محور مطالعات و گفتگوهای همه رشته های علوم انسانی و اجتماعی، انسان و مسائل اوست. این محوریت، حاصل تلاشهای عده زیادی از فلاسفه و دانشمندان پس از رنسانس و به ویژه پس از دوران روشنگری به شمار می آید که در هم آمیزی با یکدیگر یکی از زمینه های اصلی پیدایی مدرنیسم را فراهم کردند. در این جا ضمن مرور وضع و شرایط انسان در دوران مدرن، انتقادهای وارد شده از سوی پست مدرنیسم به چنین انسانی مورد بررسی قرار می گیرد. سوالات پژوهش به کمک روش تحلیل مفهوم و با مراجعه به اسناد پاسخ داده شده....
" این تصور دورکیم که درجه انسجام اجتماعی با میزان خودکشی رابطه معکوس دارد، نقطه شروعی برای نظریه خودکشی گیبس و مارتین است؛ بنابراین، نظریه انسجام منزلتی گیبس و مارتین مبتنی بر نظریه خودکشی دورکیم است. از دیدگاه این نظریه، که بر حسب پنج اصل موضوعه بیان گردیده است، میزان خودکشی تابعی است از درجه انسجام منزلتی یک جمعیت. نظریه گیبس و مارتین بهطور گستردهای مورد آزمون تجربی واقع شده است و اغلب این تحقیقات که عمدتًا از دادههای در سطح کلان و دادههای طولی استفاده نمودهاند، اصول موضوعه این نظریه را تایید نمودهاند. از اینرو، با توجه به اینکه این نظریه به زبان فارسی معرفی نشده است، در این مقاله سعی گردیده ضمن معرفی استخوانبندی اصلی این نظریه، بر روی یکی از جنبههای آن، یعنی میزان مشارکت زنان در نیروی کار، به عنوان شاخصی از تضاد نقش برای تبیین خودکشی زنان تاکید شود. گیبس معتقد است که این نظریه به لحاظ قابلیت آزمون، دامنه و دقت پیشبینی بر نظریههای جایگزینی چون نظریه دورکیم و هنری و شورت تفوق دارد.
در عصر حاضر که تمامی کشورها برای رسیدن به ثبات و ارتقای خود می کوشند، تردیدی نیست که توسعه به عنوان یکی از بنیانهای باثبات، در برنامه ریزی همه کشورها قرار می گیرد و مانند فراگردی جامع با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم، نهادهای ملی، تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق بوده و به عنوان راهبرد و مدلی متعالی مطرح می شود، اما اینکه چگونه این فراگرد در یک جامعه به منصه ظهور می رسد، اولین مساله ای است که نیازمند پژوهش و طرح مطالعاتی خاص است و به عنوان دغدغه ای اساسی، نگارندگان این نوشتار را بر ان داشته تا به ان پاسخ علمی دهند.
به نظر می رسد برای پاسخگویی به سوال فوق، بایستی به تبیین پیش شرط های اساسی توسعه پرداخت که در این راستا سرمایه اجتماعی دارای اهمیت ویژه ای است. سرمایه اجتماعی عبارت است از مفاهیمی چون اعتماد، هنجارها و شبکه هایی که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه یک اجتماع می گردد و در نهایت منابع متقابل انان را تامین خواهد کرد. این شاخصه ای است که به دلیل پیامدهای خرد و کلان خود، چنان با ابعاد توسعه آمیخته گشته که به عنوان عاملی اجتناب ناپذیر از ملزومات توسعه محسوب می گردد، اما انچه که به عنوان مساله دوم مطرح است، این است که چگونه سرمایه اجتماعی با فرایند توسعه مرتبط می گردد و به عنوان یکی از عوامل تاثیرگذار آن معرفی می شود؟
بدیهی است که تکوین سرمایه اجتماعی مستلزم وجود عواملی چند است که یکی از ان عوامل دین و فرهنگ دینی است. به نظر می رسد که دین به عنوان ارزشی متعالی با کارکردهایی چون انضباط بخشی، حیات بخشی، انسجام بخشی و … ساز و کارهایی را موجب می شود که در قالب انها سرمایه اجتماعی شکل می گیرد و پایه های تحکیم توسعه فراهم می شود. بنابراین، رابطه دین و سرمایه اجتماعی نیز سومین مساله ای است که به دلیل وجود چشم انداز دینی توسعه در جامعه کنونی ایران ، رابطه دین و سرمایه اجتماعی نیز از منظر تاثیری که دین بر فرایند توسعه دارد حایز اهمیت است و برای روشن شدن ان شایان بررسی و تحلیل است.
هدف تحقیق حاضر بر اساس بررسی شیوه مطالعات اسنادی و پیمایشی ارایه رهیافتی است که در قالب ان از یک سو دین به عنوان نظامی کثیرالاجزا از طریق ابعاد متعدد خود (اعتقادی، عاطفی، مناسکی، شناختی و پیامدی) فعلیت سرمایه اجتماعی را محقق می کند و از سوی دیگر سرمایه اجتماعی نیز چونان پدیده ای نیرومند از طریق سطوح ماهوی (ایجاد شبکه های اعتماد و پیوند سست و نیرومند کنشگران) و سطوح صوری و پیامدی (انجمن های داوطلبانه و هنجارهای دستوری)، زمینه ایجاد توسعه اجتماعی و فرهنگی پایدار را فراهم می اورد.
روش شناسی
1- روش اسنادی (Documetary method) که در آن به مطالعه کتب، مجلات و مقالات مرتبط پرداخته شده است.
2- روش پیمایش (Survey method) که به مطالعه «آنچه که هست» می پردازد و در این راستا با تنظیم و ارایه پرسشنامه به دانشجویان دانشگاه اصفهان، رابطه بین دینداری و سرمایه اجتماعی آنها سنجیده شده است.
این نوشته در پی آن است که به نقش عشایر در حفظ وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران بپردازد. بدین منظور دو فرضیه را مورد برسی قرار داده است: فرضیهای که در این باره برای عشایر نقش منفی قایل شده و دیگری فرضیهای که نقش مثبت عشایر را در این خصوص تاییـد میکنـد؛ آنگاه با اشـاره به بحث اقـوام در جوامع غربی و تفاوت بنیادین آنها با مقوله عشایر در ایران و ذکر نمونههایی از عملکرد ایلات مختلف عشایـر ایـران، فرضیه دوم را پاسخ مناسبی بـرای پرسش اصلی مقاله معرفی میکند.
" اختلاف نسلى در انواع مختلف آن از مباحث مهم جامعه ماست که داراى جمعیت جوان حجیم و تغییرات پرشتابى است. بسیارى بر این عقیده اند که انتقال فرهنگ نسل قبل به نسل جدید با مشکلات جدى مواجه بوده و به علل مختلف بسیار ناقص صورت مى گیرد، به طورى که نسل جدید تا حد زیادى پایبند ارزش ها و هنجارهاى نسل والدین خود نیست، و شکاف عمیقى بین دو نسل ایجاد شده است. هدف این مقاله از یک طرف بررسى فرضیه شکاف نسلى در کشور، و از طرف دیگر ارزیابى میزان تاثیر تحصیلات بر آن بوده است.
براساس مبانى نظرى مطرح شده در مقاله، و با توجه به وقوع انقلاب اسلامى و تغییرات سریع و وسیع ناشى از آن و نوسازى جامعه، به نظر مى رسد باید انتظار شکاف نسلى قابل توجهى را داشت. اما آیا داده هاى موجود چنین امرى را تایید مى کند؟ براى پاسخگویى به این پرسش ها فاصله نسلى و شکاف نسلى از هم تفکیک شد و هر یک نیز به دو نوع ارزشى و هنجارى متمایز گردید، و بر مبناى داده هاى ثانویه موضوع مورد بررسى قرار گرفت. نتیجه این بررسى مقدماتى نشان داد که اختلاف نسلىِ ارزشى قابل توجهى بین دو نسل وجود ندارد، ولى اختلاف نسلىِ هنجارى قابل توجه است. اثر تحصیلات نیز بر شکاف نسلى مربوط به بعضى از ارزش ها و هنجارها یکنواخت نیست، به طورى که بعضى از اختلاف ها را تشدید و بعضى دیگر را تضعیف مى کند، و نتیجتاً افزایش تحصیلات را به راحتى نمى توان عامل مهمى در افزایش اختلافات نسلى تلقى کرد.
"
"جنبش هاى اجتماعى به منزله موضوعاتى مهم درجامعه شناسى، اخیراً از جایگاه ویژه اى برخوردار شده اند تا جایى که آلن تورن جامعه شناسى را علم جنبش هاى اجتماعى مى داند. در این مقاله نیز ضمن تاکید بر بحث جنبش هاى اجتماعى و بررسى ابعاد نظرى آن ها با استفاده از روش اسنادى، به زمینه هاى شکل گیرى جنبش جنگل به مثابه یکى از جنبش هاى استقلال طلبانه و مردمى اشاره مى شود. این جنبش که در تداوم خواسته هاى جنبش مشروطیت قرار مى گیرد(1293ـ1300 ه .ش) تحت تاثیر عواملى مثل نابرابرى ها، تضاد منافع، ناکارآیى دولت، شرایط بین المللى (جنگ جهانى اول)، استثمار و ستم طبقاتى شکل مى گیرد.جنبش جنگل در اوضاعى آشفته و نابسامان از نظر داخلى و خارجى، با ارائه ایدئولوژى و مرامنامه و اعلام جمهورى، قدم در راه مبارزه با ستم و دفاع از استقلال و آزادى مردم ایران مى گذارد. میرزا کوچک در مقام رهبر این جنبش که داراى سوابق مبارزانى در مشروطه است، با همکارى روشنفکران و آزادى خواهان مشروطیت عملیات انقلابى را با هدف مبارزه با ظلم و ستم داخلى و استثمار خارجى آغاز مى کند و با تجهیز منابع مادى و معنوى موفق مى شود به مدت هفت سال در برابر استعمارگران و استبداد داخلى مقاومت کند و اولین جمهورى را در ایران تاسیس نماید. جنبش جنگل نهایتاً با مصالحه دولت هاى شوروى و انگلستان در صحنه بین المللى و کنارآمدن اتحاد شوروى و دولت ایران در مورد مسائل داخلى ایران و حمله نیروهاى نظامى دولت، تن به شکست نظامى مى دهد.
"
"در ایران، حوادث و بلایای طبیعی بیش از سایر ملل دنیا موجب تاخیر در روند توسعه بوده است. اما در ادبیات اجتماعی و نظریه پردازی تحولات اجتماعی کشور، توجه بسیار کمی به آنها شده و جایگاه حاشیه ای داشته اند. ادبیات نظری موجود در این حوزه اساسا متاثر از رویکردهای علوم پزشکی، مهندسی و مورفولوژی بوده است. یکی از عوامل مهم قابل بررسی در این زمینه، مطالعه نقش و جایگاه مردم است. در این مقاله که مبتنی بر یافته های طرحی پژوهشی در سال 1382 میان 650 خانوار تهرانی است، بر نقش مشارکت مردم در امداد حوادث و عوامل موثر بر آن تاکید شده است.
بر حسب تحلیل نهایی ارتباط میان عوامل می توان گفت، میزان مشارکت امدادی تابع سطح دانش و آگاهی افراد نسبت به حوادث و توصیه های ایمنی ارایه شده از سوی نهادها و سازمانهای رسمی مربوط، باور به وجود پیامدهای مثبت مترتب بر تجربه مشارکت و کمک مستقیم در حوادث گذشته، میزان همدلی و مسوولیت پذیری جمعی، احساس بی قدرتی و ناتوانی فرد در برابر نظم عالم و حوادث ناشی از آن بوده است.
این مقاله ضمن بررسی جایگاه مشارکت مردمی در مطالعات و نظریه های مربوط به حوادث، تبیینی از وضعیت موضوع مورد مطالعه در ایران ارایه می دهد.
"