ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۲۱ تا ۳٬۰۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۳۰۲۱.

نیازسنجی و آسیب شناسی طراحی کارآمد اپلیکیشن های مسجدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۸۳
فضای مجازی و خدمات متنوع آن فرصت ها و چالش های گوناگونی را برای مساجد در پی داشته است. اپلیکیشن های مسجدی عرصه جدیدی هستند که به تازگی برای تعامل نهاد مسجد با فضای مجازی در حال گسترش اند. بر این اساس که این گونه اپلیکیشن ها چه نیازی را از مخاطبان مسجدی مرتفع می کنند و برای این کار باید چه ویژگی هایی داشته باشند؟ این پژوهش، از طریق مصاحبه با نخبگان و فعالان حوزه مسجد و فضای مجازی تلاش داشته تا به سؤالات فوق پاسخ دهد. بدین منظور پس از تدوین پرسشنامه، 13 مصاحبه انجام شد. سپس با روش تحلیل مضمون فرصت ها و چالش های و ویژگی های مطلوب اپلیکیشن مسجدی به دست آمده و همچنین مهم ترین اپلیکیشن های مسجدی موجود بررسی و بر اساس شاخص های به دست آمده ارزیابی و مقایسه شدند. نتایج نشان داد که ماهیت متضاد مسجد و فضای مجازی مخصوصاً در کارکرد عبادی و آیینی، ملاحظاتی را برای کار رسانه ای در فضای مجازی برای این اپلیکیشن ها در پی خواهد داشت. همچنین این پژوهش نشان داد مهم ترین نقاط قوت اپلیکیشن های مسجدی موجود، دسترسی آسان، هزینه مناسب و همسویی با ارزش ها و در سمت مقابل مهم ترین نقاط ضعف آن ها مفید نبودن، پشتیبانی فنی ضعیف و محله محور نبودن است.
۳۰۲۲.

مطالعه نحوه بازنمایی عناصر فرهنگی و ایدئولوژیکی در خلق انیمیشن (مورد مطالعه: انیمیشن پسر دلفینی 2022)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۸۵
عناصر ایدئولوژیک و فرهنگی در انیمیشن ها قادر هستند تا بر نحوه ی جامعه پذیری کودکان اثر بگذارند؛ به طوری که این مخاطبان می توانند شخصیت ایدئولوژیکی در راستای آن داشته باشند. پژوهش حاضر، به دنبال شناسایی شاخصه های ایدئولوژیکی و فرهنگی در خلق یک شخصیت داستانی به نام پسر دلفینی در انیمیشنی برای کودکان است. پژوهش حاضر برای دستیابی به این هدف از نظریات استوارت هال و لویی آلتوسر بهره برده است. روش این پژوهش از نوع کیفی است و به لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی به حساب می آید که با استفاده از رویکرد نشانه شناسی انتقادی جان فیسک[1] در هر سه سطح واقعیت، بازنمایی و ایدئولوژیک به انجام رسیده است. یافته های پژوهشحاکی از آن است که انیمیشن مورد مطالعه با استفاده از سطوح واقعیت و بازنمایی، به نمایش ایدئولوژی شرق شناسی (با ابعاد احیای خاص گرایی بومی - محلی و ناسیونالیسم) و همچنین ایدئولوژی مبارزه با امپریالیسم اقتصادی - فرهنگی ( با ابعاد ستیز با نفوذ و سلطه غرب) پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد، انیمیشن مورد مطالعه با به کارگیری دو ایدئولوژی مذکور، به دنبال بازنمایی ارزش ها، هویت ها و فرهنگ خاص ایران و کنش های مردم در برابر تک فرهنگ گرایی جهانی و مبارزه با تسلط، تحمیل و نفوذ فرهنگی-اقتصادی کشورهای نماینده امپریالیسم جهانی است که با استفاده از نشانه ها در لایه های زیرین و پنهان فیلم به انتقال این مفاهیم به کودکان می پردازد.
۳۰۲۳.

بازنمایی و برساخت پاندمی کرونا در شبکه های اجتماعی (مورد مطالعه: کاربران توییتر در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۴۰
هدف از پژوهش حاضر، واکاوی نحوه بازنمایی پاندمی کرونا در میان کاربران شبکه اجتماعی توییتر فارسی بوده است. روش پژوهش، تحلیل مضمون کیفی و جامعه مورد مطالعه، دربرگیرنده توییت های پرلایک مرتبط با موضوع کرونا در بازه زمانی اسفندماه 1398 تا اسفندماه 1399 بوده که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از سامانه پایشگر شبکه های اجتماعی استخراج شده اند. کدگذاری سه مرحله ای توییت های منتخب، 120 مضمون پایه، 14 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر را آشکار کرد: «بُعد سیاسی: بازنمایی شکاف میان مردم و دولت»، «بُعد اجتماعی: دیگرگونگی زیست اجتماعی» و «بُعد فرهنگی: از بازنمایی تضادهای ارزشی تا بازنمایی خلقیات ایرانی». این مضامین تفسیر کاربران را از همه گیری کرونا در بستر شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه بازمی نمایاند و نشان می دهد که پاندمی کرونا صرفاً یک مسئله پزشکی نیست، بلکه پدیده ای اجتماعی و چندلایه است که از سوی کاربران در سه بعد اصلی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در فضای رسانه ای توییتر برساخت شده است. بخش عمده ای از توییت ها به انتقاد کاربران از نحوه مدیریت و سیاستگذاری در کنترل و مقابله با کرونا و یا به اشتراک گذاشتن تجارب و احساسات ناشی از مواجهه با این بیماری و توییت های حاوی لزوم تغییر زیست اجتماعی در انطباق با شرایط همه گیری و طنزپردازی از وضعیت کرونایی اختصاص یافته اند.
۳۰۲۴.

راهبردهای استفاده از اینستاگرام برای توسعه برندسازی شخصی و موفقیت شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۴۷
هدف:تحقیق حاضر با هدف تعیین راهبردهای استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام برای توسعه برندسازی شخصی وموفقیت شغلی انجام شده است.روش پژوهش:پژوهش حاضر، با روش آمیخته انجام گردیده است. بخش کیفی مصاحبه عمیق با 17نفر از صاحب نظران حوزه برندسازی صورت گرفت. تحلیل داده ها با روش گراند تئوری انجام شده است،بخش کمی با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته ، 392 نفر از فعالان حوزه برندسازی شخصی در شبکه اجتماعی اینستاگرام به صورت در دسترس انتخاب ومورد نظرخواهی قرارگرفته اند.یافته ها:یافته های تحقیق دربخش کیفی با120 کد اولیه و 28 مقوله فرعی ارائه شده است، راهبردهای استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام در برندسازی شخصی وشغلی در 5 مقوله فرعی (توسعه برند، دستیابی به مخاطبان گسترده ، سهولت برقراری ارتباط وتعامل با مخاطبان ، عدم محدودیت مکانی وزمانی برای توسعه  تجارب و کسب کار) تبیین گردید. شاخص های استفاده از اینستاگرام در برندسازی شخصی وشغلی در قالب 6 مقوله فرعی (بازاریابی محتوایی، امکان اعتبارسنجی، استفاده از شخصیت ها، وامکان بازنشرمحتوا) شناسایی شد، بسترها و زیرساخت های استفاده از اینستاگرام در برندسازی شخصی وشغلی در قالب 3 مقوله فرعی (لزوم فراهم کردن زیرساخت های قانونی، تجهیزات و امکانات سخت افزاری ونرم افزاری) دسته بندی گردید. موانع و عوامل مزاحم در استفاده از اینستاگرام در برندسازی شخصی وشغلی نیز تحت 4 مقوله فرعی (مناسب نبودن زیرساخت ها، تهدیدات امنیتی، عدم وجود درگاه های پرداخت و فقدان حمایت های قانونی) ساماندهی شد. همچنین راهبردهای مناسب در استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام در برندسازی شخصی وشغلی در قالب 6 مقوله فرعی (استفاده از ظرفیت های ارتباطی و اطلاع رسانی فضای مجازی، اعمال مدیریت برند، مخاطب محوری ، هویت سازی و خلاقیت) ارائه گردید و در پایان پیامد های حاصل از استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام در برندسازی شخصی وشغلی در قالب 4 مقوله فرعی (تثبیت ومعرفی برند ، توسعه کسب و کار، بهبود روابط با مشتریان) ارائه وتبیین شد. در بخش کمی نیز 392 نفر از فعالان وصاحبان حوزه برندسازی شخصی وشغلی در شبکه اجتماعی اینستاگرام با استفاده از پرسشنامه بسته مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته های بخش کمی نشان داد،بین متغیر شبکه های اجتماعی اینستاگرام با برندسازی شخصی و موفقیت شغلی به ترتیب با ضرایب مسیر 0/895، 0/647 و 0/250 رابطه معناداری وجود دارد. همچنین شایستگی های فردی با ضریب مسیر 0/326 و 0/215 به ترتیب با متغیرهای برندسازی شخصی و موفقیت شغلی و برند سازی شخصی نیز با ضریب مسیر 0/525 با موفقیت شغلی تاثیر معناداری دارد. همچنین نقش میانجی شایستگی های فردی و برندسازی شخصی و موفقیت شغلی در رابطه با شبکه های اجتماعی اینستاگرام مورد تایید قرار گرفت. بین متغیر اینستاگرام با برندسازی شخصی و موفقیت شغلی به ترتیب با ضرایب مسیر 0/895، 0/647 و 0/250 رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نقش میانجی شایستگی های فردی و برندسازی شخصی و موفقیت شغلی در رابطه با اینستاگرام مورد تایید قرار گرفت.نتایج:نتایج حاصل از این پژوهش دردو بخش کیفی وکمی نشان داد، استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام با توجه به قابلیت ها وکارکردهای آن بویژه در حوزه کسب وکارهای اینترنتی نقش مهم وتاثیرگذاری برای توسعه برندسازی شخصی وموفقیت شغلی ایفا می کند.
۳۰۲۵.

بازنمایی خشونت علیه زنان در جنگ (مطالعه موردی: مستند زنانی با گوشوارهای باروت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۸۹
این مقاله خشونت علیه زنان در جنگ را بر اساس روایتی که در فیلم مستند «زنانی با گوشواره های باروت» به تصویر کشیده، با هدف شناسایی نحوه ی ترسیم و بازنمایی خشونت جنسی علیه زنان و نیز شناخت گروه های آسیب پذیر زنان در جنگ با روش تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار می دهد. روش تحلیل داده ها بدین صورت است که زنانی که در این مستند نشان داده شده اند به سه گروه زنان داعشی داخلی و زنان داعشی خارجی که اغلب موافق داعش بودند، و گروه سومی که زنان کوجو بودند تقسیم بندی شدند، سپس روایت های این سه دسته زن در سه جدول مختلف گردآوری شد و نشانه ها و کدهایی از اظهارات آنها مبتنی بر مفهوم محوری خشونت علیه زنان در جنگ استخراج، سپس بر اساس همین نشانه ها تحلیل انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که شکنجه زنان به واسطه فرزندان آنها از قبیل، بیماری یا زخمی و یا کشته شدن فرزندان، همچنین خشونت جنسی و تجاوز به زنان و دختران، خشونت کلامی و توهین، فریب دادن زنان برای همراه کردن آنها در جنگ، از جمله خشونت هایی است که در این مستند به تصویر کشیده شده بود. در این تحقیق نشان داده شد که زنان به دلیل تجاوز و نیز شکنجه ی فرزندان خشونت مضاعفی را تحمل می کنند که از آنان قربانیانی منفعل در جنگ برساخت و بازنمایی نموده است.
۳۰۲۶.

ریخت شناسی نشر اخبار جعلی در زیست بوم رسانه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۳۱۸
با رشد شبکه های اجتماعی، شاهد موج گسترده ای از انتشار اخبار جعلی هستیم که تأثیر چشم گیری بر افکار عمومی و نوع نگرش آن نسبت به شخصیتها و رویدادهای مهم جامعه دارد. شبکه توئیتر به عنوان یکی از پلت فرم های رسانه ای مرجع که محل فعالیت بسیاری از نخبگان است نقش مهمی در تولید محتوا در سایر شبکه های اجتماعی دارد. در این پژوهش سعی شده است ریخت شناسی اخبار جعلی که در این شبکه تولید و بازنشر می شوند، مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق، از روش تحلیل محتوی کمی استفاده شده است. جامعه ی آماری تحقیق، اخبار جعلی منتشر شده به زبان فارسی توسط کاربران ایرانی فعال در شبکه ی اجتماعی توئیتر، در نیمه ی دوم سال 1398 است. براساس یافته های این تحقیق، بسیاری از اخبار، بدون منبع، از نوع فریبکارانه و گمراه کننده است که واکنشی از سوی مراجع مرتبط نداشته است. در بین کاربران ایرانی فعال در شبکه توئیتر، بیشترین گرایش به موضوع سیاسی وجود دارد. تکنیک دروغ و شایعه، برچسب زدن و توسل به ترس بالاترین میزان فراوانی را برای تحریف واقعیت دارند. همچنین نتایج تحقیق حاکی از آن است که حدود نیمی از کاربرانی که در شبکه توئیتر خبر جعلی منتشر می کنند، هویت غیر واقعی داشته و از نامهای مستعار استفاده می کنند و درصد بالایی از اخبار حاوی انواع غلطهای نگارشی و دستوری است
۳۰۲۷.

تأثیر تلگرام بر مشارکت سیاسی زنان (نگرش کاربران زن تهرانی در خصوص تأثیر تلگرام بر مشارکت سیاسی زنان )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۲۱۰
در عصر حاضر که از آن به عنوان «عصر رسانه های نوین» یاد می کنیم یکی از مهمترین زیر بناهای ساختار ارتباطی و اطلاعاتی برعهده رسانه هاست. رسانه های نوین باعث شده اند تا روابط میان انسانها و همینطور دولت ها (حکومت ها) ابعاد جدیدی پیدا کند و با گسترش حضور این رسانه ها ، جوامع هر چه بیشتر معطوف به حوزه سیاست شوند. از این منظر دور از انتظار نیست که مختصات «قدرت» را در حضور پدیده مهم عصر حاضر یعنی «رسانه های نوین» و شبکه های اجتماعی همراه، مجددا مورد بررسی قرار دهیم. مشارکت سیاسی یکی از ابعاد تجلی قدرت در سطوح گوناگون هست. در این پژوهش تلاش می شود تا تأثیر تلگرام بر مشارکت سیاسی زنان در سطح خرد مشارکت را مورد بررسی قرار دهیم. مدل مفهومی بکار گرفته شده، ترکیبی از شاخص های نظریه حوزه عمومی(هابرماس ) و شاخص های مشارکت سیاسی(راش ) و دو شاخص رسانه ای میزان محتوا و نوع محتوا می باشد. نتایج به دست آمده حاکی از تأثیر مثبت تلگرام برمشارکت سیاسی زنان تهرانی کاربر تلگرام در سطح خرد است.به این معنا که، بر اساس پاسخ های گردآوری شده از طریق پرسشنامه، زنان مشارکت کننده(رأی دهنده در انتخابات های گوناگون) به سوالات مبتنی بر اثر گذاری پیام رسان تلگرام بر شاخص های مشارکت سیاسی (سطح نازل) علاقمند شدن به مباحث سیاسی، ورود به مباحث غیر رسمی سیاسی و تشویق به شرکت در انتخابات بعنوان رأی دهنده، پاسخ مثبت داده اند.
۳۰۲۸.

منطق چند روایتی/ تک روایتی در تولیدات رسانه ای (مورد مطالعه: مجموعه های تلویزیونی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۳۹
پژوهش حاضر تلاشی برای واکاوی منطق چندروایتی/ تک روایتی در تولیدات رسانه ای است که به طور خاص ژانر مجموعه های تلویزیونی برای مطالعه انتخاب شده است. به لحاظ نظری، از آرای میخاییل باختین، رولان بارت و ژیل دلوز برای مفهوم پردازی دوگانه تک روایتی/ چندروایتی بودن متن استفاده شده است و به لحاظ روشی، تحلیل محتوای کیفی به کار رفته است. با اتکا بر نمونه گیری نظری هدفمند دو مجموعه "روزگار قریب" و "پروانه" برای تحلیل انتخاب شدند که وجه مشترکشان روایت پردازی قصه ای تاریخی است. از "روزگار قریب" پنج سکانس و از "پروانه" سه سکانس که حاوی غنی ترین داده ها هستند انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد که "روزگار قریب" مبتنی بر منطق چندروایتی است و در آن روایت پردازی قصه اصلی در متن پرداختن به انواع خرده داستان ها و خرده روایت های دیگر انجام می پذیرد. نه فقط شخصیت ها و کنش ها و تعامل ها در ابعاد مختلف و از نقطه نظرهای متفاوت به نمایش گذاشته می شوند، بلکه طیف وسیعی از ماجراها و رخدادهای به ظاهر حاشیه ای، شخصیت های فرعی، صداهای ناشنیده و برهم کنش های به ظاهر بی اهمیت در کنار قصه اصلی روایت پردازی می شوند. درست در نقطه مقابل، مجموعه "پروانه" داستانی واحد را با اتکا بر روایتی خطی و یک سونگر به نمایش می گذارد که در آن مخاطب فقط قادر به شنیدن صدای راوی مسلط، و نه هیچ کس دیگر، است.
۳۰۲۹.

امکان سنجی فقهی حقوقی انتشار تصویر متهم در گزارش های تلویزیونی در مرحله تحقیقات مقدماتی جرم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۷
از حقوق متهم بر اساس مواد 91 و 96 آیین دادرسی کیفری عدم افشا و انتشار هویت او در مرحله تحقیقات مقدماتی جرم است. اما گاهی رسانه ها به غیر از موارد مصرح در قانون، با شطرنجی کردن چهره متهمان، تصویر آن ها را در مرحله تحقیقات مقدماتی منتشر می کنند. حال مسئله پژوهش حاضر این است که با شطرنجی کردن تصویر متهمان در گزارش های خبری، ممنوعیت انتشار تصویر آن ها از رسانه های جمعی رفع می شود ؟ لذا این پژوهش با هدف شناسایی یا عدم شناسایی هویت متهم پس از تارکردن تصویر متهم در میان مخاطبان تلویزیون و در مقام بعدی امکان سنجی فقهی حقوقی انتشار این تصاویر در گزارش های خبری مورد بررسی قرار گرفته است. قابل ذکر است که اطلاع ات مرب وط به پیشینه، ادله فقهی و حقوقی و بخش نتایج تحقیق به روش اسنادی کتابخانه ای گردآوری و داده های مربوط به سنجش میزان شناسایی هویت متهم در میان گروه های هدف به روش آزمایشی، جمع آوری شده و برای تحلیل داده های آماری نیز از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان می دهد مخدوش کردن تصویر متهمان در گزارش های خبری مانع شناسایی هویت آن ها در میان مخاطبان تلویزیون نمی شود و بر اساس ادله فقهی از جمله اصل برائت، حفظ حریم خصوصی، قاعده وزر و ممنوعیت تجسس، انتشار این تصاویر ممنوع بوده و منتشرکنندگان این تصاویر با جمع شرایطی به جرم افشای اسرار شغلی و حرفه ای تحت پیگیرد قانونی قرار گیرند.  
۳۰۳۰.

پیاده روی اربعین به مثابه یک رسانه برای جامعه تشیع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۱۶
پیاده روی اربعین به ویژه شکل توسعه یافته آن در دهه گذشته از مناسک دینی غیرواجب شیعیان است که هر ساله در زمان و مکان مشخصی برگزار (تکرار) شده و از پشتوانه سنتی برخوردار است. با نظر به این که اربعین منسکی فرا جنسیتی، فرا سنی و فرا قالبی است می توان آن را از دیدگاه های مختلف از جمله دیدگاه رسانه ای مورد مطالعه قرار داد. هدف پژوهش حاضر مطالعه پیاده روی اربعین به عنوان یک رسانه است، که این هدف در دو مرحله دنبال شده است. در وهله اول برای دستیابی به کارکردهای رسانه ای پیاده روی اربعین از روش تحلیل مضمون استفاده شده و داده های حاصل از مصاحبه عمیق با اساتید و خبرگان حوزه علوم ارتباطات و رسانه و آیین و مناسک در سه مرحله توصیفی، تحلیلی و تفسیری به روش وُلکات کدگذاری شده است، یافته ها نشان می دهد پیاده روی اربعین دارای پنج کارکرد بسیج اجتماعی، سرگرمی، تداوم و استمرار، همبستگی و ارتباط و اطلاع رسانی است که از مجموع 42 کد تحلیلی و با مقایسه آن ها به دست آمده اند. سپس در مرحله دوم این یافته ها با نظریه کارکردهای رسانه ای از دیدگاه دنیس مک کوایل مقایسه و تطبیق داده شده اند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که کارکردهای رسانه ای اربعین با نظریه کارکردهای رسانه ای مک کوایل مطابقت داشته و منسک پیاده روی اربعین را می توان به مثابه یک رسانه برای جامعه تشیع دانست.
۳۰۳۱.

اقتضائات پلتفرمی و چگونگی ابراز هواداری؛ با تمرکز بر هواداری موسیقی پاپ کُره ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۷۳
هواداری، یکی از پدیده های اجتماعی متأثر از روندهای رسانه ای شدن و پلتفرمی شدن در جهان امروز است. در مطالعات رسانه غالباً توجه زیادی به ماهیت و اقتضائات رسانه نشده و این پدیده به مثابه نوعی جعبهٔ سیاه، نادیده گرفته می شود. درک ویژگی های خاص پلتفرم های گوناگون و شناخت امکانات یا محدودیت های این پلتفرم ها در نحوهٔ ابراز هواداریِ هواداران، هدف اصلی این پژوهش است. مبانی نظری این پژوهش بر دو مفهوم اصلی، یعنی جبرگرایی تکنولوژیک و پلتفرمی شدن تمرکز دارد. در اجرای روش پژوهش، با 10 نفر از هواداران گروه های کی پاپ مصاحبه شده است. یافته های حاصل از تحلیل مضمون مصاحبه ها در قالب 5 مضمون اصلی «انگیزه ها و دلایل هوادارشدن و هوادارماندن»، «ویژگی های خاص هر پلتفرم از منظر هواداران»، «پلتفرم هواداری»، «تغییر پلتفرم هواداری و نقش آن در ابراز هواداری»، و «موانع و محدودیت های پلتفرمی برای ابراز هواداری» تبیین شده اند. در مجموع می توان ادعا کرد آنچه هواداری در پلتفرم را شکل می دهد، ترکیبی از عوامل فناورانه و اجتماعی است. اقتضائات پلتفرم ها در نحوهٔ ابراز هواداری نقش دارند؛ اما تنها عامل تعیین کننده نیستند و نقش آفرینی شان در تعامل با عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ...، نتیجهٔ نهایی را رقم می زند.
۳۰۳۲.

«آسیب پذیری اجتماعی» شهروندان اصفهانی در مواجهه با اپیدمی کووید 19: یک مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۱۹۲
اپیدمی کووید 19، عصر حاضر را با مخاطراتی جدید و دامن گستر مواجه کرده است. پژوهش حاضر، ابتدا تجربه زیسته شهروندان اصفهانی از آسیب پذیری دوران کرونا را واکاوی می کند و سپس میزان آسیب پذیریِ گروه های مختلف اجتماعی را در جامعه آماری کل شهروندان اصفهانی می سنجد. پژوهش حاضر، از نظر روش شناسی یک تحقیق ترکیبی از نوع متوالی کیفی-کمی است. روش کیفی از نوع پدیدارشناسی است. بر این اساس با استفاده از تکنیک نمونه گیری هدفمند[1] ، تعداد 30 نفر از افرادی انتخاب شدند که به اقتضای شرایط خویش، تجربه آسیب دیدگی بیشتری از کروناویروس داشتند . مصاحبه ها از نوع نیمه ساختاریافته بود. پس از پیاده سازی مصاحبه ها و تبدیل گفت وگوها به متن، داده ها با استفاده از روش تحلیل داده کولایزی[2] کدگذاری و تفسیر شد. در بخش کمی، با انجام تحقیق پیمایشی، میزان «آسیب پذیری شهروندان اصفهانی از مواجهه با کرونا» بر نمونه ای معرف از کل شهروندان 19 تا 64 ساله شهر اصفهان، سنجش شد. با استفاده از فرمول کوکران و شیوه نمونه گیری سهمیه ای، 483 نفر از شهروندان مطالعه شدند. نتایج بخش کیفی نشان داد شهروندان اصفهانی طی زندگی در شرایط کرونایی و برهمکنشی های اجتماعی با این شرایط، آسیب های مختلفی را تجربه کرده اند که در پنج مقوله آسیب های اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و نهادی قرار گرفته اند. نتایج آزمون فرضیات نشان داد در آسیب های اقتصادی، شغلی و اجتماعی، میانگین نمرات پاسخگویان از حد متوسط نرمال پایین تر است و گویای آن است که شهروندان اصفهانی از لحاظ اقتصادی و اجتماعی آسیب پذیری کمتری داشته اند، اما در حوزه آسیب های فرهنگی، نهادی و آموزشی، میانگین نمرات پاسخگویان بالاتر از حد متوسط نرمال است. میزان آسیب پذیری در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و آموزشی، در بین طبقات مختلف اجتماعی به گونه ای معنادار متفاوت است، اما در دیگر ابعاد تفاوت معناداری در بین طبقات مختلف اجتماعی وجود ندارد. بنابراین، آسیب پذیری شهروندان اصفهانی از شرایط همه گیری کرونا، ناشی از فقدان نظام منسجم و کارآمد مدیریت بحران در کشور، بیشتر از نوع فرهنگی و نهادی است، حال آنکه در سطوح اجتماعی و اقتصادی توانسته اند خود را با شرایط اپیدمی سازگار کنند. این نتایج تلویحات کاربردی در تدوین مداخلات برای بحران های کنونی و آینده کلان شهر اصفهان و چه بسا جامعه ایران خواهد داشت.   [1]. Purposive sampling [2]. Colaizzi’s method of data analysis  
۳۰۳۳.

شناسایی پیشایندها و پسایندهای مرزگستری ارتباط صنعت و دانشگاه با رویکرد فراترکیب آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۱۹
هدف از انجام پژوهش، شناسایی پیشایندها و پسایندهای مرزگستری در ارتباط صنعت و دانشگاه بود. پژوهش از نوع مطالعات کیفی بود که به روش مرور نظام مند و با شیوه فراترکیب آمیخته انجام گرفت. جامعه بررسی شده، پژوهش های منتشرشده به زبان انگلیسی در سال های 2012 تا 2023 در پایگاه های علمی بود. یافته های پژوهش نشان داد مرزگستری در ارتباط صنعت و دانشگاه، مشتمل بر پیشایندهای ساختاری-فناوری، ساختاری-سازمانی، فردی-سازمانی، سبک های رهبری، روان شناختی-فردی، تیم سازی و پسایندهای توسعه مهارت های مدیریت دانش، ارتقای خلاقیت-نوآوری سازمانی، ارتقای سرمایه اجتماعی، توسعه شبکه ارتباطی، عملکرد و پیامدهای سازمانی، ارتقای سرمایه روان شناختی، پیامدهای شغلی-فردی، توسعه فردی-شخصی، ارتقای تعهد سازمانی و آسیب نقش سازمانی بود. با در نظر گرفتن پیشایندها به عنوان مقدمات و الزامات مرزگستری، آنها عناصر برنامه ریزی توسعه راهبردهای ارتباط صنعت و دانشگاه در نظر گرفته می شوند که در تقویت تعامل و همکاری صنعت و دانشگاه نقش آفرینی می کنند . همچنین با توجه به پسایندهای مرزگستری ارتباط صنعت و دانشگاه، انتظارات از پروژه های مرزگستری ترسیم و پیش بینی های لازم بر مبنای نتایج آینده انجام می شود.
۳۰۳۴.

شهرت در شبکه های اجتماعی: پژوهشی درباره چرایی و پیامدهای مشهور شدن در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۳۱۱
با ظهور شبکه های اجتماعی جدید، سازوکارهای شهرت یابی، دستخوش دگرگونی های گسترده ای شده است. امروزه، کاربران به فرصت مشهور شدن از طریق شبکه های اجتماعی دست یافته اند که تا پیش ازاین به آسانی امکان پذیر نبود. در این زمینه، اینستاگرام به دلیل ویژگی بصری، قابلیت کاربری آسان، و استقبال بسیار کاربران از آن، به عرصه اصلی خلق شهرت تبدیل شده است. کاربران بسیاری به دلایل گوناگون تمایل دارند که در این شبکه به شهرت دست یابند و این شهرت، پیامدهایی را در جامعه به همراه می آورد و این مسئله ، اهمیت جامعه شناختی موضوع را افزایش می دهد؛ ازاین رو، پژوهش حاضر، ضمن مروری بر نظریه های موجود درباره اقتصاد توجه، شهرت، و میکروسلبریتی، چرایی ها و پیامدهای شهرت را نیز واکاوی کرده است. در این راستا، پژوهش حاضر با به کارگیری رویکرد کیفی و انجام مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته با 20 نفر از کاربران اینستاگرام، انجام شده است. یافته های حاصل از مصاحبه ها نیز با فن تحلیل مضمون، استخراج و تحلیل شده است که 6 مضمون اصلی و 12 مضمون فرعی را دربر می گیرد. سرانجام، برپایه پاسخ های مصاحبه شوندگان، درآمدزایی و کسب سرمایه اقتصادی، میان بر موفقیت، و فرصتی برای دیده و شنیده شدن، ازجمله دلایل اصلی کاربران برای شهرت طلبی در اینستاگرام هستند که به پیامدهایی همچون استانداردسازی ذائقه، مصرفی شدن زندگی روزمره، و دگردیسی ارزش ها و هنجارها در جامعه منجر می شوند.
۳۰۳۵.

تغییرات بنیادین در نهاد خانواده و فردیت فرانهادگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۴۳
خانواده عنصر اصلی و ستون بنیادین نظام اجتماعی در اسلام و زیست بوم فرهنگی-تاریخی ایران است. با وجود این خانواده در ایران تحت تأثیر تغییرات بسیار زیادی است که به لحاظ کمیت و کیفیت، ساختار خانواده و فرایندهای آن را متحول کرده است. هدف پژوهش حاضر واکاوی درک و فهم زنان و مردان از تغییرات خانواده است. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی انجام گرفته است. داده ها به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با 26 نفر جمع آوری و تحلیل مضمون شدند. یافته ها نشان می دهد مشارکت کنندگان تغییرات بنیادینی را در نهاد خانواده احساس می کنند. پنج محور اصلی این تغییرات عبارت اند از: پادارزش حاد، وارونگی جنسیتی نقش، گسیختگی انتظارات و ارتباطات، والدگری نابسند و چارچوب گریزی جنسی. در نقشه مضمونی تحقیق، مضمون پایه عبارت است از «فردیت فرانهادگرا» که به شرایطی از تلاطم و گسیختگی در ساختار خانواده به لحاظ مفهومی و در برساخت اجتماعی اشاره دارد. مطابق نتایج، مضامین یکدیگر را بازتولید کرده و همه مضامین به بازتولید فرانهادگرایی فردگرا کمک می کنند. خانواده نسبت به ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و تاریخی در یک شرایط گذار تغییر به سمت ارزش های مدرن قرار گرفته است. درک و فهم این موضوع از سوی سیاست گذاران اجتماعی و فرهنگی، یک بایسته مهم به نظر می رسد.
۳۰۳۶.

برساخت اجتماعی طلاقِ پساسنت؛ مطالعه ی کیفی زنان متقاضی طلاق در شهر طبس ( 1400-1402)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۱۵
افزایش نرخ طلاق، یک مسئله اجتماعی است. با وجود رویکردهای نظری و مطالعات مبتنی بر شواهد در گذشته، به نظر می رسد که این افزایش، دلایلی متفاوت، نوظهور و بسترمند دارد. هدف تحقیق حاضر، کشف و واکاوی این موضوع، در میان زنان متقاضی طلاق در شهر طبس است. مطالعه از اسفند 1400 تا خرداد 1402 به روش کیفی و ضمن مصاحبه با 24 مشارکت کننده که به صورت هدفمند انتخاب شدند، انجام گرفت. تحلیل داده ها به روش نظریه زمینه ای انجام شد. یافته ها نشان می دهد که مهم ترین دلایل شکل گیری طلاق، تزلزل چندبعدی در خانواده از یک طرف و خودمحوری افراد از سوی دیگر است. عوامل زمینه ای، شامل فروپاشی حرمت های مفروض، بروز تعارضات و نیز اقدام به استفاده ابزاری از قانون می شود. عوامل مداخله ای نیز عبارتند از: تسهیل شدگی طلاق، هراس گریزی و ضعف مراکز مشاوره. پدیده هسته، عبارت است از طلاقِ پساسنت که نشان دهنده زنانه شدن طلاق و غالب شدن دلایل زنانه بر این امر در بستر مورد مطالعه است. طلاقِ پساسنت به معنای کمرنگ شدن دلایل و آسیب های گذشته در تقاضای طلاق است. افزون بر آن، گویای تغییرات بنیادین در باورها و هنجارهای مشارکت کنندگان درباره خانواده و سازوکار آن است. زنان مشارکت کننده، در حال بازتولید مفاهیم جدیدی از خانواده هستند که هویت و نقش سنتی و سازوکارهای زنان را در خانواده، به چالش کشیده و تعاریف جدیدی از نقش، حقوق و انتظارات زنان را به همراه دارد. تعاریفی که ورای مرزهای مرسوم خانواده است. موضوعی که مهم ترین مسئله خانواده در جامعه امروز ایران است. بنابراین، نیاز به تدقیق نظری و مطالعات بیشتر ناظر به یافته های تحقیق حاضر است. مدرنیته، جهانی شدن و تغییرات اجتماعی و فرهنگی جامعه، به تغییرات عمیق و وسیعی در نگرش به خانواده انجامیده است و تمرکز مطالعات آتی بر این موضوعات در حوزه خانواده پیشنهاد می گردد.  
۳۰۳۷.

تأثیر خصوصی سازی مدارس بر منش اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۳۲
تحقیق حاضر با هدف تعیین تأثیر خصوصی سازی مدارس بر منش اجتماعی دانش آموزان مدارس دولتی و خصوصی شهر مشهد انجام گرفته است. این پژوهش به روش میدانی انجام شده و داده های آن با بخشی از پرسش نامه استاندارد «توانمندی های سرشت و منش» رابرت کلونینجر جمع آوری شده که مربوط به اندازه گیری بعد همکاری وخودراهبری از ابعاد سه گانه منش است. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع متوسطه دوره دوم آموزش و پرورش شهر مشهد است. نمونه های پژوهش از میان دانش آموزان مدارس دولتی و غیردولتی به صورت تصادفی احتمالی انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 انجام شد. براساس داده ها، متوسط منش اجتماعی بین دانش آموزان برابر با 89/18±30/156 محاسبه شد. با بررسی ابعاد منش اجتماعی در بین دانش آموزان مشخص شد که متوسط بعد همکاری بین دانش آموزان برابر با 49/13± 33/104 و متوسط خودراهبری بین دانش آموزان برابر با 83/6± 96/51 به دست آمده است. با توجه به داده های تحقیق می توان گفت مدارس غیردولتی در مقایسه با مدارس دولتی توانایی بیشتری برای رسیدن به اهداف آموزش و پرورش دارند و سازگاری آن ها با محیط های متغیر امروزی بیشتر است.  به این ترتیب فرضیه تحقیق مبنی بر اینکه میانگین منش اجتماعی دانش آموزان مدارس دولتی و غیردولتی متفاوت است تأیید شده و براساس داده ها مشخص شد دانش آموزان مدارس غیردولتی در مقایسه با دانش آموزان مدارس دولتی از میانگین منش اجتماعی بالاتری برخوردار هستند. همچنین تفاوت دو بعد از ابعاد منش اجتماعی نیز طبق آزمون t مذکور معنا دار بوده است و مدارس غیردولتی در هریک از این دو بعد از وضعیت نسبتاً بهتری برخوردار بودند.  
۳۰۳۸.

تضادهای قومی: تدوین یک شاخص جامع فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۲۳۶
درحالی که جریان غالب جامعه شناسی و نیز علوم سیاسی بیشتر بر نهادها، کنشگران نخبه و دخالت های خارجی برای تبیین تضادهای قومی/مذهبی متمرکز بوده است، جامعه شناسی فرهنگی و جامعه شناسی فرهنگ، دریچه ای دیگر به این پدیده گشوده و نقش عوامل فرهنگی و نظام ارزشی را در بروز و ظهور آن برجسته می کند. اما بررسی چرایی این پدیده از منظر فرهنگی مستلزم وجود معیاری دقیق برای سنجش آن است که بتواند ارتباط نظام فرهنگی و ارزشی جوامع و تحولات مربوط به آن را با بروز تضادهای قومی- مذهبی بسنجد. در این پژوهش، داده های ارزشی و نگرشی مورد پالایش نظری و آماری قرار گرفت. علاوه بر آن، در یک بررسی نظام مند طولی ده ساله، ارتباط تجربی این شاخص فرهنگی با تضادهای قومی/مذهبی روی داده در سراسر جهان سنجیده شد. در دور اول این مطالعه طولی 81 کشور-جامعه و در دور دوم 93 کشور و درنهایت، با تجمیع تمام نمونه ها، ارتباط نظام فرهنگی/ارزشی و تضاد بررسی شد. یافته ها از انسجام «شاخص تضاد» مرکب از چهار عامل بنیادی دربرگیرندگی گروهی، عدم تساهل، مردانگی و احساس برگزیدگی حکایت می کنند. نتایج نشان می دهد شاخص تضاد توانسته است بخش قابل توجهی از کنشگری های مبتنی بر قوم و مذهب بر علیه دیگری یا بین دولت و گروه های قومی/مذهبی را تبیین کند. آزمون رگرسیون حاکی از آن است که حدود 40 درصد از تغییرات تضاد سطح کشوری با فرهنگ تضاد قابل پیش بینی است.
۳۰۳۹.

مهاجرت به مثابه ارزش (واکاوی معنایی مهاجرت از منظر اقدام کنندگان به مهاجرت های بین المللی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۲۷
مطالعه حاضر با هدف شناخت معنای مهاجرت از منظر اقدام کنندگان به مهاجرت در پی مطالعه علل پنهان مؤثر بر تصمیم و اقدام به مهاجرت در ژرفای ذهن کنشگر ایرانی است. این مطالعه با رویکردی تفسیرگرا، اقدام به مهاجرت را حاصل درگیری فعالانه سوژه های معناساز با شرایط منتهی به تصمیم و اقدام به مهاجرت می داند و با رویکردی پدیدارشناسانه، مفهوم مهاجرت را همان گونه که در آگاهی کنشگران نشسته است، واکاوی می کند. در این پژوهش به روش پدیدارشناسی و مصاحبه عمیق، موضوع مورد نظر بررسی شده است. روش نمونه گیری هدفمند است و یافته ها به شیوه کلایزی تحلیل شده اند. مطابق یافته ها، اقدام به مهاجرت واجد ابعاد ذهنی و عینی است. بعد ذهنی مهاجرت به عنوان ارزشی اجتماعی نقش اساسی در انتخاب آن به عنوان راهکار برون رفت از شرایط نامطلوب ایفا می کند. همچنین این بعد ارزشی، نقش عمده ای در اقدام به مهاجرت دارد؛ ابزاری که پذیرش اجتماعی دارد و از مطلوبیت عام برخوردار است. نتایج نشان می دهد مهاجرت کردن جدای از اقدامی عملی و واقعیتی عینی که به انواع دلایل خرد و کلان فردی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی انجام می پذیرد، به مثابه ارزشی اجتماعی در ذهن کنشگران برساخت شده است. در این ذهنیت، موفقیت در پذیرش و نهایتاً مهاجرت کردن پاداشی به شایستگی، استعداد و توانایی فرد اقدام کننده است.
۳۰۴۰.

تحلیل سیاست گذارانه میزان شیوع آسیب های اجتماعی و اولویت بندی آنها در محلات شهری؛ مورد مطالعه: محلات محروم و برخوردار شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۱۹
محلات محروم در کلان شهرها، مهم ترین بسترهای شکل گیری و گسترش مسائل اجتماعی و یکی از عوامل مهم تهدید کننده امنیت شهرها محسوب می شوند. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی متفاوت از میزان شیوع و اولویت بندی مسائل اجتماعی در محلات محروم شهر کرمانشاه، تدوین شده است. روش پژوهش، ترکیبی (کمی و کیفی) بوده است. در بخش کمی، 800 نمونه از 15 محله، شامل 2 محله برخوردار و 13 محله محروم انتخاب شده است. در بخش کیفی، 13 جلسه بحث گروهی متمرکز با حضور معتمدان محلات محروم تشکیل شده است. براساس نتایج پژوهش، بین میزان شیوع یک آسیب در محله و میزان اولویت رسیدگی به آن، تفاوت وجود دارد. در حالی که شایع ترین مسائل اجتماعی در تمام محلات بررسی شده، مسائل اقتصادی (بیکاری و فقر) است، اما مسائل اولویت دار برای رسیدگی از نظر ساکنان، اولاً در محلات مختلف متفاوت است؛ دوم، لزوماً اقتصادی نیستند و سوم، سطح مطالبات فراگیر و معطوف به رفع تبعیض از محلات محروم در قیاس با کل شهر است. نتایج پژوهش بر آن است که نشان دهد فضای فکری سیاست گذاری در تعقیب مسائل اجتماعی در محلات محروم، مبتنی بر اولویت بندی مسائل پر شیوع و به همین دلیل محکوم به شکست است. همچنین نقش میانجی های اجرای برنامه های سیاست گذارانه، به نوعی مناسک گرایی تقلیل یافته است. علاوه بر آن، حاکمیت دیدگاه همه جانبه گرایانه به جای دیدگاه کل گرایانه، موجبات بازتولید مسائل اجتماعی را در محلات محروم فراهم کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان