنند.
در میانِ اندیشمندان و جامعه شناسانِ ایرانی مجادله ای مبنی بر فردگرا یا جمع گرا بودن جامعه ایرانی وجود دارد؛ اما این مجادله و همچنین پژوهش های تجربی در مورد فردگرا یا جمع گرا بودن جامعه ایران فارغ از توجه به زندگی ایرانی ها در شبکه های اجتماعی مجازی، شکل گرفته و انجام شده است. حال آنکه با گسترش استفاده از این شبکه ها در سال های اخیر لازم است تا جمع گرایی و فردگرایی در نسبت با شبکه های مجازی نیز مورد مطالعه قرار گیرد. برای مطالعه این موضوع در این پژوهش، کار با نظریه فردگرایی شبکه ای بری وِلمن (2012) آغاز گردید و درنهایت این مفهوم بازتعریف و مقیاسی برای سنجش آن ساخته شد؛ بنابراین یکی از نوآوری های این پژوهش ساخت مدل اندازه گیری برای این مفهوم بوده است. یافته های به دست آمده نشان از فردگرایی شبکه ای در سطح متوسط دارد و به طورکلی می توان گفت کنش های فردگرایانه و جمع گرایانه در سطوح مختلف در شبکه های اجتماعی مجازی دیده می شود. همچنین یافته های جدید نشان می دهد خانواده گرایی به عنوان یکی از فرهنگ های عمومی جامعه ایران در شبکه های مجازی نیز نقش چشمگیری دارد. در نهایت می توان گفت مقیاس فردگرایی شبکه ای ساخته شده در این پژوهش که برای اولین بار سنجش شده است می تواند الگوی مناسبی در مطالعه فردگرایی در فضای مجازی باشد که لازم است اصلاح و دوباره سنجش شود.
وزارت آموزش و پرورش، به عنوان یکی از رسمی ترین سازمان های آموزشی در کشور عمل می کند. نقش این سازمان به عنوان مبدأ تحولات در جامعه پررنگ است. در دنیای رسانه ای شده امروز، این گروه به عنوان مرکز علم جامعه تحت تأثیر فعالیت های رسانه ای داخل و خارج از کشور قرار دارند. هدف این پژوهش بررسی ابعاد آموزش سواد رسانه ای و اطلاعاتی در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی کشور، در راستای ارتقا سطح سواد رسانه ای و اطلاعاتی است. نتایج نشان می دهد این ابعاد شامل: 1)روش های آموزش، 2) سطوح آموزش، 3) تفکیک رسانه ها، 4) تعیین جامعه هدف، 5) محتوای آموزش، می شوند. در این پژوهش جامعه هدف، معلمان و مربیان سازمان آموزش و پرورش هستند. بر اساس یافته ها تعیین این ابعاد نقش مهمی در ارتقای سطح سواد رسانه ای و اطلاعاتی جامعه هدف دارد. جامعه آماری پژوهش حاضر خبرگان حوزه سواد رسانه ای بوده و داده ها براساس مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شدند تا آنجایی که اشباع نظری حاصل شود. روش پژوهش نیز تحلیل تم است.
بررسی رابطه بین مصرف فرهنگی و سلامت اجتماعی (مطالعه موردی: شهروندان تهرانی 15-65 ساله) چکیده: تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه مصرف فرهنگی با سلامت اجتماعی صورت گرفت. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بود که با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر از شهروندان 65-15 تهرانی به عنوان نمونه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای ارزیابی ابزار پژوهش از روایی صوری و برای پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد. برای آزمون فرضیات از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد؛ بین مطالعه روزانه با سلامت اجتماعی پاسخگویان رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد (sig=0/000 , r=0/729). بین فراغت هنری با سلامت اجتماعی پاسخگویان رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد (sig=0/000 , r=0/779). بین مصرف رسانه ای با سلامت اجتماعی پاسخگویان رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد (sig=0/000 , r=0/729). در نهایت، بین مصرف فرهنگی با سلامت اجتماعی پاسخگویان رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد (sig=0/010 , r=0/639). واژگان کلیدی: مصرف فرهنگی، سلامت اجتماعی، اوقات فراغت، مصرف رسانه ای.
تغییر و تحولات مداوم محیطی، بهبود و بالندگی سازمانی را در موقعیت های گوناگون اجتناب ناپذیر می سازد. از طرف دیگر سازمان ها به جهت همسو شدن با تغییرات محیطی نیازمند بهبود و توسعه و گسترش عملیات اجرایی هستند. یکی از فرایندهایی که شایستگی های موجود در کارکنان را تقویت می نماید و منجر به ایجاد بالندگی در فرد می گردد، آموزش است. لذا با توجه به آنچه گفته شد، هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های ارتقای کیفیت آموزش و بالندگی مدیران شهرداری شهر تهران است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع داده کیفی بود. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد شهرداری تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع ده نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. در این پژوهش به منظور گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختار یافته (بخش کیفی) استفاده شد. مصاحبه با خبرگان بیانگر روا بودن مصاحبه بود و به منظور محاسبه پایایی از روش پایایی بین دو کدگذار استفاده شد که نتایج بیانگر پایا و روا بودن مصاحبه بود. برای تحلیل داده های پژوهش از طریق تحلیل محتوا استفاده شد. نتایج نشان داد که مؤلفه های ارتقای کیفیت آموزشی و بالندگی مدیران شهرداری عبارتند از فردی، آموزشی و سازمانی.
هدف این مقاله، بررسی نقش خرید و فروش آراء بر مشارکت سیاسی انتخابات مجلس شورای اسلامی در استان ایلام می-باشد. روش پژوهش، پیمایشی و از نوع توصیفی-تحلیلی و جامعه آماری را کلیه ی شهروندان واجد شرایط شرکت در انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در شهرستانهای حوزه شمالی استان ایلام در سال 1394 تشکیل می دهد. حجم جامعه 301199 نفر بوده که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شده اند.اطلاعات در قالب پرسشنامه محقق ساخته به عنوان ابزار گردآوری پس از انجام یک آزمون مقدماتی با ضریب آلفای کرونباخ 6/87 درصد جمع آوری شده است. تحلیل یافته ها نشان داد که بین سن، تحصیلات، شغل و محل سکونت با مشارکت سیاسی تفاوت معناداری وجود دارد. از طرفی بین جنسیت و تاهل تفاوت معناداری مشاهده نشد. میزان مشارکت سیاسی و خرید و فروش آراء از دیدگاه شهروندان استان ایلام به ترتیب 89/3 و 53/3 است که بالاتر از سطح متوسط قرار دارد. در این میان، میانگین بعد حق رأی و شرکت در انتخابات از ابعاد مشارکت سیاسی دارای بیشترین میانگین و مهمترین بعد خرید و فروش آراء، شیوه های خرید رای با میانگین 04/4 می باشد. همچنین یک رابطه ی معنادار و مستقیم بین خرید و فروش آراء و مشارکت سیاسی در استان ایلام با همبستگی 471/0 و خطای 000/0 وجود دارد. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که با بالا یا پایین بودن خرید و فروش آراء با میزان سهم(ضریب تعیین) 3/22 درصد، میزان مشارکت سیاسی در استان ایلام افزایش(کاهش) می یابد.
هدف از انجام این پژوهش شناسائی و تبیین جامعه شناختی اعتیاد زنان در محله های فرودست شهر اراک است.برای این منظور 5 مولفه اصلی این محله ها یعنی تراکم جمعیت،ناهمگونی جمعیت،ناهماهنگی اهداف و امکانات،ارتباط با بزهکاران و فرهنگ فقر شناسائی و تاثیر آنها بر اعتیاد زنان ساکن این محله ها مورد بررسی قرار گرفت.نمونه آماری 374 نفر است که با روش نمونه گیری 3 مرحله ای سهمیه ای،خوشه ای و تصادفی ساده از بین 14450 زن ساکن در 9 محله فرودست شهری اراک انتخاب شده اند.این پژوهش نشان داد که اعتیاد در محله های فرودست شهر اراک از سطح بالائی برخوردارند و 5 شاخص این محله ها نیز زیاد و خیلی زیاد ارزیابی شده اند.به طوری که در این پژوهش اعتیاد در محله های فرودست،با میزان تراکم و ناهمگونی جمعیت،ناهماهنگی اهداف و امکانات موجود، میزان ارتباط با افراد بزهکار و سطح فرهنگ فقر رابطه معنی دار و مستقیمی دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مقدار ضریب همبستگی چندگانه مدل رگرسیونی و ضریب تعیین متغیر مصرف مواد مخدر برابر 0.970 و 0.941 است.نتایج تحلیل مسیر نشان داد که اثر عوامل تراکم محل سکونت،ناهمگونی جمعیت،ناهماهنگی امکانات و اهداف،ارتباط با بزهکاران و فرهنگ فقر بر روی اعتیاد زنان معنی دار است.
شبکه های خبری تلویزیونی، نقش ویژه ای در شکل دهی افکارعمومی و جریان سازی های سیاسی و اجتماعی در جوامع دارند و عرصه خبر، تبدیل به صحنه ای از رقابت شبکه های خبری برای جذب بیشتر مخاطبان شده است. گوینده خبر، عنصری مهم در هر شبکه خبری تلویزیونی است که در ارتباطی بی واسطه، اخبار را به مخاطبان ارائه می دهد. هدف از این پژوهش کیفی که با شیوه اسنادی و مطالعات میدانی انجام شده است، بررسی نقش و اهمیت گوینده خبر ارتباط گر در خبر تلویزیونی است؛ گوینده ای که با کمک مهارت و شاخص های ویژه خود، ارتباطی نزدیک با مخاطبان برقرار و اخبار را باورپذیرتر و با اثر اقناعی بیشتری به آنها عرضه می کند. بر اساس نتایج پژوهش، استفاده از سبک های جدید گویندگی خبر، تمایز قائل شدن بین گوینده خبر و خبرخوان از سوی شبکه های خبری تلویزیونی، مشارکت گویندگان خبر در نگارش و تهیه خبر و آشنایی گویندگان با علوم رفتاری و ارتباطات غیرکلامی، از اصولی است که گوینده خبر ارتباط گر باید در دستور کاری خویش قرار دهد.
فیلم مستند توضیحی، در دهه 1930 از میان جنبش مستندسازی گریرسون سر برآورد و با استفاده از گفتار تفسیری «صدای خداگونه»، در خدمت اهداف آموزشی و تبلیغی قرار گرفت. این شیوه از مستندسازی در قالبی بلاغی و استدلالی، مخاطب خود را اغلب با استفاده از صدای یک راوی مورد خطاب قرار می دهد. مستند توضیحی با توجه به تحولات فنی و زیباشناختی و گسترش رسانه تلویزیون، در اواخر دهه 1950 به عنوان شیوه ای پرکاربرد و جدی در مستندسازی تلویزیونی تا به امروز به کار گرفته شده است. در ایران به دلیل شناخت ناکافی اکثر تهیه کنندگان و کارگردانان سینما و تلویزیون از قابلیت ها و نیز تحولات اخیر این شیوه، اغلب آنها با نگاهی کلیشه ای و تقلیدوار به تولید این نوع مستند پرداخته اند، بدون اینکه ویژگی های ساختاری آن را از جنبه های زیبایی شناسی، عمیقاً بشناسند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ساختار "فیلم مستند توضیحی" و نیز چگونگی استفاده از آن در مستندسازی تلویزیونی است. این پژوهش با روش کتابخانه ای- اسنادی و با هدف شناختِ ویژگی های پژوهشی، ساختاری، زیبایی شناسی و قابلیت های محتوایی مستند توضیحی و چگونگی به کارگیری آن ها در تولید این نوع فیلم مستند، انجام گرفته است
پژوهش حاضر به مطالعه نشانه شناسانه جنسیت در یکی از آثار مهم سینمایی داریوش مهرجویی پرداخته است. از آنجاکه یکی از مباحث مهم در متون رسانه ای و آثار سینمایی، ترکیب جنسیت و مباحث پیرامون زنان از سوی سینماگران مؤلف است، مطالعه جنسیت در سینما به منزله پدیده ای اجتماعی-فرهنگی می تواند راهگشای پژوهشگران علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی باشد. براین اساس، پژوهش حاضر که در سنت مطالعات فرهنگی در حوزه مطالعات ارتباطات، انتقادی و شناخت واقعی فرهنگ قرار می گیرد، در پی پاسخ به این پرسش است که، داریوش مهرجویی جنسیت و به تبع آن دوگانه زنانه و مردانه را در فیلم بانو چگونه بازنمایی کرده است؟ از آنجا که هدف این مقاله، آشکار کردن لایه های رمزگذاری شده از معناست که در ساختار رسانه ای سینما و در قالب متون سینمایی روایت می شود، بنابراین روش انجام آن، تحلیل نشانه شناختی است. از سوی دیگر به دلیل آنکه آثار سینمایی از طریق بازنمایی ارزش های حاکم به تولید ایدئولوژی و معنا می پردازد، رمزگشایی بازنمایی جنسیت در سینما، نیازمند تحلیل نشانه شناسانه از متن است. یافته ها نشان می دهد که شخصیت محوری زن (جنس مؤنث) بانو، به مثابه زنی مدرن، کم حرف و تحصیل کرده، واجد تمایلات و رگه های فرهیختگی و فمینیستی و در عین حال از طبقه بالای اجتماع، بازنمایی شده است. همچنین در این فیلم، ایدئولوژی مردسالارانه، مردان را فارغ از طبقه اجتماعی، خودخواه، خودرأی، مستبد، قدرت طلب، دارای نقشی حمایت کننده و در عین حال سلطه جویانه برای زنان، تصمیم گیرنده، نمایش می دهد.
با ورود فناوری دیجیتال به سینما، جهانی شبیه سازی شده خلق شد تا آن چه را که وجود نداشت صورت ببخشد. سینمای دیجیتال تبارشناسی خاص خود را داراست؛ نظامی از وانموده ها که مخاطب آنها را باور می کند. پژوهش حاضر، این نظام وانموده ها را مورد بررسی قرار می دهد. سوال اصلی پژوهش آن است که فناوری دیجیتال چگونه جهانی از وانموده ها را خلق کرد که خود به صورت نظامی از رمزگان های بصری درآمدند؟ این رمزگان ها گاه هیچ مرجعی در جهان واقعی ندارند (مانند فرشته ای با دو بال بلند) و گاه امکان تصویرسازی آن ها در برابر دوربین وجود ندارد (مانند غرق شدن تایتانیک). نگارندگان این مقاله تلاش دارند تا با نگاهی به تاریخ شکل گیری سینمای دیجیتال، اهمیت و تأثیر این رویکرد نوین را در سینمای امروز از نظر ساختارهای زیباشناختی جلوه های ویژه مورد بررسی قرار دهند. به همین دلیل این مقاله، پژوهشی تحلیلی-توصیفی است که با نگاه به اسناد کتابخانه ای و بررسی فیلم های شاخص شکل گرفته است. فیلم ها به صورت تصادفی و بر اساس میزان تاثیرگذاری آن ها در زمان پخش جهانی شان انتخاب شده است. نتیجه آن که سینمای دیجیتال، نوعی نگاه زیبایی شناسانه پدید می آورد که در آن وانموده ها بر نگاه مخاطب تسلط می یابند. بر این اساس می توان گفت دنیای امروز را نوعی متافیزیک دیجیتال رقم می زند.
اساس زندگی انسانی در جوامع بشری، بر نظام های مشارکتی تقابلی و همکارانه است. در بسیاری از موارد، افراد به تنهایی قادر به برآوردن خواست ها/نیازهای خویش نیستند. از این رو، تعامل متقابل و ارتباطات افراد با یکدیگر، به عنوان عنصری کلیدی در عرصه مطالعات روانی-اجتماعی همواره مطمح نظر بوده است. در آوردگاه علوم اجتماعی، نظریه تبادل اجتماعی نقش عمده ای در ترکیب یافته های موجود در حوزه ارتباطات و کاربرد آن برای تحلیل و پیش بینی نحوه کنشگری عامل های اجتماعی در موقعیت-های مختلف داشته است. نوشتار حاضر به معرفی و بررسی مروری ابعاد این نظریه پویا و چگونگی کاربرد آن در روابط اجتماعی پرداخته است.
In today’s world, there is no doubt that mobile-based social media networks are dynamically changing the way people share ideas and interact. Whether it be connecting with friends, sharing information with a mass audience, participating in a collective dialogue about a topic, or utilizing one of the countless other features of these social networks, these empower users to communicate in new, dynamic ways never before seen in today’s society. The aim of this paper is to study the attitude of active Iranian Internet users towards Mobile-based social networks. The impact of gratification of social media; learning/ pedagogy; motivation occurrence and interaction with others is tested through structural questionnaire. The sample consisted of 384 Iranian users from Kish Island. Data analysis shows that there is significant correlation between attitude and gratification of using media, learning through using media, motivation of using media and Interaction with others.
هدف نهایی از مجموعه استراتژی های درازمدت و تاکتیک های و تکنیک های کوتاه مدت روابط عمومی اسلامی آن است که با احترام به حریم افراد و جایگاه و کرامت انسانی آنها فضایی همراه با آرامش، حسن تفاهم و دوستی و همکاری میان یک مجموعه انسانی در جهت نیل به اهداف متنوع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایجاد نماید.
لذا در این مقاله سعی شده است ضمن تشریح نیازهای معنوی انسان و تأکید اسلام بر جایگاه والا و کرامت انسانی افراد به برخی از کارکردهای معنوی روابط عمومی اسلامی بپردازد از جمله این کارکردها نیاز انسان به سرور و شادی و نشاط به عنوان یک ضرورت فطری و پاسخگویی به نیاز انسان تنها در انبوه خلق و نیاز مبرم انسان به همدلی و هم زبانی با دیگران است که با استناد به آیات و روایات اسلامی به عنوان کارکردهای روابط عمومی اسلامی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد و چگونگی پاسخگویی، روابط عومی اسلامی به انسان متحیر و سرگردان در جامعه صنعتی و فراصنعتی امروز بشری به بحث گذاشته شده است.
در ادامه نویسنده در مورد کارکردی مادی روابط عمومی معتقد است در دنیای جدید تا نتوانیم نظرات مخاطبان را بدانیم و به کار ببندیم نمی توانیم به مدیریت درست اهداف دست یابیم به نظر می رسد قرن 21 قرن پرفروغی برای روابط عمومی بلکه برای دنیای بازرگانی است و استفاده از قوانین منطقی روابط عمومی می تواند باعث موفقیت شود. وقتی مسأله ای در سازمان به وجود می آید روابط عمومی برای حل آن تلاش می کند و وقتی مراحل حل مسأله طی شد مأموریت روابط عمومی پایان یافته است. البته باید به طور مداوم به بررسی تاکتیک ها و روش های دستیابی به انتظار مخاطبان پرداخت و آنها را همیشه به روز نگه داشت.
سنگ قبرها دارای ارزش سمبلیک و نمادین می باشند. از میان این سنگ قبرها می توان به تندیس های سنگی شیر و قوچ اشاره کرد .این تندیس ها صرفا جنبه تزیینی نداشته و علاوه بر اشاره مستقیم به پاره ای مفاهیم، سندی هستند که ویژگی های اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی دوران خود را بازگو می کنند و به عنوان جزئی از اجزای شکل دهنده فرهنگ مردم ایران، رمز و رازهای زیادی را در خود دارند که گشودن هریک از این رموز می تواند قسمتی از فرهنگ و ذهنیت مردمان گذشته را برای ما بازگو کند. تحقیقاتی که در مورد آنها انجام پذیرفته بیشتر با محوریت شیرهای سنگی بوده و می توان گفت در این میان تندیس های قوچ سنگی در حاشیه شیرهای سنگی قرار گرفته و کمتر تحقیقی به بررسی مستقیم آنها پرداخته است همچنین تحقیقات بیشتر حول شکل ظاهری تندیس ها، اهمیت زیباشناختی با نگاهی گذرا به تاریخچه آنها بوده و کمتر به بررسی نقش نمادین و جایگاه آنها در فرهنگ سمبلیک و ارتباط آن ها با اسطوره ها ونمادهای باستانی ایران پرداخته شده است. اطلاعات و داده های نوشتار حاضر با بررسی های میدانی و مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است و با استفاده از شیوه تحلیلی- توصیفی بررسی شده اند. نتایج حاصل از این نوشتار بیانگر آن است که قوچ های سنگی با اسطوره و نماد قوچ در گذشته پیوند دارند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان تبلیغات تجاری تلویزیون با انتخاب محصولات از طرف مشتریان انجام شده، که در آن از روش تحقیق پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعة آماری این تحقیق، کلیة شهروندان 25 تا 60 ساله شهر تهران، برابر با 374/528/7 نفر است و حجم نمونه 386 نفر، با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آمار استنباطی و آزمون های کندال، ضریب پیرسون، رگرسیون خطی و ... مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج آزمون پیرسون بین انتخاب محصولات از طرف مشتریان (الگوی مصرف) و متغیرهای علاقه به تبلیغات تجاری تلویزیون، اعتماد به تبلیغات، محتوای ساختاری تبلیغات، نوع نگرش به تبلیغات تجاری، جذابیت ظاهری، میزان تماشای تبلیغات تجاری تلویزیونی و آشنایی با برند کالا رابطه معنادار مثبتی وجود دارد و نتایج ضرایب رگرسیونی نشان می دهد که همبستگی بالایی بین نگرش به تبلیغات تلویزیونی و انتخاب محصولات از طرف مشتریان (الگوی مصرف) وجود دارد.
شهروندگرایی فراملی در مفهوم جدید خود، در پی تامین رضایت حداکثری شهروندان است. از این رو، این الگو به نظام های دمکراتیکی تعلق دارد که مشارکت شهروندان و مدیریت پاسخگوی شهری جزء مولفه های اصلی آنها به شمار می آید. واکاوی نقش شهروندگرایی فراملی بر حاکمیت دولت های محلی، توجه به دگردیسی این مفهوم، مفهوم شناسی دولت های محلی و مولفه های آن، رابطه این دولت ها با دولت مرکزی، مفهوم شناسی شهروندگرایی فراملی و مولفه های اصلی آن و تفاوت آن با مشتری مداری را ضروری می سازد. استدلال ها بر تاثیر شهروندگرایی فراملی بر حاکمیت دولت های محلی از رهگذر بررسی نظری و جامعه شناختی الگوی شهروندگرایی فراملی در فرانسه و ایران انجام می پذیرد. یافته های این پژوهش نشانگر آن است که اولا؛ مشارکت شهروندان تضمینی برای بقای دولت های محلی است. ثانیا؛ دگردیسی در مفهوم حاکمیت تلاش دولت های محلی را برای مشارکت بیشتر شهروندان به منظور افزایش و تقویت حاکمیت خود موجب می شود. و در نهایت؛ شهروندگرایی فراملی می تواند به تقویت حاکمیت دولت های محلی رهنمون گردد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین دین مداری و اسیب های اجتماعی می باشد که با روش میدانی و کتایخانه ای به بررسی ان پرداخته ایم که جامعه اماری ان دانش اموزان مقطع متوسطه دوم دبیرستان فاروق اعظم شهرستان ایرانشهر می باشد که در سال تحصیلی 1396-1395 مشغول به تحصیل بوده اند که مورد مصاحبه و مشاهده قرار گرفته اند و همچنین از منابع متعدد جهت تکمیل پژوهش مذکور استفاده شده است.